مطالب مرتبط با کلید واژه " مردم ایران "


سندروم «خشم پیاده‌رو» ایرانیان
برای بهبود اوضاع چه می توان کرد؟

سندروم «خشم پیاده‌رو» ایرانیان

مجتبی لشکربلوکی در یادداشتی می نویسد: ما ایرانیان نیز مانند همه مردم جهان در معرض این سندروم هستیم. اما یک نکته وجود دارد یک خشم جمعی در مردم ایران وجود دارد که شبیه به همین سندروم است. خشم ناشی از کُندی نظام کشورداری. همیشه سوال می‌کنیم که چرا دولت کاری نمی‌کند؟ چرا حاکمیت دست به اقدام موثری نمی‌زند؟ چرا مسوولین خوابند؟ مردم ما خشمگین هستند از این همه کندی. شبیه همان خشمی که چراغ سبز شده است و ما منتظریم ماشین جلویی (دولت) حرکت کند اما می‌بینیم که دست دست می‌کند. این همه کندی نظام کشورداری ما را دیوانه می‌کند! 

ادامه مطلب
سرریز بحران اقتصادی – اجتماعی ما به کشورهای همسایه
چرا این قدر تلخ شده ایم؟

سرریز بحران اقتصادی – اجتماعی ما به کشورهای همسایه

علی موسوی خلخالی می نویسد: آنچه امروز می بینیم و نوشته ها و سخنانی که علیه دیگر کشورها می خوانیم و می شنویم، می تواند یکی از دلایل آن، سرخوردگی اجتماعی از اوضاع داخلی خودمان باشد. مردم ایران دوست دارند در عین رفاه سربلند باشند. اگر نگاهی به گذشته بیندازیم، در دوران هایی که بحران های ما کمتر بود، و فشار اقتصادی و اجتماعی مردم به مراتب از وضعیت کنونی در یکی دو سال اخیر کمتر بود، مقایسه ها و رفتارهای خشن با دیگر قومیت ها از کشورهای دیگر نیز به مراتب کمتر بود. آرامش اجتماعی آرامش سراسری را موجب می شود و عصبانیت و خشم اجتماعی به مناطق دیگر نیز سرایت می کند. 

ادامه مطلب
جامعه ایران زیر ضرب
گویی همه به «میان گرگ‌ها پرتاب» شده‌اند

جامعه ایران زیر ضرب

محمد فاضلی در یادداشتی می نویسد: عوارض این وضعیت برای جامعه ایران در همه ابعاد خطرناک است. آدم‌ها بی‌انگیزه می‌شوند، کار نمی‌کنند، بهره‌وری پایین می‌آید، سطح تنش‌های عصبی بالا رفته، زوجین درگیر می‌شوند، میل به مهاجرت افزایش می‌یابد، تعهد به وطن کم شده و انگیزه خیانت و جاسوسی بیشتر می‌شود، طرح و برنامه‌های سازمان‌ها از سر بی‌انگیزگی کارکنان در نطفه خفه می‌شوند و معدود صداهای امیدبخش چنان با سردی مواجه می‌شوند که دیگر کسی صدایش بیرون نمی‌آید. استرس، حتی ضعف سیستم ایمنی بدن را به همراه دارد و به بیماری جسمی نیز منتهی می‌شود. 

ادامه مطلب
شجاعت دیروز و امروز مردم ایران
نگاهی تاریخی به یک کنش سیاسی – اجتماعی

شجاعت دیروز و امروز مردم ایران

مرتضی مردیها در یادداشتی می نویسد: در هر زمان و در هر مکان، افراد به درجات متفاوتی شجاعت دارند، ولی معمولاً چنان است که فقط اقلیتی کوچک تا حد دست از جان شستن شجاع‌اند، الباقی با ترس از جان و حتی ترس از زندان و اخراج، تمکین می‌کنند. دلیلی در دست نیست مبنی بر این‌که ایرانیان در زمان ناصرالدین شاه کمتر از زمان مظفرالدین شاه شجاع بوده باشند، آنچه باعث شد در زمان این انقلاب کنند و در زمان آن نه، به تفاوت جدی روحیات آن دو در امر خشونت و وادارسازی مربوط بود. محمد‌علی‌ شاه سطوت و بیرحمی پدربزرگ خود را داشت، و بر همان مرکب هم انقلاب را سرکوب کرد و آب رفته را به جوی بازگرداند، ولی از آنجا که عشایر مسلح ترک و بختیاری به دفاع از انقلاب پا به میدان گذاشتند و جنگ داخلی درگرفت، برای از پس آنان برآمدن نیرو و تجهیزات کافی نداشت.

ادامه مطلب
هیئت سوئیسی‌های مقیم ایران
کسانی که فقط بذر ناامیدی می کارند

هیئت سوئیسی‌های مقیم ایران

محمد فاضلی در یادداشتی می نویسد: هیئتی اما در این کشور زندگی می‌کنند که تابلو ندارند، هفته‌ای یا سالی یک بار هم کنار هم جمع نمی‌شوند، چراغی هم روشن نمی‌کنند تا شناخته شوند، اما به واقع گویی اهالی جای دیگری هستند و فعلاً در ایران مقیم‌اند: «هیئت سوئیسی‌های مقیم ایران» است و از این دست اهالی کشورهای دیگر – ژاپنی‌ها، دانمارکی‌ها، آلمانی‌ها یا آمریکایی‌های مقیم ایران – هم داریم. 

ادامه مطلب