انرژی جهانی بیش از پیش در منگنه است

باب‌المندب، مکمل اهرم فشار هرمز

۲۲ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۴۰۱۸۹ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی خاورمیانه
ایران با یک تصمیم سیاسی، یکی از جدی ترین اختلالات را در بازارهای جهانی انرژی در سال های اخیر ایجاد کرده است.
باب‌المندب، مکمل اهرم فشار هرمز

نویسنده: آیتاک مهمدوا (Aytac Mahmmadova)

دیپلماسی ایرانی: در درگیری های قرن بیست و یکم، برهم زدن زیرساخت های لجستیکی حیاتی اغلب از نظر استراتژیک موثرتر از انجام یک تهاجم نظامی متعارف است. اقتصادهای مدرن به تجارت بی‌وقفه و جریان‌های انرژی وابسته هستند، که باعث می‌شود نقاط انسداد دریایی به اهداف جذابی در جنگ هیبریدی تبدیل شوند. رویدادها در تنگه هرمز و اطراف آن نشان داده‌اند که اختلالات دریایی با چه سرعتی می‌تواند بر بازارهای انرژی جهانی تأثیر بگذارد. ایران با یک تصمیم سیاسی، یکی از جدی ترین اختلالات را در بازارهای جهانی انرژی در سال های اخیر ایجاد کرد.

جنگ هیبریدی از طریق قدرت نیروی نیابتی

بازارهای جهانی انرژی اکنون با چالش مشابهی روبه‌رو هستند، اما این بار از طریق نیروهای نیابتی ایران به جای اقدام مستقیم ایران. در ۲۰ ژوئیه، حوثی‌های تحت حمایت ایران در یمن از تحریم دریایی عربستان سعودی در پی حمله ۱۳ ژوئیه به فرودگاه بین‌المللی صنعا خبر دادند. یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثی‌ها، این محاصره را انتقامی برای آنچه او به عنوان محاصره دوازده ساله بنادر و فرودگاه‌ها در شمال غربی یمن توسط عربستان سعودی توصیف کرد، معرفی کرد. در همین حال، نصرالدین عامر، معاون دفتر مطبوعاتی حوثی ها در X اعلام کرد که این جنبش قصد دارد از عبور کشتی های متخاصم سعودی از این آبراه استراتژیک جلوگیری کند. 

این حملات مستقیماً یک مسیر دریایی را تهدید می کند که اهمیت آن از زمان غیرقابل اعتماد شدن تنگه هرمز به طرز چشمگیری افزایش یافته است. باب المندب که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند بین یمن، جیبوتی و اریتره متصل می کند، به مسیر اصلی صادرات نفت خام عربستان تبدیل شده است. از زمان تشدید مناقشه ایران و آمریکا در فوریه سال گذشته، عربستان سعودی به تدریج میلیون‌ها بشکه نفت در روز را به پایانه صادراتی خود در دریای سرخ هدایت می‌کند زیرا تردد نفتکش‌ها از طریق هرمز مختل شده است. ریاض استفاده از خط لوله شرق – غرب خود را به ظرفیت کامل خود یعنی حدود ۷ میلیون بشکه در روز افزایش داده است و نفت خام را از طریق زمین از میادین نفتی شرق خود به بندر ینبع دریای سرخ منتقل می کند و در نتیجه هرمز را دور می زند.

بر اساس برخی گزارش ها، ینبو از آوریل تا کنون به میزان ۴٫۵ میلیون بشکه نفت خام و محصولات پالایش شده در روز حرکت کرده است که تقریباً ۷۰ درصد از این حجم برای خریداران آسیایی تعیین شده است.

با این حال، دور زدن تنگه هرمز تنها بخشی از مشکل را حل می کند. اگرچه نفت عربستان می تواند از طریق خط لوله شرق به غرب به دریای سرخ برسد، اما همچنان باید از تنگه باب المندب برای دسترسی به بازارهای آسیایی عبور کند. هیچ جایگزین مناسبی برای دریای جنوب وجود ندارد. در نتیجه، هرگونه اختلال در باب المندب عملاً صادرات عربستان را برای بار دوم مسدود می کند و شوک عرضه را که پیش از این به دلیل کاهش دسترسی به هرمز ایجاد کرده بود، تشدید می کند.

پیامدها بسیار فراتر از نقطه خفگی فوری است. کاهش ترافیک از طریق باب المندب خطر اختلال بیشتر در حمل و نقل از طریق کانال سوئز و خط لوله سوئز - مدیترانه (SUMED) را به همراه دارد. در خلال اختلالات قبلی در دریای سرخ، جریان ترکیبی نفت از طریق این مسیرها از تقریباً ۸٫۸ میلیون بشکه در روز به ۴٫۸ میلیون بشکه در روز کاهش یافت، که نشان می‌دهد چگونه بی‌ثباتی در یک نقطه توقف دریایی می‌تواند به سرعت در زنجیره تأمین انرژی جهانی رخنه کند. ردیابی داده‌های شرکت تحلیلی Kpler نشان می‌دهد که این آبشار تا چه حد در دور فعلی تنش‌ها پیش رفته است. در ۲۶ ژوئیه، تنها یازده کشتی باری از باب المندب عبور کردند که کمترین تعداد در چند ماه اخیر است. این تنگه کاملاً بسته نشده است و برخی از نفتکش ها همچنان خطر را می پذیرند، اما سهم فزاینده ای از ترافیک در عوض به سمت شمال و اطراف آفریقا منحرف می شود.

اهمیت ژئوپلیتیک تنگه باب المندب

باب المندب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نقاط گلوگاه دریایی جهان، به عنوان دروازه‌ای عمل می‌کند که تولیدکنندگان آسیایی را با بازارهای اروپا و آمریکای شمالی پیوند می‌دهد. به ویژه برای تامین انرژی جهانی اهمیت دارد زیرا مسیر اصلی نفت خام و گاز طبیعی مایع (LNG) انتقال یافته از خلیج فارس از طریق دریای سرخ به سمت کانال سوئز و خط لوله SUMED را فراهم می کند. بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، محموله های نفتی که از نقاط تنگه دریای سرخ، از جمله باب المندب عبور می کنند، تقریباً ۱۲ درصد از کل نفت تجارت شده از طریق دریا و حدود ۸ درصد از تجارت جهانی LNG را در نیمه اول سال ۲۰۲۳ تشکیل می دهند.

در سال ۲۰۲۳، روزانه حدود ۹٫۳ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور می کرد. پس از تشدید حملات حوثی ها در سال ۲۰۲۴، این حجم به حدود ۴٫۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت که نشان دهنده آسیب پذیری مسیر در برابر بی ثباتی ژئوپلیتیکی است.

برخلاف تنگه هرمز که اهمیت استراتژیک آن عمدتاً ناشی از نقش آن به عنوان یک کریدور انرژی است، باب المندب هم به عنوان انرژی و هم به عنوان یک نقطه توقف تجارت جهانی عمل می کند. علاوه بر نفت و LNG، تقریباً ۱۰ درصد از تجارت دریایی جهانی شامل محموله های کانتینری، کالاهای تولیدی، محصولات غذایی و قطعات صنعتی که بین آسیا و اروپا در حال حرکت هستند را حمل می کند. در نتیجه، اختلالات در باب المندب فراتر از بازارهای انرژی است، هزینه های حمل و نقل را افزایش می دهد، زنجیره های تامین را به تاخیر می اندازد، عملیات بندر را مختل می کند و به فشارهای تورمی در سراسر اقتصاد جهانی کمک می کند.

ریسک های جهانی با ماهیت یکپارچه بازار بین المللی نفت تشدید می شوند. نفت در یک بازار جهانی واحد معامله می شود که در آن هر تولیدکننده به یک منبع عرضه می فروشد و هر مصرف کننده از آن بازار مشترک خرید می کند. با تولید و مصرف جهانی هر یک به طور متوسط حدود ۱۰۰ میلیون بشکه در روز و تقریباً بدون ظرفیت اضافی، حتی یک اختلال در عرضه منطقه ای به سرعت بر قیمت های جهانی تأثیر می گذارد. بنابراین، از دست دادن عرضه در یک نقطه خفقان استراتژیک، تعادل جهانی بین عرضه و تقاضا را تغییر می‌دهد تا اینکه صرفاً بر منطقه اطراف تأثیر بگذارد. این توضیح می دهد که چرا اختلال در مسیرهای دریایی مانند هرمز یا باب المندب عواقب فوری برای کشورهای دور از خاورمیانه ایجاد می کند، از جمله افزایش قیمت سوخت، افزایش هزینه های حمل و نقل و عدم اطمینان اقتصادی گسترده‌تر.

مقیاس اختلال بالقوه زمانی که دو نقطه خفه با هم در نظر گرفته شوند، حتی بیشتر می شود. تقریباً ۲۰ درصد نفت خام دریایی جهان به طور معمول از تنگه هرمز می گذرد، در حالی که باب المندب ۱۰ درصد دیگر از تجارت جهانی نفت از طریق دریا را همراه با حدود یک دهم تجارت کالای جهانی حمل می کند. اگر هر دو آبراه به طور همزمان مختل شوند، تقریباً یک سوم تجارت جهانی نفت از طریق دریا مسدود می شود در حالی که یکی از مهم ترین کریدورهای تجاری آسیا- اروپا در جهان به شدت محدود می شود. چنین سناریویی نه تنها یک شوک انرژی، بلکه یک بحران تجاری و لجستیکی گسترده‌تر، با اثرات آبشاری بر زنجیره های تامین جهانی، هزینه های حمل و نقل، تورم و ثبات اقتصادی ایجاد می کند.

باب المندب در چارچوب استراتژی هرمز آمریکا

نقش باب المندب با محاسبات واشینگتن بر سر تنگه هرمز ارتباط تنگاتنگی دارد، زیرا این دو نقطه گلوگاه به جای چالش های امنیتی جداگانه، بخشی از معادله استراتژیک یکسان شده اند. بنابراین هرگونه تصمیم ایالات متحده در مورد هرمز احتمالاً بر تحولات دریای سرخ تأثیر می گذارد.

واشینگتن عملاً با سه گزینه گسترده روبه‌روست:

اولین مورد، ادامه جنگ فرسایشی فعلی، حفظ محاصره بنادر ایران و حفظ فشار اقتصادی از طریق تحریم است. در حالی که این استراتژی از خطرات تشدید تنش جلوگیری می کند، اما با ادامه کاهش ذخایر استراتژیک نفت، عدم اطمینان را در بازارهای جهانی انرژی طولانی می کند.
گزینه دوم تشدید تنش نظامی است، اگرچه یک کارزار گسترده تر تنها چشم اندازهای محدودی برای یک نتیجه قاطع ارائه می دهد. تخمین زده می‌شود که یک عملیات زمینی در مقیاس بزرگ در امتداد سواحل خلیج‌فارس ایران به حدود ۱۰۰هزار نیرو نیاز داشته باشد که تقریباً دو برابر وضعیت فعلی نیروهای ایالات متحده در منطقه است، در حالی که ایالات متحده قبلاً سهم قابل‌توجهی از موجودی رهگیرهای پاتریوت خود را برای دفاع در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران تخلیه کرده است. مهمتر از آن، یک درگیری گسترده‌تر احتمالاً حوثی‌ها را به تشدید عملیات در دریای سرخ ترغیب می‌کند و فشار بیشتری را بر باب المندب وارد می‌کند و کشتی‌رانی تجاری را از طریق تنگه کاهش می‌دهد.

گزینه سوم، حل و فصل مذاکره است. گزارش‌ها حاکی از آن است که بحث‌هایی که توسط عمان تسهیل می‌شود، ترتیبی را پیش‌بینی می‌کند که براساس آن کشتی‌رانی به سمت جنوب آزادانه حرکت می‌کند، در حالی که ترافیک به سمت شمال به مجوز تهران و پرداخت هزینه خدماتی مانند امنیت دریایی یا نظارت بر محیط‌زیست نیاز دارد. به نظر می رسد چنین توافقی واقع بینانه ترین مسیر را برای بازیابی ناوبری در هرمز در کوتاه مدت ارائه می دهد.

حتی اگر مذاکرات در هرمز به نتیجه برسد، ثبات در باب المندب تضمین نمی شود. جبهه دریای سرخ از پویایی سیاسی و نظامی خود پیروی می کند و هرگونه کاهش پایدار تنش ها نیز مستلزم تفاهم موازی بین عربستان سعودی و حوثی هاست. برای ایران، حفظ فشار حوثی‌ها در دریای سرخ منبع دیگری از اهرم فشار در طول مذاکرات است و تضمین می‌کند که پیشرفت در هرمز به تنهایی توانایی تهران برای تأثیرگذاری بر جریان‌های انرژی منطقه‌ای را از بین نمی‌برد. از این نظر، باب المندب کمتر به عنوان یک صحنه مستقل درگیری عمل می کند تا ذخیره استراتژیک فشار اجباری، که به ایران و متحدانش اجازه می دهد حتی در صورت دستیابی به توافق بر سر هرمز، قدرت چانه زنی را حفظ کنند.

منبع: جئوپلتیکال مانیتور / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

کلید واژه ها: باب المندب ایران ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا ایران و عربستان ایران و عربستان سعودی تنگه هرمز ایران و تنگه هرمز ایران و باب المندب بازار انرژی حوثی ها انصارالله یمن ایران و یمن و عربستان یمن و عربستان


( ۱ )

نظر شما :