درباره سفر رهبر چین به مصر
از دوستی تاریخی تا معماری جدید روابط پکن – قاهره
نویسنده: عباس عبدالخانی، پژوهشگر مسائل اقتصادی
دیپلماسی ایرانی: سفر اخیر شی جینپینگ رئیسجمهور چین به مصر را نمیتوان صرفاً یک سفر تشریفاتی میان دو کشور تلقی کرد. این سفر در شرایطی انجام میشود که روابط مصر و چین طی سالهای اخیر وارد مرحلهای تازه شده و همکاریهای دو کشور از سطح روابط سیاسی و تجاری سنتی فراتر رفته است. امروز مناسبات قاهره و پکن مجموعهای گسترده از حوزههای سیاسی، اقتصادی، تجاری، سرمایهگذاری، زیرساخت، انرژی، فناوری، حملونقل و همکاریهای امنیتی را دربرمیگیرد و به یکی از مهمترین روابط دوجانبه چین در جهان عرب و آفریقا تبدیل شده است. از این منظر، سفر رئیسجمهور چین به قاهره را باید در چارچوب جایگاه فزاینده مصر در محاسبات راهبردی پکن و اهمیت چین در سیاست خارجی و اقتصادی مصر مورد توجه قرار داد.
روابط دیپلماتیک مصر و چین در سال ۱۹۵۶ برقرار شد و مصر نخستین کشور عربی و آفریقایی بود که جمهوری خلق چین را به رسمیت شناخت. این اقدام در شرایط جنگ سرد و در دورهای که نظام بینالملل تحت تأثیر رقابت دو بلوک شرق و غرب قرار داشت، اهمیت سیاسی قابل توجهی داشت و زمینه شکلگیری روابطی پایدار میان قاهره و پکن را فراهم کرد. طی هفت دهه گذشته، روابط دو کشور با وجود تحولات گسترده منطقهای و بینالمللی استمرار یافته و در سال ۲۰۱۴ به سطح «شراکت راهبردی جامع» ارتقا پیدا کرده است. این تحول، دامنه روابط را از همکاریهای سیاسی و اقتصادی متعارف به حوزههای گستردهتری از مناسبات دوجانبه و بینالمللی گسترش داد.
یکی از مهمترین عوامل اهمیت مصر برای چین، موقعیت جغرافیایی این کشور است. مصر در محل اتصال آفریقا، آسیا، خاورمیانه و دریای مدیترانه قرار گرفته و کانال سوئز، این کشور را به یکی از مهمترین گرههای حملونقل و تجارت دریایی جهان تبدیل کرده است. کانال سوئز کوتاهترین مسیر دریایی میان اقیانوس هند و دریای مدیترانه به شمار میرود و نقش مهمی در جابهجایی کالا میان آسیا و اروپا دارد. برای چین که یکی از بزرگترین قدرتهای تجاری جهان است، استمرار فعالیت و امنیت این مسیر اهمیت اقتصادی و راهبردی دارد. از همین رو، ارتباط نزدیک با مصر بخشی از نگاه چین به مسیرهای تجاری و زنجیرههای تأمین جهانی محسوب میشود.
اهمیت مصر برای چین البته تنها به کانال سوئز محدود نمیشود. جمعیت زیاد، بازار داخلی گسترده، دسترسی همزمان به بازارهای عربی و آفریقایی و نزدیکی به اروپا، ظرفیتهای قابل توجهی برای فعالیت شرکتهای چینی در مصر ایجاد کرده است. مصر میتواند برای بنگاههای چینی نه فقط یک بازار مصرف، بلکه یک پایگاه تولیدی و صادراتی باشد؛ بهویژه برای کالاهایی که از طریق مصر امکان دسترسی به بازارهای منطقهای و کشورهای آفریقایی پیدا میکنند.
در سوی دیگر، چین برای مصر به یکی از مهمترین شرکای اقتصادی و سرمایهگذاری تبدیل شده است. اقتصاد مصر برای توسعه زیرساختها، افزایش ظرفیت تولید، ایجاد اشتغال، جذب سرمایه خارجی و توسعه صادرات، به منابع مالی و فناوری نیاز دارد. شرکتهای چینی نیز از ظرفیت بالایی در تأمین تجهیزات، اجرای پروژههای عمرانی، احداث واحدهای صنعتی و انتقال فناوری برخوردارند. همین مکمل بودن نیازها و ظرفیتها، موجب گسترش تدریجی همکاری اقتصادی میان دو کشور شده است.
تجارت دوجانبه در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته و چین در میان بزرگترین شرکای تجاری مصر قرار گرفته است. با وجود این، ساختار تجارت میان دو کشور همچنان نامتوازن است و واردات مصر از چین بهمراتب بیشتر از صادرات آن به این کشور است. مصر طیف گستردهای از ماشینآلات، تجهیزات صنعتی، کالاهای الکترونیکی، مواد اولیه، محصولات واسطهای و کالاهای مصرفی را از چین وارد میکند، در حالی که صادرات مصر به چین در سطح پایینتری قرار دارد. این ساختار، یکی از ویژگیهای مهم مناسبات اقتصادی دو کشور محسوب میشود.
در کنار تجارت، سرمایهگذاری چینی جایگاه فزایندهای در اقتصاد مصر پیدا کرده است. تغییر مهم در روابط اقتصادی دو کشور آن است که مناسبات از الگوی سنتی واردات و صادرات به سمت سرمایهگذاری مستقیم، تولید و ایجاد واحدهای صنعتی حرکت کرده است. حضور شرکتهای چینی در بخشهای مختلف اقتصاد مصر، بخشی از این روند است. شرکتهای چینی در زمینههای صنعتی، انرژی، ساختوساز، حملونقل، ارتباطات و فناوری در مصر فعالیت دارند و این حضور، ابعاد اقتصادی روابط دوجانبه را عمیقتر کرده است.
منطقه اقتصادی کانال سوئز در این میان جایگاه ویژهای دارد. این منطقه به یکی از مهمترین نقاط تمرکز سرمایهگذاری صنعتی چین در مصر تبدیل شده است. شرکتهای چینی در این منطقه واحدهای تولیدی و صنعتی ایجاد کردهاند و از موقعیت جغرافیایی آن برای دسترسی به مسیرهای دریایی، بازار مصر و بازارهای پیرامونی استفاده میکنند. نزدیکی به کانال سوئز، دسترسی به بنادر دریای سرخ و مدیترانه و امکان ارتباط با بازارهای آفریقا و جهان عرب، جذابیت این منطقه را برای سرمایهگذاران چینی افزایش داده است.
این همکاری از منظر اقتصادی برای مصر نیز اهمیت دارد، زیرا منطقه اقتصادی کانال سوئز را از یک مسیر عبور کشتیها به بستری برای فعالیتهای صنعتی، تولیدی و لجستیکی تبدیل کرده است. در چنین چارچوبی، کانال سوئز نه تنها منبع درآمد حاصل از عبور کشتیها، بلکه بخشی از یک زنجیره اقتصادی گستردهتر شامل تولید، انبارداری، حملونقل، خدمات بندری و صادرات محسوب میشود و حضور شرکتهای چینی یکی از عناصر مهم این ساختار اقتصادی است.
زیرساخت یکی دیگر از حوزههای اصلی همکاری دو کشور است. شرکتهای چینی در پروژههای بزرگ عمرانی و حملونقل مصر مشارکت داشتهاند. ساخت برج نمادین پایتخت اداری جدید مصر توسط شرکت دولتی چینی «ساختوساز دولتی چین» یکی از شناختهشدهترین نمونههای حضور چین در پروژههای بزرگ عمرانی مصر است. همچنین شرکتهای چینی در پروژههای مرتبط با حملونقل ریلی، قطارهای برقی، توسعه شهری و زیرساختهای مختلف حضور داشتهاند. این روند نشان میدهد که حضور اقتصادی چین در مصر صرفاً به تجارت کالا محدود نمانده و به ساخت بخشی از زیرساختهای اقتصادی و شهری این کشور گسترش یافته است.
انرژی نیز از دیگر حوزههای مهم روابط دوجانبه است. مصر در سالهای اخیر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه انرژی خورشیدی و بادی، را دنبال کرده و شرکتهای چینی در تأمین تجهیزات و مشارکت در پروژههای مرتبط با انرژی حضور داشتهاند. همکاری در زمینه خودروهای برقی، تجهیزات انرژی پاک و فناوریهای جدید نیز بر دامنه همکاری اقتصادی دو کشور افزوده است.
فناوری و اقتصاد دیجیتال نیز به تدریج به بخش جدیدی از مناسبات مصر و چین تبدیل شده است. همکاری در زمینه ارتباطات، فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی و صنایع پیشرفته نشان میدهد که روابط اقتصادی دو کشور در حال گسترش از حوزههای سنتی مانند ساختوساز و تجارت کالا به حوزههای فناوریمحور است. شرکتهای چینی نیز از بازار مصر و ظرفیت نیروی انسانی این کشور برای توسعه فعالیتهای خود در منطقه بهره میگیرند.
روابط مالی و بانکی نیز در سالهای اخیر مورد توجه دو کشور قرار گرفته است. گسترش همکاریهای بانکی، تسهیل پرداختهای تجاری و افزایش استفاده از پولهای ملی در مبادلات، بخشی از روند متنوعسازی روابط اقتصادی مصر و چین محسوب میشود. استفاده بیشتر از یوان در مبادلات بین دو کشور با سیاست چین برای افزایش نقش پول ملی خود در تجارت بینالمللی همراستا است و برای مصر نیز امکان تنوعبخشی به ابزارهای پرداخت و روابط مالی را فراهم میکند.
در عرصه سیاسی، روابط مصر و چین بر پایه احترام به حاکمیت ملی، عدم مداخله در امور داخلی کشورها، چندجانبهگرایی و همکاری در چارچوب نهادهای بینالمللی شکل گرفته است. دو کشور در بسیاری از موضوعات بینالمللی دیدگاههای نزدیک دارند و روابط سیاسی آنها در سالهای اخیر با افزایش تماسهای مقامات عالیرتبه، گسترش همکاریهای چندجانبه و هماهنگی بیشتر در موضوعات منطقهای همراه بوده است.
مصر از نگاه چین جایگاهی فراتر از یک شریک اقتصادی دارد. این کشور یکی از مهمترین کشورهای عربی و آفریقایی است و در بسیاری از پروندههای سیاسی خاورمیانه، دریای سرخ و قاره آفریقا نقش مؤثری ایفا میکند. ارتباط نزدیک با قاهره به چین امکان میدهد حضور سیاسی و اقتصادی خود را در جهان عرب و آفریقا تقویت کند. از سوی دیگر، مصر نیز از طریق توسعه روابط با چین، مناسبات خود را با یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی جهان تعمیق کرده و دامنه شرکای بینالمللی خود را گسترش داده است.
همکاریهای نظامی و امنیتی نیز در سالهای اخیر به روابط دو کشور افزوده شده است. برگزاری رزمایشهای مشترک و افزایش ارتباطات دفاعی، بیانگر آن است که مناسبات قاهره و پکن تنها در حوزه اقتصاد و تجارت باقی نمانده است. با این حال، بخش اصلی روابط همچنان بر اقتصاد، سرمایهگذاری، زیرساخت و تجارت استوار است و همین حوزهها بیشترین ظرفیت را برای تعمیق مناسبات دوجانبه ایجاد کردهاند. روابط مصر و چین طی هفت دهه گذشته مسیری از شناسایی سیاسی و دوستی تاریخی به سوی شراکت راهبردی و همکاری گسترده اقتصادی طی کرده است. آنچه امروز این رابطه را از مناسبات سنتی دوجانبه متمایز میکند، پیوند همزمان چند عامل است: موقعیت ژئوپلیتیکی مصر، اهمیت کانال سوئز، بازار بزرگ داخلی، ظرفیتهای صنعتی و انسانی مصر، سرمایه و فناوری چین و دسترسی متقابل به بازارهای منطقهای.
در این میان اقتصاد به ستون اصلی روابط دوجانبه تبدیل شده است. تجارت گسترده، سرمایهگذاری چینی، منطقه اقتصادی کانال سوئز، پروژههای زیرساختی، انرژی، حملونقل، فناوری و همکاریهای مالی، شبکهای از منافع متقابل میان قاهره و پکن ایجاد کرده است. برای چین، مصر نقطهای مهم در اتصال آسیا به آفریقا و اروپا و بستری مناسب برای گسترش فعالیتهای اقتصادی و صنعتی در منطقه است و برای مصر، چین یکی از مهمترین منابع سرمایه، فناوری، تجهیزات و همکاری صنعتی محسوب میشود.
از این منظر سفر شی جینپینگ به قاهره در ادامه روندی قرار میگیرد که طی سالهای گذشته به تدریج روابط مصر و چین را از یک مناسبات سیاسی – اقتصادی معمولی به یک شراکت چندبعدی تبدیل کرده است. در این معماری جدید، سیاست، تجارت، سرمایهگذاری، زیرساخت، انرژی، فناوری و موقعیت ژئوپلیتیکی دو کشور در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و مجموعهای از پیوندهای پایدار را میان قاهره و پکن شکل دادهاند؛ پیوندهایی که جایگاه مصر را در راهبرد اقتصادی و منطقهای چین و جایگاه چین را در مناسبات اقتصادی و بینالمللی مصر بیش از گذشته برجسته کرده است.


نظر شما :