معادله جدیدی که ایران حاکم کرده است

هرمز و باب‌المندب؛ دو تنگه، یک حساسیت راهبردی

۰۱ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۹۰۷۵ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: غفور کریمی
غفور کریمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: اکنون که ایران توانسته تسلط خود بر تنگه هرمز را به منصه ظهور رسانده و به مراحل نهایی نزدیک کرده با این اقدام، که در چهارچوب حقوق بین‌الملل دریایی و اصول شناخته‌شده حاکمیت سرزمینی انجام شده، سبب شده است جامعه جهانی به‌تدریج نقش این دولت در مدیریت ایمن و منظم این گذرگاه حیاتی را به رسمیت بشناسد. 
هرمز و باب‌المندب؛ دو تنگه، یک حساسیت راهبردی

دیپلماسی ایرانی: در فضایی که میدان نبرد شاهد سکوتی پر تنش میان ایران و بخش‌هایی از جبهه مقاومت، در برابر دولت متخاصم ایالات متحده، به سر می‌برد، اقتصاد جهانی نفس‌های خود را در سینه حبس کرده است. این سکوتِ معنادار، ارتباطات بین‌المللی و بلوک‌بندی‌های آتی دولت‌ها را در هاله‌ای از ابهام فرو برده و چشم‌انداز آینده را ناپایدار ساخته است. در چنین شرایطی، حرکت اقتصادی بسیاری از دولت‌ها به حالتی شبیه به حرکت بندبازی هراسان بر چوب تعادل درآمده است. ناپایداریِ ناشی از تنش‌های ژئوپلیتیک، وابستگی متقابل دولت‌ها را به سطحی شکننده رسانده است. هرگونه لغزش یا عدم قطعیت در این تعادل ظریف، می‌تواند به سقوط ناگهانی و پیامدهای وخیمی برای اقتصاد جهانی منجر شود. این وضعیت، دولت‌ها را در موقعیتی مخاطره‌آمیز قرار داده که بقا و پیشرفتشان بیش از هر زمان دیگری به مدیریت دقیق ریسک، پیش‌بینی تحولات آینده و حرکت به سوی اصلاح و تقویت روابط خود با ایران به عنوان دولتی عملگرا و قدرت اول غرب آسیا و خاورمیانه، وابسته کرده است. 

تنگه هرمز به‌عنوان مسیر عبور بخش عمده‌ای از نفت و گاز جهانی، شریان حیاتی انرژی جهان محسوب می‌شود. حال که ایران در حال استوارسازی و تثبیت تسلط خود بر این تنگه پر تنگناست، عملاً در موقعیتی قرار گرفته است که می‌تواند جهت جریان انرژی و توازن اقتصادی بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. همین ویژگی، هرمز را به نقطه‌ای تبدیل کرده است که تسلط ایران بر آن نه تنها یک مزیت جغرافیایی، بلکه قدرتی اقتصادی و سیاسی محسوب می‌شود؛ قدرتی که توان چانه‌زنی و نفوذ منطقه‌ای را افزایش می‌دهد و وزن راهبردی جمهوری اسلامی ایران را در معادلات بین‌المللی بالا خواهد برد. 

اما در کمی آن‌سو تر، تنگه راهبردی باب‌المندب نیز حلقه اتصال اقیانوس هند به دریای سرخ و در نهایت به کانال سوئز و دریای مدیترانه است؛ مسیری که میلیاردها دلار کالا از آن عبور می‌کند. کنترل بر این تنگه به نیز به دولت انقلابی یمن امکان می‌دهد تا نقشی محوری در جریان تجارت میان شرق آسیا، آفریقا و اروپا داشته باشند. نقشی که در دوران حمایت از مردم غزه، آن را تمرین و به خوبی به انجام رساند. افزون بر آن، امنیت این مسیر مستقیم بر ثبات حمل‌ونقل دریایی جهانی اثر می‌گذارد و به انصارالله، نفوذی پایدار در تصمیمات اقتصادی و دریایی بین‌المللی می‌دهد. 

در هر دو مورد، موقعیت جغرافیایی به منبع قدرت تبدیل شده است. تسلط بر چنین گذرگاه‌هایی به ایران و یمن این توان را می‌دهد که فراتر از مرزهای خود بیندیشند، سیاست‌های اقتصادی هدف‌مندتر تدوین کنند و نقش مؤثر‌تری در الگوسازی کریدورهای انرژی و ترانزیت جهانی ایفا کنند. این نوع قدرت، نه حاصل صرف منابع طبیعی، بلکه برآمده از مقاومت و اصرار بر مواضع، توان مدیریت جغرافیای راهبردی و قدرت نظامی است؛ جغرافیایی که هر تصمیم در آن، پژواک اقتصادی و سیاسی جهانی دارد. در واقع، شباهت بنیادین میان تنگه هرمز و باب‌المندب، مکمل ائتلاف اعتقادی جمهوری اسلامی و مجاهدین انصارالله است این است که هر دو، با وجود فاصله جغرافیایی‌شان، مانند دو بازوی یک تن، دستانی بالاتر در سیاست و اقتصاد منطقه‌ای خواهد بخشید. ایران و یمن با تسلط بر این گذرگاه‌ها به واسطه موقعیتشان، نه تنها ناظر مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت‌اند، بلکه فعالان مؤثر در طراحی آینده توازن قدرت در آبراه‌های بین‌المللی محسوب می‌شوند. 

بدین ترتیب، کنترل این تنگه‌ها به مثابه دارا بودن کلید جریان جهانی کالا و انرژی است؛ کلیدی که ارزش آن فراتر از منابع طبیعی، در خود قدرت جغرافیایی نهفته دارد. 

اکنون که ایران توانسته تسلط خود بر تنگه هرمز را به منصه ظهور رسانده و به مراحل نهایی نزدیک کرده با این اقدام، که در چهارچوب حقوق بین‌الملل دریایی و اصول شناخته‌شده حاکمیت سرزمینی انجام شده، سبب شده است جامعه جهانی به‌تدریج نقش این دولت در مدیریت ایمن و منظم این گذرگاه حیاتی را به رسمیت بشناسد. 

در همین راستا و بدون شک یمن با صبری راهبردی در انتظار ثبیت موقعیت ایران در تنگه هرمز و گذر ایران از دوره نه جنگ و نه صلح است، تا با حمایت ایران با چرخش کلید ژئوپلتیکی در اختیار خود، ضمن قفل مسیر راهبردی تحت تسلط خود، ایجاد الگوی مشابه در تنگه باب المندب را آغاز کند؛ تنگه‌ای که همانند تنگه هرمز، نقشی مهم در پیوندهای تجاری، انرژی‌محور و حمل‌ونقلی منطقه ایفا می‌کند. 

بلاشک به‌کارگیری رویکردی هماهنگ برای مدیریت این دو گذرگاه نه‌تنها زمینه‌ساز شکل‌گیری ساختاری باثبات‌تر در مسیرهای ترانزیتی است، بلکه به ارتقای ظرفیت‌های سیاسی اقتصادی و برتری گفتمان محور مقاومت در منطقه نیز خواهد انجامید. این همگرایی، فراتر از منافع صرفاً اقتصادی، به تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی ایران و یمن و افزایش قدرت چانه‌زنی آن‌ها در عرصه بین‌المللی منجر خواهد شد. این روند نشان می‌دهد که قدرت و اهمیت یک دولت تنها از منابع طبیعی یا اقتصادی و نظامی ناشی نمی‌شود، بلکه توانایی آن در ساماندهی، نظارت و مدیریت مسیرهای راهبردی دریایی نیز به‌عنوان یک ظرفیت ژئوپلیتیکی مؤثر عمل می‌کند. به همین دلیل، هر دو تنگه در حال تبدیل شدن به نمونه‌هایی هستند که نقش‌آفرینی فعال ایران و یمن را در شکل‌دهی به نظم جدید حمل‌ونقل دریایی منطقه برجسته می‌کنند. 

زمانی که ایران و دولت انصارلله یمن بتوانند با بهره‌گیری از اتحاد معنوی و اعتقادی، موقعیت ممتاز جغرافیایی خود، الگویی پایدار از مدیریت مشترک و منافع متقابل را ترسیم کنند، در واقع در حال بازتعریف نقشه‌ی قدرت در منطقه‌ی خود هستند. این دست بالا، حاصل سال‌ها درایت، دوراندیشی و مقاومت در ایجاد چارچوب‌های همکاری اثربخش است که قدرت‌ساز است و امنیت پایدار را به ارمغان می‌آورد و مسیر را برای تضعیف موقعیت ایالات متحده به عنوان دولت متخاصم فرامنطقه ای و شبه دولت های همسویش در منطقه، نمایش قدرت پایدار و رشد اقتصادی شتابان هموار می‌سازد. 

گذرگاه‌های راهبردی، اینک تنها نقاطی بر نقشه نیستند؛ بلکه به کانون‌هایی بدل شده‌اند که آینده‌ی قدرت‌های سنتی و معرفی قدرت‌های نوظهور و حتی توازن قدرت فی مابین آن‌ها رقم خواهند زد. بطور یقین ایران و انصار الله یمن، پیوندهای همکاری خود را مستحکم‌تر خواهتد شاخت و از ظرفیت‌های مشترک خود در این آبراه‌های حیاتی بهره می‌گیرند، یقیناً بازیگران اصلی صحنه‌ی ژئوپلیتیک آینده‌ی منطقه خواهند بود. 

این، روایتی است از تبدیل موقعیت جغرافیایی به اقتدار راهبردی و منافع متقابل به پیمان‌های استوار. تنگه باب المندب (در اشک) از اوان روزگار دریانوردی تا دوره معاصر، محلی صعب‌العبور برای دریانوردان بوده است و با اقدام احتمالی انصارالله، اشک اقتصاد جهانی را جهت استیفای حقوق مالکینش، جاری خواهد کرد. بهره‌مندی و به رسمیت شناختن تسلط مردم مظلوم یمن از منافع تنگه باب المندب، این تنگه را به باب الفتح مبدل خواهد کرد.

غفور کریمی

نویسنده خبر

کارشناس مسائل سیاسی و بین الملل، روزنامه نگار و فعال رسانه ای

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: ایران مقاومت یمن غفور کریمی تنگه هرمز ایران و تنگه هرمز بسته شدن تنگه هرمز بسته شدن باب المندب باب المندب تنگه باب المندب


( ۳ )

نظر شما :