پیامدهای اقتصادی اقدام انصارالله علیه عربستان سعودی

«محاصره در برابر محاصره»

۱۷ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۹:۳۰ کد : ۲۰۴۰۱۳۱ اخبار اصلی خاورمیانه
رضا معصومی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آنچه اقدام انصارالله را از منظر اقتصادی حائز اهمیت راهبردی می‌کند، این نیست که یک گلوگاه جدید ایجاد کرده، بلکه این است که دقیقاً همان گلوگاهی را هدف گرفته که عربستان برای فرار از بحران هرمز به آن پناه برده بود.
«محاصره در برابر محاصره»

نویسنده: رضا معصومی، کارشناس روابط بین الملل

دیپلماسی ایرانی:

۱. زمینه و شکل‌گیری بحران

از اواخر فوریه ۲۰۲۶ و در پی جنگ نظامی آمریکا و اسرائیل با ایران،وبا به شهادت رسیدت رهبر انقلاب اسلامی. تنگه هرمز عملاً به روی بخش بزرگی از کشتیرانی بسته شد. این تنگه پیش از بحران، مسیر عبور حدود یک‌پنجم از کل مصرف نفت جهان بود و عربستان سعودی به‌عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده نفت از این آبراه، بیشترین آسیب را از بسته شدن آن متحمل شد.

برای دور زدن این بحران، ریاض «برنامه ب» خود را فعال کرد: خط لوله شرقی-غربی موسوم به «پترولاین» که میدان‌های نفتی شرق عربستان را از طریق خشکی به بندر ینبع در کرانه دریای سرخ متصل می‌کند. این خط لوله که ظرفیت اسمی آن حدود ۵ میلیون بشکه در روز بود، توسط آرامکو به بیش از ۷ میلیون بشکه در روز ارتقا یافت و طبق گزارش بلومبرگ در ۲۸ مارس ۲۰۲۶ برای نخستین‌بار در تاریخ خود به ظرفیت کامل رسید. صادرات نفت خام از ینبو که پیش از بحران به‌طور میانگین حدود ۷۵۰ هزار تا یک میلیون بشکه در روز بود، تا حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافت؛ یعنی رشدی نزدیک به ۴۰۰ درصد نسبت به سطح پیش از جنگ.

به این ترتیب، دریای سرخ و تنگه باب‌المندب به «دریچه اطمینان» و شریان حیاتی جدید صادرات نفت عربستان بدل شد؛ مسیری که کل آسیب‌پذیری کشور را از تنگه هرمز به یک گلوگاه دیگر منتقل کرد.

۲. اقدام انصارالله: منطق «محاصره در برابر محاصره»

در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ (ساعت ۱۲:۰۰ به وقت جهانی)، انصارالله ممنوعیت رسمی بر تردد کشتی‌ها به بنادر عربستان اعلام کرد و هشدار داد کشتی‌هایی که به پایانه‌های سعودی سر بزنند، در هر نقطه‌ای که در دسترس عملیاتی این گروه باشند هدف قرار خواهند گرفت. این اقدام را طیف رسانه‌ای نزدیک به انصارالله در چارچوب پاسخ به آنچه «محاصره یمن توسط ائتلاف سعودی» می‌نامند، تفسیر کرده و آن را «محاصره در برابر محاصره» خوانده‌اند. به گزارش الجزیره، وزارت خارجه عربستان این اتهام محاصره یمن را رد کرد و اعلام کرد «همه اقدامات لازم» را برای حفاظت از کشتی‌های خود اتخاذ خواهد کرد.

نکته کلیدی این است که هدف اعلامی این اقدام، به‌طور مشخص، همان رگ حیاتی جدید ریاض یعنی صادرات ینبو است  دقیقاً همان مسیری که برای عبور از تحریم عملی هرمز ساخته شده بود. طبق گزارش تحلیلی مؤسسه اطلاعاتی لویدز لیست  Lloyd's List Intelligence در ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۶، حجم ترافیک دریایی در باب‌المندب هرگز به‌طور کامل به سطح پیش از بحران بازنگشته و به‌طور مداوم بین ۴۰ تا ۶۰ درصد کمتر از حالت عادی بوده است.

۳. شواهد اقتصادی مستند: آسیب دوگانه به یک شریان واحد

الف) فشار بر خطوط کشتیرانی و بیمه

مؤسسه پژوهشی Kpler که داده‌های ردیابی کشتی‌ها را در اختیار رویترز و بلومبرگ قرار می‌دهد، گزارش کرده که کشتی‌های غربی در حال تغییر مسیر از باب‌المندب یا خاموش کردن سامانه‌های ردیابی خود (ترانسپوندر) برای عبور پنهانی هستند، در حالی که برخی کشتی‌های وابسته به چین همچنان با حمل نفت ریاض از این تنگه عبور می‌کنند. آرامکو، به نقل از خبرگزاری بلومبرگ، این وضعیت را در سطح شرکتی «پیامدهای فاجعه‌بار» برای بازارهای جهانی نفت توصیف کرده است.

ب) بازار سهام

بورس تداول عربستان در دوره‌های مشابه حملات به زیرساخت نفتی (مانند حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات ابقیق) واکنش منفی نشان داده و بر اساس گزارش رویترز، شاخص اصلی تا ۳٫۱ درصد در همان روز افت کرده بود؛ الگویی که تحلیلگران بازار در بحران جاری نیز آن را عامل ریسک برای ارزش‌گذاری آرامکو (با سرمایه بازار بیش از ۱٫۷ تریلیون دلار) می‌دانند.

ج) هزینه واقعی جابه‌جایی نفت

گزارش رویترز که با استناد به داده‌های Kpler و LSEG تهیه شده، محاسبه دقیقی از هزینه افزایشی ارائه می‌دهد: یک نفتکش در مسیر ینبو به تایوان معمولاً از طریق باب‌المندب حدود ۱۹ روز طول می‌کشد؛ در صورت دور زدن از طریق کانال سوئز، دماغه امید نیک و اقیانوس هند، این سفر به حدود ۴۸ روز می‌رسد. طبق همین گزارش، هزینه سوخت این سفر از حدود ۱٫۲۶ میلیون دلار به نزدیک ۲٫۸۷ میلیون دلار افزایش می‌یابد و حدود یک میلیون دلار دیگر نیز بابت عوارض عبور از کانال سوئز به آن اضافه می‌شود.

روزنامه اماراتی «د نشنال» نیز رقمی مشابه گزارش کرده: مسیر ینبو تا کره جنوبی از طریق باب‌المندب حدود ۲۴ روز و از طریق سوئز و دماغه امید نیک حدود ۵۴ روز طول می‌کشد  یعنی بیش از چهار هفته (نزدیک به ۳۰ روز) زمان اضافه، که دقیقاً با آنچه در این یادداشت مطرح شده هم‌راستاست.

۴. محدودیت فیزیکی مسیر جایگزین (سوئز)

آنچه این بحران را برای ریاض حادتر می‌کند، محدودیت‌های فنی کانال سوئز است: کانال سوئز برای عبور نفتکش‌های غول‌پیکر (VLCC با ظرفیت حدود ۲ میلیون بشکه) که ستون فقرات صادرات نفت خام سعودی هستند، به اندازه کافی عمیق نیست. این یعنی محموله‌ها باید یا با کشتی‌های کوچک‌تر جابه‌جا شوند یا از خط لوله SUMED مصر عبور کنند که ظرفیت محدودی دارد.

طبق تحلیل OilPrice.com ، این مسیر برای محموله‌های اروپا و آمریکا مشکل چندانی ندارد، اما برای محموله‌های آسیایی  که بخش عمده مشتریان نفت سعودی را تشکیل می‌دهند  کشتی باید ابتدا کل دریای سرخ را به سمت شمال طی کند، از سوئز و مدیترانه بگذرد و سپس مسیر بسیار طولانی‌تر دور زدن آفریقا از طریق دماغه امید نیک را برای رسیدن به آسیا بپیماید.

به گزارش الجزیره، حدود ۶ میلیون بشکه نفت در روز که از این تنگه به سمت آسیا در جریان بود، اکنون در معرض خطر قرار دارد.

۵. فشار مستقیم بر چین و خریداران شرق آسیا

چین، هند، ژاپن و کره جنوبی مقصد اصلی بخش عمده صادرات نفت خام سعودی هستند. طبق تحلیل شورای آتلانتیک Atlantic Council، در دوره جنگ قبلی انصارالله در دریای سرخ (۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵)، این گروه با روسیه و چین توافقاتی برای عبور امن کشتی‌هایشان داشت، اما این نهاد هشدار می‌دهد که در دور جدید، احتمالاً تمایل کمتری برای معافیت دادن به کشتی‌های چینی که حامل نفت سعودی هستند وجود دارد  نکته‌ای که فشار را مستقیماً متوجه بزرگ‌ترین خریدار نفت ریاض می‌کند.

پیامدهای این وضعیت برای پکن و سایر خریداران آسیایی چندلایه است:

افزایش هزینه حمل: بر اساس گزارش رویترز/الجزیره، رسیدن به مسیر جایگزین برای برخی خریداران آسیایی هزینه سفر را می‌تواند تا بیش از دو برابر کند.

رقابت بر سر ظرفیت کانال سوئز: به گزارش OilPrice، عبور حجم بیشتری از کشتی‌ها (شامل نفتکش‌های میان‌رده به‌جای VLCC از سوئز باعث رقابت بر سر نوبت عبور، خلبان راهنما، دسترسی به پایانه و ظرفیت لنگرگاه می‌شود که این خود تأخیرهای بیشتری ایجاد می‌کند، به‌ویژه برای فرآورده‌های پالایش‌شده که ذخیره‌سازی کمتری دارند.

عدم قطعیت قراردادی: آرامکو عمده نفت خود را طبق قراردادهای ماهانه ثابت با قیمت رسمی از پیش تعیین‌شده به خریداران آسیایی می‌فروشد؛ افزایش شدید هزینه و زمان تحویل، این ساختار قراردادی را برای طرف‌های آسیایی پرریسک‌تر می‌کند.

به گزارش خبرگزاری بلومبرگ (نقل‌شده در تی‌تی‌نیوز)، برخی خریداران آسیایی هم‌اکنون در حال بررسی مسیرهای جایگزین برای محموله‌های سعودی هستند، در حالی که بخشی از کشتی‌ها همچنان با ریسک از باب‌المندب عبور می‌کنند و برخی دیگر منتظر روشن‌شدن شرایط امنیتی مانده‌اند.

۶. جمع‌بندی 

آنچه اقدام انصارالله را از منظر اقتصادی حائز اهمیت راهبردی می‌کند، این نیست که یک گلوگاه جدید ایجاد کرده، بلکه این است که دقیقاً همان گلوگاهی را هدف گرفته که عربستان برای فرار از بحران هرمز به آن پناه برده بود. به بیان دیگر، ریاض اکنون با ترکیبی از دو بحران هم‌زمان مواجه است:

۱. تنگه هرمز که همچنان به‌طور مؤثر مختل است؛

۲. تنگه باب‌المندب که اکنون هدف مستقیم اقدامات انصارالله قرار گرفته است.

اگر این وضعیت تداوم یابد، تنها مسیر باقی‌مانده برای صادرات به آسیا  بزرگ‌ترین بازار نفت سعودی  گذر از کانال سوئز و دور زدن آفریقا خواهد بود؛ مسیری که بر اساس داده‌های رویترز و شرکت Kpler نزدیک به 40 روز زمان بیشتر، هزینه سوخت نزدیک به دو برابر، و هزینه‌های اضافی عبور از کانال را به دنبال دارد. چنین سناریویی، در صورت تداوم، می‌تواند به‌طور مستقیم بر قیمت تمام‌شده نفت برای چین، هند، ژاپن و کره جنوبی اثر بگذارد و آنها را در برابر انتخابی دشوار میان پذیرش هزینه‌های بالاتر یا جست‌وجوی تأمین‌کنندگان جایگزین (مانند آمریکا یا ونزوئلا، که به گفته تحلیلگران Kpler خود با محدودیت ظرفیتی مواجه‌اند) قرار دهد.

کلید واژه ها: عربستان سعودی باب المندب جنبش انصار الله انصار الله یمن عربستان و یمن رضا معصومی


نظر شما :