شاخ آفریقا؛ پیوند ژئواکونومیک با ژئو‌استراتژیک

بازیگرانی که این منطقه را امتداد طبیعی عمق راهبردی خود می‌دانند

۲۴ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۷۶۲۲ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
عباس عبدالخانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: همجواری این منطقه با تنگه باب‌المندب، آن را در مجاورت یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های تجارت جهانی قرار داده؛ مسیری که اتصال‌دهنده دریای سرخ به اقیانوس هند است و بخش قابل توجهی از تجارت انرژی و کالا میان آسیا، اروپا و آفریقا از آن عبور می‌کند.
بازیگرانی که این منطقه را امتداد طبیعی عمق راهبردی خود می‌دانند

نویسنده: عباس عبدالخانی، پژوهشگر مسائل اقتصادی

دیپلماسی ایرانی: شاخ آفریقا در دهه‌های گذشته اغلب از دریچه بحران‌های مزمن، بی‌ثباتی سیاسی و منازعات امنیتی دیده می‌شد و همین نگاه یک‌بعدی موجب شد اهمیت واقعی این منطقه در معادلات جهانی کمتر مورد توجه قرار گیرد. با این حال، تحولات نظام بین‌الملل در قرن بیست‌ویکم و گذار تدریجی از نظم تک‌قطبی به نظمی رقابتی‌تر، جایگاه شاخ آفریقا را به‌طور بنیادین دگرگون کرده است. امروز این منطقه نه صرفاً یک کانون بحران، بلکه نقطه تلاقی منافع ژئواکونومیک و ژئو‌استراتژیک بازیگران متعدد منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است؛ پیوندی که شاخ آفریقا را به یکی از حساس‌ترین و در عین حال راهبردی‌ترین فضاهای ژئوپلیتیکی جهان تبدیل کرده است.

موقعیت جغرافیایی شاخ آفریقا، نقطه آغاز فهم این اهمیت راهبردی است. همجواری این منطقه با تنگه باب‌المندب، آن را در مجاورت یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های تجارت جهانی قرار داده؛ مسیری که اتصال‌دهنده دریای سرخ به اقیانوس هند است و بخش قابل توجهی از تجارت انرژی و کالا میان آسیا، اروپا و آفریقا از آن عبور می‌کند. هرگونه اختلال در این مسیر، نه‌تنها پیامدهای منطقه‌ای بلکه آثار مستقیم جهانی به‌همراه دارد. از همین رو، شاخ آفریقا در محاسبات امنیت دریایی قدرت‌های بزرگ جایگاهی محوری یافته و به بخشی جدایی‌ناپذیر از معادلات ژئو‌استراتژیک جهانی بدل شده است.

در کنار این بُعد امنیتی، مؤلفه‌های ژئواکونومیک نقش فزاینده‌ای در بازتعریف جایگاه شاخ آفریقا ایفا می‌کنند. توسعه بنادر، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های لجستیکی، ایجاد مناطق آزاد تجاری و تلاش برای اتصال این منطقه به کریدورهای بین‌المللی حمل‌ونقل، شاخ آفریقا را به حلقه‌ای مهم در زنجیره ارزش جهانی تبدیل کرده است. بنادر جیبوتی، بربره و عصب دیگر صرفاً نقاط ترانزیتی نیستند، بلکه به ابزارهای راهبردی نفوذ اقتصادی و سیاسی بازیگران خارجی بدل شده‌اند. در این چارچوب، اقتصاد و امنیت درهم‌تنیده شده‌اند و نمی‌توان یکی را بدون دیگری تحلیل کرد.

پیوند ژئواکونومیک و ژئو‌استراتژیک شاخ آفریقا به‌ویژه در رقابت قدرت‌های بزرگ نمود پیدا می‌کند. چین با رویکردی ترکیبی، هم‌زمان به سرمایه‌گذاری گسترده در زیرساخت‌ها و حضور نظامی روی آورده و تلاش می‌کند جایگاهی پایدار در این منطقه به دست آورد. ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی نیز، با تأکید بر ملاحظات امنیتی و کنترل مسیرهای حیاتی کشتیرانی، در پی حفظ نفوذ سنتی خود هستند. این رقابت صرفاً بر سر استقرار نیرو یا پایگاه نظامی نیست، بلکه بر سر شکل‌دهی به آینده تجارت جهانی، قواعد سرمایه‌گذاری و مسیرهای اتصال آفریقا به اقتصاد بین‌الملل است.

در این میان، نقش بازیگران منطقه‌ای خاورمیانه نیز برجسته است. کشورهایی مانند امارات و عربستان، شاخ آفریقا را امتداد طبیعی عمق راهبردی خود تلقی می‌کنند. سرمایه‌گذاری در بنادر، مشارکت در پروژه‌های لجستیکی و ورود به حوزه کشاورزی فراسرزمینی، بخشی از راهبرد این کشورها برای تضمین امنیت غذایی، کاهش آسیب‌پذیری زنجیره‌های تأمین و افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی است. این روند، شاخ آفریقا را به پلی میان خاورمیانه و آفریقا تبدیل کرده و جایگاه آن را در معادلات ژئواکونومیک منطقه‌ای ارتقا داده است.

در سطح داخلی، کشورهای شاخ آفریقا نیز تلاش کرده‌اند از این رقابت فزاینده به نفع خود بهره‌برداری کنند. برخلاف گذشته که این کشورها عمدتاً در موضع انفعال قرار داشتند، امروز برخی از آن‌ها می‌کوشند با تنوع‌بخشی به شرکای خارجی و استفاده هوشمندانه از موقعیت جغرافیایی خود، ظرفیت‌های توسعه‌ای را تقویت کنند. جیبوتی نمونه بارزی از این رویکرد است؛ کشوری کوچک که با میزبانی هم‌زمان چندین پایگاه نظامی خارجی و توسعه زیرساخت‌های بندری، توانسته است نقشی فراتر از وزن جغرافیایی خود در معادلات منطقه‌ای ایفا کند. اتیوپی نیز با تمرکز بر دسترسی به دریا و ایجاد کریدورهای ترانزیتی، در پی تثبیت جایگاه خود به‌عنوان بازیگری محوری در شاخ آفریقاست.

با وجود این فرصت‌ها، پیوند ژئواکونومیک و ژئو‌استراتژیک در شاخ آفریقا خالی از مخاطره نیست. وابستگی بیش‌ازحد به سرمایه‌گذاری خارجی، خطر گرفتارشدن در رقابت‌های نیابتی و تداوم ضعف نهادی، می‌تواند این منطقه را بار دیگر به چرخه بی‌ثباتی بازگرداند. اگر منافع امنیتی و اقتصادی بازیگران خارجی بر اولویت‌های توسعه‌ای داخلی غلبه یابد، امکان آن وجود دارد که شاخ آفریقا به صحنه‌ای برای تعارض منافع و بازتولید بحران تبدیل شود. ازاین‌رو، نحوه مدیریت این پیوند، نقشی تعیین‌کننده در آینده منطقه دارد.

شاخ آفریقا امروز نمونه‌ای روشن از درهم‌تنیدگی ژئواکونومیک و ژئو‌استراتژیک در نظم جهانی در حال گذار است. اهمیت این منطقه نه‌تنها از موقعیت جغرافیایی آن، بلکه از نقشی ناشی می‌شود که در اتصال اقتصاد جهانی، امنیت دریایی و رقابت قدرت‌ها ایفا می‌کند. گذار نگاه جهانی از رویکردی صرفاً امنیت‌محور به رویکردی ترکیبی که اقتصاد، تجارت و زیرساخت را دربرمی‌گیرد، نشان‌دهنده ارتقای جایگاه شاخ آفریقا در معادلات بین‌المللی است. آینده این منطقه به میزان توانایی کشورهای آن در بهره‌برداری متوازن و هوشمندانه از این پیوند وابسته است؛ پیوندی که اگر به‌درستی هدایت شود، می‌تواند شاخ آفریقا را از حاشیه بحران به مرکز فرصت در ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم منتقل کند.

کلید واژه ها: عباس عبدالخانی تنگه باب المندب باب المندب شاخ آفریقا آفریقا امارات متحده عربی عربستان سعودی امارات و آفریقا عربستان و آفریقا


نظر شما :