ارسال تجهیزات سنگین و ناوهای امریکایی

تغییر وضعیت نظامی آمریکا در منطقه به چه معناست

۲۲ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۷۶۵۵ اخبار اصلی خاورمیانه
طی دهه گذشته، حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه برای مدیریت ریسک، اجتناب از درگیری و استفاده از حضور خود برای بازدارندگی به جای عملیات پایدار، تنظیم شده بود. آنچه اکنون مشاهده می‌کنیم، یک بازتنظیم است که در آن آمریکا خود را برای حفظ آزادی عمل تحت شرایط منطقه‌ای رو به تنش آماده می‌کند.
تغییر وضعیت نظامی آمریکا در منطقه به چه معناست

نویسنده: دکتر محمد الدوه

دیپلماسی ایرانی: با توجه به ورود قریب‌الوقوع ناو هواپیمابر USS Abraham Lincoln و گروه ضربتی آن به منطقه، مسئولیت فرماندهی مرکزی آمریکا در چند روز آینده، همراه با تقویت نیروی هوایی آمریکا در اردن و افزایش فعالیت‌های لجستیکی درپایگاه نظامی آمریکا در دیگو گارسیا، مشخص است که نقطه عطف قابل توجهی در رویکرد نظامی واشنگتن نسبت به خاورمیانه در حال وقوع است. این جابجایی‌ها به سمت آمادگی عملیاتی برای طیف گسترده‌ای از احتمالات اضطراری است که بسیاری ازآنها مستلزم تشدید تنش هستند. این امر فراتر از چرخش معمولی نیروها یا صرفاً ارسال سیگنال بازدارندگی است.

طی دهه گذشته، حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه برای مدیریت ریسک، اجتناب از درگیری و استفاده از حضور خود برای بازدارندگی به جای عملیات پایدار، تنظیم شده بود. آنچه اکنون مشاهده می‌کنیم، یک بازتنظیم است که در آن آمریکا خود را برای حفظ آزادی عمل تحت شرایط منطقه‌ای رو به تنش آماده می‌کند.

گروه ضربتی ناو هواپیمابر: فراتر از یک نماد

گروه‌های ضربتی ناو هواپیمابر مدت‌ها به عنوان ابزارهای کلیدی برای نمایش قدرت آمریکا عمل کرده‌اند، اما در شرایط فعلی، این موضوع اهمیت دارد. استقرار مجدد یک گروه ضربتی کامل از اقیانوس هند و اقیانوسیه، در زمانی که رقابت راهبردی با چین اولویت اصلی آمریکا باقی مانده است، نشان می‌دهد که آمریکا محیط ریسک خاورمیانه را به اندازه‌ای جدی ارزیابی می‌کند که هزینه‌های فرصت در جاهای دیگر را توجیه کند. ارزش عملیاتی یک ناو هواپیمابر در این سناریو، انعطاف‌پذیری آن است. نیروی هوایی مستقر در ناو، پایگاه هوایی مستقلی را برای آمریکا فراهم می‌کند که قادر به انجام عملیات ضربتی پایداربدون اتکا به مجوز کشورهای میزبان یا محدودیت‌های سیاسی مرتبط با پایگاه‌های زمینی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است. این جنبه در محیطی که خطوط زمانی سیاسی فشرده شده و مسیرهای تشدید تنش نامشخص هستند، اهمیت دارد. مهم‌تر از آن، حضور یک گروه ضربتی ناو هواپیمابر، زمان انتقال از تصمیم‌گیری به اجرا را به شدت کاهش می‌دهد. در صورتی که واشنگتن تصمیم به اقدام بگیرد، چه در پاسخ به حمله به نیروهای آمریکایی در منطقه، چه تشدید تنش با متحدان، یا یک تهدید قریب‌الوقوع تلقی شده، می‌تواند با حداقل سیگنال‌دهی مقدماتی این کار را انجام دهد.

مرکز ثقل آرام: اردن

تقویت نیروی هوایی آمریکا در اردن، با ۱۲ فروند جنگنده اف-۱۵ اضافی، احتمالاً آشکارترین بخش عملیاتی وضعیت فعلی است. اردن علاوه بر اینکه یکی از نزدیک‌ترین متحدان آمریکا در منطقه است، موقعیت راهبردی منحصربه ‌فردی دارد که دسترسی به کشورهای سوریه و عراق و کل منطقه شام را فراهم می‌کند، در حالی که از نظر جغرافیایی از گلوگاه‌های دریایی و برخی برد موشک‌ها ایمن است. انتخاب جنگنده اف-۱۵ نیز تصادفی نیست. این جت به طور خاص برای برتری هوایی و حملات دقیق دوربرد بهینه‌سازی شده است، که آن را برای محیط‌های هوایی پرتنش مناسب می‌سازد تا عملیات ضدتروریستی در شرایط مساعد. استقرار آن نشان‌دهنده آمادگی برای سناریوهایی است که شامل پدافندهای هوایی پیشرفته و دشمنان در سطح دولتی است.

از نظر راهبردی، اردن به عنوان یک پایگاه پرتابی رو به جلو اما با ثبات سیاسی عمل می‌کند که به آمریکا اجازه می‌دهد تا دامنه عملیاتی خود را حفظ کند و در عین حال وابستگی به پایگاه‌های شورای همکاری خلیج فارس را کاهش دهد، که به طور فزاینده‌ای در برابر تهدیدات موشکی و پهپادی ایران و نیروهای نیابتی منطقه‌ای آن، به ویژه حوثی‌ها در یمن، آسیب‌پذیر هستند. با این حال، بدیهی است که واشنگتن در حال تنوع بخشیدن به زوایای عملیاتی خود در انتظار درگیری‌های پیچیده‌تر در منطقه است.

پایگاه دیگو گارسیا: استقرار ناوهای هواپیمابر و تقویت جنگنده‌ها سیگنال‌های قابل مشاهده‌ای هستند؛ با این حال، دیگوگارسیا زیرساخت پنهان قصد و نیت را نشان می‌دهد. جابجایی هواپیماهای باری سنگین به این پایگاه به ندرت با عملیات کوتاه‌مدت یا نمادین مرتبط است. در عوض، آنها به ذخیره‌سازی، برنامه‌ریزی تدارکات و آمادگی برای مأموریت‌های طولانی‌مدت اشاره دارند.از نظر تاریخی، دیگو گارسیا نقش محوری در عملیات آمریکا که نیازمند بمب‌افکن‌های راهبردی و برد طولانی است، ایفا کرده است.

نیاز به جلوگیری از تشدید تنش با ایران یا تسریع ناخواسته آن، نه تنها به تصمیمات آمریکا، بلکه به چگونگی تفسیر و واکنش ایران و نیروهای نیابتی منطقه‌ای آن به ایالات متحده‌ای بستگی خواهد داشت که بار دیگر، ممکن است گرایش به حفظ اقدام نظامی را به طور جدی در دستور کار دهد.

منبع: جئوپلتیکال مانیتور / ترجمه: علی رضوان پور، مدرس دانشگاه و تحلیل گر مسائل بین الملل
 

کلید واژه ها: ناوهای امریکایی خاورمیانه ارسال ناو امریکایی ایران و امریکا جنگ با ایران نیروی نظامی ایران آمریکا منطقه نیروی هوایی ناو گروه ضربتی ناو ناو هواپیمابر


نظر شما :