از نظریه تا کنش

جنگ شناختی به‌مثابه ابزار نوین قدرت در نظام بین‌الملل

۲۱ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۳۷۶۰۲ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی
سیروس حاجی‌زاده در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: هدف این نگاشت، شفاف کردن بنیان‌های نظری، مفاهیم کلیدی، تکنیک‌ها و کاربردهای جنگ شناختی، به همراه بررسی چالش‌ها و راهبردهای مقابله است، به ویژه برای بازیگران منطقه‌ای که در یک محیط پیچیده امنیتی و رسانه‌ای عمل می‌کنند. 
جنگ شناختی به‌مثابه ابزار نوین قدرت در نظام بین‌الملل

نویسنده: دکتر سیروس حاجی زاده، مدرس دانشگاه

دیپلماسی ایرانی: مقدمه جنگ شناختی (Cognitive Warfare) به‌عنوان یکی از جدیدترین حوزه‌ها در مطالعات امنیت و روابط بین‌الملل، نشان‌دهنده تحول در میدان‌های نبرد است؛ جایی که رانش قدرت نه تنها بر ابزارهای سخت‌افزاری بلکه بر ادراکات، باورها و هویت‌ها متمرکز شده است. این تحول هم‌زمان با گسترش فناوری‌های اطلاعاتی دیجیتال، هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی و زیرساخت‌های ارتباطی سریع اتفاق افتاده است. روابط بین‌الملل، به سبب تمرکزش بر قدرت، مشروعیت، هویت و تعاملات بین‌المللی، بستر بسیار مناسبی برای درک ابعاد جنگ شناختی است. هدف این نگاشت، شفاف کردن بنیان‌های نظری، مفاهیم کلیدی، تکنیک‌ها و کاربردهای جنگ شناختی، به همراه بررسی چالش‌ها و راهبردهای مقابله است، به ویژه برای بازیگران منطقه‌ای که در یک محیط پیچیده امنیتی و رسانه‌ای عمل می‌کنند. 

مفاهیم کلیدی و تعریف‌ها 

برای تحلیل دقیق، لازم است مفاهیم زیر به روشنی تعریف شوند: 

جنگ شناختی (Cognitive Warfare) : مجموعه راهبردها، عملیات و تشکیل روایت‌ها که هدفشان تأثیرگذاری بر ادراک، تصمیم‌گیری و رفتار منابع انسانی (شامل جوامع مدنی، افراد کلیدی سیاسی، نیروهای نظامی و غیرنظامی) است، اعم از مستقیم یا غیرمستقیم، نظامی و غیرنظامی، با ابزارهای رسانه‌ای، روانی، اطلاعاتی، سایبری و نمادین. 

قدرت نرم (Soft Power): توان کشور یا گروه برای جلب حمایت یا مشروعیت از طریق ارزش‌ها، فرهنگ، سیاست خارجی و روایت، نه با اجبار یا زور. در جنگ شناختی، قدرت نرم ابزاری مرکزی است. 

اقتدار روایت (Narrative Authority): کنترل و تسلط بر روایت غالب در یک مناقشه؛ روایت‌هایی که بازنمایی واقعیت را تعیین می‌کنند و لذا بر هویت، مشروعیت و سیاست اثر می‌گذارند. 

میل به مشروعیت (Legitimacy Demand): نیاز بازیگران به تأیید داخلی و بین‌المللی، مشروعیت سیاسی و اخلاقی؛ بازیگرانی که مشروعیت‌شان زیر سؤال برود، آسیب‌پذیرتر در جنگ شناختی‌اند. 

حوزه‌های رقابت شناختی (Cognitive Domains of Competition): شامل افکار عمومی، رسانه‌ها، فضای سایبری، فرایندهای تصمیم‌گیری سیاسی، نظام‌های بازنمایی واقعیت (media framings)، هویت جمعی، احساس خطر و اضطراب، باورها و سخن‌گفتارهای معنایی. 

تعاریف تفکیکی: جنگ اطلاعاتی، عملیات روانی(PSYOPS)، جنگ رسانه‌ای، جنگ حقوقی(Lawfare)، جنگ نمادین (Symbolic Warfare)، رقابت معنایی (Semantic Competition) همگی زیرمجموعه‌ها یا مؤلفه‌هایی از جنگ شناختی‌اند. 

چارچوب‌های نظری در روابط بین‌الملل برای تحلیل جنگ شناختی 

چارچوب‌های مختلف در نظریه روابط بین‌الملل (IR) قابلیت تبیین خوب جنگ شناختی را دارند: 

الف- واقع‌گرایی (Realism) و نئورئالیسم؛ تأکید بر بقا و قدرت در نظام بین‌الملل آنارشیست؛ جنگ شناختی به عنوان یکی از شکل‌های رقابت قدرت نرم/شناختی که مکمل قدرت سخت است. 

نظریه تعادل قدرت: بازیگرانی که توان روانی و اطلاعاتی را هم در معادلاتشان وارد می‌کنند، مزیت دارند. نمونه‌های رقابت شناختی بین دولت‌ها که منافع استراتژیک را تحت تأثیر قرار می‌دهد (تحریف واقعیت برای مشروعیت‌بخشی به اقدامات نظامی، بهبود موقعیت بین‌المللی، کاهش هزینه‌های نظامی مستقیم). 

ب- لیبرالیسم و نظریه‌های نهادگرا؛ نقش نهادها، حقوق بشر، رسانه‌ها و شفافیت در ایجاد مقاومت در برابر عملیات جنگ شناختی. 

نظریه دموکراسی آسیب‌پذیر: دولت‌های دمکراتیک به دلیل آزادی بیان، رسانه آزاد و جامعه مدنی قوی، در عین حال آسیب‌پذیرند چون روایت‌های متضاد راحت‌تر پخش می‌شوند، اما همچنین منابع مقابله بیشتری دارند. همکاری بین‌المللی و اقدامات چندجانبه برای نظارت بر اطلاعات، مقررات رسانه‌ای، و حفاظت از حقوق بشر. 

ج- ساختارگرایی(Constructivism)؛ تمرکز بر هویت‌ها، باورها، روایت‌ها؛ جنگ شناختی عرصه‌ای است برای تولید معنا، ساخت هویت، بازتولید داستان‌های ملی و مقاومت. نقش کارکردی حافظه تاریخی، نمادها، اسطوره‌ها؛ چگونگی تاثیر آنها بر مشروعیت داخلی و بین‌المللی یک بازیگر مقاومت یا دولت اشغالگر. روایت و تصویرسازی (framing) به عنوان مؤلفه‌ای کلیدی در بازتولید یا تغییر هویت‌ها. 

د- نظریه‌های جدید؛ جنگ سایبری، فناوری‌های شناختی، علوم اعصاب تأثیر فناوری‌های هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی، تحلیل داده (Data Analytics) و علوم اعصاب بر توان تغییر ادراک عمومی. بحث گسترده در مفاهیمی مثل «neuro-rights» یا حریم شناختی، حقوق ذهنی، حریم معنایی و تاثیر ابزارهای شناختی پیشرفته بر ذهن بشر. 

مکانیسم‌ها و تکنیک‌های اجرا 

در این بخش به روش‌ها و مکانیسم‌های خاصی می‌پردازیم که در اجرای جنگ شناختی کاربرد دارند: 

پخش شایعه و اطلاعات نادرست (Disinformation / Misinformation): تولید و انتشار محتواهایی که دقیق نیستند یا به قصد فریب ساخته شده‌اند، برای تحریف واقعیت. 

• رفتار ترجیحی و تأثیر عصبی (Emotional Appeal / Affective Manipulation): استفاده از ترس، خشم، نفرت، احساس قربانی بودن یا کینه تاریخی برای تأثیرگذاری بر احساسات جمعی. 

• قطبی‌سازی اجتماعی (Polarization): برجسته کردن اختلافات هویتی، مذهبی، طایفه‌ای، قومی، یا سیاسی برای تجزیه انسجام اجتماعی. 

• کنترل ادراک رسانه‌ای (Framing / Agenda Setting): تعیین موضوعات مورد توجه رسانه‌ها، طرز بازتاب وقایع، برجسته کردن یا کم‌رنگ کردن جنبه‌های خاص حادثه یا منازعه. 

• عملیات اطلاعاتی مستقیم (Information Operations): سایبری یا فیزیکی؛ شامل هک، انتشار اسناد محرمانه، افشاء فساد، جعل، تهمت. 

• حقوقی‌سازی منازعه: به‌کارگیری حقوق بین‌الملل، دادگاه‌های بین‌المللی، شکایت و افشاء برای مشروعیت داخلی و بین‌المللی. 

استفاده از فناوری‌های شناختی و علوم اعصاب

نظارت روانی، سنجش احساسات، داده‌کاوی روانی، بهره‌گیری از الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی برای میکرو‌تارگتینگ پیام‌ها. 
نیروی روایت و حافظه تاریخی: تکیه بر افسانه‌ها، روایت‌های ملی، اسطوره‌های مقاومت و ظلم گذشته برای تأیید هویت و مشروعیت مقاومت. تأثیرات راهبردی و پیامدها جنگ شناختی، وقتی مؤثر عمل کند، تأثیرات زیر را می‌تواند به همراه داشته باشد: 

کاهش هزینه نظامی: توانمندسازی بازیگر برای رسیدن به اهدافش بدون اتکا به عملیات نظامی سنگین یا ورود به جنگ تمام‌عیار.

مشروعیت بین‌المللی: اگر روایت غالب را بتوان تحت کنترل درآورد، بازیگر می‌تواند حمایت یا حداقل بی‌طرفی جامعه بین‌المللی را جلب کند. 

فرسایش روحیه داخلی طرف مقابل: کاهش انسجام اجتماعی، افزایش شکاف‌های داخلی، ایجاد ترس، ناامیدی؛ اثرات بلندمدت بر تصمیم‌گیری‌ها و توان مقاومت. 

چالش برای دموکراسی و قوانین بین‌المللی: جنگ شناختی معمولاً ماهیتی است که می‌تواند آزادی بیان، شفافیت و حق دسترسی به اطلاعات را مختل کند؛ نهادهای نظارتی ممکن است ناکارآمد شوند یا تحت فشار قرار گیرند. 

تغییر مفهوم جنگ و امنیت: مرزها بین امنیت ملی، امنیت شناختی، حقوق بشر، آزادی بیان و سیاست خارجی کاهش می‌یابد؛ بازیگران باید مولفه شناختی را به بخش رسمی استراتژی‌های امنیتی خود تبدیل کنند. 

چالش‌ها و ملاحظات اخلاقی 

حقوقی حقوق ذهن و آزادی شناختی (Cognitive Liberty / Mental Privacy): تا چه اندازه دولت یا گروه‌ها حق دارند بر ذهن‌ها تأثیر بگذارند؟ آیا استفاده از روش‌های روانی یا علوم اعصاب برای دستکاری ذهنی مشروع است؟ 

اخلاق در هوش مصنوعی و داده‌کاوی: خطر سوگیری الگوریتمی، بهره‌برداری از اطلاعات شخصی، نظارت گسترده، نفوذ در حریم خصوصی. 

مطابقت با قوانین بین‌المللی حقوق بشر: موازین بین‌المللی درباره آزادی بیان، دسترسی به اطلاعات، حق مردم برای حقیقت، برخورد با شکنجه روانی یا فشار روانی. 

مسئله مسئولیت و پاسخگویی: چه کسی پاسخگوست وقتی یک جامعه دچار آسیب شناختی شود؟ دولت؟ مؤسسات رسانه‌ای؟ شرکت‌های فناوری؟ استراتژی‌ها و راهبردهای مقابله برای بازیگران مقاومت یا هر بازیگر آسیب‌پذیر، استراتژی‌های زیر می‌توانند مؤثر باشند: 

ایجاد روایت‌های متقابل (Counter-narratives): روایت حق، مقاومت، عدالت، مظلومیت، که بتواند روایت غالب دشمن را به چالش بکشد. 

تقویت سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی: آموزش جامعه در تشخیص اطلاعات نادرست، شایعات، تبلیغات، و فهم ساخت روایت‌ها. 

تاب‌آوری اجتماعی (Social Resilience): ایجاد انسجام اجتماعی، احساس همبستگی، هویت جمعی قوی که بتواند در مقابل تفرقه و قطبی‌سازی ایستادگی کند. 

اشتراک بین‌المللی و دیپلماسی عمومی: بهره‌گیری از رسانه‌های بین‌المللی، سازمان‌های مدنی، دانشگاهی، نهادهای حقوق بشری برای افشای روایت‌ها و فشار بر بازیگر متجاوز. 

تقویت توان سایبری و فناوری شناختی بومی: استفاده از رمزنگاری، شبکه‌های مطمئن ارتباطی، تحلیل داده و هوش مصنوعی برای تولید و کنترل پیام‌ها به جای آنکه تنها قربانی حملات باشید. 

موارد مطالعاتی یا الگوها 

در این بخش می‌توان به چند نمونه واقعی از جنگ شناختی بین‌المللی و منطقه‌ای اشاره کرد تا درس‌هایی برای مقاومت یا تحلیل آینده استخراج شود: 

ناتو و مفهوم جنگ شناختی: مستنداتی که ناتو منتشر کرده‌اند، بویژه پروژه‌های ACT (Allied Command Transformation) نشان‌دهنده شکل‌گیری رویکرد رسمی برای شناخت و مقابله با جنگ شناختی است. 

مطالعه روسیه – اوکراین: در این جنگ روایت‌ها، عملیات سایبری، و حملات اطلاعاتی مؤثر دیده شده‌اند که هم جنبه دفاعی و هم حمله شناختی دارند. 

سازمان‌های غیردولتی و گروه‌های جهادی: مانند مطالعات درباره عملیات اطلاعاتی و روانی داعش یا القاعده که چگونه از بحران‌ها بهره‌برداری روایت‌سازان برای جذب نیرو و تغییر درک عمومی استفاده می‌کنند. برای منطقه غرب آسیا، چنین مطالعاتی به تحقیق بیشتری نیاز دارد ولی شواهد غیررسمی، مقاله‌ها و گزارش‌های حقوق بشری مستند وجود دارند که این الگوها در جریان درگیری‌های اسرائیل و غزه نیز تکرار شده‌اند. 

جمع‌بندی 

جنگ شناختی نمایانگر یک جهش راهبردی در نظریه و عمل امنیت بین‌المللی است. این نوع جنگ از معنای کلاسیک زور فراتر رفته و مبارزه را به عرصه ادراکات، باورها، هویت‌ها و مشروعیت انتقال داده است. برای بازیگر مقاومت یا هر بازیگر غیرمعتبر که در وضعیت نامتعادلی قرار دارد: اولاً؛ تسلط بر روایت، مشروعیت بین‌المللی و قدرت نرم، به اندازه قدرت سخت اهمیت دارد. ثانیاً؛ توانایی تشخیص، مقاومت و پاسخ سریع در برابر حملات شناختی، حیاتی است. و ثالثاً ترکیبی از راهبردهای رسانه‌ای، روانی، حقوقی و فناوری شناختی باید طراحی شود. در نظریه روابط بین‌الملل، جنگ شناختی می‌تواند موجب بازتعریف مفاهیمی چون قدرت، امنیت، حاکمیت و مشروعیت شود. در عمل، اگر مقاومت بتواند چارچوب نظری، تکنیک‌ها و راهبردهای کاربردی خود را ارتقاء دهد، شانس بیشتری برای پیروزی نه فقط در زمین نبرد بلکه در ذهن‌ها و وجدان‌ها دارد.

کلید واژه ها: جنگ شناختی جنگ شناختی در سطح جهانی سیروس حاجی زاده شناختی فناوری شناختی جنگ روایت روایت غالب مشروعیت


( ۱ )

نظر شما :