پارادوکس بازدارندگی:

نگاهی به پیامدهای ناخواسته راهبردهای امنیتی تهران در ترازوی موازنه قدرت در خاورمیانه

۱۸ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۴۰۱۲۶ اخبار اصلی خاورمیانه
بهرام مرادی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آیا راهبرد امنیتی جمهوری اسلامی ایران، به جای افزایش قدرت بازدارندگی، به شکلی ناخواسته به تسریع روند شکل‌گیری ائتلاف‌های منطقه‌ای علیه تهران منجر شده است؟
نگاهی به پیامدهای ناخواسته راهبردهای امنیتی تهران در ترازوی موازنه قدرت در خاورمیانه

نویسنده: بهرام مرادی، دانش آموخته دکترای روابط بین الملل

دیپلماسی ایرانی: تحولات پرشتاب خاورمیانه بار دیگر این پرسش کلیدی را در کانون توجه تحلیلگران قرار داده است: آیا راهبرد امنیتی جمهوری اسلامی ایران، به جای افزایش قدرت بازدارندگی، به شکلی ناخواسته به تسریع روند شکل‌گیری ائتلاف‌های منطقه‌ای علیه تهران منجر شده است؟ تشدید تنش‌ها میان ایران و نیروهای همسو با آن با اسرائیل و برخی کشورهای منطقه، این گمانه را تقویت کرده که تهران، بی‌آنکه بخواهد، به مهم‌ترین عامل انسجام‌بخش میان بازیگران عربی و اسرائیل تبدیل شده است.

پیمان ابراهیم: فراتر از یک توافق عادی‌سازی

پیمان ابراهیم در سال ۲۰۲۰ صرفاً پروژه‌ای برای عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و چند کشور عربی نبود؛ بلکه نقطه‌عطف شکل‌گیری یک نظم امنیتی جدید در خاورمیانه به شمار می‌رفت. اگرچه این توافق ابعاد اقتصادی، فناورانه و سیاسی پررنگی داشت، اما نگرانی مشترک از رفتار منطقه‌ای جمهوری اسلامی به عنوان مهم‌ترین پیشران همگرایی میان اعضای این پیمان عمل کرد.

موازنه تهدید: متغیری که نادیده گرفته شد

از منظر نظریه موازنه تهدید استیون والت، دولت‌ها زمانی به سمت ائتلاف‌سازی حرکت می‌کنند که بازیگری را تهدیدی بالفعل برای امنیت ملی خود تلقی کنند. در این چارچوب، هرچه دامنه کنش‌های نظامی ایران یا نیروهای نیابتی آن گسترش یابد، کشورهای منطقه انگیزه بیشتری برای توسعه همکاری‌های پنهان و آشکار امنیتی، اطلاعاتی و دفاعی خواهند داشت. در واقع، رفتار یک کنشگر می‌تواند بیش از توان نظامی او، ادراک تهدید را نزد رقبا افزایش دهد و زمینه را برای شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید هموار کند.

محدودیت‌های ائتلاف‌سازی رسمی

با این حال، نباید تصور کرد که هر اقدام نظامی ایران به صورت خودکار به گسترش رسمی پیمان ابراهیم  منتهی می‌شود. دولت‌های عربی همچنان با محدودیت‌های استراتژیک مهمی مواجه‌اند؛ از جمله حساسیت افکار عمومی نسبت به مسئله فلسطین، هراس از تشدید بی‌ثباتی در مرزهای خود و تمایل به حفظ کانال‌های دیپلماتیک با تهران. از همین رو، بسیاری از همکاری‌های امنیتی ممکن است بدون اعلام رسمی و در قالب سازوکارهای غیرعلنی دفاعی و اطلاعاتی تداوم یابد.

هزینه بی‌طرفی: چرا ائتلاف‌ها مستحکم‌تر می‌شوند؟

روندهای چند سال اخیر نشان می‌دهد که همکاری میان اسرائیل، ایالات متحده و برخی دولت‌های عربی در حوزه‌هایی مانند پدافند هوایی یکپارچه، تبادل داده‌های اطلاعاتی، امنیت دریایی و مقابله با تهدیدات موشکی و پهپادی رو به گسترش بوده است. منطق حاکم بر این روند روشن است: هرچه سطح تهدید افزایش یابد، هزینه بی‌طرف ماندن برای دولت‌های منطقه نیز سنگین‌تر خواهد شد.

تناقض در هدف و نتیجه

نکته قابل تأمل آن است که اگر هدف راهبرد منطقه‌ای جمهوری اسلامی، افزایش بازدارندگی و کاهش نفوذ اسرائیل باشد، نتیجه عملی برخی اقدامات می‌تواند معکوس باشد. افزایش احساس ناامنی در میان کشورهای عربی، آنان را بیش از گذشته به همکاری با اسرائیل سوق می‌دهد و زمینه را برای معماری امنیتی جدیدی فراهم می‌سازد که ایران همواره با آن مخالفت داشته است.

چشم‌انداز آینده

البته آینده پیمان ابراهیم صرفاً تابع رفتار ایران نیست. متغیرهای دیگری نظیر سرنوشت جنگ غزه، سیاست‌های دولت آمریکا، رقابت قدرت‌های فرامنطقه‌ای و تحولات داخلی کشورهای عربی نیز نقشی تعیین‌کننده دارند. با این همه، نمی‌توان نادیده گرفت که استمرار سیاست‌های تقابلی تهران، ضریب همگرایی امنیتی میان بازیگران منطقه را به شدت افزایش داده است.

در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا ایران خواهان تقویت پیمان ابراهیم است یا خیر؛ بلکه این است که آیا پیامدهای ناخواسته سیاست‌های امنیتی جمهوری اسلامی، در عمل به تحکیم همان ائتلافی منجر می‌شود که هدف اولیه آن مهار نفوذ ایران در خاورمیانه بوده است؟ اگر پاسخ به این پرسش مثبت باشد، تهران ناگزیر است در ارزیابی هزینه، فایده راهبرد منطقه‌ای خود تجدیدنظر کند؛ چرا که در سیاست بین‌الملل، گاه نتایج اقدامات بیش از نیت کنشگران، مسیر تحولات را تعیین می‌کند.

کلید واژه ها: ایران و خاورمیانه ایران و امریکا ایران منطقه اسرائیل ایران و اسرائیل موازنه منطقه بهرام مرادی


نظر شما :