جهان در دوراهی بی‌ثباتی منطقه‌ای یا بحران جهانی

استراتژی «تشدید کنترل‌شده» ایالات متحده و ایران به کجا خواهد انجامید؟

۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۸۶۸۸ اخبار اصلی خاورمیانه
هم‌زمان با اینکه ایالات متحده، به همراه متحدانش، به دنبال تشدید حضور دریایی خود هستند، امنیت تأمین انرژی جهانی در این فرایند به طور فزاینده‌ای شکننده می‌شود.
استراتژی «تشدید کنترل‌شده» ایالات متحده و ایران به کجا خواهد انجامید؟

نویسنده: آدم کیلیچ، دکترای علوم سیاسی

دیپلماسی ایرانی: تنش‌ها بین ایالات متحده و ایران نه به عنوان یک جنگ رسماً اعلام‌شده به معنای کلاسیک، بلکه از طریق یک مدل درگیری ترکیبی در حال آشکار شدن است.

طرفین از رویارویی نظامی مستقیم و در مقیاس بزرگ اجتناب می‌کنند. در عوض، با دوری از آنچه از نظر نظامی به عنوان «سلطه ارضی» تعریف می‌شود، آنها همچنان از طریق استراتژی‌های فشار مبتنی بر روایت‌های روزانه از دستاوردهای تاکتیکی، یکدیگر را تضعیف می‌کنند.

این پویایی در حال ایجاد میدانی از رقابت است که در میدان ادامه دارد، اما عمداً زیر آستانه‌های خاصی نگه داشته می‌شود.

وقتی تحولات میدانی بررسی می‌شود، آشکار می‌شود که اگرچه توجه به طور فزاینده‌ای به سمت تنگه هرمز – که شاید در ابتدا در محاسبات پیش از درگیری نقشی محوری نداشته باشد – معطوف شده است، محور عراق – سوریه همچنان به عنوان حیاتی‌ترین منطقه درگیری عمل می‌کند.

هم‌زمان با اینکه ایالات متحده، به همراه متحدانش، به دنبال تشدید حضور دریایی خود هستند، امنیت تأمین انرژی جهانی در این فرایند به طور فزاینده‌ای شکننده می‌شود.

در عین حال، هر دو طرف با دقت از تشدید تنش‌هایی که مستقیماً جریان نفت جهانی را مختل می‌کنند، اجتناب می‌کنند.

این رویکرد محتاطانه، فعلاً، از تبدیل تنش‌ها به یک بحران جهانی تمام‌عیار مانع می‌شود.

عامل اسرائیل، معادله را پیچیده‌تر می‌کند. با افزایش تنش‌ها بین نفوذ منطقه‌ای ایران و نگرانی‌های امنیتی اسرائیل، حملات اسرائیل به اهداف مرتبط با ایران، ایالات متحده را – هرچند غیرمستقیم – به سمت تعامل عمیق‌تر سوق می‌دهد و در نتیجه زمینه را برای ساختار درگیری لایه لایه‌تر و پیچیده‌تر فراهم می‌کند.

در جبهه‌ای که کمتر دیده می‌شود، عملیات سایبری و فعالیت‌های اطلاعاتی برجسته هستند. اگرچه هر دو طرف در تلاشند تا از طریق داده‌ها و قابلیت‌های نظارتی برتری خود را تثبیت کنند، اما این روند به دلیل اقدامات متقابل، بی‌نتیجه مانده است.

در سطح استراتژیک، هم ایالات متحده و هم ایران سیاست «تشدید کنترل‌شده» را دنبال می‌کنند.

در حالی که واشینگتن قصد دارد نفوذ منطقه‌ای ایران را محدود کند، امنیت اسرائیل و متحدان خلیج فارس آن را تضمین کند و تداوم مسیرهای انرژی را حفظ کند، همچنین در تلاش است از هرگونه فرسایش جایگاه ابرقدرتی خود جلوگیری کند.

در این چارچوب، تحولات دیپلماتیک و امنیتی که ممکن است در مسیر اسلام‌آباد پدیدار شوند نیز به طور فزاینده‌ای به سمت بی‌نتیجه بودن سوق می‌یابند.

اگرچه توانایی پاکستان برای حفظ گفت‌وگو با ایالات متحده و ایران، اسلام‌آباد را به عنوان یک مرکز بالقوه برای دیپلماسی پشت پرده قرار می‌دهد، رقابت – به‌ویژه بر سر همکاری در حوزه انرژی – بُعد جدیدی به این معادله اضافه می‌کند.

آیا مذاکرات موفق خواهند شد؟

عامل اصلی احتمال بن‌بست، پویایی بازدارندگی متقابل است.

به نظر می‌رسد که آتش‌بس‌های کوتاه‌مدت برای هیچ‌کدام از طرفین کافی نبوده است. در عوض، هر دو طرف، با محاسبه هزینه‌های بالای جنگ مستقیم، تلاش می‌کنند تا قبل از بازگشت به میز مذاکره، مواضع خود را تقویت کنند که عملاً به جای کاهش تنش، خطرات را افزایش می‌دهد.

خطر سرایت منطقه‌ای، به‌ویژه در سراسر لبنان، یمن و خلیج فارس، با پتانسیل بحران‌های پی‌درپی، هر دو طرف را به اقدام محتاطانه مجبور می‌کند.

شکنندگی اقتصاد جهانی و حساسیت بازارهای انرژی، این تعادل را بیشتر تقویت می‌کند.

علاوه بر این، پویایی‌های سیاسی داخلی در ایالات متحده و ایران، اتخاذ گام‌های نظامی رادیکال‌تر را محدود می‌کند.

نتیجه‌گیری

در این مرحله، احتمال اینکه تنش‌های ایالات متحده و ایران در کوتاه‌مدت به یک نتیجه نظامی یا سیاسی قطعی منجر شود، کم به نظر می‌رسد.

در عوض، به نظر می‌رسد که سیستم بین‌المللی به سمت سناریویی گرایش پیدا می‌کند که در آن رقابت پایدار، کنترل‌شده و چندلایه – همراه با بی‌ثباتی مداوم منطقه‌ای – بر یک بحران جهانی در مقیاس بزرگ ترجیح داده می‌شود.

منبع: یونایتد ورلد اینترنشنال / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱

کلید واژه ها: ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا جنگ با ایران جنگ امریکا جنگ امریکا با ایران حمله امریکا به ایران حمله اسرائیل به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران ترکیه سوریه عراق


( ۵ )

نظر شما :