زمان تنگ و رقابت سخت

ایران باید شرایط جدید بعد از شهادت سردار سلیمانی را درک کند

۱۶ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۸۹۳۳۶ خاورمیانه انتخاب سردبیر
سید علی موسوی خلخالی می نویسد: آنچه در این برهه زمانی اهمیت دارد و باید آن را به خوبی درک کرد، این است که زمان تنگ است و سیر تحولات سریع و رقبا و دشمنان ایران مترصد فرصت ها برای گرفتن برگه های ایران در هر حوزه ای که بتوانند، هستند. 
ایران باید شرایط جدید بعد از شهادت سردار سلیمانی را درک کند

نویسنده: سید علی موسوی خلخالی، سردبیر دیپلماسی ایرانی

 دیپلماسی ایرانی: ضایعه فقدان سردار سلیمانی در پی ترور ددمنشانه ایالات متحده برای ایران بسیار سنگین است. جمهوری اسلامی ایران اگرچه توانایی های بسیاری دارد و بر کسی پوشیده نیست و در میدان عمل و طی سالیان گذشته بارها و بارها ثابت شده اما نمی توان منکر شد که جای خالی سردار سلیمانی برای ایران کاملا ملموس و محسوس است. در نبود اوست که شاهدیم طرف هایی که تا قبل از این ابراز اندام نمی کردند خیز برداشته اند تا جای خالی او را پر کنند یا گمان می کنند نبود او فرصتی است که می توانند جاه طلبی های خود را دنبال کنند. مثلا تحرکات اخیر ترکیه در شمال سوریه که تا کنون سابقه نداشته و به خود جرات داده است وارد خاک یک کشور مستقل همسایه اش شود و بی محابا وارد درگیری نظامی با ارتش سوریه شود، اتفاقی است که جز با نبود سردار سلیمانی نمی توان توجیه دیگری برای آن کرد. تا قبل از این ترکیه وارد روند آستانه شده بود و از تحرکات نظامی در خاک سوریه اجتناب می کرد و در طول این سالیانی که دولت سوریه درگیر تحولات داخلی و آشوب ها و اغتشاشات خود بود و مبارزه بی امانی را با تروریسم بین المللی انجام می داد، هیچ گاه وارد فاز نظامی با ارتش سوریه نشده بود، در برهه ای شاید مرزهای خود با سوریه را به آرایش نظامی درآورد اما هیچ گاه وارد رویارویی مستقیم نظامی با ارتش سوریه نشده بود، اما حالا گمان می کند، فرصتی پیش آمده که می تواند بلندپروازی های خود را در شمال سوریه پیش ببرد و تمامی توافقات خود با ایران و روسیه را نادیده بگیرد و در ادلب جنگی نظامی را با ارتش سوریه آغاز کند؛ در حالی که همه به خوبی می دانند کسانی که در ادلب سنگر گرفته اند، اعضای گروه جبهه النصره ای هستند که در فهرست گروه های تروریستی سازمان ملل قرار دارد و ترکیه از آنها حمایت می کند. حمایت ترکیه از این گروه نه اعتقادی بلکه انگیزه های سیاسی و جاه طلبانه دارد که باید به جای خود و در نوشته ای دیگر به آن پرداخته شود. 

ایران سردار سلیمانی های بسیاری دارد که به زمان خود و در فرصت مقتضی شایستگی ها و توانایی های خود را نشان خواهند داد. همان طور که در طول سالیان گذشته از زمان جنگ تحمیلی تا کنون بارها ثابت شده که قدرت ایران نزد نیروهای گم نامی است که همچون سردار سلیمانی در نقاط مختلف ایران و منطقه توانایی ابراز وجود و پیشبرد کلان سیاست های جمهوری اسلامی ایران را، چه در بعد دیپلماتیک و چه در بعد نظامی، دارند. 

در حال حاضر ضایعه از دست دادن سردار سلیمانی را در مناطقی که حوزه نفوذی جمهوری اسلامی ایران محسوب می شوند می توان مشاهده کرد. از جمله در عراق و همان طور که گفته شد در سوریه. در عراق بسیاری از رهبران عراقی احساس می کنند پدری را از دست داده اند که چراغ راه آنها در کوران بحران های متعدد آن کشور بود. آنها به وضوح می گویند در نبود حاج قاسم دچار سردرگمی در تصمیم گیری هایشان شده اند. 

بی شک این گونه نیست که جمهوری اسلامی ایران در لحظه متوقف بماند و نداند برای آینده خود چه کند؟! کما این که در طول سالیان گذشته که بزرگان متعددی را از دست داد، در لحظه متوقف نماند و با بازبینی برگه ها و سیاست های خود مجددا حرکت خود را از سر گرفت و موفقیت های متعددی را رقم زد. اکنون نیز اگرچه فقدان حاج قاسم وقفه ای در تحرکات منطقه ای ایران به وجود خواهد آورد، اما بی شک جمهوری اسلامی ایران و مقامات کشورمان نیک می دانند که فرصت ها را باید دریابند و درک کنند که در بازی کلان منطقه ای و بین المللی، رقبا، حتی اگر دوست و همپیمان باشند، تلاش می کنند هر ضایعه ای برای کشور دوست را فرصتی برای خود بدانند و از آن نهایت استفاده را ببرند. بازی و رقابت کلان بین المللی شوخی بردار نیست، هر کس به فکر منافع خود است و تلاش می کند در معادلات بین المللی بیشترین سود و بهره را از آن خود کند. 

وضعیت فعلی برای ایران باید دوره گذاری باشد که از فرصت های موجود نهایت استفاده را ببرد و سیاستی را پیش بگیرد که کمترین هزینه ها را متحمل شود. شاید وقفه ای در برنامه های ایران به وجود بیاید اما باید به سرعت در سیاست ها و معادلات خود بازنگری کند و مجددا فضا را به دست گیرد و سیر صعودی را آغاز کند. شاید در این باره بد نباشد از متحدان منطقه ای خود مثل حزب الله لبنان که به خوبی تا کنون توانسته است بحران به وجود آمده در این کشور را مدیریت کند، بهره ببرد. در این هم شکی نیست که سرداران عرصه دیپلماسی می توانند پرچم دار نبرد میدان های دیپلماتیک باشند و در پر کردن بعضی از خلاءهای به وجود آمده موثر شوند. 

آنچه در این برهه زمانی اهمیت دارد و باید آن را به خوبی درک کرد، این است که زمان تنگ است و سیر تحولات سریع و رقبا و دشمنان ایران مترصد فرصت ها برای گرفتن برگه های ایران در هر حوزه ای که بتوانند، هستند. 

کلید واژه ها: ایرانجمهوری اسلامی ایرانشهادت سردار سلیمانیسوریهایران و سوریهترکیهایران و ترکیهعراقایران و عراقایالات متحده امریکاترور سردار سلیمانی


( ۱۶ )

نظر شما :

علی ۱۶ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۹:۱۴
با سلام ای کاش نویسنده واضحتر توضیح میدادن برا کسانی که سواد بالای تحلیل ندارن و با خواندن مقاله بیشتر بابت اتفاق ناگواری که گویا درراه هست نگران میشن
امیر ۱۶ بهمن ۱۳۹۸ | ۲۰:۵۳
ترکیه قبلا هم از نیروهای خودش دفاع کرده و حتی یک جنگنده روسی را ساقط کرد! ترکیه به پشتوانه ناتو از ابتدای درگیریها سوریه نشان داده که بیمی از درگیر شدن با نیروهای حکومتی در سوریه ندارد. بنابراین ربط دادن تحرکات ترکیه به ترور سردار سلیمانی به نظر اینجانب تحلیلی اشتباه میباشد. «وضعیت فعلی برای ایران باید دوره گذاری باشد که از فرصت های موجود نهایت استفاده را ببرد و سیاستی را پیش بگیرد که کمترین هزینه ها را متحمل شود.» راستش من متوجه منظور کلی این مقاله نشدم. آیا نویسنده میگوید باید مسیر سیاست های قبلی که به ترور سردار سلیمانی منجر شد ادامه پیدا کند؟ یا اینکه نویسنده میگوید باید تغییر رویه بدهیم؟ بنظر میاد نویسنده محترم خواستند حرفی بزنند اما اصل مطلب رو فراموش کرده اند و شاید سردبیر محترم با سانسور بیش از حد اصل مطلب را حذف کرده اند! به هر حال این مقاله بسیار مبهم میباشد!
افخمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۰:۲۶
بر خلاف نظر آقای خلخالی این محور مقاومت است که بعد از ماهها تعلل وبازسازی خود حمله به مزدوران سوری ترکیه را شروع کرد وترکیه را مجبور به واکنش کرد.برای ترکیه اتفاقا شرایط قبلی خیلی ایده آل بود.چون ترکها درلوای کار فرهنگی وبعضی از ریاکاریهای خدماتی وازاین قبیل امور نقشه ای دراز مدت در این منطقه داشتند که با حمله جسورانه ارتش سوریه نقش برآب می گردد.