از حمله همزمان به ۷ کشور متخاصم تا تهدید به جنگ فرامنطقهای
هفت تابویی که در جنگ رمضان شکسته شد
دیپلماسی ایرانی: در جنگ رمضان تابوهای بزرگی شکسته شد که تا پیش از این جهان تصوری از آن نداشت. برخی از تابوشکنیها به نفع ایران و برخی به ضرر ایران بودند که در ذیل به آنها اشاره میشود:
تابوی اول) حمله مستقیم به پایگاههای نظامی آمریکا:
در دهههای اخیر هیچ ارتشی جرات نکرده بود حتی یک گلوله فشنگ به سمت پایگاههای آمریکایی پرتاب کند. ایران در این جنگ مستقیما و علنا به همه پایگاههای رسمی ارتش آمریکا در منطقه حمله و تجهیزات آنها را نابود کرد. به نحوی ابهت آمریکا پس از چند دهه به عنوان یک تابوی بزرگ شکسته شد.
تابوی دوم) حمله مستقیم به خاک ایران:
خاک ایران در سال گذشته مستقیما دو مرتبه توسط آمریکا و اسرائیل مورد تجاوز ویرانگر قرار گرفت و بسیاری از مراکز نظامی و دفاعی ایران ضربات سنگینی متحمل شدند که جبران آنها به سالها زمان و بودجههای کلان نیاز دارد. تا پیش از این پدافند چند لایه ایران، تصوری از نفوذناپذیری بر آسمان ایران را ایجاد کرده بود که متاسفانه با ضربات شدید به سیستم پدافندی ایران و حملات گسترده و مکرر به اکثر استانهای ایران و بهخصوص حملات سنگین پرتعداد به قلب پایتخت، تابوی حمله مستقیم به خاک ایران نیز شکسته شد. این در حالیست که در تاریخ ۴۷ ساله پس از انقلاب و حتی پس از جنگ جهانی دوم چنین تجاوزی به ایران انجام نشده بود.
تابوی سوم) تعیین ضرب الاجل برای حمله مسلم اتمی:
برای اولین بار پس از حمله اتمی به ژاپن، آمریکا یک ضرب الاجل قطعی برای «نابودی همیشگی تمدن ایران» تعیین کرد. این ضرب الاجل تا حدی مسلم و معتبر و قابل باور بود که مقامات ایران تنها ساعاتی مانده به پایان ضرب الاجل، به دیدار مستقیم و علنی با مقامات آمریکایی در پاکستان مجبور شدند. آقای دکتر قالیباف در مصاحبه تلویزیونی خود در پاسخ به انتقادات به ملاقات مستقیم با جی دی ونس (معاون ترامپ) و چرایی آن، بهطور تلویحی به ضرب الاجل ترامپ اشاره کرد. همه دنیا تهدید «نابودی همیشگی تمدن ایران» را همان تهدید به حمله اتمی و یک تهدید جدی دانستند. در واقع در اینجا دو تابو باهم شکسته شد: یکی تعیین ضرب الاجل مسلم برای حمله اتمی و دوم ملاقات رسمی و علنی مقامات ایران و آمریکا پس از انقلاب.
تابوی چهارم) بازدارندگی هستهای برای ایران:
پس از حملات ویرانگر مستقیم آمریکا و اسرائیل به خاک ایران و پس از ضرب الاجل ترامپ برای نابودی همیشگی تمدن ایران، برای اولین بار متن جامعه و حتی مقاماتی که تا دیروز بازدارندگی اتمی را بد میدانستند به ضرورت آن پی بردند تا جایی که خروج ۴۰۶ کیلوگرم مواد اورانیومی ۶۰ درصدی را معادل حمله اتمی حتمی آمریکا به ایران دانستند و حتی در تلویزیون رسمی ایران نیز بارها به این موضوع اشاره شد. بدین ترتیب ایرانیها و بهخصوص مقامات حکومت برای اولین بار، به بازدارنده بودن مواد هستهای (که حتی هنوز به بمب اتمی تبدیل نشده اند!) پی بردند. حال باید این تناقض بزرگ در داخل حاکمیت ایران حل شود که اگر این مواد میتوانند از حمله اتمی به ایران مانع شوند، چرا ایران نباید مستقیما به سوی ساخت سلاح اتمی برود و تعارفات بیهوده را کنار بگذارد و کار را تمام کند؟ چند بار دیگر باید رهبر ایران و مقامات ارشد و مردم عادی بمباران و شهید شوند تا مقامات کشور به اشتباهات مسلم گذشته خود مبنی بر نفی تسلیحات اتمی پی ببرند؟ البته در این زمینه نیز تابوشکنیهای خوبی انجام شده بطوریکه اخیرا سخنگوی کمیسیون امنیت ملی در شبکه افق صراحتا اعلام کردند که «اصلا چرا باید ایران به آمریکا تعهد عدم ساخت سلاح هستهای بدهد؟ به آنها چه ربطی دارد؟ در حالیکه آنها خودشان ۵هزار کلاهک اتمی دارند».
این تابوشکنیهای بیسابقه، نویدبخش رویکردی نوین در امر بازدارندگی است البته به شرطی که افراد نفودی دشمن دوباره با تصمیمسازیهای نادرست و اغواگریهای ویرانگر، به تکرار اشتباهات خسارتبار گذشته و بازگشت به عقب منجر نشوند.
تابوی پنجم) حمله همزمان به ۷ کشور متخاصم:
ایران در جنگ رمضان حملات مستقیمی به منافع آمریکا و اسرائیل در 7 کشور انجام داد که مهمترین تابوشکنی در تاریخ معاصر ایران است. برخی کشورهای خائن همسایه که خاک خود را در اختیار دشمنان گذاشتند و همیشه علیه ایران توطئه و کارشکنی میکردند به یکباره با این تابوشکنی غیرقابل باور مواجه شدند بهطوریکه آینده زندگی سیاسی آنها را برای همیشه متفاوت خواهد کرد.
تابوی ششم) موشک قارهپیمای ایرانی:
در جنگ رمضان، ایران برای اولین بار در یک جنگ واقعی به جزیره «دیهگو گارسیا» در میانه اقیانوس هند حمله موشکی کرد که به معنی برد بیش از ۴۰۰۰ کیلومتر است. همچنین ایران یک پرتاب آزمایشی هماهنگ شده دوربرد به سیبری روسیه (با برد احتمالی ۵۰۰۰ کیلومتر) انجام داد. بدین ترتیب ایران موشک قارهپیمای خود را رونمایی کرد. این در حالی بود که ایران بهطور خودخواسته و داوطلبانه برد موشکهای خود را بهخاطر برخی ملاحظات به ۲۰۰۰ کیلومتر محدود کرده بود و این تحریم خودخواسته نادرست به جریتر شدن آمریکا و بهخصوص اروپا منجر شده بود چراکه میدانستند ایران با این تصمیم عجیب و اشتباه خود عملا، دسترسی به خاک دشمنان اصلی خود دسترسی ندارد. این تابو در این جنگ شکسته شد.
تابوی هفتم) تهدید مستقیم خاک اروپا و آمریکا:
ایران بهدنبال برخی اشتباهات مسلم خود در تعریف دکترین دفاعی، عملا خود را از تهدید و دسترسی به خاک دشمنان فرامنطقهای محروم کرده بود. جنگهای اخیر دو اتفاق جدید را باعث شد: ۱) ایران رسما اعلام کرد که دکترین دفاعی خود را از دفاعی (پدافندی) به تهاجمی (آفندی) تبدیل کرده است؛ ۲) به دنبال تهدیدات اخیر ترامپ مبنی بر بمباران مجدد ایران، رسما ایران اعلام کرد که در صورت شروع مجدد جنگ، باید جنگ فرامنطقهای را شاهد باشند که به معنی تهدید مستقیم خاک اروپا و آمریکاست. این امر میتواند با موشکهای قارهپیما، پهپادهای دوربرد و خرابکاریهای گسترده در داخل خاک دشمنان انجام شود. این نیز یک تابوی بزرگ بود که در این جنگ شکسته شد که البته تا زمانی که جامه عمل نپوشد، باورپذیری آن برای دشمنان دشوار خواهد بود.
اروپا از این پس تهدید ایران را بالای سر خود احساس خواهد کرد بهطوریکه همانند کشورهای عربی به اصلاح رفتار خصمانه خود علیه ایران مجبور خواهد شد.



نظر شما :