ضربات پیشبینی نشدهای که امریکاییها خوردند
پهپادهای ایران نقطه قوت جنگ نامتقارن
نویسندگان: بلال ی. صعب، مدیر ارشد اجرایی TRENDS US و عضو ارشد غیرمقیم برنامه دفاع پیشرو شورای آتلانتیک در مرکز استراتژی و امنیت اسکوکرافت است و ناتاشا احمد، مشاور ارشد TRENDS US
دیپلماسی ایرانی: ایران پس از تحمل چهل روز بمباران فشرده توسط ایالات متحده و اسرائیل از پایان فوریه تا آوریل، تنها راهی را که میتوانست برای تضمین بقای حکومت خود به کار گیرد، انتخاب کرد: اجتناب از رویارویی مستقیم و اتخاذ رویکردی نامتقارن.
ایران با حمله به تأسیسات انرژی در خلیج فارس و مسدود کردن تنگه هرمز، درگیری را گسترش داد. این کار را در تلاشی برای تحمیل هزینههای سیاسی و اقتصادی به ایالات متحده و اسرائیل انجام داد تا آنها را به توقف جنگ و کاهش خواستههایشان مجبور کند. به نظر میرسد تهران معتقد است که در این درگیری طولانی، تواناییاش برای تحمل درد اقتصادی بیشتر از دشمنانش است.
فقط زمان مشخص خواهد کرد که آیا ایران ظرفیت مقاومت خود را بیش از حد و عزم مخالفان خود را دست کم میگیرد یا خیر. با این حال، آنچه امروز مشخص است این است که تهران استراتژی خود را تا بن دندان اجرا میکند.
هسته اصلی استراتژی فرسایشی ایران، زرادخانه عمیق موشکی و پهپادی آن است. تا زمانی که پهپادهای ارزان ایرانی توسط رهگیرهای بسیار گرانقیمت آمریکایی، اسرائیلی و کشورهای عربی خلیج فارس سرنگون میشوند، و تا زمانی که این پهپادها گهگاه از این پدافندها فرار میکنند و به اهداف باارزشی برخورد میکنند، ایران همچنان تمایلی به دادن امتیازهای جدی در میز مذاکره نخواهد داشت.
وقت آن است که استراتژی ایران را بپذیریم و فکری برای تعامل با آن کنیم. انجام بیشتر این کار – تولید و استقرار اقدامات متقابل فنی بیشتر علیه پهپادهای ایرانی – به نفع تهران بوده است. چنین مبادلهای به دلیل اقتصاد و عمق موجودی، همیشه به نفع ایران خواهد بود. به عبارت ساده، ایران پهپادهای کمهزینه بیشتری دارد و میتواند سریعتر از رقبایش که میتوانند رهگیرهای پرهزینه تولید کنند، تولید کند.
مقابله با پهپادها با تور – که به طور گسترده در اوکراین و به طور بالقوه، طبق تصاویر منبع باز، در عراق استفاده شده است – یک جایگزین مناسب و کمهزینه است، اما محدودیتهایی دارد. ارتش ایالات متحده هنوز تاکتیکها، تکنیکها و رویههای استانداردی برای تورگذاری ضد پهپاد ندارد. همچنین، پهپادها از نظر ابعاد و ساخت تفاوتهای قابل توجهی دارند. بعضی از آنها محکمتر هستند و بارهای سنگینتری نسبت به بقیه حمل میکنند، که باعث میشود تورها چندان مؤثر نباشند.
ایالات متحده مجبور است بهسرعت زرادخانه ضد پهپاد غیر جنبشی خود را متنوع کند، زیرا دفاع سنگین رهگیر به تنهایی در برابر پهپادهای تولید انبوه از نظر اقتصادی ناپایدار است. برخی فناوریهای امیدوارکننده وجود دارند که مسیرهایی را برای مقیاسپذیری ارزانتر ارائه میدهند. این فناوریها مایکروویوهای پرقدرت، لیزرها و راهحلهای جنگ الکترونیکی را شامل میشوند که علیرغم محدودیتهایشان، میتوانند پهپادها را نیز غیرفعال کنند. مایکروویوهای پرقدرت میتوانند با چالشهای استقرار مواجه باشند؛ لیزرها فقط میتوانند یک هدف را در یک زمان از بین ببرند و عملکرد آنها میتواند تحت تأثیر آب و هوا قرار گیرد؛ روشهای جنگ الکترونیکی میتوانند در سیستمهای رادیویی نیروهای خودی اختلال ایجاد کنند و نمیتوانند پهپادهایی را که از طریق کابلهای فیبر نوری طولانی مانور میدهند، شکست دهند.
ایالات متحده به دلیل سالها غفلت، برنامهریزی ضعیف و سرمایهگذاری ناکافی در دفاع هوایی، در این معضل ضد پهپاد قرار دارد. با وجود همه نشانهها و هشدارها، سهم عمده بودجه دفاعی ایالات متحده در مورد تهدیدات هوایی برای دفاع موشکی بالستیک بوده و منابع بسیار کمتری به سمت دفاع هوایی هدایت شده است. پرداختن به این شکاف قابل توجه یک شبه اتفاق نخواهد افتاد.
ایالات متحده نمیتواند این کار را به تنهایی انجام دهد. بهترین راه برای مقابله با استراتژی فرسایشی ایران و کاهش تأثیر پهپادهای آن، تجمیع منابع و تقسیم کار بین واشینگتن و متحدان و شرکای آن است.
یک واکنش به موقع و چندجانبه به کمپین نامتقارن ایران باید آسیبپذیرترین نقطه در منطقه را در اولویت قرار دهد: زیرساختهای غیرنظامی. ایالات متحده و شرکای خلیج فارس آن فاقد یک سیستم منسجم برای دفاع از زیرساختهای غیرنظامی در برابر حملات مداوم پهپادها هستند، با مسئولیتهای پراکنده، اختیارات نامشخص و هیچ رویکرد یکپارچهای برای محافظت از شبکههای انرژی، آب و ارتباطات در معرض تهدید مداوم.
در عین حال، اوکراین به مرکز ثقل جهانی تاکتیکهای ضد پهپاد در شرایط جنگی واقعی تبدیل شده است و تقاضا برای دانش عملیاتی آن، ایجاد یک مدل ائتلافی را که دولت، صنعت و سازگاری مداوم را متحد میکند، ضروری میسازد.
گروه ویژه ۵۹ نیروی دریایی ایالات متحده، که بر استقرار عملیاتی سیستمهای بدون سرنشین به همراه اپراتورهای سرنشیندار برای تقویت امنیت دریایی در سراسر منطقه تمرکز دارد، باید به عنوان الگویی برای این تلاش مشترک عمل کند. گروه ویژه ۵۹ به این دلیل موفق شد که یک مأموریت محدود را با یک محیط عملیاتی آشنا ترکیب کرد و باید به عنوان مدل ستاره طلایی برای یک تلاش مشترک با فناوریهای نوظهور عمل کند. ایالات متحده باید رهبری تشکیل یک همکاری سهجانبه ضد پهپاد با اوکراین و شرکای خلیج فارس را بر عهده بگیرد که حول ایده ضد پهپاد به عنوان یک سرویس – نوع جدیدی از مدل تجاری استقرار، به جای فروش سختافزار ضد پهپاد به تنهایی – ساخته شده باشد.
بسیاری از ابزارهای ضد پهپاد، مانند تور و لیزر، در حال حاضر وجود دارند، اما یکپارچه نیستند و به کندی به سایتهای زیرساختی که بیشتر در معرض حمله هستند، میرسند. مدل پیشنهادی باید یکپارچهسازان سیستم آمریکایی را وادار کند تا روشهای شکست ارزانتر را در معماریهای دفاعی لایهای بگنجانند، آنها را در محیطهای عملیاتی خلیج فارس آزمایش کنند و با بازخورد میدان نبرد اوکراین آنها را اصلاح کنند. توسعه و فناوری جدید به طور طبیعی به عنوان بخشی از این تلاش تکامل خواهد یافت، اما باید توسط شکافهای کشف شده در طول استقرار هدایت شود نه توسط یک چرخه تدارکات طولانی دیگر که حول الزامات ایدهآل ساخته شده است.
اما این مدل با توجه به تنشهای بین ایالات متحده و اوکراین و تلاش واشینگتن برای بازگرداندن اعتماد با شرکای خلیج فارس، حساسیت سیاسی بیشتری خواهد داشت. بنابراین، این مشارکت باید به عنوان یک طرح آزمایشی زیرساختهای حیاتی غیرنظامی که از طریق کانالهای ادغام ایالات متحده هدایت میشود، آغاز شود و به شرکای خلیج فارس امکان دسترسی به درسهای میدان نبرد اوکراین را بدهد و در عین حال شرکتهای فناوری دفاعی آمریکایی را در مرکز استقرار نگه دارد. اگر سرمایه خلیج فارس مستقیماً به ظرفیت ضد پهپاد اوکراین منتقل شود زیرا مسیرهای صادرات ایالات متحده بسیار کند باقی میمانند، واشینگتن در معرض خطر از دست دادن هم جنبه صنعتی و هم یک محیط یادگیری زنده برای دفاع از زیرساختهای لایهای قرار میگیرد. اگر این مشارکت حول محور مشارکت صنعتی ایالات متحده، دفاع از خود در خلیج فارس و تقسیم بار مسئولیت و فروش سریعتر دفاع خارجی شکل بگیرد، ممکن است دولت این مفهوم را جذاب بداند. این با وضعیت فعلی کاخ سفید در انتقال تسلیحات که شرکایی با جغرافیای استراتژیک، سرمایهگذاری دفاع از خود و ارتباط با امنیت اقتصادی ایالات متحده را در اولویت قرار میدهد، هماهنگ است.
برای فعال کردن این تلاش مشترک، ایالات متحده باید حمایت کلی خود از اوکراین را حفظ کند. مرتبطترین دانش برای دفاع هوایی نامتقارن مدرن در خطوط مقدم اوکراین به صورت بیدرنگ تولید میشود. حفظ و ادغام این دانش، آمادگی متحدان را تقویت و توسعه دکترین را تسریع میکند. برای این منظور، کنگره باید قانون حمایت از اوکراین را بدون تأخیر تصویب کند، از جمله ۱٫۳ میلیارد دلار کمک و تحریمهای گستردهتر علیه روسیه. انجام این کار، سرمایهگذاری مستقیم در یادگیری عملیاتی، دفاع از زیرساختها و اعتبار اتحاد خواهد بود.
استراتژی ایران به زمان، هزینه و فشار بر سیستمهای غیرنظامی متکی است. این استراتژی برای تحمل بدون یک نقطه پایان طبیعی ساخته شده است. ایالات متحده و شرکایش میتوانند با ایجاد ائتلافی که سریعتر یاد میگیرد، سریعتر عمل میکند و از زیرساختهایی که در واقع نتایج را تعیین میکنند و دفاع میکند، با این پویایی مقابله کنند.
منبع: شورای آتلانتیک / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱


نظر شما :