آتش رمضان و آینهٔ خودآیینی
آیا تقابل اخیر، ایران را به لحظهٔ کانتیِ بازگشت به خویش رسانده است؟
نویسنده: نیروانا مهرآیین، متخصص حقوق بین الملل، کارشناس حقوق داخلی و فعال صلح و حقوق بشر
دیپلماسی ایرانی: در میانهٔ روندی از مذاکرات که هدف آن کاهش تنش و باز کردن مسیرهای دیپلماتیک بود، حملات نظامی اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران – آنچه در ادبیات رسانهای با عنوان «جنگ رمضان» شناخته شد – فضای تعامل را ناگهان به میدان تقابل کشاند. پس از مرحلهای از درگیری و سپس اعلام آتشبس، اکنون منازعه بیش از هر چیز در عرصهٔ رسانه و روایت ادامه دارد. در چنین شرایطی، تحلیل این رخداد تنها در سطح خبر یا موازنهٔ نظامی کافی نیست؛ بلکه باید آن را در چارچوب حقوق بینالملل و نیز در افقهای عمیقتر فلسفهٔ سیاسی بررسی کرد، بهویژه از زاویهٔ مفهومی که میتوان آن را «بازگشت به خویش» در معنای کانتی نامید.
در حقوق بینالملل معاصر، اصل منع توسل به زور یکی از ستونهای نظم جهانی است. منشور ملل متحد استفاده از نیروی نظامی را مگر در شرایط دفاع مشروع یا با مجوز شورای امنیت مجاز نمیداند. از همین رو، هر بحران نظامی میان دولتها بلافاصله به عرصهٔ رقابت حقوقی نیز تبدیل میشود؛ جایی که هر طرف میکوشد اقدام خود را در چارچوب دفاع مشروع یا ضرورت امنیتی تعریف کند. در ماجرای جنگ رمضان نیز چنین رقابتی شکل گرفت و در کنار میدان نظامی، میدان مشروعیت حقوقی به عامل مهمی در شکلدهی به افکار عمومی جهانی بدل شد. در دوران پس از آتشبس، همین رقابت حقوقی و رسانهای اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا مشروعیت بینالمللی میتواند به اندازهٔ توان نظامی بر آیندهٔ بحران اثر بگذارد.
اما لایهٔ مهمتر این رخداد، تأثیری است که بر خودفهمی سیاسی ایران میگذارد. در سنت فلسفی کانت، «بازگشت به خویش» به معنای اتکای سوژه به عقل خودبنیاد و خروج از وابستگی به مرجع بیرونی است. اگر این ایده را به سطح دولتها تعمیم دهیم، میتوان آن را به معنای تلاش یک جامعه برای تعریف مستقل مسیر سیاسی و راهبردی خود دانست. از این منظر، جنگ رمضان میتواند بهعنوان یک لحظهٔ تاریخی دیده شود که در آن پرسش از اتکا به ساختارهای مدرن غربی یا بازتعریف الگوی بومی حکمرانی و امنیت دوباره مطرح میشود. تجربهٔ حمله در زمانی که مذاکرات در جریان بود، در نگاه بسیاری نشانهای از شکنندگی اعتماد در مناسبات بینالمللی تلقی شد؛ عاملی که میتواند گرایش به خوداتکایی راهبردی و بازتعریف هویت سیاسی را تقویت کند.
در سطح روابط بینالملل، چنین لحظههایی اغلب به تغییر در گفتمان سیاست خارجی منجر میشوند. دولتها در مواجهه با بحرانهای شدید، میان دو مسیر قرار میگیرند: یا تلاش برای ادغام بیشتر در نظم بینالمللی با هدف کاهش تنشها، یا تقویت استقلال راهبردی و تکیه بر ظرفیتهای داخلی. بحث «بازگشت به خویش» در مورد ایران دقیقاً در همین نقطه قرار دارد. این مفهوم لزوماً به معنای گسست از جهان یا رد کامل مدرنیته نیست؛ بلکه میتواند به معنای بازاندیشی در نوع رابطه با آن باشد. در این قرائت، مدرنیته دیگر صرفاً الگویی وارداتی نیست، بلکه مجموعهای از ابزارها و نهادهاست که باید بر اساس نیازها و تجربهٔ تاریخی جامعه بازتعریف شوند.
از همین رو، جنگ رمضان را میتوان فراتر از یک بحران نظامی، بهعنوان لحظهای برای بازاندیشی در نسبت ایران با نظم جهانی دانست. این رخداد پرسشی بنیادین را پیش روی سیاست خارجی ایران قرار داده است: آیا امنیت و پیشرفت در چارچوب اعتماد به سازوکارهای موجود بینالمللی قابل تحقق است، یا باید الگوی تازهای از خوداتکایی و استقلال راهبردی شکل گیرد؟ پاسخ به این پرسش نه در میدان جنگ، بلکه در کیفیت دیپلماسی، نهادسازی داخلی و نحوهٔ تعامل با جهان مشخص خواهد شد. اگر مفهوم «بازگشت به خویش» به معنای تقویت عقلانیت مستقل و بازتعریف جایگاه ایران در نظام بینالملل فهم شود، آنگاه این بحران میتواند به نقطهای تبدیل شود که در آن سیاست خارجی کشور از مرحلهٔ واکنش صرف عبور کرده و به مرحلهٔ خودآگاهی راهبردی وارد میشود؛ مرحلهای که در آن آینهٔ بحران، فرصتی برای شناخت دقیقتر خویشتن و جهان پیرامون فراهم میکند.


نظر شما :