ایران و تنهایی استراتژیک
صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: اگر اراده باشد، با انتخاب راهحلهای برخاسته از عقلانیت میتوان بر غربت و تنهایی استراتژیک غلبه کرد و ایران جدیدی را در منطقه و جهان به منصه ظهور رساند.
ادامه مطلب
صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: اگر اراده باشد، با انتخاب راهحلهای برخاسته از عقلانیت میتوان بر غربت و تنهایی استراتژیک غلبه کرد و ایران جدیدی را در منطقه و جهان به منصه ظهور رساند.
ادامه مطلب
حسن فتاحی و ایران سیدی در یادداشت مشترکی مینویسند: ضرورت این مقاله آنجاست که بسیاری از ایرانیها گمان میکنند در اروپا پیشرفت دانش سرراست بوده و در ایرانِ زمان قاجار، میلِ به آن بهکل ازمیانرفته بود. این دیدگاههای خام و صفر و یکی سبب میشود که به ریشهیابی دلایل جاماندگی ایران خوب پرداخته نشود. دلایل جاماندگی ایران بسیار است و دربارهاش بسیار نوشتهاند؛ اما به باور ما نخستین گام در حل این مسئله دو چیز است: نخست اینکه بپذیریم جاماندهایم و دیگر آنکه باور داشته باشیم میتوانیم بار دیگر این جاماندگی را جبران کنیم.
ادامه مطلب
محمد بیدگلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: قرآن کریم در سورههای مختلف از جمله فاطر و نحل، انسان را به مطالعه تاریخ فرامیخواند و او را موتور محرکه تاریخ میداند و اعتقاد دارد که انسانها تاریخ خویش را میسازند. قرآن مجید به ما میگوید نگاه کنید و از گذشته تاریخ، درس بگیرید. به نظر میرسد توجه جدی اسلام به تاریخ باعث ایجاد علومی از جمله علم رجال، علم حدیث و علم اخبار شده است.
ادامه مطلب
سید احمد کاظمی موسوی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: در ایران امروز کسی نمی گوید و نمی نویسد که ترک ها، به رغم شکستی که در چالدران به ایران دادند، ادعا دارند که ما زبان فارسی به هند و سیام و سنگاپور بردیم، و تاتارها بودند که سه سده فارسی را زبان رسمی دولت هند اعلام کردند که نفوذش هنوز باقی است. ترکها بودند که کتب و نوشته های تاریخی ایران را بهتر از خود ایرانیان حفظ کردند. کسی جایی نمی خواند که هندیان فرهنگشناس هنوز فارسی را بسان یک زبان فاخر (sophisticated) می نگرند و در سخنان خود عبارات زیبایی از شعر سعدی و بیدل را به عنوان شاهد می آورند.
ادامه مطلب
علی موسوی خلخالی می نویسد: مروری به تاریخ روابط بین الملل ایران طی حدود ۱۲۰ سال اخیر نشان می دهد که موقعیت ایران و امکانات خدادای آن سبب شده است تا ایران همواره از اهمیتی بالا برای کشورهای قدرتمند جهان برخوردار باشد.
ادامه مطلب
کتاب «مأموران امریکایی در ایران»، به گردآوری و ترجمۀ علی موسوی خلخالی و طلا تسلیمی، در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.
ادامه مطلب
رابرت کاپلان، نویسنده امریکایی و متخصص امور سیاسی و بین الملل که مقالات متعددی از او در نشریه های آتلانتیک، واشنگتن پست، نیویورک تایمز و فارن افرز منتشر شده است درباره ایران می گوید: «ایران یک کشور واقعی است که از صدها سال پیش و طی قرون متمادی در همین محدوده جغرافیایی وجود داشته است. ایران از افغانستان تا دریای مدیترانه تنها کشور همیشه ماندگار این جغرافیا بوده است. برعکس عربستان سعودی که یک کشور ساختگی است که آنی نیست ما در شبه جزیره می بینیم.»
ادامه مطلب
نیما عظیمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: همزمان با نوروز و تشدید مناقشات ژئوپلیتیکی قفقاز، پانترکیسم نیز به تبلیغات تمامْ پوپولیستی خود شدت داده و فرصت غنیمت شمرده اند تا «از این نمد نیز کلاهی برای خود بدوزند»؛ احساسات و افکارِ قشر خاکستری جامعه را نشانه گرفته اند تا در این اوضاع خطیرمنطقه ای، رنگی ضدایرانی و ضدفرهنگی به روی آن بپاشند! باری! از لاطائلات و گزافه گویی های ایرانستیزانه آنان، همچون جعلی خواندن استوانه کورش بزرگ (منشور حقوق بشر) بگیرید تا گزافهسخنهایی درخصوص آرامگاه پادشاه ایرانی در پاسارگاد، تا برسید به تکرار ادعایی پوچ و ازسر بی دانشی، ادعایی سخیف که در قالب غیابِ نامِ کورش در شاهنامه مطرح می کنند! اما همه این تحرکات، تجاوز به فرهنگ ایران و با هدفِ برهم زدنِ اتحاد و یکپارچگی ملتِ ایران، در این روزهای خطیر و حساس است.
ادامه مطلب
نویسندگان: دکتر بشیر اسماعیلی گنهرانی و دکتر احسان اقبال سعیدی
ادامه مطلب
کوروش احمدی در یادداشتی می نویسد: جبر جغرافیا و جبر فرهنگ که مبنای این نگرش است، در قیاس با مؤلفههایی مانند نوع حکمرانی، نهادسازی و سیاستگذاری، اموری فرعی و غیرتعیینکننده هستند.
ادامه مطلب
احسان اقبال سعید در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: این ملت و ملکداران هم به حکم گام زدن در مسیر آخرین ذخیره عدلافروز الهی برای چرخاندن چرخ به کام اندیشه انسانیـ الهی خود نهایت مساعی را بکار بسته و میبندد اما این به معنای فروگذاشتن گزاره فوق نبوده و نیست که حتی در این سالها باز با مواجهه با شیران نر خونخواره نه تسلیم و نه رضا که تنها دفاع مشروع از خود را پیشه کرد نه چون دیگر دل به طاغوت و طاعون ثروت و لذتدادگان ویران کردن داشتههای دیگران برای نان و نام خود. رسانیدن این پیغام و گشودن قفل از ذهنها با کلید زبان مهمترین رسالت و سرمایه توامان است.
ادامه مطلب
احسان اقبال سعید و حسین طالبی در یادداشت مشترکی برای دیپلماسی ایرانی می نویسند: جان نظرنوشت در این است که اگر ایران را به رودخانه ای عظیم و با شکوه تشبیه کنیم نمی تواند و نباید انتظار داشت که یگانه مسیر و مسیل خود را طی کند و هر صیاد در گوشه ای و بر کرانه ای ماهی خود از آن صید کند و رودخانه هم هیچ به روی خویش نیاورد، چرا که این رود خروشان است و مدعی رفتن به راه یگانگی با اقیانوس و تمیز و تمیز آب از سراب... اما در عالم واقعیت قبل از رسیدن به اقیانوس نور می توان با اغیار پر خصم یا رودهای طغیانگر سیلابی مسیری موازی در پیش گرفت و گاه به جوش و خروشی بر حریم شان نواخت تا حرمت حفظ شود اما با فاصله ای معنادار صیانت از حریم این موجودیت یگانه را بسته و به شرایط تضمین و تمهید کرد.
ادامه مطلب
نعمت اله مظفرپور طی یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی، مطالعه کتاب تاریخ تحولات سیاسی ایران را به دلیل تمرکز بر جامعه شناسی هویت و عصیبت ایرانی، سابقه مداخلات خارجی در ایران و سرگذشت نفوذیها و خیانتهای عمله اجانب در جنگها و مذاکرات تاریخ معاصر، برای دیپلماتها و دیپلماسی نویسان بینش آفربن می داند.
ادامه مطلب
خدایار سعید وزیری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: ایجاد اتحادیهای همچون یک کنفدراسیون با نیمنگاهی به ساختار اتحادیه اروپا میتواند سازوکاری باشد که پیوند دیرینه فرهنگی میان این ملل را که همگی در مرزهای ایران بزرگ قرار دارند و سیاستهای فرامنطقهای و استعماری، طی دههها و سدهها به جدایی آنها منجر شده را به شکلی جدید برقرار کند و این پیوند را در اشکال دیگر کارکردی به منصه ظهور رساند.
ادامه مطلب
علیرضا بیگدلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: دلهای ما برای بهبود اوضاع در کشوری می زند که به معنی واقعی پاره تن ما و جایی برای دوست داشتن ماست. آرزو می کنم ثمره این نیتهای خیر مسئولان و مردم ما برای گسترش این دوستیها، به مثابه قطرات شبنمی در پای درخت دوستی باشد که کام دل به بار آرد.
ادامه مطلب
اکثر آمریکایی ها به ایران به چشم یک کشور متعصب مسلمان می نگرند که به دنبال توسعه وحشت در سراسر خاورمیانه است و از ایالات متحده عمیقا نفرت دارد؛ اما حقیقت پیچیده تر است. با توجه به ادامه رابطه ناکارآمد بین دو کشوری که در شرایط دیگر احتمالا متحدان نزدیکی می شدند، نگاهی به تاریخ می تواند مهم باشد و راهی برای آنها برای یافتن نقاط مشترک نشان دهد.
ادامه مطلب
آرش رییسی نژاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: تاکید بر داد به عنوان فلسفه فرمانروایی در ایران دگربار اهمیت تنهایی استراتژیک تاریخی ایران را نشان می دهد. در چنین سرزمینی کهن با چنین ویژگیِ پایدار، تنهایی استراتژیک ایران خود نشان دهنده درون زایی و استقلال بنیادهای امنیت ملی ایران بوده است. تکیه به درون بدین معنی است که گرانیگاه امنیت ملی ایران بر رابطه میان "دولت" و "ملت" استوار است تا روابطی استراتژیک با قدرت های بزرگ و یا گروه های غیر دولتی منطقه ای. به بیان دیگر، سنجه منافع ملی کشور را می باید در رابطه دولت و ملت ارزیابی کرد. در واقع، نظام جمهوری اسلامی باید دریابد که حکمرانان ایرانی همواره فقط یک متحد تاریخی داشته اند که آن هم "ملت ایران" بوده است.
ادامه مطلب
آرش رییسی نژاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: روند تمرکز مراکز سیاسی – نظامی، اقتصادی – بازرگانی و فرهنگی – دینی در دوران پهلوی و جمهوری اسلامی در تهران اما بیش از پیش افزایش یافته است. این چنین افزایش تصاعدی تعادل میان گرانیگاه و دیگر شهرهای ایران زمین را بر هم زده است. تا بدان حد که تو گویی «ایران، تهران است و تهران، ایران!»
ادامه مطلب
آرش رییسی نژاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: "وحدت در بالا، کثرت در پایین" را در ایران می توان در رابطه حکومت و ملت نیز یافت. این بدین معناست که جهان ایرانی آن گاه در هم فرومی ریزد که فرمانروایان و نخبگان در بالا، کثرت در پایین – کثرت سبک های زندگی، اندیشه و بیان در میان مردم – را نپذیرفته و بدان احترام نگذارند. هم از این رو، کوشش در تضعیف کثرت در پایین ریشه های سامان سیاسی را ناتوان خواهد ساخت.
ادامه مطلب
آرش رییسی نژاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: ایرانی ها ملت بوده اند و از آگاهی ملی برخوردار. آگاهی ملی بدان معناست که ایرانیان از ملت بودنشان آگاه بوده اند. این آگاهی را می توان در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی - که خود برگرفته از خوتای نامگ (خداینامه) که به دستور خسرو انوشیروان گردآوری شده بود - دید. آن را می توان در تاریخ بیهقی نیز جست.
ادامه مطلب
مرتضی مردیها در یادداشتی می نویسد: در هر زمان و در هر مکان، افراد به درجات متفاوتی شجاعت دارند، ولی معمولاً چنان است که فقط اقلیتی کوچک تا حد دست از جان شستن شجاعاند، الباقی با ترس از جان و حتی ترس از زندان و اخراج، تمکین میکنند. دلیلی در دست نیست مبنی بر اینکه ایرانیان در زمان ناصرالدین شاه کمتر از زمان مظفرالدین شاه شجاع بوده باشند، آنچه باعث شد در زمان این انقلاب کنند و در زمان آن نه، به تفاوت جدی روحیات آن دو در امر خشونت و وادارسازی مربوط بود. محمدعلی شاه سطوت و بیرحمی پدربزرگ خود را داشت، و بر همان مرکب هم انقلاب را سرکوب کرد و آب رفته را به جوی بازگرداند، ولی از آنجا که عشایر مسلح ترک و بختیاری به دفاع از انقلاب پا به میدان گذاشتند و جنگ داخلی درگرفت، برای از پس آنان برآمدن نیرو و تجهیزات کافی نداشت.
ادامه مطلب
محمود سریع القلم می نویسد: درگیری با قدرت های بزرگ خیلی هزینه دارد: ۱۳۲۰، ۱۳۳۰، ۱۳۵۵، ۱۳۵۹، ۱۳۹۰ ….
ادامه مطلب