دستیار سابق ترامپ در انتقاد از دیپلماسی او در تعامل با ایران

آقای رئیس جمهور این هنر معامله نیست، تلاش برای پنهان شکست است

۲۸ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۴۰۳۰۸ اخبار اصلی آمریکا خاورمیانه
الیوت آبرامز در یادداشتی می‌نویسد: در کنار مذاکرات احتمالی بر سر اوکراین، مذاکره با ایران جدی‌ترین آزمون سیاست خارجی دولت ترامپ است. در نهایت، پرداختن به حقایق با زبان مبهم غیرممکن خواهد بود: ایران یا تنگه هرمز را کنترل خواهد کرد یا نخواهد کرد. اگر این کار را انجام دهد، ایران عملاً ایالات متحده را از خلیج فارس بیرون خواهد کرد و تأثیر زیادی بر هر کشور خلیج فارس و کل خاورمیانه خواهد داشت.
آقای رئیس جمهور این هنر معامله نیست، تلاش برای پنهان شکست است

نویسنده: الیوت آبرامز، معاون دستیار رئیس جمهور و معاون مشاور امنیت ملی در دولت جورج بوش پسر و نماینده ویژه رئیس جمهور در امور ایران و ونزوئلا در دولت اول دونالد ترامپ

دیپلماسی ایرانی: حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اوج سال‌ها تلاش ایران برای محاصره اسرائیل با نیروهای نیابتی تهران بود. حماس و حزب‌الله غزه و لبنان را کنترل می‌کردند، شبه‌نظامیان شیعه تحت حمایت ایران بر عراق تسلط داشتند و جمهوری اسلامی ایران از نزدیک با حوثی‌ها در یمن و رژیم بشار اسد در سوریه برای محاصره اسرائیل همکاری می‌کرد. از آن زمان، به نظر می‌رسد که اسرائیل این به اصطلاح حلقه آتش را از هم پاشیده است.

حماس به شدت تضعیف شده و اسرائیل نیمی از غزه را به دست گرفته است. در همین حال، حزب‌الله چنان مختل شده است که دولت لبنان و نیروهای مسلح لبنان اکنون می‌توانند به چالش کشیدن آن را در نظر بگیرند. رژیم اسد در بحبوحه این هرج و مرج منطقه‌ای سقوط کرد و در عراق، دولت در حال عقب راندن شبه‌نظامیان شیعه است تا آنها را تا حدودی تحت کنترل خود درآورد. اما ضعف ایران نیز داخلی است: اوایل امسال اعتراضاتی چشمگیر رخ داد و صدها کشته برجا گذاشت. سوالی که اکنون دولت ترامپ با آن مواجه است این است که آیا باید با تضعیف بیشتر جمهوری اسلامی ایران، بر اساس این تغییرات عمل کند یا اینکه به یک توافق سریع برسد.

در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، خود را یک مذاکره کننده بزرگ می‌داند، تمایل آشکار او برای توافق با ایران، دست او را ضعیف کرده است. ضربه زدن به اقتصاد ایران با ادامه محاصره صادرات نفت ایران توسط ایالات متحده کاملاً امکان‌پذیر است، اما ممکن است قبل از انتخابات کنگره ایالات متحده در ماه نوامبر نتیجه‌ای نداشته باشد. رئیس جمهور جورج دبلیو بوش، که در سال ۲۰۰۶ با مشکل مشابهی روبه‌رو بود، ملاحظات سیاسی را نادیده گرفت و به افزایش نیروهای آمریکایی در عراق ادامه داد. به نظر می‌رسد ترامپ تمایلی به ترجیح امنیت ملی بر سیاست ندارد. 

اما اگر رئیس جمهور از نیروی نظامی بیشتری استفاده نکند، هیچ موقعیت چانه‌زنی نخواهد داشت. او می‌خواهد به رویارویی با ایران پایان دهد تا نفت به سرعت جریان خود را از سر بگیرد و قیمت نفت به سرعت کاهش یابد – و این فوریت او را در موقعیت صاحب ساختمانی قرار می‌دهد که به سرعت به پول نقد نیاز دارد و نمی‌تواند منتظر قیمت بهتری بماند.

قیمتی که ایران مطالبه می‌کند، خاورمیانه را تغییر می‌دهد – و هرگونه چالش آینده برای تسلط منطقه‌ای ایران را بسیار دشوارتر می‌کند. اگر جمهوری اسلامی ایران بتواند از تنگه هرمز درآمد کسب کند و نفت خود را آزادانه صادر کند، از نظر مالی نجات خواهد یافت. همین واقعیت که ایران با ایالات متحده مقابله کرده و به عنوان پیروز ظاهر شده است – و اگر ایران تنگه هرمز را کنترل کند، به عنوان پیروز دیده خواهد شد – تهران را تقویت می‌کند و به آن اجازه می‌دهد تا از کشورهای عربی نفت‌خیز خلیج فارس باج و خراج بخواهد. همان‌طور که در پیمان دفاعی جدید عربستان سعودی با پاکستان و ترکیه دیده‌ایم، اتکای تولیدکنندگان نفت خلیج فارس به ایالات متحده برای امنیت خود با معاملات با ایران و جست‌وجوی محافظان دیگر جایگزین خواهد شد. این موضوع این سؤال را مطرح می‌کند که آیا متحدان خلیج فارس می‌توانند در آینده به ایالات متحده تکیه کنند یا خیر. در بحث‌های مربوط به تنگه هرمز، توجه بسیار کمی به ناوگان پنجم ایالات متحده، که با نام فرماندهی مرکزی نیروهای دریایی ایالات متحده (NAVCENT) نیز شناخته می‌شود و مقر آن در بحرین است، می‌شود. این عنصر دریایی فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) در تمام طول سال مورد حمله موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته و متحمل خسارات شدیدی شده است. اگرچه ممکن است منطقی باشد که NAVCENT (و مقر محلی CENTCOM در قطر) به دورتر از ایران نقل مکان کنند، اما این با واگذاری کنترل خلیج فارس به ایران متفاوت است. این اقدام به سرعت خلیج فارس را به یک دریاچه ایرانی تبدیل می‌کند و ایالات متحده و کشتی‌های جنگی نیروی دریایی آن به ورود به آن قادر نخواهند بود. چنین اقدامی در واقع به معنای رها کردن متحدان ایالات متحده مانند بحرین، امارات متحده عربی و عربستان سعودی به رحمت و مهربانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است.

تاکنون، به نظر می‌رسد دولت ترامپ قادر به تصمیم‌گیری نیست. رئیس جمهور آشکارا خواهان دورهای بیشتری از نبردهای سنگین نیست و خواهان یک توافق است – حتی یک توافق بد. تفاهم‌نامه‌ای که در ماه ژوئن مورد مذاکره قرار گرفت، خود نیز بسیار بد بود. در این تفاهم‌نامه به وضوح بیان نشده بود که تنگه هرمز یک آبراه بین‌المللی است که بدون پرداخت عوارض برای همه کشورها باز است و دخالت‌های ایران در امور داخلی لبنان را مشروعیت می‌بخشید (که پنج بار در پاراگراف اول تفاهم‌نامه ذکر شده است).

این تفاهم‌نامه شامل چندین شرط غیرقابل قبول بود که رد مداوم دولت ترامپ را به دنبال داشت. اما هیچ واکنش ثابتی در مورد واکنش‌های دولت یا رئیس جمهور وجود نداشته است. این واکنش‌ها شامل تهدید به نابودی کامل (با زبان بی‌ادبانه و زننده رئیس جمهوری امریکا) و به دنبال آن عدم اقدام، سپس تهدیدهای بیشتر و سپس بی‌عملی بیشتر بوده است. برای آمریکایی‌ها یا متحدان ایالات متحده غیرممکن است که قضاوت کنند که هدف نهایی ترامپ چیست – یا اینکه آیا واقعاً هدف نهایی وجود دارد یا خیر. این یک موقعیت فاجعه‌بار برای دولتی است که در ژوئن ۲۰۲۵ با عملیات «چکش نیمه‌شب» شروع به مقابله با تهدید ایران کرد و سپس امسال حملات بیشتری را برای نابودی برنامه هسته‌ای ایران و تضعیف تسلط آن بر تنگه هرمز انجام داد. موقعیت قدرتی که ایالات متحده یک سال پیش و حتی با شروع امسال به نظر می‌رسید، در حال فرسایش است و ممکن است رها شود. این امر تنها به تهران اجازه داده است تا در مذاکرات جسور‌تر شود. ایران اکنون به دنبال شرایط بیشتری، مانند غرامت از ایالات متحده، است که آشکارا غیرقابل اجرا هستند.

در کنار مذاکرات احتمالی بر سر اوکراین، مذاکره با ایران جدی‌ترین آزمون سیاست خارجی دولت ترامپ است. در نهایت، پرداختن به حقایق با زبان مبهم غیرممکن خواهد بود: ایران یا تنگه هرمز را کنترل خواهد کرد یا نخواهد کرد. اگر این کار را انجام دهد، ایران عملاً ایالات متحده را از خلیج فارس بیرون خواهد کرد و تأثیر زیادی بر هر کشور خلیج فارس و کل خاورمیانه خواهد داشت.

چنین نتیجه‌ای به ناچار تعهدات ایالات متحده در آسیا و اروپا را نیز تضعیف می‌کند، با پیشنهاد اینکه ایالات متحده – حداقل در زمانی که دولت ترامپ تا ژانویه ۲۰۲۹ در قدرت باقی می ماند – تعهدات را موقتی می‌بیند و مذاکرات را به عنوان یک استراتژی خروج می‌بیند تا راهی برای محافظت از منافع خود. این هنر معامله نیست، بلکه استفاده از مذاکره برای پنهان کردن شکست است.

منبع: شورای راهبردی روابط خارجی (cfr) / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱

کلید واژه ها: دونالد ترامپ ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا تنگه هرمز پیروزی ایران در برابر امریکا جنگ با ایران ایران و اسرائیل ایران و امریکا و اسرائیل جنگ امریکا و اسرائیل با ایران تفاهم نامه تفاهم نامه ایران و امریکا تفاهم‌نامه اسلام‌آباد الیوت آبرامز ایران و ترامپ


نظر شما :