ضرورت پاسخگویی به تهدیدات نوظهور ژئوپولیتیکی در شمال و جنوب کشور

ایران در برابر دست انداز پوتین - اردوغان - علیف

۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۱۰:۱۰ کد : ۱۹۹۷۲۱۸ آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
بهاء الدین بازرگانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: کشورمان علیرغم دستیابی به مولفه های نسبی قدرت، لیکن تحت مضائق و فشارهای سیستماتیک چندساله اخیر به شدت فرسوده و منفعل شده و تا حد زیادی از تاثیرگذاری و بازدارندگی در جوار مستقیم خود بازمانده است. آن در جنوب و در همسایگی با شیوخ دشمن و اسرائیل، و این هم اینک دست اندازی پوتین و اردوغان و علیف در شمال. شاید بتوان گفت که انفعال و تماشاگری اخیر تهران به فعال مایشایی روسیه و ترکیه و اسرائیل در دست اندازی به ژئوپولیتیک منطقه، دستکاری در مرزهای جغرافیایی، ایجاد کریدورهای محدود کننده به ضرر ایران و دامن زدن به تنش های قومی، تغییر و تحول کوچکی نیست.
ایران در برابر دست انداز پوتین - اردوغان - علیف

دیپلماسی ایرانی: سیاست و اقتصاد جمهوری اسلامی طی دو سه سال گذشته به گونه بی سابقه و مخاطره آمیزی نحیف و مچاله شده است. گرچه ایران تاکنون توانسته با بسیج تمام قوا، در برابر تحریم و تحمیلات خارجی ایستادگی کند و در این رهگذر در عرصه‌های مخصوصا فناوری و امنیتی، دستاوردهای قابل توجهی هم در سطوح ملی و کلان جمع آوری کند، لیکن این همه، با توجه به اینکه مارپیچ سیاست‎های جهانی هرچه پیچیده تر و مهاجم‌تر می‎شود، تکافوی رویارویی سریع و کارآمد با انواع آزارها و تهدیدات و تحمیلات فزاینده داخلی و خارجی را نمی کند. 

منطقه خاورمیانه و نزدیک و حوزه های پیرامونی مدیترانه و شمال آفریقا امروزه صحنه کشمکش‎های هرچه گسترده‎تر میان قدرت‎های کوچک و بزرگ و عوامل نیابتی است. ابرقدرت ها بویژه ایالات متحده با وقوف دیرهنگام به این نکته که این منطقه تمدنی کهن، اینک در اوج دوران بحرانیِ انتقال خود بسر می برد و به سیاه چاله بحران و کشمکش تبدیل می شود، سعی در دور نگه داشتن خود از مرکزیت بلعنده این سیاه چاله کرده، از مداخلات سخت و مستقیم خود تا حد زیادی فاصله گرفته و میدان را هدایت شده، به نیروهای نیابتی واگذار کرده اند. این فرآیند البته امری گذراست و هرگز به معنای ترک دائم این قطعه سرزمینیِ گرانبها، تعیین کننده  و تاریخی توسط قدرت های بزرگ نیست. نکته این است که دنیاهای غربی به ویژه ایالات متحده در پاسخ به فرایند افول و انحطاط خود، هرگز تسلیم و منفعل ننشسته و هر آینه دست به تغییر و بازسازی راهبردهای خود زده اند. 

جریان ترامپیسم با نشو و نما دادن به نهضت "ناسیونال کاپیتالیسم" اقتدارگرا، به مبارزه با لیبرال/سوسیال دموکراسی های کلاسیک و مستقر در غرب بویژه در اروپا برخاسته و در این راستا به همراه شرکاء،  تهاجمات بین‎المللی مخاطره آمیزی را در پیش گرفته است. این جریان در آینده در غرب تقویت و تشدید هم خواهد شد و عوارض غیرقابل پیش بینی به همراه خواهد آورد. اساسا دنیاهای غربی بر خلاف جهانِ اورآسیایی و آسیایی، بعد از سلسله جنگ های بزرگ دو سه قرن گذشته، بویژه بعد از دو جنگ جهانی، اینک به دلیل استیلای فکری، اقتصادی، فناوری و رسانه‎ای، هرچه بیشتر از راهبردهای سیال و متغیر استفاده می‎‎کنند. 

دنیاهای غربی، عموما امپریالیستهایی بحری و آبی هستند و بر خلاف آسیا و اورآسیا که قدرتهایی برّی و سرزمینی محسوب می شوند، پس از شکست یا تخلیه در یک حوزه سرزمینی، به سرعت در مناطق دیگر یا در همان مناطق به شیوه های دیگر ( عمدتا اقتصادی) ظاهر می شوند و با تشکیل ائتلاف های جدید و نیابتی، سعی در حفظ و تقویت هژمونی خود می کنند. بعکس، قدرت های سرزمینی ( اتحاد شوروی سابق، روسیۀ امروز و تا اندازه ای چین و هند..)، عموما زمینگیر و وابسته به سرزمین‏های پیرامونیِ خود هستند. سرزمین برای آنها موضوع حیات و ممات است و اگر قطعه ای را از دست بدهند با تمام توان و تا سرحد مرگ، به سرکوب و بازیابی آن می پردازند و در این راستا متحمل تلفات و خسارات مهلکی هم می شوند. مداخلات سرزمینی اتحاد شوروی سابق و روسیه امروز در حوزه های پیرامونی اش در دوران های متاخر و اکنون، نمونۀ بارزی در این زمینه است.

اینک بیائید به تازه‎ترین تحولات در منطقه خاورنزدیک/میانه و به رویکردهای جدید قدرت ها و بازیگران بزرگ منطقه ای نگاهی بیاندازیم. نخستین سوال این است که یک ترکیه اردوغانی با آن همه وابستگی و چالش های داخلی و ناکامی در پیوستن به اتحادیه اروپایی، چگونه یکباره قادر شده است، نقش ژاندارم منطقه ای و فرامنطقه ای به خود بپذیرد و همزمان در حوزه های مدیترانه، شمال آفریقا، شامات و اینک در جنوب قفقاز چنین یکه تازی کند و با دوست و دشمنِ دیروز و امروز گلاویز شود؟ اردوغان ترکیۀ امروز در ایجاد شکاف، تنش و بحران در منطقه همان نقشی را ایفا می کند، که "جمهوری ونیز" در دوران اوج اقتدار امپراتوری عثمانی در دنیاهای اروپایی آن زمان، به نفع باب عالی عثمانی عمل می کرد و تاجران طماع ونیزی در میان ممالک اروپایی، شکاف و کشمکش ایجاد می کردند. ایفای چنین نقشی توسط ترکیۀ امروز که بدون تردید با تأئید آمریکای ترامپ همراه است، درعین حال این ظرفیت را در خود نهفته دارد که این کشور در دراز مدت از مدار کنترل خارج شده و در نقش تاریخی خود ای بسا مخاطراتی را برای غرب، بویژه اروپا به همراه آورد. اروپایی ها بنا به دلایل تاریخی خیلی بیشتر از آمریکای دوردست، از عوارض چنین فعل و انفعالاتی در بوسفور و داردانل، نگران و مضطرب هستند و سیستم آمریکایی را به تساهل و ارتکاب اشتباه محاسبات متعدد در منطقه متهم می کنند.

همین وضعیت در قالب دیگر برای بن سلمان در جزیره العرب قابل تصور است. نقشی که امروزه برای این جوان مغرور و جاه طلب عرب مخصوصا توسط آمریکایی ها در نظر گرفته شده، به نظرم شاید بتواند برآمدن یک صدام منطقه ای دیگر را در بطن خود بپروراند، بویژه وقتی که در ریاض، نسل حاکمان کهنسال، خویشتندار و محافظه کار، کودتاگونه کنار زده می شود و در مملکت سعودی، انواع تحمیل ها، تحقیرها و توهین ها مخصوصا توسط آمریکایی ها انباشت می شود. عربستان که خاستگاه وهابیت و اسلام سلفیِ منحرف است و القاعده و داعش و سایر ستیزه جویان تکفیری را در دامان خود پرورانده در آینده آبستن حوادث خطیر و غیرمنتظره‎ای خواهد بود. همینطور است نقش شیوخ ثروتمند و تا بن دندان مسلح جنوب خلیج فارس که تازه میزبان اسرائیل، این لنگرگاه راهبردی دنیاهای غربی، در جنوب خلیج فارس و در جوار مستقیم جمهوری ما شده اند.

روسیه پوتین را چنانچه به زحمت نخواهیم در ردیف یکی از همین بازیگران میدان جدید قرار بدهیم، باید به او توجه بدهیم که بازیگری فعال دهه اخیرش در این قطعه سرزمینی وسیع، به نوعی مشغول کردن روسیه در پیرامون دور و نزدیک این سیاه چاله، توسط غربی ها است و هدف غائی آن می تواند همانند دوران شوروی، فرسایش و تحلیل آن را سبب شود و یک بار دیگر موجبات فروکاستن نقش این قدرت بزرگ اروپایی-آسیایی را به دنبال آورد. به روایت تاریخ دور و نزدیک، غربیان کاتولیکی هرگز کمترین درنگی در تضعیف روسیه ارتدوکس و اقمارش نکرده اند و درآینده هم نخواهند کرد. ملیّون روسی به این ضدیت و ستیز تاریخی بیش از همۀ دیگران توجه دارند.

کوتاه سخن اینکه امروز، کشورمان علیرغم دستیابی به مولفه های نسبی قدرت، لیکن تحت مضائق و فشارهای سیستماتیک چندساله اخیر به شدت فرسوده و منفعل شده و تا حد زیادی از تاثیرگذاری و بازدارندگی در جوار مستقیم خود بازمانده است. آن در جنوب و در همسایگی با شیوخ دشمن و اسرائیل، و این هم اینک دست اندازی پوتین و اردوغان و علیف در شمال. شاید بتوان گفت که انفعال و تماشاگری اخیر تهران به فعال مایشایی روسیه و ترکیه و اسرائیل در دست اندازی به ژئوپولیتیک منطقه، دستکاری در مرزهای جغرافیایی، ایجاد کریدورهای محدود کننده به ضرر ایران و دامن زدن به تنش های قومی، تغییر و تحول کوچکی نیست. اگر جمهوری اسلامی در چهار دهۀ گذشته به روند از دست دادن‎های تاریخیِ سرزمینی از عهد قاجاریه تا به پهلوی‎های اول و دوم، مُهر خاتمه زده و به آن مباهات کرده، تحولات هفته های گذشته در شمال ایران، اما زنگ خطر بزرگی را برای کشور به صدا درآورده است. به هوش باشیم که محو حاشیه ها نشویم، خود را فقط به آونگ تحولات میدانی نیاویزیم، تاریخمند و بلندمدت بیندیشیم و آگاه باشیم که چنانچه همچنان بخواهیم بی اعتنا به تحولات و طراحی های پیچیدۀ منطقه ای و فرامنطقه ای، راهبردهای استقلال جویی، درونزایی و تکساحتی را با جزمیت و یکدندگی دنبال کنیم و دست به نوسازی این راهبردها و برون رفت از معضلات انباشت شدۀ داخلی و خارجی نزنیم، ای بسا این ما را به ناکجاآباد ناخواسته و نامعلوم سوق دهد.

مترجم و پژوهشگر و متخصص امور اروپا

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: جمهوری آذربایجان ایران و آذربایجان ترکیه ایران و ترکیه روسیه ایران و روسیه ترکیه و روسیه روسیه و آذربایجان آذربایجان و ترکیه ارمنستان ایران و ارمنستان جنگ قره باغ اسرائیل ایران و اسرائیل دونالد ترامپ ایران و امریکا


( ۱۷ )

نظر شما :

ناشناس ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۱۰:۳۷
ابتدا اینکه از لحن تحقیرآمیزتان نسبت به ایران خوشم نیامد. با پیروزی بایدن و پایان تحریم ها خواهید دید که غول (ایران) از بطری بیرون خواهد آمد و شیخک ها یا ترکیه عددی نیستند. اما خب باید دم پوتین را دید، این یکی را نمی شود نادیده گرفت. با پیروزی بایدن من خیلی به آینده خوش بین هستم.
دانش ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۱۱:۱۸
واقعیت این است که ایران عزیز ما در مجامع جهانی آنطور که باید و شاید یار و همراهی ندارد چطور ممکن است کشوری که روزگاری نه چندان دور جزئی از همین آب و خاک بوده اکنون برای ما منبع تهدید و خطر شناسایی و برچسب گذاری شود! متاسفانه اکنون ترکیه و روسیه بجای ایران نقش محوری و اصلی را در مسئله قره باغ بازی می کنند! ایران از فقدان سیاست مشارکت فعال در رویدادهای منطقه ای رنج می برد.
حسین ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۱۲:۱۵
اگر ایشان ضعفی در عملکرد ایران می‌بینند به نظام مستقر در ایران ربطی ندارد و این انفعال برخواسته از عملکرد این دولت لیبرال و نفوذی حاضر در ایران است که از زمان حضورش و با چراغ سبز نشان دادن به اجانب برای مذاکره باعث آشوب‌های منطقه ای و بارزترین آنها حضور داعش در عراق و حمله عربستان به یمن است
كامران ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۱۳:۰۷
متاسفانه رسوخ عقاید پان فارسیسیتی در برخی لایه های جامعه و سیاسیون و انگ زدن و بیگانه انگاشتن بدنه بزرگ جامعه ایران که همانا ترک های ایرانی هستند باعث کاهش قدرت نفوذ ایران شده است. ان زمان که بخش بزرگی از جامعه ایران و بر اساس حق و حقوق بین اامللی ، شرع و مکتب خواستار فشار جدی و اقدام عملی جهت ازادسازی منطقه اشغالی قره باغ و ۷ ناحیه پیرامون ان بودند ، کسی گوش شنوایی نداشت و وضعیت فریز شده را از جهت منافع ایران مناسب میدیدند ، حال انکه مردم جمهوری اذربایجان از جهت دینی و فرهنگی و زبانی نزدیکترین کشور همسایه به ایران است و باید در اولویت سیاست خارجی قرار میگرفت . و کدورت های گذشته نباید مانع میشد ، که شد . طی ۳۰ سال قبرستان کهنه ها شکافته شد، و نامهربانی های دیرین تبدیل به پیراهن عثمان شد که روابط عمیق شکل نگیرد. هنوز هم برخی ادعای ارضی را مطرح میکنند که این باعث دوری بیشتر مردم جمهوری اذربایجان میشود . حال انکه میدانند این کار نشدنی است . اگر رقابتی سر این مسئله باشد روسیه هیچوقت به کشوری اجازه این کار را نخواهد داد و خود دارای اشتهای وافر برای این کار است. قرار دادن کشور اشغالگر و کشور اشغال شده در یک کفه و یکسان نگاه کردن به ان و اعلام بیطرفی ، مردم و دولتمردان جمهوری اذربایجان را بیشتر به سمت سایر کشورها سوق داد.و باعث انشقاق بیشتر شد حال انکه عقل سلیم جور دیگری حکم میکرد. هنوز هم درس نگرفته ایم و در حال تولید محتوا و مقالات تفرقه افکنانه هستیم ، کوچکترین شایعات دستگاه پروپاگاندای لابی ارمنی در داخل تبدیل به تیتر اول میشود اما خبرنگار یا روزتامه نگار منصفی نیست که از وضعیت مناطق اشغالی و تخریب گسترده منازل و زیر ساختهای مردم اذربایجان توسط اشغالگران گزارشی تهیه کند و از رنج ۳۰ ساله اوارگان بگوید.
محمد ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۱۴:۱۲
خدارا شکر که دیدیم یک نفر نسبت به اتفاقاتی که در مرزهای شمالی رخ داد احساس خطر کرده است ، مردم آنقدر درگیر معیشت شده اند که دیگر این داستان ها برایشان مهم نیست ، به هر حال یکی از خطرناک ترین اتفاقات برای ما به وقوع پیوست و ترکیه و آذربایجان با یکدیگر متحد شدند تا تهدیدی دائمی در امتداد مرزهای شمالی ظاهر شود ، جایی که هیچ آمادگی برای مقابله وجود ندارد ، و متاسفانه دیدیم که صدای داخل ، حمایت از آذربایجان بود ، در حالی که هم به لحاظ تاریخی و هم از نظر شطنج سیاست ما باید به ارمنستان یاری جدی می رساندیم تا تغییری در معادله قدرت به وجود نیاید ، این ساده ترین اصل در سیاست بود که اگر دیدیم اردوغان طرف اذربایجان را گرفت ما هم به ناچار باید به ارمنستان کمک می کردیم ، ولی ظاهرا هنوز مسئولان ما الفبای سیاست بین الملل را هم نمی دانند ،
سورنا تبریزی ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۱۴:۳۶
مسئله اینست که ایران در این مدت سی ساله بعد از جنگ , خود را به یک قدرت درون زای غیرقابل حذف تبدیل کند و درون جوامع عربی نفوذ قابل توجهی کسب کند . نفوذ بر چهار پایتخت عربی که نفوذ بر باب المندب و نفوذ بر مدیترانه را به ارمغان آورده دستاورد بزرگی است که با هزینه های سنگین بدست آمده . اما باید دانست ما بیش از این توان افزایش نفوذ در کشورهای عربی را نداریم یعنی ظرفیت های بالقوه شیعیان و دوستانمان را بالفعل کرده ایم . حالا وقت تمرکز بر جغرافیای نوروز است. مسائلی که کردستان های ترکیه و عراق و سوریه دارند , تاجیک ها و هزاره های افغانستان و تاجیکستان , آذری های باکو , تالش ها و تات های جمهوری آذربایجان , ارمنی ها , علویان تحت استبداد اردوغان و دویست میلیون شیعیان اردو زبان در هند و پاکستان مسائلی هستند که در عمق راهبردی ما باید لحاظ شوند . ظرفیتهای ما در موارد مذکور بسیار دست نخورده و بکر است و جز ایران هیچ قدرتی توان نفوذ بر این جمعیت ها را ندارد . اگر برای نزدیکی با شیعیان عراق و سوریه و لبنان و یمن از ظرفیت عظیم اربعین استفاده کردیم , در برقراری نفوذ جدید در شرق و شمال و شمال غرب باید از ظرفیت فرهنگ مشترک نوروز و تاریخ مشترک و زبان بهره ببریم . مولانا و کاوه آهنگر و نظامی کم ظرفیتی نیستند. سپاه قدس پرافتخار ما باید مسائل جدید را درک کند و سریعا شروع کند زیرا از دولتها و وزارت خارجه نمیتوان انتظارات زیادی داشت. شاید لازمه ی این توجه بیشتر , کم کردن تنش با غرب و آمریکا و درک اهمیت اسرائیل برای غرب است. ما باید موضع خود در قبال لابی های یهودی در دنیا را درک کنیم زیرا اگر قرار باشد ما در این سطح امنیتی و اقتصادی با امریکا درگیر باشیم نمیتوانیم تمرکزمان را معطوف جبهه های دیگر کنیم. اتحادیه ی نوروز و اتحادیه ی اربعین , ایران را تبدیل به یک قدرت فرامنطقه ای در مرکز دنیا خواهد کرد . از مرز چین تا مدیترانه ...
خسرو ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۱۴:۴۲
آقای گیلانی خواسته از قافله ترک ستیزی عقب نماند ولی استناد به تغییرات جعرافیایی و سپس نگرانی از آن کلا خطا است ، چون تغییری انجام نگرفته و فقط آذربایجان سرزمینهای تحت اشغالش را آزاد کرده است ، ترکیه هم از ارمنستان اشغالگر حمایت نکرده است ، انگار نویسنده محترم از پایان اشغالگری ارمنستان متاسف و ناراحت است
الف ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۱۵:۱۰
ادبیاتی که نویسنده به کار برده است که با موضوع بحث سازگار نیست و از روی فقر تئوریک، به بازی با کلماتی چون دست‌انداز و دست‌اندازی پرداخته است که همانقدر به هم ربط دارند که ماست و دروازه. بگذریم..
علی ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۱۶:۵۳
واقعیت‌های به هم پیوسته ژوپلوتیکی را نمیشه انکار یا نادیده گرفت با توجیه مذهبی و قومیتی بعضی از هموطنان ما باید نقشه و راهکار خود را ارایه و به آن پافشاری کرد
یک ایرانی ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۱۶:۵۹
عزیزان ما کارنامه 40 ساله داریم فرزاها و فرودها همگی نمرات و پیوند این نقاط یک درک صحیح از نمودار ضعف ها و قوت های ماست مخصوصا این هفت سال و اندی یک مثالش توقیف کشتی گریس 1 از جانب انگلیسی که قدرت هسته ای و جز عضو اصلی شورای امنیت سازمان ملل و حق وتو داشت بااینکه در برجام بود و تمامی مولفه های قدرت جهانی را داشت خبیثانه کشتی ما را توقیف کرد تا این کار باب شده و عرضه کشور ما را از بین ببرند عکس العمل ایران توقیف چند کشتی آنها بود سبک سنگین کرده و کشتی بزرگ را توقیف کردیم بعد مدتی دولت انگلیس با تمام ذمایم قدرت اش ذلیلانه کشتی را ما را آزاد کرده بود و ما هنوز بعد چند مدت کشتیش را رها کردیم متاسفانه دنیا پرستی و ترسو بودن و اینکه سگ توله هایشان در غرب تحصیل و زندگی می کنند منافع ملی را چوب حراج زد مخصوص این برجام که یک آینه تمام معنی از انتخاب حکمران نان از طرف ملت هست و حال جریان فعلی هم نمودی لز کل هست
دوستدار ایران ۲۷ آبان ۱۳۹۹ | ۱۴:۳۶
متاسفانه در حوزه قفقاز بسیار ضعیف و منفعلانه عمل کردیم . حمایت از آذربایجانی که ادعای ارضی نسبت به خاک سرزمینمان دارد و خواهان الحاق بخش بزرگی از خاک کشورمان به خود می باشد و به دنبال گسترش و نفوذ هرچه بیشتر تفکرات پان ترکیستی در داخل کشورمان می باشد اصلا کار درستی نبوده ومغایر با منافع ملی کشورمان می باشد . حال آنکه ارمنستان تنها کشوریست که هیچگونه ادعای سرزمینی نسبت به ایران نداشته و دوست ایران می باشد. منافع ملی اقتضا میکرد که در سیاست اعمالی از ارمنستان حمایت می کردیم تا علی اف و اردوغان ایران را دور نزده و ارمنستان را مجبور به برقراری کریدوری از نخجوان به باکو نکنند و بابت همین مساله میلیاردها دلار ارز حاصل از ترانزیت کالا از نخجوان به باکو و بالعکس از طریق خاک ایران را از دست نمی دادیم . رودست بزرگی خوردیم . عواقب ژیوپلتیکی منفی آن نیز برای ایران بعدها خود را نشان می دهد . بسیار متاسفم که دولتمردان ما حتی الفبای سیاست را نیز نمی دانند.
علی ۲۸ آبان ۱۳۹۹ | ۰۲:۳۸
جناب دوستدارایران۱۴/۳۶،،،تو که الفبای سیاستو بلدی ،چرا نمی دانی ،قبل از جنگ قره باغ،جاده ترانزیت و راه اهن،نخجوان باکو از خاک ارمنستان میگذرد واین راه تاریخش به زمان تزار روس میرسد،وچیز تازه‌ای نیست،منتها بعد از جنگ قره باغ، ارمنی‌ها ،مسدود کرده بودند،که طبق بند ۹ توافقنامه صلح بایستی مجددا باز گشایی وامنیت جاده وراهن هم با نیروهای روسی است، هکذا اهالی ارمنی قرباغ هم می‌توانند جهت تردد به ارمنستان از کوریدور لاچین استفاده کنند،،خوب اینها موارد تازه‌ای نیست و هیچ ضرری هم منافع ایران را تهدید نمیکند،حتی ایران هم میتواند از مسیر فوق استفاده وقطار ایران هم به نخجوان وهم ایروان وهم باکو وهم تفلیس،وهم اورپا استفاده کند،،،یعنی در واقع باز گشایی این مسیر بیشتر از آذربایجان به ایران هم احتیاج وهم پر منافع است،. لذا دشمنی خیالیت با ترکان هم بر این منوال است ما در عرض ۲ ساعت صحبت صمیمانه میتوانیم تمام مشکلات فی مابین را حل کنیم،وپانترکهای مورد اشاره آت صادقترین بدنه اصلی مردم ایران هستند و تنها خواستشان اجرایی کردن بندهای مربوط به زبان اقوام است،واین هم در تمام دولتها قبل از انتخابات قول اجرا داده شده ولی بعداً فراموش شده که امید است در دولت آینده اجرا شود، با اینکه در اولویت های دولت فعلی بود،لذا تمام مشکلات مملکت ومنطقه با رعایت قانون اساسی حل میشود،وانشاالله هم حل خواهد شد ،پس زیاد ناراحت نباش،اگه عدالت در اجرای قانون عملی گردد،تمام مشکلات داخلی وحتی خارجی هم حل میشود،
رضا ۲۸ آبان ۱۳۹۹ | ۱۴:۲۰
علی جان پس این همه هشدار و نگرانی‌های سیاستمداران و مطبوعات درست نیست ؟؟!!یا درصدد توجیه و کم اهمیت جلوه دادن آن هستی اصل ۱۵قانون اساسی اجرا شده(مطبوعات و شبکه استانی خود را دارید ) اما نمیدانم چرا زبان رسمی را با زبان مادری اشتباه گرفتید
دوستدار ایران ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۱۲:۴۹
جناب آقای علی اولا که راه غیرفعال با عدم وجود راه تفاوت آنچنانی نداره . مهم فعال بودن و استفاده کردن از آنست که در شرایط فعلی ایران را از میلیاردها دلار عواید ناشی از ترانزیت کالا از نخجوان به باکو و بالعکس که از طریق خاک ایران صورت می گرفت محروم می کند.در واقع اردوغان و علی اف در این معادلات اخیر ایران را دور زدند.ثانیا صداقت پان ترکیستها رو هم دیدیم ! که در ورزشگاه هفتادهزار نفری تبریز شعار مجعول خلیج ع ر ب ی سر می دادند و پرچم جمهوری باکو و ترکیه را در دست می گرفتند و بالا می بردند!! (لابد این هم کار پان ایرانیستها و فارسها !!!بوده برای تخریب اونها !!) و در حمایت از تجاوز ارتش ترکیه به شمال سوریه سلام نظامی سر می دادند ! و با دستانشان نماد گرگهای خاکستری را نشان می دادند ! کافیه یا بازهم بگم ؟!! گفتمان پان ترکیسم حتی ورزشکاران بزرگی چون علی دایی و کریم باقری رو خاین می دانند چون به تیم پایتختی و تهرانی پرسپولیس خدمت می کرده اند و این از نظر آنها یعنی خدمت به فارس که آنهم گناهی نابخشودنی !!! است . برای چنین گفتمانی و طرفدارانش واقعا و جدا متاسفم .
مهدوی تحلیلگر سیاسی ۰۴ آذر ۱۳۹۹ | ۱۰:۵۳
در این نزاع ژئوپلیتیکی بازنده اصلی ایران بود اکنون می توان تفاوت سیاست خارجی عملگرای پوتین و اردوغان را دید و عبرتی دردناک گرفت. ما در این منازعه دیدیم که حمایت بی دلیل و حماقت آمیز سیاست مداران ایران که گرفتار جزمیت و وهم اندیشی شده اند باعث از بین رفتن تنها عامل و منبع قدرت ساز ایران در قفقاز جنوبی شد. حال سوال اینجاست چرا ما در سال های اخیر در این منطقه در حاشیه بازی روس ها قرار گرفتیم. به این مساله بیندیشیم چطور روس ها که ارامنه را جان و شریک ویژه خود می دانستند یکباره با یک شیفت پارادایمی تغییر موضع اساسی دادند؟؟؟؟؟ چطور ما مولفه های قدرت در جمهوری آذربایجان و کد ژئوپلیتیکی آن را دیدیم اما از ارمنستان حمایت کردیم؟؟؟؟ چطور لابی ارامنه در ایران توانست نفوذی چنین در مدل تفکر ما و به بیراهه کشاندن استدلال منطقی دلسوزانی که از لزوم داشتن مدل ایرانی حل منازعه قره باغ صحبت به عمل می آوردند داشته باشد؟؟؟؟ و اکنون هزاران حیف و وا اصفا که حوزه اجتماعی و سیاسی آذربایجان در اختیار رقبای تیزبین و دوراندیش ما قرار گرفت.