احتمال تغییر در راس قدرت سیاسی ریاض

ایران به برگ برنده کشورهای همسایه در امتیاز گیری از آمریکا تبدیل خواهد شد

۲۰ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۷۸۳۴۸ خاورمیانه انتخاب سردبیر
مهدی مطهرنیا در گفت وگو با دیپلمامسی ایرانی بر این باور است که چراغ سبز آنکارا در همراهی با ایران نوعی بازی با برگ ایران در تقابل با آمریکایی است که اکنون با ترکیه هم تنش جدی پیدا کرده است. لذا تهران نباید به مواضع برخی کشورهای همسایه در همراهی با ایران در دوره تحریم های آمریکا چندان دل خوش کند.
ایران به برگ برنده کشورهای همسایه در امتیاز گیری از آمریکا تبدیل خواهد شد

عبدالرحمن فتح الهی – با توجه به این که همسایگان یک کشور، مهم ترین و در عین حال موثرترین بازیگر در تحولات آن کشور به شما می رود یقینا مساله مناسبات و نیز روابط سیاسی – اقتصادی می تواند نشان دهنده سطح همراهی  و همسویی همسایگان باشد. ایران به عنوان یکی از مهم ترین بازیگران در منطقه خاورمیانه که منتهی الیه مرزهای شرقیش هم به غرب آسیا امتداد دارد، سبب شده تا در اطراف خود همسایگان متعدد و در عین حال متنوعی را داشته باشد. منطقه ای که از حیث ژئوپولتیک می توان آن را کم نظیر و حتی بی نظیر دانست. اکنون با بازگشت دور اول تحریم ها از نیمه ماه جاری برخی از این همسایگان همراهی خود را با ایالات متحده در تحریم ایران اعلام داشه اند و برخی هم حمایت های خود را در جهت ادامه همکاری با ایران نشان داده اند. از این رو دیپلماسی ایرانی برای ارزیابی آینده روابط ایران با همسایگانش در دوره تحریم ها گفت وگویی را با مهدی مطهرنیا، کارشناس مسائل بین الملل انجام داده است که در ادامه می خوانید:   

به توجه به مواضع اخیر همسایگان ایران در بازگشت اولین دور تحریم های آمریکا در خصوص حمایت و یا عدم حمایت از تهران، از نگاهی کلان شرایط همکاری همسایگان ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

نکته اساسی در خصوص همکاری همسایگان ایران این است که در طول 4 دهد گذشته این کشورها در نوعی برزخ دیپلماتیک و بلاتکلیفی سیاسی در همکاری با ایران به سر برده اند. اما همواره این همکاری ها تابع یک مساله و قاعده بوده است؛ هرگاه تهران به سمت کاهش تنش در صحنه بین الملل به خصوص با واشنگتن پیش رفته است، کشورهای همسایه ایران هم تمایل بیشتری را در همکاری های تجاری و دیپلماتیک با ایران از خود نشان داده اند؛ اما برعکس، در طی این سال ها هرگاه دایره تنش و اختلاف ایران با جامعه جهانی افزایش یافته است، همسایگان میزان همکاری خود را با ایران کاهش داده اند. در شرایط کنونی و در سایه بازگشت دور اول تحریم ها نیز به دلیل مشخص نبودن تکلیف جامعه جهانی با وضعیت ایران و آمریکا همسایگان نیز در یک بلاتکلیفی به سر می برند. چرا که از یک سو آمریکا از برجام خارج شده اما در دیگر سو 1+4 کماکان متعهد به توافق هسته ای اند. از این رو برخی کشورها نظیر پاکستان و ترکیه به همکاری با ایران در دور اول تحریم ها البته تا کنون چراغ سبز نشان داده اند و برخی هم مانند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اخیرا هم عراق همراهی خود را با کاخ سفید اعلام داشته اند.

اما تا چه اندازه می توان به همکاری کشورهای همسایه ای که تا کنون چراغ سبزشان را به تهران نشان داده اند امید داشت؛ به واقع این کشورها نظیر آنکارا و اسلام آباد حاضرند میان ایران و آمریکا همسایه دیوار به دیوار خود را انتخاب کنند؟

بعید به نظر می رسد. در طول سالیان گذشته همین کشورها ثابت کرده اند که میان قول و عملشان تفاوت های معناداری وجود دارد. در صحنه واقعیت هم حتی اگر این کشورها بخواهند هم توان مقابله با ایالات متحده را ندارند. اگر امروز کشوری در مواضع خود اعلام همکاری با ایران در دوران تحریم را دارد به دلایلی کاملا جدای از مناسبات ایران و خود آن کشور است. ترکیه اکنون خود در تنش با آمریکا به سر می برد. پاکستان هم با تغییر سیستم کابینه فعلا در یک ثبات سیاسی به سر نمی برد. لذا آن چه تا اکنون ما شاهد بوده ایم دور شدن شرکت ها و بانک های کشورهای همسایه از مراوده با ایران بوده است.

از آن سو نگاه کشورهای همسایه به ایران چگونه خواهد بود؟

به سوال مهمی اشاه کردید. یقینا در بازی دیپلماسی که در بستر منافع و اهداف کشورها طرح ریزی و تعریف شده است ایران در آینده به برگ برنده هر کدام از کشورهای همسایه در جهت بهره برداری های منافع سیاسی منطقه ای و یا فرامنطقه ای با آمریکا بدل خواهد شد. پس چنانی که پیشتر هم اشاره کردم چراغ سبز آنکارا در همراهی با ایران نوعی بازی با برگ ایران در تقابل با آمریکایی است که اکنون با ترکیه هم تنش جدی پیدا کرده است. لذا تهران نباید به مواضع برخی کشورهای همسایه در همراهی با ایران در دوره تحریم های آمریکا چندان دل خوش کند.

پس در آینده ترکیه هم نمی تواند متحد ما در دوران تحریم باشد؟

 بی تردید. ترکیه هیچ گاه متحد ما نبوده است. سیاست های پراگماتیک اردوغان نشان داده که همراهی او با تهران در شرایط کنونی موقتی است و هر گاه ضرورت میدان تحولات اقتضا کند چرخش مواضع خود را به سمت کاخ سفید خواهد داشت. بارها این رفتار از سوی آنکارا مشاهده شده و چیز جدیدی نیست. چنان که مواضع حیدر العبادی، نخست وزیر عراق علیرغم دردآور بودنش نشان از این عدم همراهی کشورهای همسایه در آینده با ایران خواهد داشت. آن هم بعد از تمام همکاری ها و جان فشانی های ایران در دفع خطر تروریسم در چند سال گذشته. اما به هرحال مواضع عبادی باز هم به مراتب صریح تر و روشن تر از همسایگانی است که ما را در یک بلا تکلیفی گذاشته اند و یا در آینده پشت ایران را خالی می کنند.

اقتضائات ایران با همسایگانش به خصوص در دوران تحریم های ثانویه به کجا خواهد کشید. آیا ایران به مرزی از انسداد روابط با همسایگان خواهد رسید که تهران در یک ایزوله کامل دیپلماتیک قرار گیرد؟

 من بر این باور که مواضع کنونی برخی سران کشورهای همسایه در همراهی با آمریکا نتیجه همین برنامه ترامپ برای ایزوله کردن ایران است. از سوی دیگر همسایگان ایران هم اگر در دوران تحریم ها به خصوص تحریم های ثانویه مناسبات با ایران را حفظ می کنند به دلیل بهره برداری بیشتر در این خصوص است. به واقع ایزوله کردن ایران اکنون مطرح نیست، بلکه مهم اقتضائات کشور در آینده نه چندان دور است که می تواند تهران را مانند توپی در خاورمیانه سرگردان کند.

در این رابطه جایگاه و وزن همسایگان ایران در برنامه های آمریکا چگونه تعریف می شود؟

ایالات متحده به دنبال طرح ریزی استراتژی بزرگی در مواجه با تهران است. این استراتژی بر مبنای محدود کردن روابط مناسبات ایران در صحنه بین الملل و انزوای سیاسی و دیپلماتیک تهران در جامعه جهانی است. اما در ادامه مساله محاصره منطقه ای ایران هم در مرحله ای موازی از سوی کاخ سفید پیگیری خواهد شد. لذا فشار بر همسایگان ایران در جهت محدود کردن روابط خود با تهران در دستور کار واشنگتن است. در این خصوص سیبل حملات در ابتدا متوجه روابط تجاری و اقتصادی همسایگان خواهدبود و بعد در راستای این دکترین محدود سازی، مسائل سیاسی و دیپلمتیک هم مورد توجه قرار می گیرد. در این رابطه برنامه ریزی دقیقی برای تحریم های ایران ریخته شده است به گونه ای که کوچک ترین بانک و شرکت تجاری در سطح جهان که حاضر به ریسک کردن معامله با ایران شود مورد شدیدترین جریمه های جهانی از سوی ایالات متحده قرار می گیرد. لذا این بار ترامپ با تشکیل تیمی متشکل از چهار بازیگر حرفه ای به دنبال تحریم هایی علیه ایران است که توان ایران را به شکل جدی زیر سوال ببرد. تیمی متشکل از وزارت خزانه داری، وزارت امور خارجه، سی.آی.ای و وزارت دفاع ایالات متحده که فعالیت آنها اتفاقا بعد از دوره دوم تحریم ها به نام تحریم های ثانویه در نیمه دوم آبان ماه سال جاری نمود و برد بیشتری پیدا خواهد کرد. در این شرایط یقینا همسایگان در دوره گذار از دور اول تحریم ها که از نیمه دوم مردادماه شروع شده و تا آغاز تحریم های ثانویه ادامه دارد، از یک سو سعی دارند از بازار آشفته ایران کمال استفاده را برند و از دیگر سو نیز به دنبال استفاده از برگ روابط خود با تهران در امتیازگیری از واشنگتن هستند. متاسفانه این یک واقعیت اجتناب ناپذیر است که دولت مردان و مسئولین در تهران باید آن را مد نظر داشته باشند.

در مصاحبه پیشین که با دیپلماسی ایرانی داشتید سال جاری میلادی را سال آشوب برای منطقه نوهارتلند با مرکزیت فلات ایران عنوان کردید. در سایه تحولات اخیر از تنش در تنگه باب المندب تا مساله تنگه هرمز، شائبه جنگ در خلیج فارس، بازگشت تحریم و نیز مسائل یمن و سوریه این منطقه را برای ماه های منتهی به سال 2019 با محوریت ایران چگونه ارزیابی می کنید؟

همان طور که پیش تر هم گفتم سال جاری سال آشوب در منطقه نوهارتلند است. در ماه جاری ما شاهد جابه جایی قدرت در راس هیات حاکمه عربستان سعودی خواهیم بود. چرا که وضعیت نامعلوم ملک سلمان و مهم تر از آن محمد بن سلمان سبب شده تا آینده سیاسی ریاض با اما و اگرهای جدی روبه رو شود. لذا برای فشار بیشتر بر ایران یقینا حضور مهره هایی مانند ملک سلمان و محمد بن سلمان در دستور کار ریاض و البته واشنگتن است. پس اگر محمد بن سلمان در آینده عربستان حضور نداشته باشد یقینا این جابه جایی قدرت برای قرار دادن این مهره جایگزین در آینده نزدیک شکل خواهد گرفت. به موازات این مساله به نظر می رسد که زمینه و بستر تبادل امتیاز میان مسکو و واشنگتن هم در پرونده سوریه فراهم آمده است. در این میان اسرائیل هم با دادن امتیازاتی به روسیه و البته فشارهای خود سبب شده است تا در آینده فضای تنفسی جدی برای تل آویو در سوریه فراهم شود. از این رو شرایط در پرونده سوریه به سمت معامله بزرگی رقم خورده که بازنده آن تهران است. اکنون در نوهارتلند با محوریت فلات ایران نیز فضای بازگشت تحریم ها به گونه ای است که با کوچک ترین واکنش و اقدام نسنجیده در حکم کاتالیروز و شدت بخش تحولات می تواند جریانات را به سمت یک تنش نظامی سوق دهد. تنشی که نه تنها دامن منطقه نوهارتلند و فلات ایران را خواهد گرفت که می تواند نظم کنونی جهان را هم تحت الشعاع خود قرار دهد.

کلید واژه ها: اسرائیلسوریهآمریکاخاورمیانهعربستان سعودیتحریم ایراندکتر مهدی مطهرنبابرجام


( ۳ )

نظر شما :

امیر ۲۰ مرداد ۱۳۹۷ | ۲۱:۰۴
"در ماه جاری ما شاهد جابه جایی قدرت در راس هیات حاکمه عربستان سعودی خواهیم بود." بزرگان روابط بین‌الملل هیچوقت ادعای پیش بینی آینده را نکردند مگر اینکه همانند فوکویاما شرمسار شدند. اگر پیش بینی آقای مطهرنیا اتفاق بیفتد دست ایشان را خواهم بوسید و دیگر از ایشان انتقاد نخواهم کرد.