تغییر روندهای ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس قطعی است
تأثیر جنگ ایران و آمریکا بر هشت کلانروند منطقه خلیج فارس
دیپلماسی ایرانی: شاید بتوان با اطمینان گفت که پس از فروپاشی اتحاد شوروی و وقوع رویدادهای سرنوشتسازی همچون حمله عراق به کویت و جنگ ائتلاف بینالمللی علیه رژیم صدام حسین در سال ۱۹۹۱، جنگ اخیر ایران و آمریکا مهمترین رویداد ژئوپلیتیکی خاورمیانه طی سه دهه و نیم گذشته است. از منظر آیندهپژوهی و با توجه به آثار احتمالی آن بر ساختار قدرت، موازنه قوا و آرایش ژئوپلیتیکی منطقه، حتی میتوان گفت پیامدهای این جنگ ممکن است از حملات آمریکا به افغانستان و عراق در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ و نیز تحولات موسوم به «بهار عربی» از سال ۲۰۱۰ فراتر رود.
با این حال، اکنون که هنوز در متن این رویداد تاریخی قرار داریم، سخن گفتن درباره پیامدهای نهایی آن بر نظم و آرایش منطقهای، بهویژه از منظر بلندمدت، بسیار زود است. تاریخ بارها نشان داده است که ارزیابی یک رویداد بزرگ در فاصله کوتاهی پس از وقوع آن میتواند با خطای جدی همراه باشد. تحولات تاریخی همچون غنچهای هستند که همه ابعاد و پیامدهای آشکار و پنهان خود را یکباره نمینمایانند، بلکه در گذر زمان به تدریج گشوده میشوند.
در این زمینه، حکایت مشهور منسوب به «ژو اِنلای»، نخستوزیر فقید چین، قابل تأمل است. هنگامی که از وی درباره پیامدهای انقلاب فرانسه پرسیدند، پاسخ معروفی به او نسبت داده شده است: “It is too early to tell.” یعنی: «هنوز برای قضاوت زود است.» فارغ از تردیدهای تاریخی درباره صحت جزئیات این روایت، مضمون آن بیانگر یک اصل مهم در تحلیل تاریخی است: برای سنجش آثار نهایی یک تحول بزرگ، گاه باید دههها صبر کرد.
تجربه اروپا پس از جنگهای ناپلئونی نمونه روشنی از این واقعیت است. در سال ۱۸۱۵، پس از شکست ناپلئون و برگزاری کنگره وین، قدرتهای اروپایی با ایجاد سازوکاری که بعدها «کنسرت اروپا» نام گرفت، درصدد برآمدند نظم و موازنه جدیدی را در قاره برقرار کنند. اگر در همان مقطع درباره سرنوشت میراث انقلاب فرانسه و تحولات ناشی از آن قضاوت میشد، شاید چنین به نظر میرسید که نظم پیشین احیا شده و انقلاب در تحقق اهداف تاریخی خود ناکام مانده است؛ اما تحولات دهههای بعد، بهویژه انقلابهای ۱۸۴۸، نشان داد که آثار یک تحول تاریخی بسیار عمیقتر و ماندگارتر از آن چیزی است که در مقطع وقوع یا بلافاصله پس از آن به چشم میآید.
از این رو، درباره جنگ ایران و آمریکا نیز نخست باید تا پایان جنگ و سپس تا حد امکان تا زمان انتشار و آزاد شدن بخشی از اطلاعات و اسناد محرمانه مربوط به آن صبر کرد تا بتوان ابعاد آشکار و پنهان جنگ و آثار آن را بر محیط داخلی ایران، روابط منطقهای و ساختار امنیتی خلیج فارس با دقت بیشتری ارزیابی کرد. تاریخ، در بسیاری از موارد، بیش از آنکه دانشی برای پیشبینی فوری آینده باشد، دانشی برای فهم تدریجی گذشته و کشف لایههای پنهان آن است؛ ضمن آنکه روایتهای تاریخی نیز همواره از گزینش، تفسیر و گاه روایتسازی قدرتها تأثیر پذیرفتهاند.
با وجود این ملاحظات، از هماکنون میتوان برخی آثار و نشانههای این جنگ را بر روندهای کلان منطقهای و داخلی مورد بررسی قرار داد. زیرا قدر متیقن آن است که چنین جنگی، فارغ از نتیجه نهایی آن، نمیتواند بدون تأثیر بر روندهای ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیک، امنیتی و فناورانه منطقه خلیج فارس باقی بماند.
بر همین اساس، در این نوشتار به هشت کلانروند آیندهساز در منطقه خلیج فارس اشاره میشود که هر یک میتواند موضوع پژوهشی مستقل قرار گیرد و آثار جنگ ایران و آمریکا بر آنها را میتوان در قالب یک روند افزایشی، کاهشی یا دوگانه مورد بررسی قرار داد:
۱. نقشآفرینی چین در منطقه عمدتاً با اهداف اقتصادی و تجاری
تأثیر جنگ: روند کاهشی احتمالی
۲. سیاست هجینگ عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر و تنوعبخشی به روابط با قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای
تأثیر جنگ: روند افزایشی؛ از جمله در قالب توافقهای امنیتی جدید، توافق مکه و سایر ترتیبات امنیتی و راهبردی.
۳. کاهش اعتماد کشورهای عربی به آمریکا برای ایجاد و حفظ یک نظم تکقطبی آمریکایی در منطقه
تأثیر جنگ: روند افزایشی
۴. افزایش رقابت ژئوپلیتیکی درونمنطقهای، بهویژه پس از سقوط بشار اسد و بروز بحران در تنگه هرمز
تأثیر جنگ: روند افزایشی
۵. برجستهشدن فناوریهای نوین در نظام حکمرانی کشورهای منطقه و گذار از اقتصاد نفتی به اقتصاد مبتنی بر فناوری، بهویژه در عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی
تأثیر جنگ: دوگانه؛ روند افزایشی و کاهشی
۶. تشدید رقابت بر سر رهبری فناوری در منطقه
تأثیر جنگ: روند افزایشی
۷. شتابگیری توسعه انرژیهای نو و نقشآفرینی هوش مصنوعی در حوزههای مختلف اقتصادی، امنیتی و حکمرانی
تأثیر جنگ: روند افزایشی
۸. تداوم ایدئولوژیزدایی و تقویت دولتهای اقتدارگرا و توسعهگرا
تأثیر جنگ: روند افزایش


نظر شما :