منافع و انگیزه‌های کنشگران منطقه‌ای در منازعه ایران و امریکا

چه کسانی دنبال جنگ هستند

۲۷ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۳۷۷۲۵ اخبار اصلی خاورمیانه
نویسنده خبر: سید محمد حسینی
سید محمد حسینی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: دیدبانی عرصه دیپلماسی منطقه‌ای نشان می‌دهد، ترکیه، عراق، عربستان، قطر، عمان و مصر، کنشگران صلح یا بازدارنده جنگ هستند و اسرائیل آشکار و برخی از زیرقدرت‌ها در منطقه، به صورت پنهانی، کنشگران جنگ و یا شتاب‌دهندگانِ جنگ محسوب می‌شوند. منافع و انگیزه‌های هر یکی از این کنش‌گران چیست؟
چه کسانی دنبال جنگ هستند

دیپلماسی ایرانی: ایران و امریکا در آستانه جنگ یا توافق هستند. جنگ می‌تواند به جنگ کوتاه‌مدت، جنگ فرسایشی، جنگ منطقه‌ای یا جنگ ترکیبی منجر شود. توافق نیز می‌تواند توافقی شکننده یا توافقی محکم باشد که زمینه را برای توافقات بعدی در موضوعات دیگر فراهم کند. چه جنگ رخ دهد و چه توافق؛ بی‌تردید این رویداد سرریز منطقه‌ای بلکه جهانی خواهد داشت و منافع بسیاری از کشورهای منطقه و جهان را از خود متأثر خواهد کرد. در این معادله بازیگران اصلی، تصمیم‌گیران ایران و تصمیم‌گیران امریکا هستند. در این میان اما کنشگران منطقه‌ای نیز نقش‌آفرین هستند که نقش اصلی را ندارند اما متغیرهای شتاب‌دهنده و یا بازدارنده محسوب می‌شوند. منافع و انگیزه‌های این کنشگران منطقه‌ای، موضوع اصلی این یادداشت را تشکیل می‌دهد.

دیدبانی عرصه دیپلماسی منطقه‌ای نشان می‌دهد، ترکیه، عراق، عربستان، قطر، عمان و مصر، کنشگران صلح یا بازدارنده جنگ هستند و اسرائیل آشکار و برخی از زیرقدرت‌ها در منطقه، به صورت پنهانی، کنشگران جنگ و یا شتاب‌دهندگانِ جنگ محسوب می‌شوند. منافع و انگیزه‌های هر یکی از این کنش‌گران چیست؟

۱) ترکیه

با وجود آن‌که ترکیه همواره در منازعات منطقه‌ای، هنر و مهارت استفاده از فرصت‌های منازعه را به همگان نشان داده است؛ (نمونه جنگ ایران و عراق، حمله امریکا به عراق و بالاخره جنگ سوریه) اما اکنون مخالف حمله امریکا به ایران است، چون تهدیدهای از این جنگ برای ترکیه بسیار بیشتر از فرصت‌های احتمالی آن ناشی است. کدام تهدیدها؟ اول، تغییر توازن‌قدرت در منطقه به ضرر ترکیه است. در صورتی که ایران پس از جنگ احتمالی ضعیف‌تر شود، توازن قدرت در منطقه بیش از گذشته به نفع اسرائیل تغییر خواهد یافت و چنانچه در جنگ فرسایشی، ایران تاب‌آوری خود را حفظ کند و امریکا خواهان آتش‌بس شود، آنگاه توازن قدرت به سود ایران در منطقه تغییر خواهد کرد. دوم اینکه ترکیه اکنون در سیاست خارجی خود دو پرونده اساسی یعنی تثبیت نفوذ در سوریه جدید و نفوذ راهبردی در قفقاز (محوری ترکی – آذری) را دنبال می‌کند و آماده باز شدن پرونده جدیدی در همسایه شرقی خود یعنی ایران نیست. سوم، ترکیه با ایران دارای پیوند ژئوپلتیک است و بی‌ثباتی پس از جنگ در ایران، قابل تسری به ترکیه خواهد بود. سیل مهاجران ایرانی می‌تواند ترکیه را با مشکلات عدیده مواجه کند. چهارم مسئله کردی است. چنانچه در ایران پس از جنگ جنبش‌های تجزیه‌طلبی شکل بگیرد، آنگاه این جنبش از کردستان می‌تواند به کردستان ترکیه تسری یابد و بالاخره پنجم به سیاست داخلی ترکیه مربوط می‌شود. شکست اسلام‌گرایی در ایران، بر تضعیف اسلام‌گرایان در ترکیه در مقابل کمالیست‌های ترکیه به شکلی غیر مستقیم اثرگذار خواهد بود.

۲) عراق

دولت عراق نیز به شدت از جنگ احتمالی در هراس است. اول اینکه دولت عراق، دوران گذار از «دولت ضعیف» به «دولت مستقر» را طی می‌کند و وقوع جنگ در همسایگی می‌تواند به این روند آسیب وارد کند. دوم، فعال شدن گروه‌های نظامی طرفدار ایران و شیعیان علاقه‌مند به جمهوری اسلامی است که ممکن است وارد جنگ با نیروهای امریکایی در عراق شوند. سوم، روند ادغام گروه‌های شبه نظامی جبهه مقاومت عراقی در نیروهای مسلح عراق با چالش مواجه می‌شود. چهارم، وابستگی امنیتی عراق به حضور نیروهای امریکایی در خاک عراق است که جنگ احتمالی می‌تواند با حمله ایران به نیروهای امریکایی در عراق باعث چالش امنیتی برای بغداد شود و بالاخره پنجم تسری ناامنی از مرزهای ایران به عراق در صورت تضعیف حاکمیت مرکزی در ایران، زنگ خطر امنیتی برای دولت عراق خواهد بود.

۳) عربستان

دولت عربستان با وجود آنکه ایران را رقیب سنتی خود در منطقه می‌بیند و طی یک دهه گذشته الگویی از «رقابت – تقابل» با ایران  را تجربه کرده است اما در این بحران خواهان جنگ نیست اگرچه بر خلاف عراق و ترکیه، «ایرانِ ضعیف و محاصره شده»را بر «ایران، به مثابه یک قدرت منطقه‌ای» ترجیح می‌دهد. اول آنکه عربستان از منطقه‌ای شدن جنگ و حمله نظامی ایران به پایگاه‌های امریکایی در عربستان و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج ‌فارس به شدت واهمه دارد. دوم آنکه، عربستان از فعال شدن انصارالله یمن که در دفاع از ایران وارد جنگ با امریکا و شاید حمله به پایگاه‌های امریکایی در عربستان شود، به شدت دچار هراس است و نمی‌خواهد پرونده یمن پس از توافق ۱۰ مارس ۲۰۲۳ مجددأ گشوده شود. سوم، جنگ احتمالی می‌تواند ثبات خلیج ‌فارس را دچار چالش اساسی کند و امنیت انرژی و سرمایه‌گذاری در خلیج ‌فارس را با سکته‌ای عمیق مواجه کند. چهارم، تضعیف ایران در جنگ احتمالی قدرت اسرائیل را افزایش می‌دهد و پیروزی ایران، قدرت ایران را افزایش خواهد دارد که در هر دو صورت به ضرر عربستان خواهد شد و بالاخره پنجم، تسری ناامنی از ایران با حاکمیت ضعیف شده به مرزهای جنوبی است که می‌تواند سال‌ها خلیج ‌فارس را با معضله‌ای به نام ایران نا‌امن مواجه کند.

۴) قطر و عمان

تهدیدها و دغدغه‌های امنیتی که برای عربستان برشمردیم، عمدتأ دغدغه‌ها و تهدیداتی برای قطر و عمان نیز خواهند بود؛ با این تفاوت که عمان و به‌ویژه قطر از بی‌ثباتی در منطقه، تسری جنگ به منطقه و صدور ناامنی از ایران به منطقه در فردای جنگ بیش از عربستان احساس خطر می‌کنند. تجربه قطر از جنگ ۱۲ روزه و حمله اسرائیل به قطر برای ترور سران حماس؛ مقامات قطری را نسبت به هر گونه جنگ جدید در منطقه به شدت دچار هراس امنیتی کرده است، هراسی بیش از سران عمان، امارات، عربستان، بحرین و کویت. 

۵) مصر

دولت مصر نیز خواهان توافق و مخالف جنگ است اما بواسطه دوری جغرافیایی از ایران، دغدغه‌های کشورهای پیرامون ایران را ندارد. مصر در نهایت خود را در ائتلاف عربستانی تعریف می‌کند و رویکرد خود به خلیج ‌فارس را با عربستان تنظیم می‌کند. البته مصر نیز خواهان تضعیف ایران نیست چون تضعیف ایران تقویت اسرائیل را در بر خواهد داشت و دولت مصر، اولأ اسرائیل را تهدیدی موجودیتی برای خود می‌بیند و ثانیأ قدرت‌یابی اسرائیل را به ضرر جهان اسلام می‌داند. در سوی دیگر پیروزی ایران در جنگ احتمالی پیش‌رو را نیز تقویت مجدد جبهه مقاومت می‌داند که برای مصر باعث دردسر خواهند شد.

۶) اسرائیل

رژیم صهیونیتی بدون تردید خواهان جنگ امریکا و ایران است. چرا؟ اول آنکه ایران برای صهیونیست‌ها تهدید موجودیتی است. آنها معتقدند پرونده ایران در دوره ترامپ باید برای همیشه با نابودی و یا تضعیف شدید ایران بسته شود؛ دوم، تضعیف ایران، توازن قدرت را در منطقه به سود اسرائیل تغییر می‌دهد و آنها را در قبال ترکیه و عربستان و پاکستان در موضع برتر قرار خواهد داد؛ سوم، در ادراک رژیم، ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری تضعیف شده است و عدم اقدام در قبال ایران،موجب افزایش قدرت و پرستیژ ایران نزد مسلمانان منطقه خواهد شد، چهارم، جنگ علیه ایران و به زعم آنها شکست ایران در جنگ احتمای پیش‌رو، قدرت چانه‌زنی رژیم را در پروژه عادی‌سازی با اعراب افزایش خواهد داد، موضوع دو دولتی را تضعیف می‌کند و اسباب نابودی حزب‌الله لبنان و انصارالله یمن را نیز فراهم خواهد کرد و بالاخره پنجم، انگیزه‌های درونی نتانیاهو و کابینه اوست که آنها را در قبال رقبای داخلی رژیم در موضع برتری قرار خواهد داد.

سید محمد حسینی

نویسنده خبر

سفیر اسبق ایران در عربستان و کارشناس ارشد مطالعات منطقه 

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: ایران و امریکا ایران و اسرائیل توافق توافق ایران و امریکا جنگ با ایران حمله به ایران سید محمد حسینی دیپلماسی منطقه ای خاورمیانه همسایگان جمهوری اسلامی ایران مذاکرات ایران و امریکا


( ۲ )

نظر شما :