کشورهای خلیج فارس چقدر حق انتخاب استراتژیک دارند؟

ایران و امریکا بین تشدید تنش و لبه پرتگاه

۲۸ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۸:۳۳ کد : ۲۰۳۷۷۵۲ اخبار اصلی خاورمیانه
تجربه استراتژیک خلیج فارس نشان می‌دهد که بزرگترین خطر در بحران‌های منطقه‌ای کمتر در وقوع جنگ و بیشتر در عادی‌سازی لفاظی‌های قبل از آن نهفته است. وقتی گفتمان رویارویی به امری عادی تبدیل می‌شود، خویشتن‌داری استراتژیک تضعیف می‌شود و حاشیه محاسبات اشتباه گسترش می‌یابد. با این حال، ارزیابی هوشیارانه از پویایی‌های فعلی نشان می‌دهد که اکثر بازیگران کلیدی تشخیص می‌دهند که هزینه‌های جنگ امروز بسیار فراتر از هرگونه دستاورد استراتژیک قابل قبول است.
ایران و امریکا بین تشدید تنش و لبه پرتگاه

نویسنده: دکتر ابتسام الکتبی (Dr. Ebtesam Al Ketbi)، رئیس اندیشکده امیریتس پالیسی سنتر

دیپلماسی ایرانی: در دوره‌های تشدید تنش منطقه‌ای، ریسک نه تنها با تحولات میدانی، بلکه با تعامل بین لفاظی‌های عمومی و مدیریت بحران پشت صحنه سنجیده می‌شود. این هفته، خاورمیانه بار دیگر خود را در یک منطقه خاکستری آشنا از دیدگاه خلیج فارس می‌بیند: زبان سیاسی سطح بالا، سیگنال‌های متقابل و موضع‌گیری نظامی سنجیده، همراه با فقدان قابل توجه تصمیمی برای حرکت به سمت رویارویی تمام عیار. به نظر می‌رسد منطقه به جای ایستادن در آستانه جنگ، در حال گذر از مرحله‌ای از مدیریت تنش ساختارمند است که برای اعمال فشار بدون ورود به تشدید تنش طراحی شده است.

تجربه استراتژیک خلیج فارس نشان می‌دهد که بزرگترین خطر در بحران‌های منطقه‌ای کمتر در وقوع جنگ و بیشتر در عادی‌سازی لفاظی‌های قبل از آن نهفته است. وقتی گفتمان رویارویی به امری عادی تبدیل می‌شود، خویشتن‌داری استراتژیک تضعیف می‌شود و حاشیه محاسبات اشتباه گسترش می‌یابد. با این حال، ارزیابی هوشیارانه از پویایی‌های فعلی نشان می‌دهد که اکثر بازیگران کلیدی تشخیص می‌دهند که هزینه‌های جنگ امروز بسیار فراتر از هرگونه دستاورد استراتژیک قابل قبول است.

در این چارچوب، موضع ایالات متحده در دولت ترامپ با تفاسیری که تمایل کمتری به استفاده از زور را فرض می‌کنند، متفاوت است. در حالی که دولت در اصل از اقدام نظامی ابایی ندارد، اما همچنان از درگیری‌هایی که از نظر مدت زمان و پیامدهای سیاسی بی‌پایان هستند، به شدت بیزار است. از دیدگاه خلیج فارس، نگرانی اصلی خود حمله نیست، بلکه آنچه در پی می‌آید این است که آیا می‌توان تشدید تنش را مهار کرد، رویارویی را محدود نگه داشت و از هزینه‌های سرریز منطقه‌ای جلوگیری کرد. این ملاحظات، به جای ترجیحات ایدئولوژیک، سقف درگیری نظامی ایالات متحده را تعریف می‌کنند.

در سوی دیگر معادله، به نظر می‌رسد ایران به همان اندازه آگاه است که هرگونه رویارویی در مقیاس بزرگ از نظر جغرافیایی محدود نخواهد ماند. پیامدهای آن در سراسر منطقه طنین‌انداز خواهد شد و در عین حال مستقیماً بر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخلی ایران تأثیر می‌گذارد. در این شرایط، جنگ گزینه‌ای پرخطر با مزایای استراتژیک محدود و هزینه‌های داخلی قابل توجه است. بنابراین، رفتار تهران منعکس کننده استراتژی ریسک‌پذیری سنجیده، استفاده از سیگنال‌های بازدارنده و تشدید کنترل شده بدون عبور از آستانه‌هایی است که می‌تواند واکنشی فراتر از ظرفیت مدیریت آن را برانگیزد.

آنچه مرحله فعلی را از دیدگاه خلیج فارس متمایز می‌کند، تغییر چشمگیر در حساسیت منطقه‌ای به هزینه است. کشورهای خلیج فارس، که سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی در تنوع اقتصادی، برنامه‌های توسعه و ثبات بلندمدت انجام داده‌اند، اکنون درگیری‌های گسترده را به جای یک اختلال موقت، تهدیدی مستقیم برای دستاوردهای استراتژیک انباشته می‌دانند. امنیت دریایی، ثبات بازار انرژی، اعتماد سرمایه‌گذاران و تاب‌آوری زنجیره‌های تأمین جهانی به متغیرهای اصلی در محاسبات استراتژیک خلیج فارس تبدیل شده‌اند. جنگ دیگر صرفاً به عنوان یک احتمال سیاسی، بلکه به عنوان یک ریسک اقتصادی و امنیتی سیستماتیک تلقی نمی‌شود.

در این زمینه، دیپلماسی پیشگیرانه و تنش‌زدایی به عنوان کارآمدترین ابزار سیاست‌گذاری ظهور کرده است. این رویکرد به دنبال توافقات جامع یا پیشرفت‌های سریع نیست. در عوض، مهار ریسک، مدیریت تشدید و حفظ کانال‌های ارتباطی حتی در لحظات اوج تنش را در اولویت قرار می‌دهد. موفقیت نه با حل مناقشه، بلکه با جلوگیری از ورود بحران‌ها به مسیرهای استراتژیک برگشت‌ناپذیر سنجیده می‌شود.

با این حال، این استراتژی بدون آسیب‌پذیری نیست. تنش مدیریت‌شده می‌تواند، از طریق سوءتفاهم یا خطای تاکتیکی، به تشدید ناخواسته تبدیل شود. روتین شدن لفاظی‌های تنش‌زا، احتمال اینکه حوادث محلی پیامدهای منطقه‌ای نامتناسبی ایجاد کنند، به‌ویژه در یک محیط امنیتی به‌هم‌پیوسته، را افزایش می‌دهد. بنابراین، حفظ مدیریت تنش مستلزم درجه بالایی از انضباط استراتژیک نه تنها از سوی قدرت‌های خارجی، بلکه از سوی خود بازیگران منطقه‌ای است.

در نتیجه، کشورهای خلیج فارس، لحظه فعلی را مقدمه‌ای برای جنگ اجتناب‌ناپذیر نمی‌دانند، بلکه آن را آزمایشی مداوم برای آستانه‌های بازدارندگی و مدیریت هزینه‌های استراتژیک می‌دانند. منطقه نه به سمت یک توافق سیاسی جامع حرکت می‌کند و نه به سمت رویارویی آشکار. در عوض، این کشور در حال پیمودن مرحله‌ای از تعادل شکننده است که در آن بحران‌ها به جای حل شدن از طریق نتایج قاطع، به مرور زمان مدیریت می‌شوند و به جای تشدید، از طریق مهار. از دیدگاه خلیج فارس، این رویکرد ممکن است معتدل باشد، اما تحت شرایط غالب منطقه‌ای و بین‌المللی، همچنان عملی‌ترین مسیر برای حفظ ثبات در یک محیط استراتژیک فوق‌العاده شکننده است.

منبع: مرکز الامارات للسیاسات – امیرتس پالیسی سنتر (epc) / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱

کلید واژه ها: ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا تنش میان ایران و امریکا ایران و ترامپ دونالد ترامپ جمهوری اسلامی ایران کشورهای عربی خلیج فارس خلیج فارس ناو امریکا ناو امریکایی جنگ با ایران حمله به ایران


نظر شما :