درآمدی بر یک چالش ملی و فرا-حکمرانی (بخش ششم)

حذف قابلیت «تنبیه راهبردی» و اثرات آن بر بازدارندگی ایران و رفتار دشمنان

۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۸۶۴۴ اخبار اصلی خاورمیانه
فریدون علی‌مازندرانی، حسن فتاحی و مصطفی روستایی در سلسله‌ یادداشت‌های مشترک خود برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسند: از دست دادن قدرت تنبیه فقط یک تغییر عملیاتی نیست؛ یک تغییر روانی هم هست. بازدارندگی واقعی زمانی موفق است که دشمن از پاسخ طرف مقابل بترسد، حتی اگر آن پاسخ عملاً هرگز اجرا نشود. ترس دشمن از «نااطمینانی» نسبت به قدرت ایران، خود یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازدارندگی بوده است.
حذف قابلیت «تنبیه راهبردی» و اثرات آن بر بازدارندگی ایران و رفتار دشمنان

نویسندگان: فریدون علی‌مازندرانی، حسن فتاحی، مصطفی روستایی

دیپلماسی ایرانی: یکی از بنیادی‌ترین ستون‌های بازدارندگی ایران در چهار دهه‌ی گذشته، اتکا بر «قدرت تنبیه راهبردی» بوده است؛ یعنی توانایی وارد کردن ضربه‌ی سنگین، دردناک و غیرقابل چشم‌پوشی به دشمن در صورت حمله. در واقع، ایران در غیاب تسلیحات هسته‌ای، نبود اتحادهای نظامی رسمی و ضعف جدی نیروی هوایی، ناچار بوده است نوعی بازدارندگی نامتقارن ایجاد کند؛ بازدارندگی‌ای که با موشک‌های میان‌برد و دوربرد معنا پیدا می‌کرد. این قدرت تنبیه بود که دشمنان را وادار می‌کرد در هر محاسبه‌ی نظامی، هزینه‌ی سنگین یک پاسخ تلافی‌جویانه را در نظر بگیرند. اما اگر برد موشک‌های ایران به ۵۰۰ کیلومتر محدود شود، این ستون اصلی بازدارندگی فرو می‌ریزد، زیرا ایران دیگر قادر نخواهد بود دشمن را در عمق خاک او مجازات کند؛ و بدون امکان تنبیه، بازدارندگی معنای خود را از دست می‌دهد.

برای درک بهتر شدت این تغییر، کافی است تصور کنیم ایران در چه مسافتی نسبت به دشمنانش قرار دارد. تقریباً تمامی مراکز حیاتی دشمنان منطقه‌ای ایران – از حیفا و تل‌آویو گرفته تا پایتخت‌های کشورهای دورتادور ایران – بسیار دورتر از ۵۰۰ کیلومتر هستند. پایگاه‌های آمریکا در قطر، امارات، کویت و بحرین که همواره در برد موشک‌های ایران بوده‌اند، با محدودیت ۵۰۰ کیلومتری کاملاً از دایره‌ی تهدید خارج می‌شوند. به بیان ساده، کشوری که نتواند در صورت حمله، زیرساخت‌های راهبردی دشمن را هدف قرار دهد، عملاً قدرت تنبیه ندارد؛ و وقتی قدرت تنبیه از میان برود، دشمن دیگر از «هزینه‌ی جنگ» نمی‌ترسد. بازدارندگی همیشه درباره‌ی هزینه است، نه نصیحت. اگر هزینه‌ی حمله کم شود، میل به حمله افزایش می‌یابد.

در چنین شرایطی، رفتار دشمنان ایران نیز تغییر خواهد کرد. تا امروز، اسرائیل، آمریکا، کشورهای عربی، در اوج خصومت هم از یک چیز می‌ترسیدند: اینکه ایران توانایی دارد با یک ضربه‌ی موشکی، بخشی از زیرساخت‌های حیاتی آنان را فلج کند. این ترس، آن‌ها را از ورود به برخی اقدامات تهاجمی باز می‌داشت. اسرائیل با وجود دکترین پیش‌دستانه‌اش، همیشه مجبور بود حساب کند که حمله به ایران می‌تواند با ضربه‌ای سنگین به حیفا یا دیمونا پاسخ داده شود. آمریکا مجبور بود احتمال حمله‌ی موشکی به پایگاه‌هایش را در هر اقدام نظامی محاسبه کند. کشورهای حاشیه نیز می‌دانستند هر اقدامی می‌تواند واکنشی غیرقابل پیش‌بینی و هزینه‌زا به همراه داشته باشد. اما وقتی این قدرت تنبیه از بین برود، دشمنان دیگر چنین محاسبات ترس‌آلودی نخواهند داشت. آن‌ها می‌دانند که حتی اگر ایران بخواهد پاسخ دهد، به تهدید مراکز حیاتی‌شان قادر نخواهد بود. و همین آگاهی، رفتار آن‌ها را جسورتر و تهاجمی‌تر می‌کند.

از دست دادن قدرت تنبیه فقط یک تغییر عملیاتی نیست؛ یک تغییر روانی هم هست. بازدارندگی واقعی زمانی موفق است که دشمن از پاسخ طرف مقابل بترسد، حتی اگر آن پاسخ عملاً هرگز اجرا نشود. ترس دشمن از «نااطمینانی» نسبت به قدرت ایران، خود یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازدارندگی بوده است. وقتی دشمن نداند ایران از کجا می‌تواند بزند و چه میزان خسارت می‌تواند وارد کند، این عدم قطعیت او را محتاط نگه می‌دارد. اما موشک‌های با برد ۵۰۰ کیلومتر نه‌فقط محدوده‌ی پاسخ ایران را کوچک می‌کنند، بلکه پاسخ ایران را قابل‌پیش‌بینی و قابل‌مهار می‌کنند. دشمن دیگر نگران غافل‌گیری نیست. دیگر نمی‌ترسد که ضربه‌ی ایران از اعماق جغرافیایی کشور و از مکان‌های ناشناس بیاید. همین زدوده شدنِ ترس، خودش یک تهدید راهبردی است.

پیامد این تغییر تنها محدود به مواجهه‌ی مستقیم نیست؛ شبکه‌ی متحدان ایران نیز تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد. محور نفوذ منطقه‌ای ایران، بخشی جدایی‌ناپذیر از عمق ژئوپلیتیکی ایران است. دشمنان در سال‌های گذشته به این دلیل در برخورد با حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن، حشدالشعبی عراق و سایر گروه‌های هم‌پیمان ایران احتیاط کرده‌اند که می‌دانند هر حمله‌ای به این نیروها ممکن است پاسخ ایران را در عمق استراتژیک آنان برانگیزد. این چتر تنبیه، به‌گونه‌ای نامحسوس اما کارآمد، از متحدان ایران محافظت کرده است. اما با محدود شدن برد، این چتر پاره می‌شود. اسرائیل با آسودگی بیشتری به حزب‌الله حمله خواهد کرد که کرده است؛ عربستان و امارات در قبال نیروهای مقاومت در یمن جسورتر خواهند شد که شدند؛ و آمریکا نیز فشار بیشتری بر نیروهای فراسرزمینی ایران در عراق و سوریه وارد می‌کند و خواهد کرد. در نبود قدرت تنبیه، دشمنان، هم ایران و هم متحدانش را آسیب‌پذیر می‌بینند.

تجربه‌ی تاریخی نیز نشان می‌دهد کشورهایی که توان تنبیه خود را از دست می‌دهند، دیر یا زود هدف تهاجم یا فشار بیرونی قرار می‌گیرند. لیبی و عراق نمونه‌های آشکاری هستند؛ هر دوی این کشورها وقتی برنامه‌های موشکی و بازدارندگی خود را کنار گذاشتند، اولین بحران سیاسی داخلی‌شان بهانه‌ای شد تا قدرت‌های خارجی بدون ترس دست به عملیات نظامی بزنند. اوکراین نیز وقتی زرادخانه‌ی هسته‌ای‌اش را واگذار کرد و از قدرت تنبیه خالی شد، به‌سرعت هدف تهاجم قرار گرفت. منطق این رخدادها روشن است: «دشمن همیشه صبر می‌کند تا تو ضعیف شوی، نه قوی». 

به این ترتیب، کاهش برد موشکی ایران به ۵۰۰ کیلومتر، عملاً معنایی دارد فراتر از کاهش ساده‌ی توان رزمی؛ این تغییر، «ایران را از یک قدرت بازدارنده به یک قدرت آسیب‌پذیر تبدیل می‌کند».کشوری که نتواند دشمن را تنبیه کند، نمی‌تواند دشمن را بازدارد. و کشوری که نتواند دشمن را بازدارد، دیر یا زود در معرض رفتارهای تهاجمی‌تر قرار خواهد گرفت. در خاورمیانه‌ی امروز، قدرت تنبیه نه یک ابزار انتخابی، بلکه عنصر بنیادین بقای سیاسی و امنیت راهبردی است. حذف آن، به‌جای ایجاد امنیت، تنها مرزهای تهدید را گسترده‌تر می‌کند و محیط منطقه را ناپایدارتر و جنگ‌خیزتر می‌سازد.

ادامه دارد...

کلید واژه ها: توان موشکی توسعه توان موشکی خاورمیانه جنگ با ایران بازندارندگی ایران و امریکا حمله امریکا حمله اسرائیل حمله اسرائیل به ایران حمله امریکا به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران حسن فتاحی فریدون علی‌مازندرانی مصطفی روستایی


( ۲ )

نظر شما :

علی روا ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۶:۲۵
سلام عزیزان وقتی با علم سیاست آشنا می‌شویم به ما راههای برون رفت و عاقلانه و با تدابیر و مدیریت صحیح از مشکلات را نشان می‌دهد آدم عاقل لقمه را دور سرش نمی‌چرخاند مشکل را با درایت و سیاست باید حل کرد چی میشه بجای عکس موشک عکس گل بزاریم یا با مذاکره سؤ تفاهمات را بر طرف کنیم اگر آنها بدی می‌کنند ما اخلاق اسلامی را اجرا کنیم ما صبر کنیم تحمل کنیم خوبی کنیم ما مسلمانیم دین ما دین محبت هست خدا مشکلات را حل میکنه اگر ترامپ دروغ میگه با سیاست دروغ اورا باعث صلح بدانیم نه اینکه جلو صلح را بگیریم فرصت صلح داریم استفاده بهینه کنیم علم و کتب سیاسی و حتی سیاست اسلامی در باره غنیمت دانستن فرصت صلح این اجازه را میده