همه فشارها، مختصات و معادلات موجود

جنگ کی تمام می‌شود؟

۰۳ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۲:۴۶ کد : ۲۰۳۸۲۶۱ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: سید علی موسوی خلخالی
علی موسوی خلخالی می‌نویسد: اگر ایالات متحده همین الآن آتش‌بس اعلام کند و از جنگ خارج شود، جمهوری اسلامی ایران برنده آشکار این میدان است. 
جنگ کی تمام می‌شود؟

دیپلماسی ایرانی: در حالی به بیست و چهارمین روز حمله امریکا – اسرائیل علیه ایران وارد ‌شده‌ایم که به نظر می‌رسد هنوز تا رسیدن به نقطه پایان این نبرد فاصله داریم. البته شاید این فاصله به معنای فاصله زمانی نباشد اما به لحاظ عملی می‌توانیم بگوییم هنوز نمی‌توانیم نقطه‌ای برای پایان این نبرد متصور شویم. 

این در حالی است که برخی از تحلیلگران احتمال رسیدن به توافق در نقطه جوش تنش را ممکن می‌دانند، اتفاقی شبیه جنگ ۱۲ روزه که وقتی دو طرف جنگ در نقطه اوج تنش بودند دیپلماسی فعال شد و ترک تخاصم به‌دست آمد. اما این بار به نظر می‌رسد شرایط با جنگ ۱۲ روزه تا اندازه‌ای متفاوت است. ایران با آمادگی و پیش‌فرض آغاز جنگ توسط امریکا و اسرائیل به این نبرد وارد شده و طرف امریکایی – اسرائیلی نیز با تصور به‌پایان رساندن کار نیمه‌تمام جنگ ۱۲ روزه آن را آغاز کرده‌اند.

طرف امریکایی – اسرائیلی برخلاف آنچه ادعا می‌کند، هنوز به آنچه در رسانه‌ها و در مقابل خبرنگاران می‌گوید، نرسیده است. موارد بسیاری را می‌توان برشمرد که نشان می‌دهد برخلاف ادعای آنها، هنوز بسیاری از آنچه توسط آنها هدف‌گذاری شده بود، محقق نشده است.

اهدافی که هنوز برای امریکا و اسرائیل محقق نشده‌اند

این صحیح است که این بار نقطه آغاز نبرد هدف قرار دادن عالی‌ترین فرد نظام به همراه تعداد زیادی از فرماندهان و مسئولان نظامی و سیاسی کشورمان بود. همچنین در روزهای بعد از آن دشمن متخاصم به ترور مسئولین و مقامات ارشد کشورمان ادامه داد و به‌ویژه رئوس نهادهای امنیتی ما را هدف قرار داد؛ اما برخلاف پیش‌بینی‌های طرف امریکایی – اسرائیلی هیچ گسستی در ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی ایران به‌وجود نیامد و دستگاه‌های سیاسی، امنیتی، اجرایی، نظامی و اقتصادی کشور همچنان حفظ شده‌اند و با تمام ظرفیت به کار خود ادامه می‌دهند. 

همچنین برخلاف انتظار امریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها و به‌رغم برنامه‌ریزی‌هایی که انجام شده بود تا به اکنون هیچ آشوب اجتماعی – سیاسی علیه حاکمیت کشور به‌وقوع نپیوسته و آنچه از فروپاشی از درون ادعا می‌کردند، محقق نشده و حتی می‌توان گفت که این طرح آنها تا الآن شکست خورده است. در حالی که مقامات اسرائیلی و امریکایی در روزهای اول جنگ، از پایان این جنگ در هفته سوم یا چهارم با فروپاشی نظام سیاسی کشور سخن می‌گفتند. چنین چیزی نه تنها محقق نشده بلکه حفظ ساختار و چارچوب نظام آنها را بر آن داشته که در روزهای اخیر دائما تاکید کنند که تغییر نظام هدف آنها از این جنگ نیست، تا آنجا که طرف اسرائیلی نیز در چرخشی واضح اذعان داشته که این جنگ ممکن است به سقوط جمهوری اسلامی ایران نینجامد.

از سوی دیگر در حالی که مقامات ارشد امریکایی و اسرائیلی از پایان زرادخانه‌های موشکی و پهپادی ایران خبر می‌دادند و ادعا می‌کردند که بیش از ۹۰ درصد توانایی موشکی و نظامی ایران از بین رفته، اما همچنان حملات موشکی علیه اسرائیل و پایگاه‌های امریکا در منطقه را شاهدیم که دقیقا خلاف ادعاهای مقامات امریکایی و اسرائیلی است. حتی حملات موشکی ایران در روزها و ساعت‌های اخیر علیه اسرائیل شدیدتر و دقیق‌تر بوده که تعجب امریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها را برانگیخته است.

در زمینه دریایی نیز با وجود این‌که طرف امریکایی و اسرائیلی از نابودی کامل توانایی دریایی ایران صحبت می‌کند اما شاهدیم که ایران با تکیه بر توانایی نظامی‌اش همچنان تنگه هرمز را تحت کنترل مطلق خود دارد و تلاش‌های امریکایی‌ها برای گشودن این تنگه تا کنون موثر واقع نشده است. حتی تلاش امریکا برای ایجاد پیمان منطقه‌ای برای بازگشایی تنگه هرمز و همچنین تلاش برای وارد کردن اروپا و ناتو به این نبرد نیز ناکام مانده، و ظاهرا به همین دلیل است که رئیس جمهوری امریکا از روی خشم ایران را به نابودی زیربناهای برق و گاز تهدید کرده و برای آن ضرب الاجل تعیین کرده است. ضرب الاجلی که به‌صراحت طرف‌های اروپایی آن را رد کرده‌اند و آن را بیانگر مواضع خود ندانسته‌اند.

موضع خلاف انتظار اروپا

در این نبرد برخلاف انتظار امریکا و اسرائیل اروپا حاضر نشده است که در کنار این دو قرار بگیرد و به نبرد ورود کند. در حالی که به‌روشنی گسترش دامنه نبرد به کل منطقه را نظاره‌گر است. این بار اروپا بر خلاف جنگ ۱۲ روزه و حتی بر خلاف مواضع روزهای ابتدای جنگ با امریکا و اسرائیل همراه نشده که البته دلیل آن طرفداری از ایران نیست بلکه چهار دلیل دیگر را می‌توان برای آن متصور شد؛ نخست عدم قدردانی امریکا و اسرائیل از ورود این اتحادیه به کارزار سیاسی امریکا و اسرائیل علیه ایران که هیچ مابه‌ازایی در برابر آن دریافت نکرده‌اند؛ دوم، بی‌اعتنایی طرف امریکایی به اروپا که تعمیق اختلافات دو سوی آتلانتیک را نشان می‌دهد و بیانگر این است که اروپا از این‌که در جریان سیاست‌ها و برنامه‌های واشینگتن نیست گلایه دارد و این گلایگی خود را در این‌گونه واکنش‌هایش نشان می‌دهد؛ سوم، بی‌اعتنایی امریکا به منافع امنیتی اروپا در پیامدهای این جنگ که به صراحت آن را بیان کرده و آن را تهدیدی مستقیم علیه امنیت اروپا دانسته است؛ و چهارم، عدم تصور هیچ‌گونه چشم‌اندازی برای اروپا از این ماجراجویی که سبب شده است تا نسبت به آینده احساس ترس داشته باشد. 

پایتخت‌های اروپایی به صراحت گفته‌اند که این جنگ، جنگ آنها نیست و هیچ آینده‌ای برا‌ی آن متصور نیستند و نمی‌خواهند عواقب جنگی که طرف مشورت آن نبوده‌اند را متحمل شوند. رفتاری که به‌روشنی خشم طرف امریکایی را برانگیخته و با خط و نشان‌های آن مواجه شده است که می‌تواند بر روابط آتی دو سوی آتلانتیک و شکاف هرچه بیشتر در اتحاد آنها را موجب شود. 

علاوه بر آن اروپا ظن آن دارد که این جنگ سبب شود توجه‌ها از جنگ اوکراین که اروپا آن را تهدید سیاسی و امنیتی مستقیم علیه خود می‌داند، منحرف شود. 

اروپا از این فراتر احساس می‌کند که چه بسا توطئه‌ای روسی – امریکایی علیه امنیت و سیاست قاره اروپا در جریان باشد و تعلیق تحریم‌های یک‌ماهه نفتی روسیه توسط امریکا را شاهدی برای آن می‌داند.

فشار داخلی امریکا

بعد از ۲۴ روز فشارها بر دولت امریکا به دلیل ورود به این جنگ بدون آنکه دستاوردی ملموس و قابل دفاع داشته باشد به‌شدت رو به افزایش است. این اختلافات را در درون دولت امریکا بیش از هر جای دیگری می‌توان دید. جریان موسوم به ماگا – پایگاه رای اصلی دونالد ترامپ – از این‌که رئیس جمهوری امریکا بر خلاف شعارهایش و انتقادها به روسای جمهوری پیشین به جنگی بزرگ در خاورمیانه وارد شده است از او انتقاد می‌کنند. آنها همچنین رئیس جمهوری کشورشان را متهم می‌کنند که تسلیم فشارهای دولت بنیامین نتانیاهو شده و به جنگی ورود کرده که جنگ امریکا نبوده بلکه جنگ اسرائیل بوده است. اکنون زمزمه این‌که ایران هیچ‌گاه تهدید مستقیمی علیه امریکا نبوده و دولت ترامپ به جنگی ورود کرده که به هیچ عنوان تهدیدی علیه واشینگتن قلمداد نمی‌شده، افزایش یافته است. انتقادها به گزارش تولسی گبرد، مدیر اطلاعات ملی امریکا، در شهادتش در سنا شاهدی بر این ادعاست.

این در حالی است که افزایش قیمت جهانی نفت و به تبع آن افزایش قیمت بنزین در ایالت متحده فشارها را بر دولت امریکا افزایش داده است. 

حالا دولت امریکا متهم است که بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران را پیش‌بینی نکرده بوده و برای آن آماده نبوده است. 

فشار کشورهای عربی و منطقه

کشورهای عربی منطقه باور نمی‌کردند به‌سرعت و به‌طور گسترده به زمین بازی جنگ ایران و امریکا – اسرائیل تبدیل شوند. آنها به دولت امریکا خورده می‌گیرند که در این جنگ منافع آنها را لحاظ نکرده و پیش‌بینی تهدید گسترده علیه آنها را نکرده بود. آنها از این جنگ بر خلاف انتظارشان خسارت‌های سنگینی را به‌ویژه در حوزه اقتصادی متحمل شدند. 

اگرچه می‌توان گفت روابط ایران و کشورهای عربی و منطقه – ازجمله ترکیه و آذربایجان – به شدت آسیب دیده و رابطه با کشورهای عربی به این زودی‌ها، حتی بعد از پایان جنگ، به دوره قبل از جنگ بازنخواهد گشت و دوستی و مودت دو طرف به‌ این آسانی‌ها قابل ترمیم نیست، اما اعتماد آنها به امریکا نیز کاهش یافته است. آنها به‌روشنی می‌بینند حتی با وجود درگیر کردن واشینگتن در مناسبات اقتصادی خود و دادن امتیازهای کلان مالی به آن، باز هم امریکا چشمش صرفا به منافع اسرائیل دوخته شده است و اهمیت دادن به منافع و امنیت آنها را در وهله دوم می‌بیند. 

همچنین بیم آن دارند پیروزی مطلق یکی از دو طرف این نبرد سبب شود در آینده جاه‌طلبی‌های بیشتری متوجه منافع آنها شود. به‌ویژه از جانب اسرائیل که نه تنها تهدیدی بالفعل علیه کشورهای عربی پیرامونی خود است – در بحبوحه جنگ با ایران به زیرساخت‌های سوریه حمله کرده است – بلکه ادعای ارضی علیه دیگر کشورهای عربی منطقه از جمله عربستان سعودی دارد و به‌روشنی ترکیه را نیز تهدید می‌کند که بعد از ایران به سراغ آن خواهد آمد.

اگرچه در حال حاضر برای کشورهای عربی و منطقه تهدید ایران و اسرائیل بیش از همه برجسته شده است، اما با این وجود به امریکا فشار می‌آورند تا این جنگ زودتر پایان یابد چرا که از سرایت بیشتر آن به جغرافیای خود نگرانند و از سوی دیگر بیم آن دارند تبعات آن فراتر از توان اقتصادی و زیرساخت‌های آنها باشد.  

اسرائیل تنها طرفی است که خواهان ادامه این جنگ تا هفته‌های آینده است. این رژیم احساس می‌کند هنوز به اهداف اصلی خود نرسیده و تا زمانی که به آن اهداف نرسد باید به هر قیمتی شده به جنگ ادامه دهد. علاوه بر آن با توجه به شعارهایی که در روزهای ابتدایی جنگ سر می‌داد پایان یافتن جنگ یا کنار کشیدن امریکا از آن به مثابه شکستی برای آن خواهد بود که می‌تواند جایگاه و ثقل آن را در آینده مناسبات منطقه‌ای تضعیف کند، در حالی که هنوز پرونده‌های امنیتی – نظامی آن در فلسطین و لبنان بسته نشده است.  

پیش‌بینی آینده جنگ

همه این موارد نشان می‌دهد که علی‌رغم اظهاراتی که مقامات امریکایی در برابر دوربین‌های خبرنگاران بیان می‌کنند و صحبت از نابودی توانایی نظامی ایران در تمامی سطوح و نزدیک شدن به پیروزی می‌کنند، اوضاع چندان هم مطابق خواسته و برنامه‌های آنها پیش نمی‌رود. با وجود این‌که ادعا می‌شود توان موشکی و پهپادی ایران از بین رفته اما همچنان موشک‌های ایران خواب را از اسرائیلی‌ها ربوده و امریکایی‌ها خطر آن را علیه نیروها و پایگاه‌های خود در منطقه همچنان حس می‌کنند. 

در حالی که امریکایی‌ها از نابودی کامل توان نظامی دریایی ایران صحبت می‌کنند تنگه هرمز همچنان با قدرت نظامی دریایی ایران به روی آنها بسته است. 

همچنین هیچ نشانه‌ای از فروپاشی یا سقوط یا حتی گسست در ساختار جمهوری اسلامی ایران دیده نمی‌شود. 

از سوی دیگر فشار کشورهای عربی و اروپا نیز به امریکایی‌ها رو به افزایش است و به‌ویژه اروپایی‌ها به قبول معادله تحمیلی آنها حاضر نشده‌اند.

برای همین اگر ایالات متحده همین الآن آتش‌بس اعلام کند و از جنگ خارج شود، جمهوری اسلامی ایران برنده آشکار این میدان است. 

همه این موارد به ما می‌گوید پیش‌بینی پایان جنگ ظرف ساعت‌ها یا چند روز آینده سخت است. شاید دولت امریکا به‌عنوان فرمانده این جنگ تحت فشارهای متعدد مجبور شود که طبق برنامه سه – چهار هفته‌ای خود به فکر پایان جنگ بیفتد که در اظهارات اخیر رئیس جمهوری امریکا، نشانه‌های آن دیده می‌شود اما زمانی آن را اعلام خواهد کرد که یک دستاورد بزرگ به زعم خود به دست آورده باشد تا آن را به عنوان پیروزی جا بزند و به دستاویز آن جنگ را پایان دهد. شاید اولتیماتوم ۴۸ ساعته ترامپ به ایران بر سر تنگه هرمز را بتوان در این چارچوب تفسیر کرد. برای همین جنگ تا رسیدن به آن نقطه تعادل دو طرف برای اعلام پیروزی مطابق با تعاریف خود ادامه خواهد یافت و انتظار نمی‌رود تا قبل از رسیدن به آن نقطه پایان یابد.

روزنامه نگار، نویسنده، مترجم و سردبیر دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: جنگ با ایران حمله اسرائیل حمله اسرائیل به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران سید علی موسوی خلخالی کشورهای منطقه ایران و اسرائیل ایران و امریکا ایران و امریکا و اسرائیل جنگ ایران و امریکا و اسرائیل ایران و کشورهای عربی ایران و کشورهای عربی منطقه ایران و ترکیه دونالد ترامپ ایران و ترامپ بنیامین نتانیاهو


( ۲۴ )

نظر شما :

علی روا ۰۳ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۴:۲۶
سلام قبل ورود به هر جنگ باید برون رفت و هزینه را برآورد کرد اگر جنگ آمریکا و ایران را تحلیل کنیم جنگ دارد به مرحله اوج روایت سازی خود می‌رسد یعنی فروکش کردن یک طوفان بعد گردبادی سخت در اوج روایت همیشه سیاستمداران کار را ناتمام و بی حوصله به اتمام رسانده بعد روایت سازی‌ها شروع میگردد تا هزینه ها توجیه گردد ترامپ هم که استاد روایت و جعل خبر و این کارهای رسانه ای است البته روایت با نوعی جنگ روانی همراه است که خطر بعد جنگ با این روایتها خود را نشان می‌دهد خود جنگ طبق کتاب جنگ اصلا بحران نیست چون مستند و مستدل ذکر شده که ورود به جنگ و گرفتن یک سرزمین با نگهداری آن متفاوت میباشد اشغالگر هرگز دوام و تاب آوری ندارد طوری که این فرمایش در کتاب جنگ به تفصیل بیان شده و خطرناک توصیف شده به گونه ای که جنگاور را به پرهیز از آن واداشته باید گفت جنگ ایران و آمریکا به زودی به اتمام خود نزدیک شده و فروکش خواهد کرد ولی وارد مرحله بحران روایت سازی خواهیم شد که ترامپ استاد این کار است زمان روایت سازی جنگ روانی در حال نزدیک شدن است و در آن موقع جنگ رزمی خاتمه یافته وارد بحران هویت سازی از طریق جعل روایت سازی توسط ترامپ خواهیم شد اون مرحله روانی بیشترین فشار را بر کشور وارد می‌کند اون مرحله مرحله شناختی است و اوج بحران روانی و فشار است جنگ هم اکنون به اوج خود رسیده و نزدیک، به زمان روایت سازی احتمالا به زودی جنگ خاتمه میابد ولی باید آماده جنگ دیگر و سختر یعنی جنگ روانی بود ترامپ با روایت سازی هزینه های عجیبی را بر کشورهای خلیج فارس تحمیل می‌کند و سپس با روایت سازی هزینه های جنگ را برای خود سود می‌کند و با روایت سازی جنگ روانی شدیدی را بر ماتحمیل می‌کند باید آماده بود این از جنگ رزمی سختر هستش و این وظیفه بر عهده سیاسیون هست نه نظامیان و متخصصان نظامی