براندازی با فشار اقتصادی-آمریکا
بحران دلار در ایران را عمداً ایجاد کردند تا اغتشاش راه بیندازد
نویسنده: اکبر فیجانی، مدرس دانشگاه و تحلیلگر مسائل بین الملل
دیپلماسی ایرانی: به گفته برخی مقامهای غربی و بر پایه اسناد منتشرشده، ایالات متحده آمریکا و شماری از متحدانش از نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مهار و محدودسازی روند پیشرفت کشورمان را در دستور کار خود قرار دادهاند. در طول این سالها، دولتهای مختلف آمریکا با ابزارها و رویکردهای گوناگون این سیاست را دنبال کردهاند و در دو دهه اخیر، دامنه و پیچیدگی این اقدامات خصمانه به شکل فزایندهای رشد داشته است.
در این چارچوب، فشار اقتصادی و تأثیرگذاری بر معیشت مردم به یکی از محورهای اصلی سیاستهای واشینگتن تبدیل شده است. بسیاری از تصمیمها، بهویژه در سالهای اخیر، با هدف محدود کردن رشد اقتصادی ایران اتخاذ شدهاند. برخی تحلیلگران معتقدند این رویکرد از درک ظرفیتهای اقتصادی ایران و نقش ثبات اقتصادی در قدرت و امنیت ملی کشورها ناشی میشود.
همچنین تجربه مداخلات آمریکا در کشورهایی مانند شیلی، کنگو و لیبی در این زمینه مورد استناد قرار گرفته است. به عنوان مثال، در کشور شیلی وقتی دکتر سالوادور آلنده، کاندیدای مردمی، در انتخابات پیروز شد و برخلاف میل آمریکا به عنوان رئیسجمهوری برگزیده شد، دولتمردان آمریکا گفتند باید کاری کنیم که اقتصاد شیلی به ضجه درآید. از آن پس با طرح مخفیانه سازمان سیا، جنگ گسترده رسانهای و روایتگری غیرواقعی همراه با بزرگنمایی مشکلات در شیلی آغاز شد و کارشکنی در کار دولت و اعمال فشار اقتصادی بر ملت شدت یافت. سازمان اطلاعات آمریکا، با هدف ایجاد قحطیهای مصنوعی در کشور شیلی، با بهرهگیری از عوامل نفوذی در بدنه دولت، هزینههای زندگی در آن کشور را بسیار بالا برد و با انواع روشها مانع توزیع کالاهای اساسی در بین ملت میشد، بهطوریکه کالاهای موجود در انبارها عمداً نابود یا مفقود میشد و به دست مردم نمیرسید. همزمان با تبلیغات همهجانبه و شایعهپراکنی، مخصوصاً از طریق رادیوی اسپانیاییزبان آمریکا، رئیسجمهوری شیلی را ناکارآمد معرفی و ترور شخصیتی کردند و همه کمبودها و مشکلات را به دکتر آلنده و اعتقادات ضدآمریکایی او نسبت میدادند. طرح آمریکاییها به طور شگفتانگیزی موفقیتآمیز بود، طوریکه مردم با حضور گسترده در خیابانها فریاد میزدند: «ما آزادی نمیخواهیم، ما عدالت نمیخواهیم؛ ما غذا میخواهیم تا از گرسنگی نمیریم.» سرانجام معترضان که اغلب طرفداران اولیه آلنده بودند، با حمله به کاخ ریاستجمهوری سر او را بریدند. بعد از سقوط دولت دکتر آلنده، ژنرال پینوشه که مأمور مخفی سیا بود به قدرت رسید و هزاران نفر از طرفداران سابق و فعلی آلنده، حتی خود کسانی که رهبرشان را کشتند، قتلعام کرد و تحت حکومت دیکتاتوری او، گرانی و فقر، بیعدالتی و فلاکت سالها بر شیلی سایه انداخته بود.
در خصوص ایران، چند روز پیش اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در اعترافی قابلتوجه اعلام کرد که واشینگتن عمداً کمبود دلار را مهندسی کرده تا ارزش ریال ایران سقوط کند؛ روندی که در نهایت به حضور معترضان در خیابانها انجامید.
بنجامین (بن) نورتون، روزنامهنگار، تحلیلگر و اقتصاددان سیاسی و بنیانگذار و سردبیر وبسایت «Geopolitical Economy Report»، در مقالهای به این موضوع پرداخته است. ترجمه مقاله مذکور را با اعمال تغییراتی در زیر مشاهده میکنید.
مقامات آمریکایی با افتخار میگویند تحریمهای غیرقانونیشان اقتصاد ایران را «فروپاشیده» و باعث تورم بالا و اعتراضات شده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت تحریمهای غیرقانونی و «فشار حداکثری» ترامپ با هدف «فروپاشاندن» اقتصاد ایران طراحی شدهاند؛ از طریق قطع صادرات نفت، محروم کردن کشور از ارز سخت و دامن زدن به تورم؛ به طور خلاصه از طریق «دوباره ایران را ورشکسته کردن».
دونالد ترامپ آشکارا خواستار «تغییر رژیم» در ایران شده است. او این کشور را با آنچه «ناوگان عظیم» مینامد محاصره کرده و حتی اشاره کرده که میخواهد رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیتالله علی خامنهای، را به قتل برساند.
در حالی که ترامپ پس از حمله به ایران در سال ۲۰۲۵ دوباره این کشور را به بمباران تهدید میکند، دولت آمریکا بمبهای اقتصادی ویرانگری بر سر این ملت فرود آورده است.
مقامات ارشد دولت آمریکا با افتخار میگویند در تلاشاند اقتصاد ایران را «فرو بپاشانند».
دولت ترامپ کارزاری را که آن را «فشار حداکثری» مینامد علیه تهران به راه انداخته است؛ کارزاری که کاخ سفید میگوید «با هدف رساندن صادرات نفت ایران به صفر» طراحی شده است.
استراتژی واشینگتن این است که با تخریب صنعت نفت ایران، درآمدهای صادراتی آن را قطع کند. آمریکا با محروم کردن تهران از دسترسی به ارز سخت، میکوشد نرخهای بالای تورم ایجاد کرده و ارزش پول ملی ایران، ریال، را نابود کند.
این جنگ اقتصادی آمریکا نهتنها به دولت ایران، بلکه به همه ۹۳ میلیون ایرانی که در این کشور زندگی میکنند آسیب جدی وارد میکند. مردم عادی و غیرنظامیان بیشترین بار این فشار را تحمل میکنند.
اظهارات اسکات بسنت درباره «دوباره ورشکسته کردن ایران»
استراتژی جنگ اقتصادی تمامعیار واشنگتن بهروشنی توسط اسکات بسنت، وزیر خزانهداری و مدیر میلیاردر صندوق پوشش ریسک (هجفاند) از والاستریت، تشریح شد.
او در مصاحبهای با شبکه فاکسنیوز در ژانویه، در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر تحریمهای اعمالشده علیه ایران، با افتخار گفت این اقدامات قهری یکجانبه-که آشکارا ناقض حقوق بینالملل هستند-باعث شده ایران با کمبود دلار مواجه شود و نتواند هزینه واردات را بپردازد یا ارزش پول خود را تثبیت کند؛ امری که به تورم شدید انجامیده است.
بسنت با لحنی پیروزمندانه گفت: «اقتصادشان فروپاشید.» او همچنین اعتراضات و ناآرامیهای خشونتآمیز در ایران را نتیجه این سیاستها دانست.
او در سخنرانی مارس ۲۰۲۵ خود در باشگاه اقتصادی نیویورک نیز اذعان کرد که کارزار «فشار حداکثری» دولت ترامپ «برای فروپاشاندن اقتصادی که از پیش در حال تزلزل بود» طراحی شده است.
بسنت گفت: «ما دسترسی ایران به نظام مالی بینالمللی را با هدف قرار دادن طرفهای منطقهای که انتقال درآمدهای آن را تسهیل میکنند، قطع خواهیم کرد. کارزار فشار حداکثری ما برای فروپاشاندن صادرات نفت ایران طراحی شده است. ما بخش نفت ایران را تعطیل خواهیم کرد.» بسنت با طعنه گفت: «دوباره ورشکسته کردن ایران آغاز سیاست تحریمی بهروزشده ما خواهد بود». و افزود: «اگر امنیت اقتصادی، امنیت ملی است، رژیم تهران هیچکدام را نخواهد داشت».
در جریان این سخنرانی، استیون شوارتزمن، مدیرعامل بلکاستون و از میلیاردرهای بانفوذ والاستریت، پشت سر بسنت نشسته بود. حضار از مدیران مالی والاستریت بودند که با اشتیاق از وعده «فروپاشاندن» اقتصاد ایران استقبال کردند. شوارتزمن همچنین یکی از حامیان مالی اصلی کارزار انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴ بود.
همبستگی نزدیک میان تحریمهای آمریکا و تورم
اعتراف وزیر خزانهداری آمریکا به اینکه واشنگتن عمداً در پی ایجاد ابرتورم در ایران است، بسیار افشاگرانه و معنی دار است.
رسانههای غربی غالباً تورم بالا در کشورهای تحت تحریم مانند ایران را به فساد و سوءمدیریت نسبت میدهند؛ اما تصادفی نیست که بسیاری از کشورهایی که بالاترین نرخهای تورم جهان را دارند – از جمله ونزوئلا، زیمبابوه، سودان و ایران – هدف تحریمهای آمریکا و غرب بودهاند.
در مورد ایران، دادههای بانک جهانی نشان میدهد همبستگی بسیار نزدیکی میان تحریمهای آمریکا و افزایش تورم وجود دارد. جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران دوحزبی بوده و به دوران ترامپ محدود نمیشود. در دوران جورج بوش و باراک اوباما نیز تحریمهای یکجانبه و غیرقانونی اعمال شد که به افزایش شدید تورم انجامید.
در سال ۲۰۱۶، پس از امضای توافق هستهای موسوم به «برجام» (برنامه جامع اقدام مشترک) و لغو تحریمها، تورم ایران به پایینترین سطح در دههها رسید و به ۷.۲ درصد کاهش یافت.
اما ترامپ در مه ۲۰۱۸ بهطور یکجانبه از برجام خارج شد و تحریمها را بازگرداند؛ اقدامی که نقض آشکار حقوق بینالملل بود. پس از آن، تورم در سال ۲۰۱۹ به ۳۹.۹ درصد رسید.
از آن زمان و با تداوم تحریمها و همچنین همهگیری کووید-۱۹، اقتصاد ایران با نرخهای بالای تورم (حدود ۴۰ درصد) دستوپنجه نرم کرده است.
کارشناسان سازمان ملل: تحریمهای آمریکا غیرقانونی و ناقض حقوق بشر است
کارشناسان مستقل حقوق بینالملل سالهاست اعلام کردهاند تحریمهای آمریکا علیه ایران غیرقانونی و ناقض حقوق بشر است.
دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل هشدار داده که استفاده از تحریمهای اقتصادی برای اهداف سیاسی «نقض حقوق بشر و هنجارهای رفتار بینالمللی» است و میتواند به «فجایع انسانی ساخته دست بشر در ابعادی بیسابقه» منجر شود.
گزارشگران ویژه سازمان ملل تأکید کردهاند که «تغییر رژیم از طریق اقدامات اقتصادی که احتمالاً به محرومیت از حقوق اساسی بشر و حتی گرسنگی میانجامد، هرگز رویه پذیرفتهشدهای در روابط بینالملل نبوده است.»
برخی سیاستمداران غربی ادعا میکنند «آمریکا باید به مردم ایران کمک کند». اگر واقعاً چنین قصدی دارند، مؤثرترین و سادهترین اقدام، لغو تحریمهای غیرقانونیای است که عمداً اقتصاد ایران را ویران کرده و دهها میلیون غیرنظامی را دچار رنج شدید ساخته است.


نظر شما :