مقاومت ملتی مستقل در برابر زورگویی خارجی هدف است

تدابیر ایران برای عبور از بحران ترامپ

۰۷ فروردین ۱۴۰۴ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۱۸۹۱ اخبار اصلی اخبار داخلی خاورمیانه
تهران مصمم است که مانع از آن شود که شکاف‌های داخلی توانایی کشور را در برابر فشارهای خارجی تضعیف کند. ایجاد گشایش‌های محدود اجتماعی و سیاسی، بخشی از یک راهبرد حساب‌شده برای تخلیه نارضایتی عمومی قبل از آن است که به ناآرامی‌های گسترده تبدیل شود.
تدابیر ایران برای عبور از بحران ترامپ

نویسنده: محمد آیت‌اللهی طباطبایی، پژوهشگر در مدرسه کندی دانشگاه هاروارد، دانشیار روابط بین‌الملل در مدرسه حکمرانی و خدمات عمومی بوش در دانشگاه تگزاس ای‌ اند ام، و پژوهشگر در مؤسسه سیاست عمومی بیکر در دانشگاه رایس است. او نویسنده‌ی کتاب «حکمرانی دینی: سیاست اسلام در ایران» است.

دیپلماسی ایرانی: در یک سال گذشته، ایران با مجموعه‌ای از چالش‌ها روبه‌رو شده است. این چالش‌ها موجب شده است که بسیاری از مقامات و تحلیل‌گران آمریکایی استدلال کنند که جمهوری اسلامی در آستانه شکست راهبردی قرار دارد. ریچارد هاس، در مقاله‌ای در فارین افرز در ژانویه گذشته، نوشت: «ایران ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرتر از هر زمان دیگری در دهه‌های اخیر است، شاید از زمان جنگ هشت‌ساله با عراق یا حتی انقلاب ۱۹۷۹.» بر اساس این دیدگاه، ایران در موقعیتی قرار گرفته که مخالفانش می‌توانند به تأسیسات هسته‌ای آن حمله کنند یا امتیازات بزرگی را در یک توافق جدید هسته‌ای از آن بگیرند.

با این حال، این باور رایج که ایران اکنون بیش از گذشته در برابر فشار آمریکا یا حمله اسرائیل آسیب‌پذیر است، در تهران پذیرفته نشده است. جمهوری اسلامی این چالش‌های خارجی را نه نشانه شکست، بلکه عقب‌گردهای موقتی می‌داند. از نگاه ایران، حماس و حزب‌الله، علی‌رغم ضربات سنگین، در جنگ نامتقارن با اسرائیل پیروز شده‌اند. آنها به عنوان سازمان‌های چریکی در برابر یک ارتش قدرتمند متکی به آمریکا دوام آورده‌اند. مهم‌تر از آن، حماس همچنان از محبوبیتی نسبی در میان فلسطینیان برخوردار است و حزب‌الله نیز همچنان از حمایت شیعیان لبنان بهره می‌برد. در یمن، حوثی‌های همسو با ایران با حمله به اسرائیل و اخلال در کشتیرانی در دریای سرخ، جایگاه خود را به عنوان حامی ثابت‌قدم آرمان فلسطین و یکی از اعضای کلیدی «محور مقاومت» تثبیت کرده‌اند.

با این حال، ایران به خوبی می‌داند که شبکه‌ی شرکای منطقه‌ای‌اش دیگر به اندازه‌ی قبل از حمله‌ی ۷ اکتبر حماس قدرتمند نیست. همچنین، سقوط ناگهانی اسد، که در داخل سوریه چندان محبوب نبود، برای تهران هشداردهنده بود. در نتیجه، حکومت ایران گام‌هایی برای تقویت حمایت داخلی برداشته و امتیازات محدودی به جامعه‌ای داده که این روزها از وضعیت جاری داخلی‌اش خسته شده است. حکومت ایران اجرای قوانین مربوط به پوشش اجباری زنان را تا حدی کاهش داده و محدودیت‌های برخی شبکه‌های اجتماعی را کم کرده، به طوری که بحث‌های انتقادی بیشتری درباره سیاست‌های حکومت در جریان است. جمهوری اسلامی امیدوار است که از این طریق، خطر ناآرامی‌های داخلی را کاهش دهد و سطح اعتماد عمومی را افزایش دهد.

با این حال، این تغییرات داخلی نباید به عنوان نشانه‌ای از تمایل ایران به باز شدن به سمت غرب تلقی شود. در واقع، هدف از این اصلاحات اجتماعیِ سنجیده (و قابل بازگشت) تقویت حمایت داخلی برای مقاومت در برابر فشارهای خارجی است. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا هم اشاره کرده که حاضر است با تهران مذاکره کند و هم احتمال حمله به ایران را مطرح کرده است. حکومت ایران امیدوار است که با جلب رضایت عمومی، یا حداقل کاهش مخالفت‌ها، بتواند در برابر آنچه رئیس‌جمهوری آمریکا در سر دارد، مقاومت کند.

اسرائیل ممکن است پیروزی نظامی خود بر حماس و حزب‌الله را جشن بگیرد، اما ایران نسبت به این دو سازمان نگرانی چندانی ندارد. با وجود خسارات سنگینی که هر یک متحمل شده‌اند، تهران انتظار دارد که حماس و حزب‌الله با حمایت‌های مردمی و نفرت از اسرائیل دوباره بازسازی شوند. حتی پیش‌بینی می‌کند که کشته شدن یحیی سنوار، رهبر حماس، و حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله، در میدان نبرد، تعهد ایدئولوژیک این سازمان‌ها را تقویت کند و برای سال‌ها در میان افکار عمومی همسو طنین‌انداز شود.

اما سقوط اسد ضربه‌ای است که ایران به‌راحتی نمی‌تواند از آن عبور کند. با اینکه عدم محبوبیت رئیس‌جمهوری سابق سوریه کاملاً شناخته شده بود، فروپاشی سریع ارتش سوریه حتی رهبران ایران – که حامی اصلی اسد بودند – را غافلگیر کرد. فروپاشی ناگهانی سوریه نگرانی عمومی را در ایران تشدید کرده است، جایی که فشار بر مردم، فساد گسترده و مسائل دیگر جامعه شکاف بین حکومت و مردم را عمیق‌تر کرده است. در نتیجه، حکومت ایران برخی از محدودیت‌های خود را کاهش داده است. مهم‌ترین نمونه آن در دسامبر ۲۰۲۴ رخ داد، زمانی که شورای عالی امنیت ملی اجرای قانون جدید حجاب را که شامل جریمه‌های مالی، احکام زندان و مجازات‌هایی مانند ممنوعیت سفر برای زنانی بود که بدون حجاب در انظار عمومی ظاهر می‌شدند یا پوششی «نامناسب» داشتند، عملاً متوقف کرد. حتی میان اصولگرایان نیز اجماع کاملی در این زمینه وجود ندارد؛ در ۱۵ مارس، محمود نبویان، نماینده محافظه‌کار مجلس، اذعان کرد که نگرانی از «سوریه‌ای شدن ایران» عامل اصلی تعلیق این قانون بوده و تصریح کرد که «اگر اجرای آن به نظام آسیب بزند، باید کنار گذاشته شود.» این تحول نشان‌دهنده پذیرش ضمنی حکومت است که حجاب اجباری از محبوبیت چندانی برخوردار نیست و حداقل در شرایط فعلی، اجرای آن غیرعملی است. این تغییر همچنین سه سال پس از مرگ مهسا امینی، زن ۲۲ ساله‌ای که در بازداشت گشت ارشاد جان خود را از دست داد، رخ داده است.

علاوه بر این تعلیق، جمهوری اسلامی تلاش دارد با اجازه دادن به بحث‌های نسبتاً آزاد و صریح در رسانه‌های داخلی، نظر مردم را به خود جلب کند. پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی که در ایران مورد استفاده قرار می‌گیرند، اکنون میزبان طیف متنوعی از مفسران هستند، از جمله صداهای مستقل و مخالف، چه در داخل و چه در خارج از کشور. دولت همچنان به‌طور غیرعلنی از پلتفرم‌های وابسته به حکومت حمایت می‌کند و مدافعان نظام نیز در این فضا حضور دارند، اما بحث‌های آنلاین درباره قانون حجاب، سقوط اسد، و مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی گسترده‌تر، به طرز شگفت‌آوری صریح و پیچیده شده‌اند. در نگاه اول، ممکن است عجیب به نظر برسد که ایران برای حفظ ثبات خود اجازه دهد که مردم نظرات ضدحکومتی بشنوند. اما تهران امیدوار است که با باز کردن فضا در داخل کشور، بتواند به‌عنوان یک سوپاپ اطمینان برای نارضایتی عمومی عمل کند و از جذابیت رسانه‌های بین‌المللی ماهواره‌ای بکاهد که نسبت به جمهوری اسلامی انتقادی‌تر از خود صداهای داخلی ایران هستند. حکومت پیش از این نیز در لحظات حساس به این راهبرد متوسل شده است. در اوج اعتراضات ۲۰۲۲، حکومت از چهره‌هایی که قبلاً ممنوع‌التصویر شده بودند، دعوت کرد تا در تلویزیون ظاهر شوند، به این امید که انتقادات آنان نارضایتی عمومی را از خیابان‌ها به سمت رسانه‌ها سوق دهد. این بار، تهران بر این باور است که جریان نسبتاً آزاد اطلاعات، اگر به‌دقت مدیریت شود، می‌تواند در درازمدت روایت حکومت درباره امنیت ملی را تقویت کند.

سامان دادن به اوضاع داخلی

رهبران ایران امیدوارند که با مدیریت ثبات داخلی از طریق اصلاحات تدریجی، فضایی مناسب برای یک بحث ملی در مورد مسائل کلیدی سیاست خارجی، مانند بن‌بست هسته‌ای، ایجاد کنند؛ بحثی که از نظر آنها به انسجام ملی منجر خواهد شد. دست‌کم در میان نخبگان، این اجماع وجود دارد که چنین گفت‌وگویی موقعیت چانه‌زنی حکومت را تقویت خواهد کرد، زیرا تهران به دنبال توافقی با ایالات متحده است که نگرانی‌های واشینگتن درباره تسلیحاتی شدن برنامه هسته‌ای ایران را برطرف کند، اما در عین حال از توقف غنی‌سازی اورانیوم، محدودسازی تسلیحات متعارف، یا تضعیف محور مقاومت خودداری کند. در نهایت، اعتراضات داخلی فرصت‌هایی را برای دشمنانی مانند ایالات متحده ایجاد می‌کند، که شکاف‌های اجتماعی در ایران را نشانه‌ای از ضعف می‌دانند.

برای رهبران ایران، ایجاد چنین وحدتی به‌ویژه در مواجهه با واشینگتن اهمیت دارد. دولت جو بایدن، رئیس جمهوری سابق، برای مثال، تلاش کرد از آسیب اقتصادی ناشی از کارزار فشار حداکثری ترامپ برای دستیابی به توافقی «طولانی‌تر و بهتر» نسبت به توافق هسته‌ای اولیه ۲۰۱۵ (برجام) استفاده کند. اما ایران، که در برابر تهدید خارجی از سوی آمریکا به نوعی انسجام داخلی دست یافته بود، موضع مذاکره‌ای سخت‌تری نسبت به گذشته اتخاذ کرد. با توجه به این باور دولت ترامپ که ایران پس از ۷ اکتبر تضعیف شده است، رئیس‌جمهوری آمریکا، احتمالاً تصور می‌کند که می‌تواند توافقی را با تهران به دست ‌آورد که به‌مراتب مطلوب‌تر برای ایالات متحده باشد. و اگر نتواند، استفاده از نیروی نظامی را مطرح کرده است. او مدعی است که در ماه مارس به رهبر معظم ایران، آیت الله علی خامنه‌ای، گفته است: «دو راه برای برخورد با ایران وجود دارد: از طریق نظامی، یا از طریق توافق.» ترامپ همچنین اعلام کرده است که دولت او «در مراحل پایانی تصمیم‌گیری درباره ایران» قرار دارد. برای ایران، داشتن یک پایگاه مردمی حامی یا دست‌کم کمتر مخالف، عاملی حیاتی برای عبور از این بحران خواهد بود.

البته تهدیدهای ترامپ ممکن است بار دیگر برای ایجاد انسجام داخلی کافی باشد. اما با توجه به تجربه سقوط اسد که در ذهن رهبران ایران حک شده، آنها هیچ چیزی را به شانس واگذار نمی‌کنند. یکی از مشاوران محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «به این فکر کنید: در روز رویارویی، جامعه ایران تا چه حد متحد خواهد بود؟ در نگاه مردم، چه کسی مقصر مشکلات است؟ پاسخ به این سؤالات مشخص می‌کند که چه چیزی خدمت است و چه چیزی خیانت.»

تهران مصمم است که مانع از آن شود که شکاف‌های داخلی توانایی کشور را در برابر فشارهای خارجی تضعیف کند. ایجاد گشایش‌های محدود اجتماعی و سیاسی، بخشی از یک راهبرد حساب‌شده برای تخلیه نارضایتی عمومی قبل از آن است که به ناآرامی‌های گسترده تبدیل شود. اگر گذشته چراغ راه آینده باشد، این رویکرد می‌تواند به جمهوری اسلامی امکان دهد تا هرگونه درگیری با ایالات متحده را نه به‌عنوان نبردی برای بقای نظام، بلکه به‌عنوان مقاومت یک ملت مستقل در برابر زورگویی خارجی جلوه دهد. اما این سیاست به معنای دگرش در راهبرد بنیادین حکومت نیست. به عبارت دیگر، تهران قصد ندارد دهه‌ها ایستادگی و تقابل را کنار بگذارد.

منبع: فارن افرز / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱

کلید واژه ها: ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا ایران و اسرائیل جمهوری اسلامی ایران دونالد ترامپ ترامپ ایران و ترامپ محور مقاومت تضعیف محور مقاومت ایران و محور مقاومت تحریم ایران ایران حکومت ایران رهبران ایران رئیس جمهوری جمهوری اسلامی نارضایتی عمومی


( ۴ )

نظر شما :

قربانی ۰۸ فروردین ۱۴۰۴ | ۰۲:۳۸
با سلام هرزمان و مکان مختصات خود را دارد و این موضوع برای ایران و آمریکا یکسان است آمریکا هم امروزه شرایط جدیدی داردامروزه ثبات اقتصادی امریکا بهم ریخته و بدتر خواهد شداعتبار و اعتماد اقتصادی آن هم در حال بهم ریختن است محاسبات نظامی اش در خاور میانه بهم خورده است و دیگر توانایی سابقش در دیکته کردن خواسته هایش را ندارد در دریای سرخ راه پیش ندارد و نهایتا از طریق کانال سوئز فرار خواهد کردامروزه کنشگر های آشکار و پنهان موثر ی در عرصه بین الملل وجود دارندامروزه اروپا و اعراب از امریکا هراسیده اند و.... اینکه ترس از آمریکا . اسرائیل در خاور میانه بصورت بی بار گشت در حال فرو ریختن است
مهراب لاهیجانی ۰۹ فروردین ۱۴۰۴ | ۱۱:۴۱
سقوط دولت سوریه در تحولات اخیر را باید در بستر تغییرات ژئوپلیتیکی و راهبردی منطقه بررسی کرد. آنچه به‌عنوان عامل اصلی این سقوط مطرح می‌شود، نه فقدان حمایت ایران، بلکه دلخوش کردن دولت سوریه به وعده‌های اعراب و غرب بود؛ وعده‌هایی که نه‌تنها تضمینی نداشتند، بلکه در نهایت زمینه‌ساز واگرایی از ایران و تضعیف مواضع دولت سوریه شدند. عدم ورود ایران به این مرحله از بحران سوریه، حامل چند پیام راهبردی است: ۱. **حمایت ایران از کشورها اجباری نیست.** هر کشوری که در چارچوب منافع مشترک و راهبردی همکاری کند، می‌تواند از حمایت برخوردار شود؛ اما این حمایت بی‌قیدوشرط نیست و وابستگی بی‌چون‌وچرا ایجاد نمی‌کند. ۲. **نباید به وعده‌های توخالی غرب و اعمال فریبکارانه آن‌ها دل بست.** تجربه تاریخی نشان داده است که کشورهای غربی در مواجهه با متحدان خود، بیشتر بر اساس منافع مقطعی عمل می‌کنند و تعهدی به حفظ دولت‌ها و بازیگران منطقه‌ای ندارند. ۳. **ایران دارای بنیان راهبردی و توانمندی‌های درونی است.** سیاست منطقه‌ای ایران بر اساس اصول محوری و مستقل پیش می‌رود و حتی در صورت سقوط سوریه، مسیر کلان راهبردی آن دچار اختلال نمی‌شود. ۴. **سقوط آسان دولت سوریه ممکن است پیامی مبنی بر دستیابی ایران به سطح عالی بازدارندگی تلقی شود.** این موضوع می‌تواند نشان دهد که ایران در چارچوب یک راهبرد کلان، موفق به دستیابی به سلاحی راهبردی شده و نقش سوریه تقلیل یافته است. ۵. **اجازه سقوط دولت سوریه در واقع ایجاد زمینه درگیری دو دشمن ایران در منطقه، یعنی اسرائیل و ترکیه، است.** این دو بازیگر منطقه‌ای، هرکدام با اهداف متفاوت، در سوریه مداخله کرده‌اند و تضاد منافع آن‌ها می‌تواند به یک تنش مستقیم منجر شود که تمرکز استراتژیک آن‌ها را از ایران منحرف می‌سازد.