تاریخچه ای پنهان در پشت گفت و گوهای ایران و امریکا

زمینه برای مذاکرات تهران و واشنگتن فراهم نیست

۰۶ بهمن ۱۳۹۸ | ۰۸:۳۰ کد : ۱۹۸۹۱۱۸ اخبار اصلی خاورمیانه
تاریخچه روابط دو کشور از پیچیدگی هایی حکایت دارد. شاید بهتر باشد که رهبران و نامزدهای هر دو کشور سابقه یک دگرگونی سریع در روابط را به یاد آورند و برای بهره مندی از فرصت ها آماده باشند.
زمینه برای مذاکرات تهران و واشنگتن فراهم نیست

نویسنده: هنری روم

دیپلماسی ایرانی: بسیاری بر این باورند که ترور ژنرال قاسم سلیمانی پایانی بر هر گفت وگویی با ایران از سوی ایالات متحده تا چندین سال پیش روست. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا همچنان به کارزار فشار حداکثری اش متعهد است و تهران هم از این ترور خشمگین است و تحت محدودیت های شدید اقتصادی قرار گرفته است.

با این حال تاریخچه روابط دو کشور از پیچیدگی هایی حکایت دارد. شاید بهتر باشد که رهبران و نامزدهای هر دو کشور سابقه یک دگرگونی سریع در روابط را به یاد آورند و برای بهره مندی از فرصت ها آماده باشند.

یک ماه اخیر شاهد یک رویارویی غم انگیز بودیم. اما این دست از اتفاقات در طول روابط چهل سال گذشته ایران و آمریکا، غیر منتظره نبوده است. تنها دو سال پس از جنگ ویرانگر ایران و عراق و حوادث و درگیری های پراکنده پس از آن، ما شاهد آغاز گفت و گوهای ایران و آمریکا بودیم.

جورج بوش پدر در مراسم تحلیفش در ژانویه 1989 از ایرانی ها خواست تا گروگان های آمریکایی در لبنان را آزاد کنند. او گفت: «حسن نیت، حسن نیت می آورد.» هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری دولت وقت ایران نیز پیشنهاد همکاری بوش را پذیرفت.

در اواخر دهه 1990، ایالات متحده خرید نفت ایران را از 7 میلیون دلار در سال به 265 میلیون دلار رساند و از اعطای وام بانک جهانی به ایران حمایت کرد. ایالات متحده همچنین به ایران کمک کرد تا به یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک برسد: قطعنامه رسمی سازمان ملل متحد مبنی بر اینکه عراق شروع کننده جنگ هشت ساله با ایران بوده است.

با این حال، طول دوره دیپلماسی بسیار کوتاه بود. ایران همزمان مشغول توسعه برنامه های هسته ای و گسترش فعالیت های منطقه ای اش بود که از سوی ایالات متحده غیرقابل قبول بود. دولت بوش در آوریل 1992 به این نتیجه رسید که گرمی روابط با ایران یک اشتباه بوده است.

هر چند این بازگشت از دیپلماسی یک بازگشت بدون پایان برای هر دو دولت محسوب می شد، اما نشان داد که دولت های عملگرا حتی پس از گذراندن بحران و فجایع غم انگیز می توانند با کنار گذاشتن مطالبات حداکثری، مسیری را ترسیم کنند و اقدامات متقابلی را برای ایجاد حسن نیت انجام دهند.

چنین فرایندی حتی در صورتی که بازهم دونالد ترامپ انتخاب شود، قابل اجراست. بوش پس از سرنگونی هواپیمای پرواز 655 هرگز حاضر به معذرت خواهی هم نشد و بسیاری از ایرانیان سخنان بوش را تحقیر آمیز می پنداشتند. با این حال، ضرورت های اقتصادی ایران را به سمت گفت و گو رهنمون کرد – در صورت انتخاب مجدد ترامپ، همین ضرورت می تواند بازهم ایرانی ها را مجبور به صلح کند.

جدا از مسئله ریاست جمهوری، مهمترین چالش دیپلماتیک این است که ایالات متحده و ایران به راحتی نمی توانند دوباره وارد یک توافق هسته ای جدید شوند. ایران به سهم خودش از تحریم هایی گله دارد که جلوی ورود منافع اقتصادی به کشور را گرفته اند، بنابراین امتیازات بیشتری از ایالات متحده خواهد خواست. چندین کشور برای چند سال باید به مذاکرات چند جانبه تنها در موضوع هسته ای، جدا از بحث موشک های بالستیک و تروریسم وارد شوند.
البته مقایسه سال های دهه 1990 با 2020 چندان مناسب نیست. رهبران ایران در دهه 1990 تازه کار بودند. تجربه 30 سال گذشته بر تجربه و خشم دو طرف افزوده و ترور ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه ایران داغی بسیار غم انگیزتر از حادثه سرنگونی هواپیمای 655 است. از سوی دیگر، دونالد ترامپ هم ممکن است مایل به گفت وگو با ایرانی ها باشد اما در این بین مشاورانش ساز دیگری می زنند.

منبع: فارن پالسی / تحریریه دیپلماسی ایرانی

کلید واژه ها: ایران و امریکامذاکرات ایران و امریکادونالد ترامپشهادت قاسم سلیمانیشهادت سردار سلیمانی


( ۱ )

نظر شما :