
جنگ تعرفهای آمریکا و چین
مرتضی بنانژاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: جنگ تعرفهای آمریکا و چین، یک پدیده پیچیده و چندوجهی است که تأثیرات گستردهای بر اقتصاد جهانی و روابط بینالمللی دارد.
ادامه مطلبمرتضی بنانژاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: جنگ تعرفهای آمریکا و چین، یک پدیده پیچیده و چندوجهی است که تأثیرات گستردهای بر اقتصاد جهانی و روابط بینالمللی دارد.
ادامه مطلبمهدی کهترپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: ما بارها و بارها شاهد هشدارهای پیدرپی مقامات آمریکایی دربارهی تهدید فزایندهی چین در قبال سلطهی جهانی آمریکا بودهایم. این تنشها در قالب جنگ اقتصادی میان دو ابرقدرت، مواضع آمریکا در قبال مسئلهی تایوان، و اظهارات تنشآفرین مقامات آمریکایی دربارهی سیاستهای کلی چین نمود یافته است. اما حقیقت امر این است که بخش قابل توجهی از این هیاهو و بزرگنماییها، صرفاً ساخته و پرداختهی رسانههای وابسته و مزدبگیر و مجتمعهای صنعتی – نظامی آمریکایی است که فلسفه وجودی خود را در تداوم تنش و منازعه میبینند. این گروهها با بهرهگیری از زبان سیاستمداران واشنگتن، به دنبال ترویج نگرشی خصمانه و تقابلجویانه هستن چرا که اصولا بقا و معیشت آنان در گرو تنش های منطقه ای و بین المللی است و همواره برای تداوم کسب و کار آنها آمریکا نیازمند دشمنی بزرگ است این دشمن بزرگ در دهه ۹۰ روسیه بوده و امروز این دشمن بزرگ چین است.
ادامه مطلبدر نظرسنجی «شورای امور جهانی شیکاگو» در سپتامبر ۲۰۲۳ نزدیک به ۷۴ درصد از آمریکاییها معتقد بودند که تجارت برای اقتصاد ایالات متحده مفید است، تقریباً بالاترین سطح تاریخ. حدود ۸۰ درصد معتقد بودند که این برای استاندارد زندگی خودشان خوب است و ۶۳ درصد نیز معتقد بودند که برای ایجاد شغل خوب است. در نظرسنجی موسسه ریگان در ژوئیه ۲۰۲۳ نزدیک به ۵۸ درصد از پاسخ دهندگان معتقد بودند که مذاکره برای توافقات تجاری مطلوب باید یک اولویت سیاست خارجی باشد و ۶۲ درصد از پاسخ دهندگان جمهوری خواه از امضای یک توافق تجاری با کشورهای آسیایی حمایت کردند، در صورتی که به پاسخ دهندگان گفته شود که این توافق برای این منظور طراحی شده است که با قدرت اقتصادی چین مقابله شود.
ادامه مطلبرامین فخاری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: انتخاب ترامپ میتواند اولویتهای سیاست خارجی دولت آمریکا را تغییر دهد و همانند دوره قبل که رقابتهای آمریکا و چین در دریای چین جنوبی و همچنین جنگ تعرفهها بالا گرفته بود مسیر سیاست جهانی را به سمت دومین جنگ سرد بین ایالات متحده و این بار چین بهجای شوروی سوق دهد که البته با جنگ سرد اول بسیار متفاوت و دارای ابعاد و پیچیدگیهای گستردهای خواهد بود.
ادامه مطلبفرشاد عادل در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: جمهوری خلق چین نه تنها بر توسعه بنادر به عنوان مراکز حملونقل متمرکز بوده، بلکه به توسعه صنایع پشتیبان مانند ساخت کشتی، تعمیرات دریایی، صنایع پتروشیمی و پالایشگاهی در نزدیکی بنادر نیز توجه داشته است. این صنایع در کنار بنادر به رشد اقتصادی مناطق بندری کمک کرده و فرصتهای شغلی بیشتری ایجاد کردهاند.
ادامه مطلبژانگ یوان، استاد موسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین المللی شانگهای در چین در گفت وگوی اختصاصی با دیپلماسی ایرانی میگوید: دیپلماسی چین متعهد به ترویج مبادلات و درک متقابل میان تمدن ها و ترویج مشترک پیشرفت تمدن بشری است. برخلاف کشورهای غربی، چین صراحتاً با هر نوع تبعیض تمدنی و فرهنگی، علیه برخورد تمدنها مخالف است، بر برابری تمدنی، گفتوگوی تمدنی و تساهل تمدنی پافشاری میکند. دیپلماسی چین از صدور ایدئولوژی ها یا تحمیل ارزش های خود به دیگران خودداری می کند./چین همیشه تمام تلاش خود را برای کمک به کشورهای در حال توسعه برای کاهش بار بدهی خود انجام داده است. وزارت امور خارجه چین در پاسخ به اتهام بیاساس «تله بدهی» گفته است: «چین هرگز هیچ کشوری را به بدهکاری مجبور نکرده است و هیچ شرط سیاسی را برای قراردادهای وام قائل نبوده است، چه رسد به اینکه به دنبال منافع سیاسی خود از اعطای این وام ها باشد.».
ادامه مطلبچین وارد رده بندی کشورهای صاحب نوآوری شده است. اقتصاد چین با عزمی راسخ در مسیر کیفیت بالاتر، بهره وری بالاتر و توسعه پایدارتر است.
ادامه مطلب«ایمن، مدرن، ساکت، تمیز، لذیذ، پرشور، مهربان»، کلیدواژههای پرتکرار در ویدئوهای بلاگرهای خارجی است و به مخاطب این احساس را میدهد که در ارتباط و تعامل با یکدیگر، موانع اطلاعاتی شکسته شده و فاصله میان دلها نزدیکتر است.
ادامه مطلبساخت و سازهای جدید چین ۶۰ درصد کاهش یافتهاند. این یکی از بدترین بحرانهای مسکن در جهان و طی سه دهه گذشته است و بسیاری از کارشناسان و سیاستمداران غربی این بحران را نشانهای از ورشکستگی رهبری و سیستم اقتصادی چین میدانند.
ادامه مطلبمجید روحی دهبنه در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در حالی که چین برای چند دهه از استراتژی نئومرکانتلیستی برای افزایش نفوذ و قدرت خود استفاده کرده و ایالات متحده آمریکا نیز با ظهور ترامپ عصری به نام نئومرکانتلیسم را تجربه کرده است، اما به طور کلی ایده های نئومرکانتلیستی در غرب بسیار قدرتمند شدهاند. این تغییر پارادایم در آمریکا حتی در دولت بایدن نیز بارز بوده است. هم جمهوری خواهان و هم دموکراتها از ظهور یک چین قدرتمند میترسند.
ادامه مطلبدولت جو بایدن محدودیتهای گستردهای را برای فروش فناوری تراشههای پیشرفته غربی به شرکتهای چینی اعمال کرد. با این حال، باید گفت که ظهور فناورانه چین صرفا به کپی برداری و دزدی از شرکت های آمریکایی محدود نمی شود. چین اکنون دیگر قابلیت های صنعتی خود را تقویت کرده است.
ادامه مطلباستفان والت در یادداشتی می نویسد: از نگاه برخی ناظران، همچون البریج کولبی Elbridge Colby، مقابله با چین، بالاترین اولویت آمریکاست و رهبران ایالات متحده نباید به خود اجازه دهند جنگ اوکراین یا هر مسئله دیگر سیاست خارجی، توجه آنها را از چین دور کند. جان میرشایمر John Mearsheimer ، و گراهام الیسون Graham Allison هم به همین اندازه نگران چالش چین هستند، به خصوص به خاطر آنچه از نگاه آنها ریسک فزاینده جنگ است. اخیرا یک گروه کاری در اندیشکده شورای روابط خارجی استدلال کرده که روندهای نظامی در آسیا به سود چین در حال تغییر است و خواهان دو برابر شدن تلاشها برای تقویت بازدارندگی، به ویژه در تنگه تایوان شده اند. هال برندز Hal Brands و مایکل بکلی Michael Beckley فکر میکنند که فواره قدرت چین در حال نزدیک شدن به اوج خود است و بیش از پیش به نظر میرسد که پکن نمی تواند کار چندانی برای جلوگیری از افول نهایی خود انجام دهد. اما آنها این روزنه فرصت آینده را بیشتر به عنوان یک نشانه نگرانی و نه آرامش خیال میبینند. بر عکس این دیدگاه، مایکل سواین Michael Swaine همکار موسسه کوئینسی و نیز جسیکا چن وایس Jessica Chen Weiss از دانشگاه کورنل، فکر میکنند که ما خطر چین را بیش از حد بزرگ میکنیم و نگران این هستند که دو کشور به یک چرخه بدگمانی متقابل فروافتند که به سود هیچ کدام نخواهد بود، صرف نظر از اینکه کدام کشور در سکوی نخست جهان قرار گیرد.
ادامه مطلبسید محمدکاظم سجادپور در یادداشتی می نویسد: رابطه آمریکا و چین، رابطهای بسیار جدی، در ابعاد دوجانبه، منطقهای و بینالمللی است. شاید اغراقآمیز باشد اگر بیان شود این رابطه، مهمترین رابطه دوجانبه در دنیای کنونی است که اثرات عمیقی بر تمام مناطق جهان و همچنین در نهایت بر ماهیت نظام بینالمللی در حال شکلگیری جهانی دارد. این رابطهای است که به لحاظ اقتصادی آنچنان بهم تنیده است که فرگسن، استاد دانشگاه هاروارد، آمریکا و چین را یک مجموعه بهم پیوسته اقتصادی بنام چیمریکا میخواند.
ادامه مطلببردلی پارکز Bradley Parks، مدیر اجرایی گروه پژوهشی ایددیتا AidData می گوید: "برای دو دهه، برخی کشورها، چین را به عنوان یک تامین کننده مالی خیرخواه برای پروژه های زیرساختی بزرگ خود می شناختند. اکنون جهان در حال توسعه چین را در نقش تازه خود می شناسد و این نقش جدید عبارت است از بزرگترین وصول کننده رسمی بدهی ها."
ادامه مطلببیش از ۴۰ سال است که چین در حال ایجاد و انباشت قدرت اقتصادی است که امروزه، یا برابری با امریکا و یا حتی برتری در برخی زمینه ها را فراهم می کند. اکنون، زمان آن فرا رسیده است که امپراتوری آسمانی وارد فضای جهانی شود و توانایی های خود را به جهان خارج نشان دهد و منافع ملی خود را مطرح کند.
ادامه مطلببخش جدید از جنگ اعلام شده توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهوری سابق ایالات متحده امریکا در سال ۲۰۱۸ و ادامه آن توسط جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده نگرانی بسیاری از اقتصاددانان از جمله جنت یلن، وزیر خزانه داری امریکا که این سناریو را «فاجعه بار» می داند، در مورد تأثیر جدایی دو اقتصاد بزرگ جهان که برای امنیت و رشد فاجعه بار است، افزایش می دهد.
ادامه مطلبموسسه بین المللی مشاوره مالی «گلدمن ساکس» در سال ۲۰۱۰ پیش بینی کرد تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۲۶ از آمریکا بیشتر شود و حجم اقتصاد چین تا سال ۲۰۵۰ حدود ۵۰ درصد از اقتصاد آمریکا بزرگتر خواهد شد. اما کند شدن رشد اقتصادی چین موجب شد این موسسه پیش بینی قبلی خود را تعدیل کند و در سال ۲۰۲۲ اعلام کرد تولید ناخالص داخلی چین تا سال ۲۰۳۵ به آمریکا نخواهد رسید و اقتصاد چین تا سال ۲۰۵۰ حداکثر ۱۵ درصد از اقتصاد آمریکا بزرگتر خواهد شد.
ادامه مطلبدر این اوضاع مبهم ژئواقتصادی، خطرات میدانی نمایان می شود. همه با این گفته آشنا هستند که هر بحران بزرگ اقتصادی فقط با وقوع یک جنگ حل می شود بنابراین هر جنگی، علت اقتصادی دارد. در خصوص آمریکا و چین، نقاط اختلاف و درگیری زیادی وجود دارد که هر لحظه ممکن است به انفجار منجر شود.
ادامه مطلبچین در ۴ دهه اخیر به رشدی رسید که در جهان بی نظیر بود. از سال ۱۹۷۸ یعنی سال اصلاحات اقتصادی تا به امروز تولید ناخالص داخلی کشور به طور متوسط سالانه ۹% افزایش داشته است و این امکان را برای حدود ۸۰۰ میلیون شهروند فراهم آورد که از فقر دور شده و کشور را به یک قدرت جهانی تبدیل ساخت که موجبات نگرانی ایالات متحده آمریکا را فراهم آورد. مسیری که این کشور طی کرد رشک برانگیز است که البته باید مراقب برخی از نگرانی های بلندمدت اخیر هم باشد.
ادامه مطلبنگرانیهای واشنگتن و شرکایش در مورد پیامدهای بین المللی شرایط اقتصادی کنونی چین نگرانیهای مربوط به انتخابهای رهبری چین در برخورد با بحرانهای کنونی این کشور است.
ادامه مطلببا وجود بحران های متعدد اقتصادی که در پی اپیدمی کرونا و جنگ اوکراین به وجود آمده و همچنین بحران غلات و مواد غذایی که در پی این جنگ ایجاد شده، علاوه بر آن افزایش قیمت انرژی و کمبود آن در اروپا به ویژه در فصل های سرد سال، با این وجود همچنان نمی توان گفت که بحران اقتصادی در سطح جهانی پیش است. به ویژه که کشورهای نوظهوری مثل چین، هند و برزیل برای جلوگیری از بروز بحران جدید اقتصادی تلاش می کنند.
ادامه مطلبسعید محمدی کاوند در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: چین در حال تبدیل شدن به یک شریک دیپلماتیک محبوب است. چین به عنوان عضوی از گروه بریکس خود را متعهد به ترویج برابری اقتصادی و منافع متقابل در سراسر جهان در حال توسعه کرده که روابط خود را با چندین کشور آفریقایی و آمریکای لاتین تقویت کرده است.
ادامه مطلبسعید محمدی کاوند در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: سیاست گذاران و تحلیلگران بر این باور هستند که «دوران تک قطبی» ایالات متحده به پایان رسیده و قدرت های بزرگ در حال ظهور مانند هند یا (به طور چشمگیرتر) چین، باعث افول قدرت آمریکا شده است.
ادامه مطلبدر سندی که منتشر شده چین به عنوان یک شریک در نظر گرفته شده ولی در عین حال تاکید شده که چین در حال تحکیم روابط با روسیه است و در نظر دارد که بر اقیانوس های آرام و هند تسلط یابد.
ادامه مطلببهرام امیراحمدیان در یادداشتی می نویسد: تکامل بریکس تا کنون یکی از جالب ترین بحث های این سالها بوده است. با این وجود، نشست آینده که قرار است در ژوهانسبورگ برگزار شود، برای بلوک بسیار حیاتی خواهد بود. اگرچه بحث در مورد توسعه یک ارز جایگزین انجام خواهد شد یا نه، هنوز قطعی نشده است. به احتمال زیاد، اتحاد بریکس در انگیزه خود برای به چالش کشیدن وضعیت دلار امریکا به عنوان ارز ذخیره جهانی، پیشرفت هایی خواهد داشت.
ادامه مطلبچین امروز تغییر نکرده بلکه ده سال است که عوض شده و از مرحله تمرکز روی خود به مرحله تمرکز روی جهان منتقل شده است. برای محقق شدن این مسئله دولت شی جین پینگ روی توسعه ارتش چین فعالیت کرد و به نیروی هوایی در مقایسه با نیروی زمینی اهمیت بیشتری داد.
ادامه مطلبابوالفضل خرم روز در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی به بررسی ظهور چین به عنوان یک قدرت جهانی می پردازد و به فراز و فرودهای آن از زمان مائو تسه تونگ تا عصر حاضر یعنی جهش اقتصادی چین را مورد وتجزیه و تحلیل قرار می دهد.
ادامه مطلبدر بیانیه پایانی که روز دوم اجلاس منتشر شد، گروه ۷ موفق شد حداقل به صورت لفظی در مورد سیاست مشترک در قبال چین به توافق برسد. در بیانیه آمده که هیچ صحبتی در مورد جدایی وجود ندارد، گستره و نقش چین در جامعه جهانی کشورها همکاری را ضروری می کند و همچنین: "ما تشخیص می دهیم که انعطاف پذیری اقتصادی مستلزم کاهش ریسک و تنوع بخشی است."
ادامه مطلبرامین فخاری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در قرن اخیر کشور چین رشد زیادی را داشته و در حال تبدیل شدن به قدرت اقتصادی اول جهان است، اما بسیار زود است که به این نتیجه گیری برسیم که ایالات متحده در حال سقوط است. اما امریکا در حال افول است و این افول به دلیل حضور یک رقیب قدرتمند به نام چین است که در حال اشغال کردن منافع آمریکا در سطح جهان است. به نظر می رسد قرن آینده نه قرن چین و نه قرن آمریکا باشد، بلکه شاهد قرن "چین و آمریکا" باشیم
ادامه مطلبتجارت فرانسه و چین در وضعیت بدی قرار ندارد، اما عدم تعادل در تراز تجاری در سه سال گذشته بیشتر تقویت شده است. در حالی که صادرات فرانسه به چین ۱۳ درصد افزایش یافته، واردات فرانسوی ها از چین ۴۸ درصد افزایش یافته است.
ادامه مطلب