چارچوب تحلیلی: فراتر از شعارها
تحلیل سیاست موازنهگرای ترکیه در قبال ایران، رژیم صهیونیستی و بحرانهای منطقهای
نویسنده: رسول سوری پژوهشگر ژئوپلیتیک و مطالعات منطقهای
دیپلماسی ایرنی: برای درک سیاست خارجی ترکیه، باید از تحلیلِ صرفاً مبتنی بر شعارهای اردوغان عبور و به رفتار عینی دولت ترکیه توجه کرد. ترکیهای که در یک آن، عضوی از ناتو است، با روسیه همکاری میکند، با رژیم صهیونیستی درگیر لفظی میشود و با ایران در برخی حوزهها رقابت و در برخی دیگر همکاری میکند، نشاندهندهی اتخاذ راهبردی پیچیده و چندلایه است که در ادبیات روابط بینالملل با عنوان «موازنهگری چندجانبه» شناخته میشود. این سیاست، تلاشی برای مستقلسازی و بیشینهسازی منافع ملی در یک محیط بینالمللیِ بهشدت رقابتی است.
مؤلفههای اصلی موازنهگری ترکیه
سیاست موازنهگرای ترکیه را میتوان در چند محور کلیدی بررسی کرد:
تقابل و همکاری در سوریه
تنشزاترین عرصهی رقابت ترکیه با ایران، سوریه بوده است. آنکارا از ابتدای بحران سوریه، با هدف جلوگیری از تشکیل یک منطقه کردیِ متحد، مقابله با پ.ک.ک/ی.پ.گ، افزایش نفوذ منطقهای و رقابت با ایران، از گروههای مخالف اسد حمایت کرد. با سقوط نظام اسد، این رقابت وارد مرحلهی جدیدی شده است. ترکیه اکنون در تلاش است تا با نفوذ در دولت جدید دمشق، جایگزین ایران در سوریه شود و کریدوری نفوذ از مرزهای خود تا رژیم صهیونیستی ایجاد کند. این مسئله، بهویژه در حوزهی نظامی و امنیتی، به یکی از محورهای اصلی تنش با رژیم صهیونیستی تبدیل شده است؛ بهگونهای که تحلیلگران از «ترکیه» به عنوان دشمن جدید رژیم صهیونیستی پس از ایران یاد میکنند.
رقابت ژئوپلیتیکی در قفقاز و کریدور زنگزور
ترکیه در کنار جمهوری آذربایجان، راهاندازی «کریدور زنگزور» را به عنوان یک هدف راهبردی دنبال میکند. این کریدور که از خاک ارمنستان عبور کرده و جمهوری آذربایجان را به نخجوان و سپس ترکیه متصل میکند، اهدافی فراتر از یک مسیر ترانزیتی دارد.
تحقق این پروژه، چند پیامد حیاتی برای ایران دارد:
کاهش وزن ژئوپلیتیکی ایران در قفقاز با حذف نقش محوری مسیر ایران-ارمنستان .
کاهش وابستگی نخجوان به ایران و تضعیف اهرمهای فشار تهران.
افزایش نقش ترکیه به عنوان هاب اتصال آسیای مرکزی به اروپا (کریدور میانی)، که به دنبال آن، «اتصال جهان ترک» و توسعهی تجارت و انرژی محقق میشود.
روابط پیچیده با روسیه
روابط ترکیه و روسیه نمونهی بارز سیاست موازنهگری است. آنکارا علیرغم عضویت در ناتو و حمایت از حاکمیت و تمامیت ارضی اوکراین، از پیوستن به تحریمهای غرب علیه روسیه خودداری کرده است.
این سیاست، به ترکیه اجازه داده است تا نقشهای چندگانهای در جنگ اوکراین ایفا کند: از میانجیگری در توافق غلات و مبادلهی زندانیان گرفته تا فروش پهپاد به اوکراین. با این حال، بهنظر میرسد با افزایش همسو شدن ترکیه با غرب در حوزههای امنیتی و اقتصادی (کاهش وابستگی به نفت و گاز روسیه)، فاصلهی آنکارا و مسکو در حال افزایش است.
تقابل کلامی و همکاریهای پشتپرده با رژیم صهیونیستی
اردوغان یکی از سرسختترین منتقدان سیاستهای رژیم صهیونیستی ، بهویژه در قبال غزه محسوب میشود و از حماس حمایت میکند. با این حال، این تقابلِ لفظی، مانع از روابط اقتصادی و یا موارد دیگر با رژیم صهیونیستی نشده است. امروز نیز ترکیه و رژیم صهیونیستی در سوریه، دریای مدیترانه و حوزههای انرژی در حال رقابتی فزاینده هستند. رژیم صهیونیستی با نگرانی عمیق از قدرتیابی ترکیه به عنوان یک قدرت اسلامگرای سنی و مخالف، هرگونه فروش جنگندههای پیشرفته اف-۳۵ به آنکارا را خطری برای برتری نظامی خود میداند. از دیدگاه رژیم صهیونیستی، ترکیه به دنبال جایگزینی ایران و ایجاد «حلقه آتش سنی» در اطراف رژیم صهیونیستی است که تهدیدی راهبردی محسوب می شود.
ارزیابی سیاست موازنهگری برای ایران
فرصتها:
همکاری در حوزههای غیررقابتی؛ علیرغم رقابت، حوزههایی نظیر تجارت، انرژی و مخالفت با برخی طرحهای آمریکا، بسترهایی برای همکاری دوجانبه باقی مانده است.
بهرهگیری از چندجانبهگرایی ترکیه؛ ایران میتواند با درک این نکته که ترکیه متحدِ دائمی هیچکس نیست، از ظرفیتهای آن برای میانجیگری و کاهش تنشهای منطقهای استفاده کند.
تهدیدها:
رقابت در همسایگان غربی و شمالی: همانطور که رفتار ترکیه در سوریه و قفقاز نشان داد، آنکارا بهشدت به دنبال کاهش نفوذ ایران و تضعیف جایگاه ژئوپلیتیکی آن است.
تلاش برای پر کردن خلأ ایران: در حالی که قدرت ایران در منطقه درگیر جنگ با امریکا هست، ترکیه بهعنوان یک «تهدید راهبردیِ» جدید برای رقبای منطقهای (از جمله رژیم صهیونیستی) ظاهر شده و این میتواند بهطور غیرمستقیم، موازنهی قدرت را به ضرر ایران تغییر دهد.
کریدور زنگزور: این پروژه، جدیترین تهدیدِ بلندمدت برای منافع ژئوپلیتیکی ایران است که میتواند بهطور قابلتوجهی از وزن استراتژیک ایران در کریدور شمال – جنوب بکاهد.
سخن پایانی
سیاست موازنهگرای ترکیه، آن را به بازیگری غیرقابل پیشبینی در چارچوبهای دوست/دشمن تبدیل کرده است. درک این واقعیت که ترکیه نه متحدِ دائمی ایران است و نه دشمنی که نتوان با آن مذاکره کرد، اولین گام برای تدوین یک راهبرد مؤثر و هوشمندانه در قبال آنکارا است. این رویکرد عملگرایانه، میتواند از بروز دو خطای راهبردی جلوگیری کند: «دستکمگرفتنِ منافع رقابتی ترکیه» از یک سو، و «ازدستدادنِ فرصتهای همکاری» از سوی دیگر.
توصیههای سیاستی
اتخاذ رویکردی عملگرایانه و مبتنی بر تحلیل منافع
به نظر میرسد اساس سیاست ایران در قبال ترکیه، باید بر اساس رفتار واقعی دولت ترکیه یعنی شناخت دقیق منافع ملی ترکیه و نه شعارهای رهبران آن، استوار باشد. در این راستا:
۱- مدیریت هوشمندانه رقابت؛ با ترکیه باید بهعنوان یک رقیبِ جدی، اما غیرمتخاصم برخورد شود. تهران باید تمامی عرصههای رقابت (قفقاز، عراق، سوریه، آسیای مرکزی) را بهدقت رصد کرده و با اتخاذ رویهای فعال، از هژمونی آنکارا در این مناطق جلوگیری کند. نادیده گرفتن این رقابت، بهمعنای واگذاری میدان به ترکیه است.
۲- تعریف چارچوبهای همکاری: در حوزههای منافع مشترک نظیر مبارزه با تروریسم (مشترکاً پ.ک.ک)، انرژی و تضمین ثبات منطقهای، باید کانالهای گفتوگو را فعال و تقویت کرد. این همکاریها نباید صرفاً شعاری باشد، بلکه باید بر اساس تعریف پروژههای مشخص و منافع ملموس شکل گیرد.
۳- پاسخ قاطع به تهدیدات ژئوپلیتیکی: در مسئلهی کریدور زنگزور و تلاشهای ترکیه برای کاهش نقش ایران در قفقاز، تهران باید با تقویت همکاریهای راهبردی با روسیه و ارمنستان و ارائهی مسیرهای جایگزین (همچون توسعهی کریدور شمال – جنوب)، مانع از تحقق کامل این طرح شود.
۴- واکنش متوازن به دوقطبیسازی منطقهای: از آنجا که ترکیه و رژیم صهیونیستی وارد مرحلهی جدیدی از رقابت شدهاند، ایران باید از ورود به این دوقطبیسازیِ نوظهور اجتناب کند و بر منافع ملی خود متمرکز شود.


نظر شما :