احتمال شکل‌گیری پیمان نظامی جدید

حمله امریکا به ایران و گسست در ناتو

۰۶ فروردین ۱۴۰۵ | ۰۶:۰۰ کد : ۲۰۳۸۲۸۳ اخبار اصلی خاورمیانه
بر اساس ارزیابی‌های بررسی‌شده توسط دارک باکس، این درگیری در نهایت ممکن است در خدمت یک هدف استراتژیک بسیار گسترده‌تر باشد: بازسازی معماری امنیتی غرب و ظهور بالقوه یک اتحاد نظامی جدید برای جایگزینی یا به حاشیه راندن سازمان پیمان آتلانتیک شمالی.
حمله امریکا به ایران و گسست در ناتو

دیپلماسی ایرانی: جنگ جاری بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران تنها یک رویارویی منطقه‌ای با پیامدهای فوری نظامی و اقتصادی نیست. بر اساس ارزیابی‌های بررسی‌شده توسط دارک باکس، این درگیری در نهایت ممکن است در خدمت یک هدف استراتژیک بسیار گسترده‌تر باشد: بازسازی معماری امنیتی غرب و ظهور بالقوه یک اتحاد نظامی جدید برای جایگزینی یا به حاشیه راندن سازمان پیمان آتلانتیک شمالی.

سال‌هاست که دونالد ترامپ موضع عمیقاً انتقادی نسبت به ناتو داشته و ساختار مالی، اهمیت استراتژیک و تعهد اعضای اروپایی آن به دفاع جمعی را زیر سوال برده است. انتقادات او به دلیل اختلافات مربوط به تقسیم بار و اختلافات ژئوپلیتیکی، از جمله تنش‌ها بر سر منافع قطب شمال مانند گرینلند و سوالات گسترده‌تر در مورد تمایل اروپا برای حمایت از عملیات نظامی به رهبری آمریکا، تشدید شده است.

به نظر می‌رسد جنگ فعلی فرصتی استراتژیک برای ترامپ فراهم کرده است تا این انتقادات را تقویت کند. در اوایل تشدید تنش‌ها، واشینگتن به طور غیررسمی از احتمال مشارکت ناتو در تأمین امنیت مسیرهای دریایی، به ویژه در رابطه با بازگشایی تنگه هرمز پس از اختلالات ناشی از اقدامات ایران، خبر داد. با این حال، منابع دارک باکس می‌گویند که این اقدام به عنوان یک درخواست واقعی برای حمایت از اتحاد در نظر گرفته نشده بود.

در عوض، این اقدام به عنوان یک مانور سیاسی حساب‌شده عمل کرد.

ایالات متحده با مطرح کردن احتمال مشارکت ناتو در یک عملیات نظامی بسیار حساس، عملاً اعضای اروپایی را در موقعیتی قرار داد که احتمال امتناع از آن وجود داشت. انتظار می‌رفت دولت‌های اروپایی که از قبل تمایلی به مشارکت مستقیم در رویارویی با ایران نداشتند، به دلیل محدودیت‌های سیاسی داخلی و خطر تشدید تنش، از مشارکت خودداری کنند.

وقتی این تردید تحقق یافت، روایت قدرتمندی را در اختیار واشینگتن قرار داد: اینکه ناتو، علی‌رغم تعهدات دیرینه خود، در یک لحظه حساس تمایلی به حمایت از ایالات متحده ندارد.

کمی پس از آن، ترامپ علناً لزوم مشارکت ناتو را کم‌اهمیت جلوه داد و اظهار داشت که ایالات متحده نیازی به حمایت این اتحاد ندارد. به گفته تحلیلگران، این تغییر، تناقض نبود، بلکه تکمیل یک توالی استراتژیک بود.

ابتدا، درخواست. سپس، امتناع. در نهایت، رد درخواست.

این گام‌ها در کنار هم، یک بنیان سیاسی ایجاد کردند که بعدها می‌توانست برای به چالش کشیدن اعتبار و انسجام ناتو مورد استفاده قرار گیرد.

تحلیل جعبه تاریک نشان می‌دهد که این توالی ممکن است بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای تغییر شکل خود سیستم اتحاد باشد. در محافل سیاسی آمریکا، بحث‌ها پیرامون محدودیت‌های ناتو در پرداختن به درگیری‌های معاصر که فراتر از صحنه سنتی یورو آتلانتیک هستند، شدت گرفته است.

جنگ با ایران این محدودیت‌ها را برجسته کرده است. در حالی که ناتو همچنان یک اتحاد نظامی قدرتمند است، فرآیندهای تصمیم‌گیری آن اغلب کند است و اعضای آن در مورد مداخلات خارج از اروپا به طور یکنواخت همسو نیستند. این امر زمانی که ایالات متحده به دنبال پاسخ‌های سریع و هماهنگ به بحران‌ها در مناطقی مانند خاورمیانه است، اصطکاک ایجاد می‌کند.

از دیدگاه واشینگتن، ناتوانی ناتو در اقدام قاطع در این درگیری، این استدلال را تقویت می‌کند که این اتحاد دیگر در خدمت هدف استراتژیک اولیه خود در یک محیط جهانی در حال تغییر نیست.

در عین حال، این جنگ در حال تسریع تغییرات در پویایی قدرت جهانی است. روسیه و چین اشکال مختلفی از حمایت را به ایران ارائه داده‌اند و یک رویارویی چند لایه ایجاد کرده‌اند که فراتر از یک درگیری دوجانبه ساده است. در این زمینه، استراتژیست‌های آمریکایی به طور فزاینده‌ای بر نیاز به یک ائتلاف انعطاف‌پذیرتر و از نظر سیاسی هماهنگ‌تر که قادر به پاسخگویی سریع به تهدیدهای نوظهور باشد، تمرکز می‌کنند.

بنابراین، مفهوم یک اتحاد جدید در حال افزایش است.

چنین اتحادی احتمالاً از چندین جهت کلیدی با ناتو متفاوت خواهد بود. به جای یک ائتلاف گسترده با مواضع سیاسی متنوع، از کشورهایی تشکیل خواهد شد که چشم‌انداز استراتژیک یکپارچه‌تری دارند و مایل به تعهد نظامی و مالی به عملیات مشترک هستند. مشارکت کمتر بر اساس نزدیکی جغرافیایی و بیشتر بر اساس همسویی با اهداف جهانی آمریکا خواهد بود.

کشورهایی که تمایل خود را برای شرکت در درگیری‌های اخیر، به ویژه در خاورمیانه، نشان داده‌اند، می‌توانند هسته اصلی این ساختار جدید را تشکیل دهند. دیگران، به ویژه آنهایی که در ناتو مردد یا مقاوم تلقی می‌شوند، ممکن است خود را کنار گذاشته یا به حاشیه رانده شوند.

پیامدهای این امر برای اروپا می‌تواند قابل توجه باشد. اگر ایالات متحده تعهد خود را به ناتو کاهش دهد یا به طور کامل از آن خارج شود، ترتیبات امنیتی اروپا با دوره‌ای از عدم قطعیت عمیق روبرو خواهد شد. اتحادی که برای دهه‌ها روابط فراآتلانتیک را تعریف کرده است، می‌تواند نقش مرکزی خود را از دست بدهد و جای خود را به یک ائتلاف گزینشی‌تر و استراتژیک‌تر بدهد.

منابع Dark Box نشان می‌دهند که برنامه‌ریزی برای چنین تغییری هنوز رسمی نشده است، اما به طور فزاینده‌ای در محافل سیاسی و دفاعی نزدیک به دولت فعلی مورد بحث قرار می‌گیرد.

نتیجه جنگ یک عامل تعیین‌کننده خواهد بود. اگر این درگیری همچنان منابع آمریکایی را تحت فشار قرار دهد و اختلافات درون ناتو را آشکار کند، استدلال‌ها برای تغییر ساختاری را تقویت خواهد کرد.

از این نظر، جنگ با ایران ممکن است کمتر در مورد دستاوردهای ارضی یا اهداف نظامی فوری و بیشتر در مورد تعریف مجدد معماری قدرت جهانی باشد.

ارزیابی Dark Box نتیجه می‌گیرد که مهمترین نتیجه این درگیری ممکن است در میدان نبرد یافت نشود، بلکه در تغییر اتحادهایی باشد که سیستم بین‌المللی را شکل می‌دهند. اگر روندهای فعلی ادامه یابد، جهان می‌تواند به سمت دوران پس از ناتو حرکت کند که در آن ائتلاف‌های جدیدی برای جایگزینی چارچوب‌های ایجاد شده در قرن بیستم پدیدار می‌شوند.

منبع: دارک باکس / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

کلید واژه ها: ایالات متحده امریکا امریکا اسرائیل امریکا و اسرائیل ناتو امریکا و ناتو امریکا و ناتو و اروپا جنگ با ایران حمله اسرائیل به ایران حمله امریکا حمله امریکا به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران


( ۴ )

نظر شما :