تثبیت منافع و سهمخواهی از آینده منطقه خاورمیانه
بررسی استراتژی جنگی ایران در نبرد با امریکا و اسرائیل
نویسنده: مونا یعقوبیان، مدیر و مشاور ارشد برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در واشینگتن دی سی است.
دیپلماسی ایرانی: تلافیجویی تهاجمی ایران علیه حملات آمریکا و اسرائیل، استراتژی جنگی تهران را برجسته میکند: اجتناب از تلافیجویی حسابشده در برابر تشدید لجامگسیخته تنش. ایران قصد دارد بازدارندگی را احیا کند و جایگاه جمهوری اسلامی را در نظم نوظهور منطقه تضمین کند. ایران از همان روز اول قصد خود را برای گسترش و تعمیق درگیری نشان داد و رویکرد بیسابقه آن میتواند سناریوهای تشدید چندگانهای را با تأثیرات منطقهای و جهانی قابل توجه ایجاد کند.
با اقدام زودهنگام و بزرگ، به نظر میرسد ایران درسهایی از درگیریهای قبلی آموخته است. ایران و اسرائیل ابتدا در سال ۲۰۲۴ از مرز درگیری آشکار بین دو کشور عبور کردند و در آوریل و اکتبر درگیریهای مستقیمی داشتند. سپس، ایالات متحده در جنگ دوازده روزه ژوئن ۲۰۲۵ به اسرائیل پیوست. این درگیریها با تشدید محدود، تلافیجویانه، مدت زمان کوتاه و پایان از پیش تعیینشده مشخص میشدند. این بار متفاوت است. حتی قبل از شروع درگیری، تهران اعلام کرد که جنگ دوازده روزه را تکرار نخواهد کرد. به نظر میرسد ایران که با تهدید تغییر رژیم مواجه است و به جلوگیری از حملات آینده مصمم است، به سمت تشدید بیحد و حصر درگیریها رو آورده است.
نقشههای جنگی تهران تشدید افقی – گسترش دامنه جغرافیایی جنگ – و تشدید عمودی را شامل میشود که از طریق انتخاب اهداف، تاکتیکها و سلاحها، درگیری را تشدید میکند. با توجه به خطرات حیاتی – حمله اولیه ایالات متحده و اسرائیل به هدف قرار گرفتن رهبر معظم انقلاب و چندین مقام ارشد منجر شد – تهران به دنبال تحمیل هزینههای هنگفتی بر منطقه، ایالات متحده و اقتصاد جهانی است تا بازدارندگی ایجاد کند و از حملات آینده اسرائیل یا ایالات متحده جلوگیری کند. تلاشهای ایران برای مینگذاری تنگه حیاتی هرمز – که یک پنجم تجارت نفت جهانی از آن عبور میکند – بر استراتژی بیقید و شرط تهران تأکید میکند و به طور بالقوه شریان اقتصادی خود را خفه میکند تا عرضه نفت جهان را خفه کند.
استراتژی تشدید ایران را میتوان به دو جزء کلیدی تقسیم کرد: تشدید افقی و عمودی. این کشور در روزهای اولیه درگیری، هر دو نوع تشدید تنش را با قدرت دنبال کرد و با ورود به هفته سوم درگیری، همچنان به صورت عمودی در حال تشدید است. بررسی پیشرفت ایران در این «نردبانهای تشدید تنش»، سرعت و شدت تشدید تنش توسط آن را برجسته میکند.
تشدید افقی: گسترش جنگ در سراسر منطقه
کمتر از ۲۴ ساعت پس از شروع جنگ، ایران عرصه جغرافیایی درگیری را گسترش داد و به ۹ کشور حمله کرد: اسرائیل، پنج کشور شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، اردن، سوریه و عراق. تا 5 مارس، ایران 14 کشور را درگیر کرده بود، جبهه دومی را در لبنان گشود و کشورهایی را تا قبرس و آذربایجان هدف قرار داد. یک موشک بالستیک ایرانی پدافند هوایی ناتو در ترکیه را فعال کرد.
تشدید افقی درگیری ایران در طول چند صد مایل بیسابقه است و استراتژی تهران برای شعلهور کردن درگیری در سراسر منطقه را برای ایجاد ترس گسترده و اساساً تبدیل خاورمیانه به "منطقه ممنوعه" برجسته میکند. در اولین بیانیه خود از زمان به قدرت رسیدن، رهبر جدید، آیت الله مجتبی خامنهای، تهدید کرد که "جبهههای دیگری" را در جنگ باز خواهد کرد و اهداف تهران را برای گسترش بیشتر درگیری برجسته کرد.
تشدید عمودی: گسترش اهداف و افزایش مخاطرات
ایران از اولین تلافی خود، با گسترش اهداف فراتر از سایتهای آمریکایی و اسرائیلی برای هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی و حمل و نقل خلیج فارس، صعود خود را در نردبان تشدید عمودی آغاز کرد. این اهداف غیرنظامی ساختمانهای آپارتمانی، مراکز خرید و هتلها و – از همه مهمتر – مراکز اصلی حمل و نقل هوایی، از جمله دبی و دوحه را شامل میشد. یک روز بعد، تهران به حمله به اهداف زیرساخت انرژی خلیج فارس در عربستان سعودی و قطر پیشروی کرد – که نشاندهنده تشدید بیشتر تشدید تنش است. ایران با ایجاد اختلال در بازار جهانی انرژی، در دو هفته گذشته کارزار خود را عمیقتر کرده و اهداف انرژی را به تانکرهای نفتی و بنادر گسترش داده و تنگه استراتژیک هرمز را عملاً بسته است. این کشور همچنین به مراکز داده حمله کرده و تهدید کرده است که به بخش بانکی و شرکتهای فناوری آمریکایی – که پایه و اساس روابط اقتصادی در حال تحول ایالات متحده و خلیج فارس هستند – حمله خواهد کرد.
با این حال، تشدید عمودی ایران در خلاء رخ نمیدهد؛ میتوان آن را به عنوان پاسخی به حملات ایالات متحده و اسرائیل دانست. این کشور گاهی اوقات رویکرد «چشم در برابر چشم» را اتخاذ کرده است. به عنوان مثال، پس از آنکه ایران ایالات متحده را به هدف قرار دادن یک کارخانه آب شیرین کن متهم کرد، تهران روز بعد با هدف قرار دادن یک کارخانه آب شیرین کن در بحرین پاسخ داد. این حوادث با توجه به وابستگی منطقه به کارخانههای آب شیرین کن برای آب آشامیدنی، نشاندهنده جهش شدید در تشدید تنشها است و در صورت ادامه این روند، تأثیرات بالقوه فاجعهباری بر وضعیت بشردوستانه خواهد داشت.
دینامیک تشدید تنشها قطعاً دو جهت دارد. بمباران جزیره خارک – پایانه کلیدی صادرات نفت ایران – توسط ایالات متحده، نشاندهنده تشدید عمودی قابل توجه تنشها توسط ایالات متحده است. این حمله که احتمالاً در پاسخ به تلاشهای ایران برای مینگذاری تنگه هرمز انجام شده، نشاندهنده تمایل ایالات متحده برای هدف قرار دادن قلب تولید نفت ایران است.
بسیج نیروهای نیابتی نمونه دیگری از تشدید عمودی تنشها توسط ایران است. در حالی که استفاده ایران از نیروهای نیابتی چیز جدیدی نیست، تصمیم حزبالله در ۲ مارس برای پرتاب پهپاد و موشک به اسرائیل، نشاندهنده فاصلهگیری متمایز از موضع اخیر آن بود. حزبالله در طول جنگ دوازده روزه ژوئن ۲۰۲۵ از حمله به اسرائیل خودداری کرد. این حزب علیرغم حملات تقریباً روزانه اسرائیل به لبنان، تا حد زیادی به آتشبس شکننده نوامبر ۲۰۲۴ بین اسرائیل و لبنان احترام گذاشته بود. مداخله حزبالله در ۲ مارس به طرز چشمگیری جنگ را گسترش داد و حمله گسترده اسرائیل را باعث شد که به نظر میرسد در روزهای آینده تشدید خواهد شد. در حالی که حوثیها، یکی دیگر از نیروهای نیابتی مهم ایران، در این درگیری درگیر نشدهاند، ایران هنوز میتواند به دنبال فعال کردن آنها باشد.
ادامه جنگ به کجا خواهد انجامید
با ورود جنگ با ایران به هفته سوم خود، سناریوهای مختلفی برای تشدید درگیری محتمل است، بدون اینکه هیچ راه فراری از آن دیده شود:
تشدید مستقیم: این سناریو شامل تشدید مداوم، هرچند تدریجی، خواهد بود که با دورههایی از سکون در درگیری مشخص میشود. هر دو طرف آمریکایی – اسرائیلی و ایرانی درگیر اقدامات مختلفی برای تشدید درگیری، گسترش انتخاب هدف و به کارگیری تاکتیکهای جدید خواهند شد که نتیجه نهایی آن هدایت درگیری در مسیر تشدید درگیری است. این درگیری همچنان تأثیرات مخربی در بازارهای جهانی ایجاد میکند و همچنین سفر و تجارت در خاورمیانه را به خطر میاندازد.
تشدید تصاعدی: این سناریو با تشدید مارپیچی درگیریها مشخص میشود که درگیریهای جدید (مثلاً لبنان) یا ایجاد تأثیرات ناخواسته (مثلاً قیام مردمی) را باعث میشود که سپس پویاییهای کنترل نشده خود را به خود میگیرند. درگیری در لبنان نمونه بارزی از این سناریو است. اگرچه جنگ لبنان نتیجه مستقیم جنگ با ایران است، اما در مسیر جداگانهای قرار دارد که میتواند به تشدید تنشهای فرعی بیشتری منجر شود. این تنشها از آوارگی گسترده منجر به تنشهای فرقهای محلی گرفته تا یک جنگ داخلی بالقوه در صورتی که دولت لبنان به دنبال خلع سلاح اجباری حزبالله باشد، متغیر است. پیامدهای ناخواسته نیز بسیار زیاد است. تظاهرات پراکنده و کوچک جاری در بحرین با اکثریت شیعه میتواند به یک قیام تودهای بزرگتر مشابه اعتراضات گسترده سال ۲۰۱۱ تبدیل شود. این سناریو نه تنها به اختلال پایدار در بازار را منجر میشود، بلکه میتواند اثرات ناشناخته مرتبه دوم و سوم را نیز تسریع کند. به عنوان مثال، ورود حوثیها به این درگیری میتواند به مسدود شدن باب المندب، دیگر گلوگاه استراتژیک منطقه منجر شود و با محاصره ناوبری دریای سرخ، در کنار انسداد خلیج فارس، "طوفانی تمام عیار" از اختلال در انرژی ایجاد کند.
تشدید نامتقارن: ایران ضعیف شده، که تا حد زیادی از قابلیتهای موشکی خود محروم شده است، همچنان از طریق حملات پهپادی به ویرانی ادامه خواهد داد. قابلیتهای پهپادی ایران احتمالاً بسیار مقاومتر و خنثیسازی کامل آن، اگر نگوییم غیرممکن، دشوار خواهد بود. پهپادها که نسبتاً ارزان و ساخت آنها آسان است، از جمله در تأسیسات تولید سیار، ابزارهای انفجاری دستساز (IED) این جنگ هستند – که میتوانند با هزینه کم خسارات و اختلالات قابل توجهی ایجاد کنند. پهپادها، برخلاف IEDها در جنگهای عراق و افغانستان، به ویژه در برابر اهداف نرم، به طرز ویرانگری مؤثر هستند. حتی یک ایران به شدت ضعیف نیز میتواند با استفاده از این سلاحهای نامتقارن، به ویژه به شیوههایی که بازارهای جهانی و کشتیرانی را مختل میکند، درگیری را تشدید کند. این سناریو تضمین میکند که بیثباتی منطقهای ادامه یابد و از تلاشها برای تثبیت منطقه و بازارهای جهانی مانع شود.
به خطر انداختن جایگاه ایران در نظم نوظهور خاورمیانه
شاید برخلاف انتظار، استراتژی تشدید تنش ایران همچنین به دنبال تضمین جایگاه ایران در نظم نوظهور خاورمیانه باشد. تهران بدون شک همسایگان عرب خود را خشمگین کرده و بیاعتمادی آنها را عمیقتر کرده، اما پاسخ تهاجمی آن همچنین یادآوری میکند که ایران بخشی از منطقه است. همانطور که بسیاری از مقامات و تحلیلگران خلیج فارس به طور خصوصی ابراز تاسف میکنند، ایران برای همیشه همسایه آنها خواهد بود. دولتهای خلیج فارس که در حال حاضر «سناریوی کابوسوار» خود را تجربه میکنند، باید راهی برای پیشرفت پیدا کنند که حضور منطقهای پایدار ایران را به رسمیت بشناسد. ایران با ضربه زدن به خلیج فارس که بیشترین آسیب را به آن وارد میکند – زیرساختهای درخشان، معماری هوش مصنوعی رو به رشد و تولید انرژی ثروتزا – ضرورت وجودی منطقه برای تنوع اقتصادی را به خطر انداخته و خلیج فارس را مجبور کرده است که سهام ایران را در نظر بگیرد – شاید یک طرح اخاذی در مقیاس بزرگ باشد، اما طرحی است که باید از نزدیک مورد توجه قرار گیرد.
منبع: مرکز استراتژیک و مطالعات بینالمللی (CSIS)/ ترجمه: سید علی موسوی خلخالی


نظر شما :