پستهای ترامپ و هگست؛ اسناد علنی یک سیاست جنایتبار علیه زیرساختهای غیرنظامی ایران
ویرانی بهمثابه پیام سیاسی
نویسنده: امیر بی پروا، پژوهشگر حقوق بین الملل
دیپلماسی ایرانی: در جنگهای گذشته، فرمانهای مربوط به نابودی شهرها و زیرساختهای حیاتی اغلب در اسناد محرمانه، اتاقهای عملیات و بایگانیهای نظامی پنهان میماند. سالها بعد، دادستانها و مورخان ناچار بودند از میان گزارشهای پراکنده، دستورهای رمزگذاریشده و شهادت فرماندهان، سیاست واقعی مهاجمان را بازسازی کنند. اما در جنگ امروز، رهبران آمریکا بخشی از این مسیر را خودشان طی کردهاند: تهدید را علنی نوشتهاند، هدف را پیشاپیش معرفی کردهاند، تصویر ویرانی را منتشر کردهاند و نتیجه حمله را بهعنوان نمایش قدرت جشن گرفتهاند.
پستهای دونالد ترامپ و بازنشر تصاویر حملات از سوی پیت هگست را نمیتوان صرفاً «اطلاعرسانی»، «تبلیغات جنگی» یا «لفاظی سیاسی» نامید. در بستری که پلها، خطوط راهآهن، تأسیسات برق و برج مراقبت دریایی یک بندر هدف حمله قرار گرفتهاند، این پستها بخشی از رفتار جنگی دولت آمریکا محسوب میشوند. آنها هدف، قصد، رضایت از نتیجه و استمرار یک سیاست را به نمایش میگذارند: استفاده از نابودی زیرساختهای ضروری زندگی مردم ایران برای تحمیل اراده سیاسی واشنگتن.
از منظر حقوق بشردوستانه بینالمللی، مسئله روشن است. پل، نیروگاه برق، خطآهن، ایستگاه حملونقل و برج هدایت ترافیک تجاری، در اصل اشیای غیرنظامیاند. اصل تفکیک، طرفهای مخاصمه را مکلف میکند همواره میان اهداف نظامی و اشیای غیرنظامی تمایز قائل شوند. حمله به اشیای غیرنظامی ممنوع است و اهمیت اقتصادی، سیاسی یا روانی یک تأسیسات، آن را به هدف نظامی تبدیل نمیکند.
ترامپ، مطابق مطالب منتشرشده، حمله به پلها و نیروگاهها را به پذیرش خواستههای آمریکا مرتبط ساخته است. همین ارتباط، ماهیت سیاست آمریکا را افشا میکند. هدف اعلامشده، از بین بردن یک واحد رزمی مشخص یا متوقفکردن یک عملیات نظامی معین نیست؛ هدف، واداشتن ایران به تسلیم سیاسی از طریق نابودی امکانات عمومی است. در این منطق، برق، حملونقل، تجارت دریایی و ارتباطات مردم به گروگان گرفته میشود تا دولت مقابل در برابر خواستههای واشنگتن عقبنشینی کند.
حقوق جنگ به هیچ دولتی اجازه نمیدهد زندگی غیرنظامیان را به ابزار مذاکره تبدیل کند. نمیتوان شبکه برق یک کشور را تهدید کرد تا حکومت آن به میز مذاکره بازگردد. نمیتوان پلهای مورد استفاده مردم را ویران کرد تا اقتصاد کشور فلج شود. نمیتوان خطوط راهآهن را قطع کرد تا جابهجایی کالا، دارو، غذا و مسافر دشوار شود و سپس این رنج را «فشار راهبردی» نامید. چنین رفتاری، استفاده عامدانه از محرومیت غیرنظامیان بهعنوان سلاح جنگی و این رفتار جنایت جنگی است.
در ادبیات نظامی آمریکا، واژههایی مانند «زیرساخت راهبردی»، «لجستیک دشمن» و «اهداف دوگانه» اغلب برای پوشاندن ماهیت غیرنظامی اهداف به کار میروند. اما حقوق بینالملل با تغییر نام، تغییر نمیکند. یک پل صرفاً به این دلیل که ممکن است گاهی یک خودرو یا محموله نظامی از آن عبور کند، به هدفی آزاد برای بمباران تبدیل نمیشود. یک نیروگاه صرفاً به دلیل آنکه ساختمانهای دولتی نیز از برق آن استفاده میکنند، ماهیت غیرنظامی خود را از دست نمیدهد. یک برج مراقبت بندری نیز صرفاً بهسبب قرارگرفتن در ساحل یا مشاهده حرکت کشتیها، هدف مشروع جنگی نیست.
. در مقابل، ویرانکردن زیرساخت برای ایجاد خسارت اقتصادی، ایجاد وحشت، مختلکردن زندگی روزمره یا مجبورکردن حکومت به مذاکره، هیچیک مزیت نظامی مشروع به معنای حقوق بشردوستانه نیست.
پستهای ترامپ در اینجا نقشی فراتر از تبلیغات دارند. آنها انگیزه واقعی حملات را آشکار میکنند. هنگامی که رئیسجمهور آمریکا پیش از حمله، پلها و نیروگاهها را تهدید میکند و توقف این حملات را به پذیرش خواستههای سیاسی خود مشروط میسازد، بهروشنی اعلام میکند که زیرساختهای عمومی ابزار اجبارند. وقتی پس از حمله تصویر یا ویدئوی تخریب منتشر میشود و انهدام یک پل بهعنوان موفقیت نمایش داده میشود، حلقه دیگری به زنجیره اثبات افزوده میشود: تهدید، حمله، تأیید و تجلیل.
این توالی از منظر حقوق کیفری بینالمللی اهمیت اساسی دارد. برای اثبات جنایت جنگی، دادستان باید افزون بر وقوع حمله غیرقانونی، قصد و علم مرتکب را نشان دهد. پستهایی که پیش از حمله نوع هدف را مشخص میکنند و پس از حمله نتیجه آن را میستایند، میتوانند برای اثبات همین عنصر ذهنی مورد استفاده قرار گیرند. آنها نشان میدهند که تخریب، تصادفی یا نتیجه خطای ناخواسته نبوده، بلکه بخشی از سیاست اعلامشده بوده است.
حمله عمدی به اشیای غیرنظامی یکی از شناختهشدهترین جنایات جنگی است. پلها، خطوط راهآهن، تأسیسات برق و برج بندر چابهار تاسیسات غیرنظامی هستند ، هدف قراردادن عامدانه آنها حمله به اشیای غیرنظامی است. اگر مقامات آمریکایی از ماهیت غیرنظامی یا آثار گسترده انسانی حملات آگاه بودهاند و بااینحال آنها را دستور داده، تأیید یا تشویق کردهاند، زمینه مسئولیت کیفری فردی آنان فراهم میشود.
موضوع فقط اصابت موشک به یک سازه بتنی نیست. قطع برق میتواند بیمارستانها، تجهیزات پزشکی، سامانههای آبرسانی، سردخانههای دارویی، مراکز امدادی و ارتباطات اضطراری را مختل کند. تخریب راهآهن و پل، انتقال غذا، سوخت، دارو و نیروهای امدادی را دشوار میسازد. نابودی برج هدایت دریایی ممکن است ایمنی کشتیهای تجاری و فعالیت بندری را به خطر اندازد. این پیامدها نه غیرقابل پیشبینیاند و نه حاشیهای. مقامات کشوری که دارای پیشرفتهترین سامانههای اطلاعاتی و برنامهریزی نظامی جهان است، نمیتوانند مدعی شوند از آثار زنجیرهای نابودی زیرساختها بیخبر بودهاند.
ترامپ نمیتواند پشت واژه «فشار» پنهان شود. فشار سیاسی که از مسیر نابودی امکانات حیاتی مردم اعمال شود، در حقوق جنگ نام دیگری دارد: حمله به غیرنظامیان و بنیانهای زندگی آنان. رئیسجمهوری که آشکارا تهدید میکند در صورت نپذیرفتن خواستههایش برق و پلهای یک کشور را هدف قرار خواهد داد، غیرنظامیان را وارد محاسبه جنگی خود کرده است. او عملاً اعلام میکند که علیه ملت ایران جنایت جنگی می کند.
این تهدیدها همچنین باید در پرتو ممنوعیت ایجاد رعب در میان جمعیت غیرنظامی بررسی شوند. حقوق بشردوستانه، اعمال یا تهدیدهای خشونتی را که هدف اصلی آنها ایجاد وحشت در میان غیرنظامیان باشد ممنوع میکند. وقتی میلیونها نفر تهدید میشوند که برق، حملونقل و زیرساختهای اساسی زندگیشان نابود خواهد شد، ترس مردم دیگر پیامد ناخواسته جنگ نیست؛ خود به ابزار عملیات تبدیل شده است.
ترامپ با زبان تهدید سخن میگوید و هگست با تصویر ویرانی آن تهدید را تکمیل میکند. بازنشر تصویر فروریختن برج بندر چابهار توسط وزیر دفاع آمریکا عملی خنثی نیست. هگست در جایگاه یک شهروند عادی یا خبرنگار قرار ندارد.


نظر شما :