موردی برای مذاکرات

ایران در سند امنیت ملی آمریکا با محوریت رقابت با چین

۰۶ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۷۸۶۶ اخبار اصلی خاورمیانه
علی رحیمی‌پور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: تحلیل نقشه راه واشینگتن در قبال ایران، بدون درک جایگاه محوری رقابت با چین ناقص است. در ذیل، با الهام از چارچوب‌های تئوریک روابط بین‌الملل، به واکاوی این مسئله می‌پردازیم که سیاست آمریکا نسبت به ایران، عمدتاً تابعی از الزامات مهار چین است. 
ایران در سند امنیت ملی آمریکا با محوریت رقابت با چین

نویسنده: علی رحیمی پور، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و ارشد مدیریت دفاعی و مدرس دانشگاه

دیپلماسی ایرانی: سند امنیت ملی آمریکا در سال‌های اخیر، به‌وضوح سه تهدید اصلی را اولویت‌بندی کرده است: ۱) چین به‌عنوان «تنها رقیب راهبردی»، ۲) روسیه به‌عنوان «مخرب نظم بین‌المللی» و ۳) ایران به‌عنوان «عامل بی‌ثباتی منطقه‌ای». 

تحلیل نقشه راه واشینگتن در قبال ایران، بدون درک جایگاه محوری رقابت با چین ناقص است. در ذیل، با الهام از چارچوب‌های تئوریک روابط بین‌الملل، به واکاوی این مسئله می‌پردازیم که سیاست آمریکا نسبت به ایران، عمدتاً تابعی از الزامات مهار چین است. 

چارچوب تحلیلی: 

ایران به‌مثابه «جبهه ثانویه» در جنگ بزرگ ژئوپلیتیک بر اساس تئوری «موازنه تهدید» والت، ایالات‌متحده تهدید ایران را در ذیل تهدید بزرگ‌تر چین تعریف می‌کند. ایران به دلیل سه ویژگی، یک تهدید «پیچیده اما ثانویه» محسوب می‌شود: 

۱. تهدید ایدئولوژیک و گفتمان و تمدن اسلامی 

۲. تهدید ژئوپلیتیک منطقه‌ای: تلاش برای باز توزیع قدرت در خاورمیانه که می‌تواند منابع و توجه آمریکا را از اولویت اصلی (آسیا – اقیانوسیه) منحرف کند. 

۳. تهدید عملیاتی نامتقارن (محور مقاومت): دارا بودن ظرفیت‌هایی (موشکی، پهپادی، محور مقاومت) برای ایجاد هزینه‌های بالا در صورت درگیری. سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران، شکلی از «موازنه سخت انتخابی» است که هدف نهایی آن نه لزوماً تغییر رژیم، بلکه «خنثی‌سازی ایران به‌عنوان یک متغیر تقویت‌کننده چین» است. در این راستا، مذاکره نه یک هدف دیپلماتیک اصیل، بلکه یک «ابزار مدیریت ریسک راهبردی» در راستای اولویت چین است. ساختار بازدارندگی ایران و محدودیت‌های سیاست آمریکا در پرتو اولویت چین توان بازدارندگی نامتقارن ایران (شبکه هم‌پیمان منطقه‌ای، توان موشکی، اهرم تنگه هرمز، ژئوپلیتیک فعال) محاسبات واشینگتن را به یک «معمای امنیتی دوگانه» دچار می‌کند: از یک‌سو، مهار ایران مستلزم تخصیص منابع و توجه است. ازسوی‌دیگر، هرگونه درگیری گسترده با ایران، به معنای «انحراف راهبردی فاجعه‌بار» از صحنه اصلی رقابت با چین خواهد بود. 

هزینه یک جنگ تمام‌عیار با ایران – شوک انرژی جهانی، تخریب پایگاه‌های منطقه‌ای، درگیری فرا منطقه‌ای – آن‌قدر بالاست که عملاً گزینه نظامی را به یک «شکست خودخواسته» در رقابت با پکن تبدیل می‌کند. 

مذاکره: 

۱- به‌مثابه ابزاری در خدمت مهار چین 

۲ -بازگشت به رقابت بعد از انحراف راهبردی و شکست خودخواسته 

۳- تاکتیک نظامی جهت غافلگیری ایران و جلوگیری از شوک فرسایشی بازار انرژی جهان (تا اتمام آرایش جنگی و تکمیل تمام پازل) با این پیش‌زمینه، مذاکره با ایران در چارچوب راهبرد کلان آمریکا دارای چند کار ویژه حیاتی است: ۱. انجماد بحران و تمرکز بر اولویت اصلی (چین): هدف، جلوگیری از تشدید ناگهانی تنش با ایران است که می‌تواند با ایجاد شوک انرژی و کشیدن منابع نظامی آمریکا به خاورمیانه، «پنجره فرصتی» استراتژیک برای چین در حوزه‌هایی مانند تایوان یا دریای جنوبی چین ایجاد کند. 

۲. قطع پیوندهای راهبردی ایران و چین: مذاکره و چانه‌زنی به‌عنوان اهرمی برای وادار کردن ایران به محدود کردن همکاری‌های راهبردی با چین (مانند توافق ۲۵ ساله، مشارکت در ابتکار کمربند و جاده، همکاری نظامی) طراحی‌شده است. هدف، تضعیف کریدورهای انرژی و ترانزیتی است که می‌تواند به استقلال راهبردی چین از نظم تحت رهبری آمریکا بینجامد. 

۳. آزادسازی منابع برای مهار چین: یک توافق – یا حتی فرآیند مذاکره پایدار – می‌تواند توجیهی برای کاهش حضور نظامی پرهزینه آمریکا در خاورمیانه فراهم کند تا این منابع به سمت آسیا – اقیانوسیه منتقل شوند. 

۴. جلوگیری از شکل‌گیری جبهه متحد ضد هژمونی آمریکا: مذاکره ابزاری برای پیشگیری از اتحاد عمیق‌تر ایران با بلوک شرق (چین – روسیه) است. آمریکا امیدوار است با ارائه مشوق‌های کنترل‌شده، ایران را از تبدیل‌شدن به یک «قطب مقاومت یکپارچه» در درون این بلوک بازدارد. با درک این چارچوب (رقابت کلان قدرت‌ها)، راهبرد بهینه ایران باید مبتنی بر «راهبرد تعادل پیچیده» باشد. این راهبرد را این‌گونه می‌توان پیشنهاد داد: 

۱. دیپلماسی فعال چندمحوری: استفاده هوشمندانه از رقابت آمریکا و چین برای افزایش قدرت چانه‌زنی. ایران می‌تواند با حفظ روابط راهبردی با چین و روسیه، اهرم‌هایی برای مذاکره با غرب ایجاد کند، اما باید از وابستگی مطلق به هر بلوک اجتناب کند. 

۲. تقویت بازدارندگی به‌عنوان زیرساخت امنیت ملی: توسعه مستمر توان موشکی، پهپادی، سایبری و نیابتی نه‌تنها برای دفاع در برابر تهدیدات مستقیم، بلکه به‌عنوان «سرمایه امنیتی» در تمامی معادلات دیپلماتیک عمل می‌کند. این بازدارندگی، هزینه «انحراف راهبردی» آمریکا به سمت ایران را افزایش می‌دهد. 

۳. ارائه مدل همکاری اقتصادی – امنیتی جایگزین: ایران می‌تواند با تقویت نهادهایی مانند سازمان همکاری شانگهای و همکاری‌های منطقه‌ای، مدلی از نظم امنیتی و اقتصادی ارائه دهد که وابستگی به دلار و ساختارهای تحت رهبری آمریکا را کاهش می‌دهد. این امر، جذابیت ایران را به‌عنوان یک شریک برای کشورهای منطقه در برابر فشارهای آمریکا افزایش می‌دهد. 

۴. دیپلماسی عمومی هوشمند: افشای نقش ایران به‌عنوان «قربانی سیاست مهار دوگانه» آمریکا که از یک‌سو به دنبال مهار ایران و ازسوی‌دیگر درگیر رقابت با چین است. این گفتمان می‌تواند مشروعیت اقدامات آمریکا را نزد افکار عمومی جهانی و حتی برخی متحدان سنتی واشینگتن زیر سؤال ببرد. 

۵. تبیین سیاست پشت پرده ایالات‌متحده که مذاکره یک تاکتیک نظامی برای مدیریت بازار و تورم بین‌المللی قبل از شوک اصلی و رسیدن به یک ائتلاف بین‌المللی علیه ایران به‌عنوان هدف پیچیده و تهدید ثانویه مندرج در سند امنیت ملی ۲۰۲۶ است. 

در پایان یادداشت: ایران در میانه بازی بزرگ، در رهنمای امنیتی آمریکا، جایگاه یک «متغیر وابسته» در معادله بزرگ رقابت با چین است. مذاکره، فشار و مشوق‌های احتمالی، همه در راستای یک هدف والا طراحی می‌شوند: «خنثی‌سازی ایران به‌عنوان یک عامل تقویت‌کننده رقیب راهبردی و آزاد کردن دست‌های آمریکا برای تمرکز برچین». آینده این رابطه سه‌جانبه (آمریکا – چین – ایران) به توانایی ایران در مانور هوشمندانه در این میدان مین‌گذاری شده بستگی دارد. کلید موفقیت، بهره‌گیری از «اهرم رقابت بزرگ» برای افزایش فضا و قدرت مانور دیپلماتیک و اقتصادی، همراه با «حفظ و تقویت مستقل بازدارندگی نامتقارن» است. در این سناریو، ایران می‌تواند از یک «هدف سیاست خارجی» صرف، به یک «بازیگر تعیین‌کننده» در شکل‌دهی به موازنه قوای آینده بین شرق و غرب تبدیل شود. این تحول، نمونه‌ای عینی از پیچیدگی نظم بین‌الملل چندقطبی در حال ظهور خواهد بود.

کلید واژه ها: سند امنیت ملی امریکا ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا ایران و چین ایران و امریکا و چین علی رحیمی‌پور روسیه روسیه و امریکا چین چین و امریکا


نظر شما :