موشکافی حضور نیروی نظامی امریکا در منطقه
نه از مدل ونزوئلا خبری هست نه جنگی شبیه عراق علیه ایران
نویسندگان: مارک کانسیان (ٰMark Cancian)، فارغ التحصیل هاروارد، نویسنده، سرهنگ بازنشسته، مشاور ارشد در امور دفاعی و امنیت و عضو هیئت علمی و استادیار دانشکده مطالعات پیشرفته بینالمللی جان هاپکینز است. کریس اچ. پارک (Chris H. Park)، پژوهشگر و دستیار تحقیقاتی معاون سابق مدیر اطلاعات مرکزی امریکا، جان ای. مکلافلین است. کریس دارای مدرک کارشناسی ارشد روابط بینالملل از دانشکده مطالعات پیشرفته بینالمللی جان هاپکینز است.
دیپلماسی ایرانی: یک بار دیگر، تنها هشت ماه پس از عملیات «چکش نیمهشب»، ایالات متحده برای حمله به ایران آماده میشود. «ناوگان» دریایی امریکا در خاورمیانه و شرق مدیترانه – با دو ناو هواپیمابر و ۱۴ کشتی جنگی سطحی – بزرگترین ناوگان در منطقه از زمان تشکیل پنج گروه رزمی ناو هواپیمابر در آغاز عملیات آزادی عراق در سال ۲۰۰۳ است. این نیرو به حملات تنبیهی به ایران و محافظت از متحدان و شرکای ایالات متحده در منطقه قادر است. با این حال، فاقد تفنگداران دریایی، نیروهای عملیات ویژه (SOF) برای حملات یا عملیات زمینی و لجستیک برای یک کمپین هوایی گسترده است. همچنین بسیار کوچکتر از آن چیزی است که ایالات متحده در سالهای ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ علیه عراق برای عملیاتهای رزمی بزرگ و تغییر رژیم استفاده کرد.
تهدید ایالات متحده
در ابتدا، تهدیدات ایالات متحده بر محافظت از تظاهرکنندگان ایرانی متمرکز بود. در ۲ ژانویه، رئیس جمهور دونالد ترامپ در Truth Social نوشت که «اگر ایران [به معترضان مسالمتآمیز شلیک کند] و آنها را به طرز خشونتآمیزی بکشد»، ایالات متحده «به نجات آنها خواهد آمد». او با اعمال تعرفه علیه شرکای تجاری ایران به تهدیدهای خود ادامه داد. در آن زمان، ایالات متحده میتوانست حملهای تنبیهی انجام دهد، اما توانایی لازم برای محافظت کامل از متحدان و شرکای خود در منطقه را نداشت، چرا که از انتقام ایران بیم داشتند. هیچ ناو هواپیمابری در آنجا حضور نداشت زیرا ناو هواپیمابر یو.اس.اس جرالد آر. فورد و اسکورتهای آن به کارائیب اعزام شده بودند. برای پر کردن این خلاء، گروه ضربت ناو هواپیمابر یو.اس.اس آبراهام لینکلن حدود ۱۵ ژانویه به خاورمیانه اعزام شد، اما رسیدن آن بیش از یک هفته طول کشید. در این مدت دولت ایران فرصت داشت تا با تظاهرات برخورد کند.
رئیس جمهور ترامپ سپس از ایران خواست که از جاهطلبیهای هستهای خود – که یک هدف دیرینه سیاست ایالات متحده بوده است – دست بکشد. در ۲۸ ژانویه، ترامپ نوشت که "یک ناوگان عظیم به سمت ایران در حرکت است." او تهدید کرد که اگر ایران "به سرعت به میز مذاکره نیاید و برای یک توافق عادلانه و منصفانه – بدون برخورداری از سلاح هستهای – مذاکره نکند، حمله دیگری مانند عملیات چکش نیمهشب" انجام خواهد داد. ناو هواپیمابر فورد در ۱۲ فوریه از کارائیب به مدیترانه اعزام شد. نیروهای هوایی نیز به دنبال آن اعزام شدند.
نیروها از نظر تاریخی
خاورمیانه مدتهاست که حضور نیروی دریایی ایالات متحده را شاهد بوده، هرچند در سالهای اخیر این حضور در سطح پایینی بوده است. سطح این نیروها پس از حملات ۷ اکتبر حماس به اسرائیل افزایش یافت.
ایالات متحده پس از اکتبر ۲۰۲۳ حداقل یک ناو هواپیمابر را در منطقه اروپا – خاورمیانه حفظ کرد. در آغاز دولت دوم ترامپ، دو ناو هواپیمابر در خاورمیانه بودند، زیرا ایالات متحده عملیات «راف رایدر» که حملات هوایی و دریایی را شامل میشد علیه حوثیها انجام داد. تنشهای اسرائیل و ایران نیز با تبادل موشک در آوریل ۲۰۲۴ تشدید شد و در نهایت به جنگ دوازده روزه در ژوئن ۲۰۲۵ منجر شد. در اکتبر ۲۰۲۵، ناو فورد به کارائیب اعزام شد و هیچ پوشش ناو هواپیمابری در اروپا یا خاورمیانه وجود نداشت. این با استراتژی امنیت ملی دولت ترامپ که در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، مطابقت داشت، که فرصتی را برای خروج نیروها از منطقه به دلیل شکست ایران و نیروهای نیابتی آن میدید.
"آرمادا"
استقرار نیروی دریایی فعلی، اوج حضور جدیدی از کشتیها در داخل و اطراف خاورمیانه را از آغاز جنگ منطقهای در سال ۲۰۲۳ نشان میدهد. کشتیهای حاضر در اینجا ترکیبی متفاوت از کشتیهای مستقر در عملیات «عزم راسخ مطلق» هستند که در ۳ ژانویه ۲۰۲۶ به دستگیری نیکولاس مادورو و همسرش منجر شد. در کارائیب، یک پایگاه شناور به عنوان کشتی مادر برای نیروهای ویژه عمل میکرد. همچنین یک گروه آماده به کار آبی – خاکی با ۲۲۰۰ تفنگدار دریایی وجود داشت. تاکنون هیچ یک از این دو نیرو به خاورمیانه اعزام نشدهاند. به محض رسیدن ناو فورد، ایالات متحده ۲ ناو هواپیمابر، ۱۱ رزمناو و ناوشکن و ۳ رزمنده کوچک در خاورمیانه خواهد داشت.
این سطح با عملیات روباه صحرا، یک عملیات بمباران چهار روزه علیه عراق صدام حسین در سال ۱۹۹۸، قابل مقایسه است. سپس، رئیس جمهور بیل کلینتون دستور حمله به عراق را صادر کرد زیرا صدام از همکاری با بازرسان هستهای سازمان ملل خودداری کرد. بمباران پس از ۷۰ ساعت متوقف شد و کلینتون اظهار داشت که هدف «تضعیف برنامه سلاحهای کشتار جمعی صدام و سیستمهای پرتاب مرتبط» محقق شده است. با این حال، سطح نیروهای دریایی امروز بسیار پایینتر از سطحی است که در سال ۱۹۹۰ برای اخراج نیروهای عراقی از کویت و در سال ۲۰۰۳ برای سرنگونی رژیم صدام حسین استفاده شد.
تقاضا برای نیروهای دریایی
امروزه، ۲۹۲ کشتی نیروی رزمی، نیروی دریایی ایالات متحده را تشکیل میدهند – ۲۲۳ فروند از آنها کشتیهای جنگی مأموریتیافته (USS) و ۵۹ فروند کشتی پشتیبانی (USNS) هستند. اکثر آنها در بندر یا در حال تعمیر و نگهداری و آموزش هستند و کمتر از یک پنجم این نیرو برای عملیات در دریا حضور دارند. در مجموع ۵۱ کشتی نیروی دریایی در دریا در حال انجام عملیات هستند که ۱۸ فروند از آنها در خاورمیانه هستند (۱۶ فروند USS و ۲ فروند USNS). نکته اصلی این است که ۳۵ درصد از کشتیهای نیروی دریایی که برای انجام عملیات نظامی آماده هستند، در خاورمیانه حضور دارند.
کل نیروهای ایالات متحده در منطقه
در کنار داراییهای دریایی، دولت ترامپ تعداد زیادی دارایی هوایی در خاورمیانه مستقر کرده است. هواپیماهای مستقر در اروپا نیز میتوانند به خاورمیانه آورده شوند. جریان هواپیماهای اضافی به اروپا و خاورمیانه ادامه دارد – چندین فروند F-22 اوایل این هفته به پایگاه نیروی هوایی سلطنتی لکنهیث در بریتانیا رسیدند.
بررسی حضور این جنگافزارها چندین نکته کلیدی را تقویت میکند:
۱. سطح نیروی فعلی با سطح مورد استفاده در عملیات روباه صحرا قابل مقایسه است که چهار روز حملات تنبیهی دوربرد را شامل میشد. با نیروی امروز، ایالات متحده میتواند ۵۰ تا ۱۰۰ موشک تاماهاوک و سایر موشکهای دوربرد را علیه سپاه پاسداران ایران و سایر نیروهای امنیتی یا تأسیساتی که از برنامه هستهای ایران حمایت میکنند، شلیک کند. چنین عملیاتی با منطق اعلام شده رئیس جمهور برای استفاده از نیروی نظامی همسو خواهد بود: حمایت از تظاهرکنندگان و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاحهای هستهای.
۲. تعداد زیاد هواپیماهای باری C-17 و C-5M و تانکرهای KC-135 و KC-46A که به خاورمیانه منتقل میشوند، نشاندهنده هیچ گونه استقرار نیروی زمینی نیست. بلکه، این هواپیماها وسایل نقلیه، تجهیزات پشتیبانی و مهمات را برای اسکادرانهای هوایی که در صحنه نبرد مستقر میشوند، میآورند.
نیروهای آمریکایی فاقد عملیات ویژه و واحدهای زمینی مورد نیاز برای انجام حملات یا عملیات در ساحل هستند. بنابراین، ربودن هر فردی در ایران، بهویژه با توجه به فاصله نقاط احتمالی پرتاب تا تهران، یک گزینه واقعبینانه نیست. نیروهای موجود نیز برای تغییر رژیم فراتر از حملات هدفمند محدود کافی نیستند. با توجه به نگرانیها در مورد تلافی و مشروعیت، بعید است که ایالات متحده به رهبران ایران حمله کند. علاوه بر این، مقاومت جمهوری اسلامی ایران حتی پس از متحمل شدن خسارات قابل توجه از عملیات اسرائیل نشان میدهد که اصطلاحا «بریدن سر»، نظام را بیثبات نخواهد کرد.
در نهایت، نیروهای کافی برای یک حمله هوایی طولانی و چند هفتهای وجود ندارد. این امر مستلزم یک تقویت لجستیکی قابل توجه است که امکانپذیر است اما به زمان بیشتری نیاز دارد.
منبع: سنتر فور استراتژیک اند اینترنشنال استادیز (CSIS) / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی


نظر شما :