نزدیکی آنکارا - مسکو برای بی اعتنایی به تهران

چرا توجه روسیه به ترکیه بیش از ایران است؟

۱۸ فروردین ۱۴۰۰ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۰۱۴۹۶ خاورمیانه انتخاب سردبیر
ایمان صمدی نیا در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: به نظر می رسد که روسیه و ترکیه با توجه به تضعیف اقتصادی ایران به علت تحریم ها، هدف قرار گرفتن پایگاه های ایرانی توسط اسرائیل و کاهش قدرت عمل نیروهای وابسته به ایران در عرصه میدانی، سعی در بی اعتنایی به ایران در موضوع سوریه دارند و موضوع سوریه را امری دوجانبه می انگارند.
چرا توجه روسیه به ترکیه بیش از ایران است؟

نویسنده: ایمان صمدی نیا، پژوهشگر اقتصاد سیاسی بین الملل

دیپلماسی ایرانی: همکاری ایران و روسیه، همواره در میان همکاری و رقابت در نوسان بوده و تفاوت در اهداف و منافع، علت اصلی آن است. با این حال، همکاری های مشترک این دو قدرت منطقه ای در سوریه، نقش بسیار زیادی در سیاست خارجی هر دو کشور داشته و به یکی از مسائل و چالش های اصلی هر دو کشور تبدیل شده است. راز رقابت منطقه ای ایران و روسیه و دشمنی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل با ایران به علت حضور در سوریه، بر هیچ کس پوشیده نیست.

چند ماهی نگذشته که سفیر اسرائیل در مسکو، در مصاحبه با پایگاه خبری TASS، از حضور روسیه و کنترل نیروهای ایران برای جلوگیری از تجاوز به اسرائیل دفاع کرد. او همچنین گفت که روسیه و اسرائیل درگیری مذاکرات پیچیده ای حول محور«حضور نیروهای ایران برای تهدید اسرائیل» هستند و به نتایج بسیار«رضایت بخشی» دست یافته اند. از طرفی بنا بر گزارش موسسه سیاست و استراتژی ، جنگ میان ایران و اسرائیل، هیچ گونه نگرانی برای روسیه به وجود نمی آورد مگر آن که منافع روسیه تحت تاثیر قرار گیرد. 

نمی توان انکار کرد که دعوت روسیه و ترکیه از ایران برای حضور در نشست آستانه 2017 و گفت وگوهای آن، تلاشی از سوی مسکو و آنکار برای فشار به تهران برای عقب نشینی از مواضع سرسختانه خود بوده است. فشارهای ترامپ، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، حملات متعدد اسرائیل به پایگاه های ایران و برخی از دلایل دیگر، ایران را نیازمند روابط بهتر با روسیه کرده و این قضیه موضع مسکو را در مواجهه با تهران قدرتمندتر کرده است. 

مواضع تهران و مسکو

یکی از مهم ترین اختلافات دو کشور در حوزه سوریه، نوع نگاه به بحران سوریه است. نقش سوریه در سیاست خارجی ایران، کاملا استراتژیک است و همکاری های نزدیک میان ایران و سوریه، اهرم قدرت نیروهای منطقه ای وابسته به ایران را فعال نگه می دارد. در حالی که نگاه روسیه را می توان تا حدود زیادی تاکتیکال دانست؛ چون روسیه منافع یا اهداف بلندمدت خاصی برای حضور در سوریه ندارد و صرفا منافع کوتاه مدت، ابزاری برای چانه زنی دیپلماتیک و احیای وجهه بین المللی شوروی سابق را می توان از مصادیق حضور روس ها در این کشور برشمرد.

همچنین به نظر می رسد که روسیه و ترکیه با توجه به تضعیف اقتصادی ایران به علت تحریم ها، هدف قرار گرفتن پایگاه های ایرانی توسط اسرائیل و کاهش قدرت عمل نیروهای وابسته به ایران در عرصه میدانی، سعی در بی اعتنایی به ایران در موضوع سوریه دارند و موضوع سوریه را امری دوجانبه می انگارند. با توجه به نقش فزاینده روسیه و ترکیه در سراسر جهان از جمله تنش های لیبی، جنگ آذربایجان – ارمنستان، افزایش حضور اقتصادی ترکیه در آسیای مرکزی و روابط با آمریکای لاتین و طرح کمربند و جاده چین، می توان گفت موضوع سوریه به ابزاری برای چانه زنی و مبادله امتیاز بین دو کشور تبدیل شده است. منطقی است که نقش عامل سوم دراین مبادلات حدالامکان کم رنگ تر شود.

البته دو عامل پنهان دیگر نیز در این قضیه وجود دارد که در نگاه اول شاید توجه چندانی را جلب نکند. عامل اول، روابط اقتصادی پررنگ آنکارا – مسکو است که تجارتی بالغ بر 20 میلیارد دلار را شامل می شود و به علت مازاد تجاری بیش از 18 میلیارد دلاری مسکو، این قضیه اهرمی را در روابط دوجانبه روسی – ترکی ایجاد کرده است.

عامل دوم، جمعیت 12 درصدی مسلمانان ترک تبار مقیم روسیه است که به شدت از سیاست های آنکارا و حتی ریاض حمایت می کنند و با توجه به اینکه حجم عظیمی از اقتصاد روسیه در دستان تاجران ترک تبار و چچن است، از قدرت اقتصادی خوبی نیز در این کشور بهره مندند.

به همین دلیل، روسیه از عربستان سعودی نیز در نشست های چندجانبه دعوت به عمل آورده است و به واسطه روابط خود با آنکارا و ریاض، با معارضان سوری نیز روابط بسیار بهتری نسبت به ایران دارد. 

با این حال، با روی کارآمدن بایدن و تجدید فشار تحریم ها بر روی مسکو و ترکیه می توان انتظار داشت که فعالیت های منطقه ای این دو بازیگر قدرتمند دست خوش تغییراتی به نفع ایران شود. زیرا اولویت مسائل جهانی، به فراخور رخدادهای پساترامپ، تحولات بسیاری را شاهد بوده است. به هر روی، تهران و مسکو کماکان از دولت قانونی سوریه و رئیس جمهور بشار اسد حمایت می کنند و دولت این کشور روابط نزدیک خود را با هردو کشور ادامه می دهد. احیای برجام، افزایش رشد اقتصادی سوریه، حضور نیروهای متعهد به ایران در نظام سوریه، احیای پایگاه های ایرانی در این کشور و تضعیف تروریست های باقی مانده می تواند برگ برنده ایران در رخدادهای آتی سوریه باشد.

ایران نیز البته برای حفظ و افزایش قدرت خود در سوریه، علاوه بر افزایش توجهات خود به مقوله دیپلماسی اقتصادی با مسکو و دمشق، بایسد روابط فرهنگی خود را با مسلمانان چچن و تاتار روسیه گسترش دهد. ساختار نیروهای منطقه ای خود را برای افزایش قدرت منطقه ای، بازسازماندهی کند و راهبرد مقاومت فعالانه را در قبال اهداف خود در سوریه دنبال کند.

کلید واژه ها: ترکیه روسیه سوریه ایران و ترکیه ایران و روسیه ایران و سوریه ایران و سوریه و روسیه ایران و سوریه و ترکیه ترکیه و روسیه


( ۱۸ )

نظر شما :

مجتبی ۱۸ فروردین ۱۴۰۰ | ۱۲:۰۴
مقاله مبهم است ((جمعیت 12 درصدی مسلمانان ترک تبار مقیم روسیه است که به شدت از سیاست های آنکارا و حتی ریاض حمایت می کنند و با توجه به اینکه حجم عظیمی از اقتصاد روسیه در دستان تاجران ترک تبار و چچن است، از قدرت اقتصادی خوبی نیز در این کشور بهره مندند.)) اما چرا تاتارهای کریمه را زندانی و اخراج و سرکوب کرده است یا نگرانی از تروریستهای چچنی دارد با توجه به قدرت اقتصادی مسلمانان ترک تبار در روسیه ؟؟؟؟؟؟
خسرو ۱۸ فروردین ۱۴۰۰ | ۱۴:۰۳
نوشته متفاوتی بود واز این جهت جالب بودبه نظر من با توجه به پایگاههای دریایی روسیه در طرطوس و لازقیه و... نقش روسیه در سوریه تاکتیکی نیست بلکه استراتژیک و دائمی برای حضور در مدیترانه هست و در ضمن جمعیت ترکهای مسلمان حنفی که به جهت مذهبی از صدها سال پیش به عثمانی نزدیک بودند و لااقل بیست درصد جمعیت روسیه را تشکیل میدهند و علاقه و حرف شنوی شان از ترکیه ، پوتین را مجاب به توافق در هر شرایط با ترکیه می کند
رضا ۱۸ فروردین ۱۴۰۰ | ۱۴:۲۹
هدف وابستگی ترکیه است ،ترکیه حکم سنگر غرب و ناتو در جنوب روسیه دارد،اما نظر قومیتی نادرست است زیرا روس‌ها ملی گرایی عمل میکند و ناسیونالیستی آنها از اتراک بیشتر است خود را وارث امپراطوری تزار و پیروز جنگ ناپلون و هیتلر میداند ،حتی ابایی از توسعه ارضی در قزاقستان و سایر اقمار شوروی ندارند ( اشاره به سخنان وزیر علوم کرملین در خصوص ادعای ارضی به قزاقستان و دوجنگ اوستایی و آبخازیا گرجستان و کریمه اوکراین ) آنها برنامه چند ساله همانند میثاق ملی ترکیه برای افزایش نفوذ دارند و الحاق جمهوری‌های شوروی دارند همراه با قرارگرفتن در 5قدرت اقتصادی نوظهور ،تله که فعلا گرجستان و اوکراین گرفتار آن هستند فردا شاید باکو و سایر آسیای مرکزی ، فایده برای ایران سرگرم شدن ترکیه در قفقاز است هر چه قدرت ترکها در قفقاز گرفته شود امتیاز و کرنش بیشتری نشان میدهند
اشکان ۱۸ فروردین ۱۴۰۰ | ۱۶:۱۸
آموزنده و مفید بود برای من امیدوارم دستگاه سیاست خارجی هم مد نظر قرار بدند
رحمتی ۱۸ فروردین ۱۴۰۰ | ۱۹:۲۸
ترکیه چه در سیاست وچه در اقتصاد دنبال معامله برد__برد است(یعنی هردوطرف معامله سود بکنند،وهیچ کدام متضرر نشود. ولی ایران همیشه دنبال معامله برد =باخت است (یعنی خودش سود کند وطرف هم دچار ضرر شود) واینهم باعث شده همه از معامله با ایران امتناع کند،حالا روسها هم روی این اساس ترکیه را به ایران ترجیح میدهند، در واقع ما ایرانیان خیر خواه کسی نیستیم،فقط در فکر منافع خودمان هستیم.
محسن دولت نژاد ۱۹ فروردین ۱۴۰۰ | ۰۰:۵۵
اگر به تاریخ ملت روس نگاه کنید،میبینید روسها تا قرن ۱۶ زیر تسلط تاتارها بوده، وتا ان تاریخ هر گز دولت مستقلی نداشتند،واینکه دهها قرن با اقوام مختلف ترکی مخصوصا تاتارها ،باشقیرها،چاوش،...در یک جغرافیا وبا یک فرهنگ مشترک بوده اند،بسیاری از اداب سنن،وحتی لغات رایج در زبان روسی،واثار تاریخی مشترک با ترکان دارند،وهمین تاریخ وجغرافیای مشترک طی صدها سال منجر به ازدواج هایی فی مابین شان گردیده، واشتراک ژنی،وخویشاوندی ملموسی فی مابینشان بوجود امده، وامروز هم از ۲۱ جمهوری خودمختار فدراسیون روسیه ۱۹ جمهوری خودمختار مربوط به اقوام مختلف ترکیست،که ازقفقاز تا سواحل ولگا تا منتهی الیه سیبری،وکامچاتکا، با بیش از ۳۴ میلیون نفوسشان بعد از روسها دومین گروه قومی از جمعیت ۱۴۳ میلیونی فدراسیون روسیه را تشکیل میدهند،که بیش از ۹۰ درصدشان هم مسلمان، وارتباط تنگاتنگی با مسلمانان ۶ جمهوریهای ترکزبان شوروی سابق وترکیه دارند ،ودر نزدیکی سیاست دو کشور ترکیه وفدراسیون روسیه دارند،وچه بسا روابط اقتصادی وفرهنگی مستقیمی با جمهوریهای ترکی،وترکیه هم دارند،وبخاطر همین ارتباطات است که حجم تجارت دوکشور ترکیه و ف روسیه نزدیک ۶۰ میلیارد دلار ودر نظر دارند تا حجم ۱۰۰ میلیارد دلار افزایش دهند(( همکاری گازی از بستر دریای سیاه بنام ترک ایستیر یم واحداث دو نیروگاه اتمی در سواحل مدیترانه،وخرید اس ۴۰۰ ووو)) پس اشتراکات تاریخی،فرهنگی،قومی،اقتصادی ،نظامی،ووو باعث گردیده دوکشور به همدیگر به عنوان یک شریک استراتژیک بنگرند،وبه مسایل فرعی مثل تفکر متفاوت در سوریه ،اسد،لیبی،قره باغ،وحتی سقوط هواپیمای روسی هم نتوانست بر روابط دوستانه دو کشور تاثیر ملموسی بگذارد، وهمکاری دوکشور در تامین صلح در قره باغ،مدیترانه،لیبی،سوریه،و دریای سیاه، را به همراه داشته،البته اختلافاتی در زمینه شبه جزیره کریمه وسرنوشت تاتارهای کریمه،وتجزیه گرجستان ویجاد دو کشور مجزا ((اوستیا،ابخازیا،)) وقضیه ترانس نستریا،ملداوی،وایالات دونیتسک،لوهانیتسک،کریمه ،جمهوری اوکراین، ولی در کل روابط دو کشور بسیار بهم نزدیک وبلند مدت است،.
میلاد ۱۹ فروردین ۱۴۰۰ | ۱۰:۱۷
مقاله ی بسیار ضعیفی بود.
احمد ۱۹ فروردین ۱۴۰۰ | ۲۳:۳۷
بررسی حرف مجتبی فقط نیاز به اطلاعات کمی در حوزه جامعه شناسی مسلمانان روسیه دارد. اخراج، زندانی و سرکوب تاتارهای کریمه بحث 15 سال پیش است نه امروز. اتفاقا به دلیل همین روابط خوب مسلمانان چچن و عربستان، تروریست های چچنی پدید آمدند. پس قبل از انتقاد از مطلبی سعی کنیم در موردش مطالعه کنیم.
علی ۲۱ فروردین ۱۴۰۰ | ۱۴:۱۰
آخر این نزدیکی و بازگذاشتن دست ترکیه هزینه گزافی روی دست روس‌ها میگذارد الآنم کریمه متشنج است ،فردا قره‌باغ و ارمنستان و...نه غربیها و نه ترکها به کمتر از نابودی روس‌ها رضایت میدهند ، سنگر غرب چین، روسیه است اگر این سنگر فروریزد تقریبا محاصره چین حتمی است ،خطر برای چینیها از روس‌ها بیشتر است علاوه بر غرب و ترکها نه ژاین نه تایوان و نه کره جنوبی دشمنان بالقوه چین هستند در جنوب و غرب و شرق هم اختلافات جزایر با تایوان ژاین کره مالزی ویتنام و....دارد
كامران ۲۱ فروردین ۱۴۰۰ | ۱۵:۳۷
نکته مهمی که مغفول مانده است تغییرات شدید دموگرافیک در جامعه روسیه است .رشد منفی جامعه روس تبار و میل به رفاه و شهرنشینی انها و در مقابل رشد بالای جمعیت مسلمانان و ترک تباران روسیه ، طی ۲۰ تا ۳۰ سال اینده اکثریت نسبی را تشکیل خواهند داد . و سیاست های روسیه نیز متاثر از این قضیه خواهد بود.
در جواب به کامران ۲۲ فروردین ۱۴۰۰ | ۱۳:۲۰
این رشد دمو گرافی روس‌ها و رشد منفی جمعیت روس‌ها با دادن تابعیت به روس‌ها تباران در اروپا شرقی جبران میکند مانند تابعیت دادن به شهروندان دونباس کریمه و....همان غرب و آمریکا اگر ببیند وزنه به سوی مسلمانان ترک تبار سنگینی کند جلوگیری خواهد کرد و اجازه قدرت گیری مسلمانان نخواهد داد مانند حکومت اندولزی یا مالزی خنثی هستند ،یا با ایجاد داعش درون این جمعیت مسلمان سنت برادر کشی راه خواهد انداخت مانند دواعش چچنی داغستانی اینگوشیایی و.....تمام سرمایه روس‌ها در دست یهودیان است از تسلیحات تا معادن و......مثال امروزی آن مالک میلیارد یهودی روسی باشگاه چلسی انگلیس نه مسلمانان