با حضور هفته آتی پر فیشر در ایران هم موتور اینستکس روشن نخواهد شد

چماق و هویج اروپا برای ایران در سفر هایکو ماس به تهران

۱۷ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۲:۵۰ کد : ۱۹۸۳۹۸۲ اروپا انتخاب سردبیر
محسن جلیلوند در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی برای نکته تاکید دارد: برلین با سفر هایکو ماس به تهران به دنبال انجام و اجرای سیاست چماق و هویج در خصوص تهران است؛ هویجی که با تلاش برای راه اندازی اینستکس خود را نشان می دهد و چماغی که می تواند در قالب تهدید واشنگتن مطرح شود. در کنار آن شما شاهد سفر آقای هایکو ماس به امارات متحده عربی و احتمالا پیگیری پرونده فجیره نیز هستیم؛ این مسئله خود نشان از این دارد که یک برنامه جامع و کلان تری برای اروپایی ها تعریف شده است.
چماق و هویج اروپا برای ایران در سفر هایکو ماس به تهران

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی
دیپلماسی ایرانی –
به گفته ماریا ادبار، سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان قرار است که دوشنبه هفته آینده هایکو ماس، وزیر امور خارجه این کشور در صدر هیاتی بلند پایه و در جریان سفرهای منطقه ای به اردن و امارات متحده عربی در تهران حضور یابد. این در حالی است که برخی گفته های حکایت از سفر همزمان  پر فیشر، مدیر آلمانی اینستکس به تهران دارد. در کنار تحرکات دیپلماتیک ولادیمیر چیژوف، نماینده دائم روسیه در اتحادیه اروپا در گفت‌وگو با خبرگزاری اینترفکس هم اعلام کرد که مقامات مسکو و بروکسل در حال انجام مذاکراتی درباره پیوستن روسیه به مکانیسم اینستکس برای انجام مبادلات مالی با ایران هستند. در سایه این نکات آیا قاره سبز بعد از اقدام 18 ادیبهشت ماه تهران در توقف فروش آب سنگین و اورانیوم غنی شده به دنبال تحقق تعهدات برجامی خود برای عدم ورود ایران به گام دوم است؟ در این شرایط آیا امکان دارد که موتور اینستکس در فاصله 31 روزه مانده به پایان ضرب الاجل ایران روشن شود؟ دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مسائل گفت وگویی را با محسن جلیلوند، کارشناس مسائل بین الملل صورت داده است که در ادامه می خوانید:

طی اخبار واصله قرار است که هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان دوشنبه هفته آینده در صدر هیاتی بلند پایه و در جریان سفرهای منطقه ای به اردن و امارات متحده عربی در تهران حضور یابد. همزمان با آن پر فیشر، مدیر آلمانی اینستکس سفری به تهران خواهد داشت. آیا این حضور وزیر امور خارجه آلمان و مدیر سازوکار مالی برای روشن شدن موتور اینستکس به دلیل نگرانی از تبعات اقدام ۱۸ اردیبهشت تهران در توقف فروش آب سنگین و اورانیوم غنی شده و جلوگیری از ورد تهران به گام دوم بعد از پایان ضرب الاجل 60 روزه خواهد بود و یا اینکه هایکو ماس در این سفر حامل پیامی از طرف مقامات کاخ سفید برای ایران است؛ چرا که این حضور برلین در تهران بعد از سفر مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا به آلمان و دیدار با خانم مرکل و خود هایکو ماس بوده است؟

به نظر من هر دو مسئله در سفر آقای هایکو ماس وزیر امور خارجه آلمان به ایران دخالت دارد. به عبارت دیگر برلین با این سفر به دنبال انجام و اجرای سیاست چماق و هویج در خصوص تهران است؛ هویجی که با تلاش برای راه اندازی اینستکس خود را نشان می دهد و چماغی که می تواند در قالب تهدید واشنگتن مطرح شود. در کنار مسئله شما شاهد سفر آقای هایکو ماس به امارات متحده عربی و احتمالا پیگیری پرونده فجیره نیز هستیم؛ این مسئله خود نشان از این دارد که یک برنامه جامع و کلان تری برای اروپایی ها تعریف شده است. یقینا با حضور پر فیشر هم موتور اینستکس روشن نخواهد شد، چون اینستکس با مشکلات ریزو درشت متعددی متولد یافته است و کماکان هم این مشکلات ادامه دارد.

پس این سفر وزیر امور خارجه آلمان در راستای تلاش‌های دیپلماتیک برلین برای کاهش تنش نیست؟

این سفر برای مدیریت فضای تنش است. به هر حال شرایط به گونه ای نیست که اروپایی ها برای کاهش تنش بخواهند آمریکا را از دست بدهند. پس قاره سبز مدیریت خود را دارد. به هر حال باید بپذیریم که تداوم تنش تهران - واشنگتن در حال ایجاد یک بحران برای جهان است. لذا تمام کشورهای جهان از سوئیس و ژاپن گرفته تا آلمان به دنبال کاهش این تنش خواهند بود، چون به هر حال هر چقدر که این کشورها از دایره این تنش دور باشند، اما این احتمال وجود دارد که با تداوم تخاصم عنان کار از دست خارج شود و عرصه بین الملل وارد یک بحران بی‌بازگشت شود که تبعات آن تمام کشورها را در بر خواهد گرفت. لذا این کشورها سعی می کنند قبل از اینکه اتفاق خاصی بیفتد فضای تنش را مدیریت کنند که سفر آقای هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان و شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن در این راستا قابل تحلیل است.
اگرچه این تلاش‌ها در مقوله حقوق بین الملل یک میانجیگری در تعریف درست کلمه نیست، اما به هر حال تلاش هایی از جانب این کشورها برای مدیریت تنش در حال انجام است که می‌تواند در قالب میانجیگری دیپلماتیک هم خود را نشان دهد؛ ولی نکته اینجاست که تا به امروز علیرغم این تلاش‌ها جمهوری اسلامی ایران حاضر به مذاکره با ایالات متحده آمریکا نیست. این نکته دایره تکاپوی دیپلماتیک میانجیگرانه را محدود کرده و احتمالاً این تلاش ها به یک بن بست جدی هم برسد.

یعنی تنش در روابط ایران و آمریکا به یک نقطه بی بازگشت و میانجی ناپذیر رسیده است؟

نقطه بی بازگشت یعنی جنگ نظامی تهران و واشنگتن که هنوز این اتفاق روی نداده است. اما در کنار آن اقتضائات تحولات در تنش ایران و آمریکا هم به گونه ای شدت یافته است که نگرانی های جدی را برای جامعه جهانی ایجاد کرده است. همین نگرانی سبب شده تا بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای به دنبال کاهش تنش باشند. با وجود آن که اکنون فضا کمی فروکش کرده است، اما می‌توان آن را آتش زیر خاکستر تلقی کرد. چون در عمل، تحولات به سمت تشدید و افزایش شتاب تخامص در حال حرکت است. اتفاقاً بازیگران جهانی برای کاهش این شتاب و عدم تشدید در تنش است که به تکاپوی سیاسی و دیپلماتیک میانجیگرایانه روی آورده اند.

اما فضای رسانه ای و تحولات منطقه نشان از این دارد که آن فضای سنگین و سایه روشن تنش نظامی ایالات متحده آمریکا با ایران پیگیری نمی شود و لحن مقامات کاخ سفید هم به سمت مذاکره گرایش پیدا کرده است؟

اتفاقا زمانی که مسئله به سمت کاهش تنش و عدم وقوع جنگ پیش می رود، احتمال وقوع آن بیشتر است تا زمانی که کشورها مدام بر طبل جنگ می‌کوبند. در این راستا کارل فون کلاوزویتس (اندیشمند و استراتژیست نظامی و از مقامات ارتش پروس) می گوید: "جنگ ادامه سیاست و دیپلماسی با ابزارهای نظامی است. لذا اگر دیپلماسی و سیاست به بن‌بست برسد، مطمئناً جنگ آغاز می شود." لذا اکنون که شرایط برای پیگیری تنش ایالات متحده آمریکا با ایران در حوزه دیپلماسی به یک بن بست رسیده است، احتمالاً فضا برای پیگیری آن در حوزه نظامی مهیا است. چون از یک سو، نه جمهوری اسلامی ایران حاضر به مذاکره مستقیم با آمریکایی‌هاست و نه پیش شرط تهران برای بازگشت دونالد ترامپ به برجام هم از طرف کاخ سفید پذیرفتنی است.

ولی در دیدار دیروز (پنج شنبه) دونالد ترامپ با امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه در نورماندی مواضعی مبنی بر آمادگی کاخ سفید برای گفت وگو و مذاکرات جدید در خصوص برجام مطرح شد؟

اگر دقت کرده باشید دونالد ترامپ در پاریس سخن از برجام جدید گفت. اما نکته بسیار مهمتر به این باز می گردد که علاوه بر این سخنان دونالد ترامپ، امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه نیز به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، کاهش فعالیت‌های تهران در زمینه موشک‌های بالستیک، مهار فعالیت‌ها و نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی و استقرار صلح در منطقه خاورمیانه به‌عنوان چهار اولویت مشترک فرانسه و آمریکا در مورد ایران اشاره کرد. این مسئله بسیار مهم است چون این مواضع حکایت از این تقسیم وظایف و هماهنگی میان قاره سبز با ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران دارد. در این رابطه بخشی از انتظارات و خواسته ها توسط آمریکا مطرح شده است و بخشی از آن هم توسط اروپایی ها پیگیری می شود.

در کنار این تحرکات دیپلماتیک ولادیمیر چیژوف، نماینده دائم روسیه در اتحادیه اروپا در گفت‌وگو با خبرگزاری اینترفکس هم اعلام کرد که مقامات مسکو و بروکسل در حال انجام مذاکراتی درباره پیوستن روسیه به مکانیسم اینستکس برای انجام مبادلات مالی با ایران هستند. با این شرایط آیا اکنون موتور اینستکس در حال روشن شدن است؟

در اینجا دو مسئله بسیار مهم وجود دارد؛ اول این که پیوستن و نپیوستن روسیه عملاً تغییر چندان جدی در مناسبات و کاهش مشکلات اروپا برای راه اندازی اینستکس نخواهد داشت. دومین نکته به این مسئله باز می‌گردد که اساسا اینستکس کارایی چندان جدی ندارد، چون هر کشوری اعم از کشورهای اروپایی یا روسیه، چین و هر کشور دیگری که در این ساز و کار مالی شرکت کند مشمول تحریم های سخت ایالات متحده آمریکا می شود، مگر در مورد دارو و کالاهای اساسی که آن هم در سقف انتظارات جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود. پس عملا حتی اگر موتور اینستکس روشن هم شود، شرایط تغییر چندان جدی پیدا نخواهد کرد.

در این صورت مسئله به سمت عملیاتی شدن گام دوم جمهوری اسلامی ایران پیش خواهد رفت و در آن شرایط احتمالا اروپا به فعال شدن مکانیسم ماشه روی خواهند آورد؛ در این سناریو اقتضائات تنش به کدام سمت و سو خواهد رفت؟ 

اگر تهران بعد از پایان ضرب الاجل خود به سمت عملیاتی شدن گام دومش پیش رود در آن صورت تنش ایران با ایالات متحده آمریکا وارد مرحله "بحران"، آن هم نه بحران با آمریکا که بحران با جامعه جهانی خواهد شد. با این وصف و فعال شدن مکانیسم ماشه پرونده ایران دوباره در شورای امنیت باز خواهد شد و اگر قطعنامه ۲۲۳۱ ملغی شود شرایط به سمت بحران واقعی و نقطه بی‌بازگشت خواهد رفت.

کلید واژه ها: محسن جلیلوندایرانآمریکابرجامهایکو ماسآلمانفرانسهامانوئل مکروندونالد ترامپانفجار بندر فجیرهاینستکسروسیهاروپاتوقف فروش آب سنگین و اورانیوم غنی شدهمکانیسم ماشه


( ۶ )

نظر شما :

حسین کاظمی ۱۸ خرداد ۱۳۹۸ | ۰۸:۳۷
وضعیت روابط ایران و میانجی ها و راهکارهای ارائه شده در راه ایجاد کریدور دیپلماتیک بین آمریکا و ایران همانند میانبرهایی هستند که در نهایت به یک شاهراه ختم میشود نه ژاپن ونه اروپا ونه کشورهایی چون عراق هیچکدامشان در صحنه بین والملل فاقد ابزار و انگیزه لازم جهت ایجاد کریدور دیپلماتیک بین دو کشور متخاصم می باشند , صحبت از عراق به عنوان کشور میانجی با کدام انگیزه اقتصادی و سیاسی برای عراق چه موقعیتی بهتر برای خارج شدن عراق از زیر تاثیر پذیری این کشور از ایران آنها همیشه خواهان ایرانی ضعیف و در بحران بوده و هستند . وضعیت ژاپن بسیار فرق میکند , آنها در حقیقت نه به عنوان میانجی بلکه فقط و فقط به عنوان تشریح کنندگان سیاستهای آینده آمریکا در قبال ایران برای عالیترین مقامات ایرانی هستند آخرین ژستهای دیپلماتیک برای جلوگیری از یک بحران منطقه ای که در آن بیشترین ضربه متوجه ایران خواهد بود
iranzamin ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۴:۴۳
من هرگز ادعا نکردم در سوسنگرد یا هورالهویزه خدمت کردم جایی که من بودم به پای این مناطق هتل بود و بجز چند تک و پاتک و دوبار حمله منافقین به گردانمان عملیات بزرگتری را به چشم ندیدم.ولی بارها در همین عملیات کوچک هم بدن مبارک زخمی ها و شهیدان را با ماشین جابجا کردم میدانم مام وطن چه زخمهای که بر نداشته.