اشتباه روحانی در توقف فروش اورانیوم غنی شده و آب سنگین/ تعیین ضرب الاجل دو ماهه تنها فضای برجامی میان ایران و سه کشور اروپایی را تیره تر کرد

حفظ امنیت اسرائیل؛ کلید تحریم های آمریکا و تعلل اروپا در برجام است؟

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۳۳۵۸ پرونده هسته ای انتخاب سردبیر
فریدون مجلسی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی پیرامون میزان حساسیت اقدام ایران در خصوص توقف فروش اورانیوم غنی شده و آب سنگین تصریح کرد: تعیین ضرب الاجل دو ماهه بعد از اقدام به توقف فروش اورانیوم غنی شده و آب سنگین اساساً، نه به سود ایران بود و نه به زعم برخی در داخل می تواند با تحت فشار قرار دادن قاره سبز کاری برای اروپا را در حمایت از ایران پیش ببرد. این اقدام هفته گذشته ما تنها فضای برجامی میان ایران و سه کشور اروپایی را تیره تر کرد.
حفظ امنیت اسرائیل؛ کلید تحریم های آمریکا و تعلل اروپا در برجام است؟

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – بعد از اقدام چهارشنبه هفته گذشته دولت در توقف فروش اورانیوم غنی شده و آب سنگین که با مواضعی موافق و مخالف در جامعه جهانی روبه رو شد به نظر می‌رسد که شرایط برای ایجاد برخی حساسیت‌ها علیه تهران شکل گرفته است. دیپلماسی ایرانی برای بررسی میزان حساسیت های اقدامات تقابلی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر کاهش تعهدات هسته‌ای خود ذیل برجام، گفت و گویی را با فریدون مجلسی، دیپلمات اسبق کشور و کارشناس مسائل بین الملل ترتیب داده است که در ادامه از نظر می گذرانید:

در شرایط کنونی که تنش ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران به اوج خود رسیده است، اقدام چهارشنبه هفته گذشته تهران در عدم فروش اورانیوم غنی شده و آب سنگین تا چه اندازه می تواند دایره حساسیت‌ها را در برابر ایران افزایش دهد؟

در پاسخ به این سوال مهم شما باید به این نکته تاکید کرد که مواضع دولت در خصوص عدم فروش آب سنگین و اورانیوم غنی شده در پاسخ به اقدام ایالات متحده آمریکا مبنی بر عدم تبادل اورانیوم غنی شده با کیک زرد و فروش آب سنگین ایران بود، لذا این اقدام تهران چندان حرکت مستقلانه و برنامه ریزی شده ای نبود، بلکه در راستای همان اقدام ایالات متحده آمریکا قرار داشت.
از طرف دیگر اگرچه اقدام چهارشنبه هفته جاری دولت تا اندازه‌ای قابل دفاع است، اما این اقدام دارای یک اشکال بسیار بزرگ است. رئیس‌جمهور زمانی که اعلام می کند ما به غنی سازی اورانیوم و تولید آب سنگین ادامه می دهیم، ولی فروش آن را متوقف می کنیم و دست به انباشت و ذخیره آن می زنیم، نقض برجام است. در صورتی که باید عنوان می کرد ما به تولید آب سنگین و غنی‌سازی ادامه خواهیم داد، ولو آن که کسی از ما نخرد. 
ما طبق برجام متناسب با روز، هفته، ماه و سال دست به تولید آب سنگین و غنی سازی اورانیوم می زنیم. از آن سو طرف های برجامی هم متعهد به خرید مازاد آب سنگین و تبدیل اورانیوم به کیک زرد هستند. اما زمانی که ایالات متحده آمریکا با کارشکنی و نقض برجام مانع از فروش آب سنگین و تبادل اورانیوم با کیک زرد می شود، شرایط را برای تغییر رویه در ایران شکل می دهد، چون طرف های برجامی یا باید این مازاد آب سنگین و اورانیوم غنی‌شده از ایران را بخرند و یا توجیهی حقوقی و قانونی برای انباشت آن در ایران وجود داشته باشد. به عبارت دیگر شاید آمریکا بتواند جلوی فروش و نقل و انتقال آب سنگین و اورانیوم غنی شده را بگیرد، اما نمی تواند جلوی تولید آن را هم بگیرد. پس یا باید انباشت این مواد به دلیل عدم فروش جنبه قانونی داشته باشد و یا این کشورها مازاد اورانیوم و آب سنگین را از ایران خریداری کنند. نمی شود که ایران هم توید را متوقف کند و هم فروش را.  پس تهران طبق این شرایط باید واکنش نشان می داد، نه این که اعلام کند ما تولید آب سنگین و غنی سازی اورانیوم را ادامه می دهیم و از آن سو فروش آن را هم متوقف می کنیم. توقف عمدی فروش مازاد اورانیوم غنی شده و آب سنگین از جانب ایران اقدام به شدت حساسیت برانگیزی است. لذا من معتقدم تهران باید عنوان می کرد ما تولید آب سنگین و غنی سازی اورانیوم را ادامه می دهیم، حتی اگر آمریکا با فشارهای خود مانع از فروش و خروج آن از ایران شود. چون با این موضع عملا توپ در زمین ایران قرار نداشت و جهان، آمریکا را مقصر پدید آمدن شرایط کنونی می دانست.
نکته مهمتر به این واقعیت باز می گردد که اقدام کاخ سفید برای عدم فروش و خروج مازاد اورانیوم غنی شده و آب سنگین به منظور انباشت بیش از حد مجاز آن در داخل ایران بود تا به این وسیله جامعه بین المللی را به سمت فشار برای کاهش و یا توقف کامل غنی سازی اورانیوم و تولید آب سنگین در ایران بکشاند، اما با اقدام چهارشنبه هفته گذشته دولت این تهران است که با دست خود شرایط را برای افزایش حساسیت ها شکل داده است. 

اما با توجه به اینکه اقدام تهران در عدم فروش مازاد اورانیوم غنی شده و آب سنگین واکنشی در برابر  تعلل اروپایی‌ها در انجام تعهدات خود بود و از آن سو قاره سبز نیز این اقدام و ضرب‌الاجل دو ماه تهران را رد کرد، چه بستر و فضایی میان تعاملات سیاسی و دیپلماتیک تهران و قاره سبز شکل خواهد گرفت؟

اساساً مطرح کردن ضرب‌الاجل برای قاره سبز، آن هم در این شرایط حساس اقدام بسیار اشتباهی بود، چرا که تعیین ضرب الاجل از جانب کشوری انجام می‌شود که در موضع قدرت باشد، نه در موضع ضعف. اکنون با توجه به شرایط داخلی، ایران اگر در موضع ضعف نباشد، یقینا در موضع قدرت هم قرار ندارد. از آن مهمتر حتی تروئیکای اروپایی یعنی فرانسه، آلمان و انگلستان هم در موضع قدرت قرار ندارند که اگر تهران، برلین، لندن و پاریس در موضع قدرت قرار داشتند، می توانستند در همین مدت زمان یک سال خروج دونالد ترامپ از برجام کاری برای گشایش مناسبات اقتصادی و تجاری ایران در حوزه فروش نفت و بانک انجام دهند. لذا تعیین ضرب الاجل اساساً، نه به سود ایران بود و نه به زغم برخی در داخل می تواند با تحت فشار قرار دادن قاره سبز کاری برای اروپا را در حمایت از ایران پیش ببرد. این اقدام هفته گذشته ما تنها فضای برجامی میان ایران و سه کشور اروپایی را تیره تر کرد. برای اینکه بانک های اروپایی و شرکت‌های بزرگ قاره سبز به واسطه فشارها و تحریم های ایالات متحده آمریکا است که به همکاری با ایران تمایلی ندارند، نه به دلیل خواست و تمایل دولت های کشورهای اروپایی. در همین یک سال گذشته کشورهای اروپایی تلاش های جدی برای برقراری مناسبات تجاری با ایران صورت دادند، اما تا کنون ناموفق بودند. چون هیمنه و سایه سنگین اقتصادی آمریکا بر اروپا بسیار جدی است. در نتیجه در این دو ماه هم به نظر نمی رسد که بتوان اتفاق خاصی را از جانب سه دولت اروپایی شاهد بود و تنها اثر سوء اقدام ما آن بود که مناسبات دیپلماتیک سازنده با اروپا را با خدشه روبه رو کرد. 

پیرو نکته شما زمانی که اروپا در یک سال گذشته نتوانسته است برای حمایت عملی از ایران در خصوص فروش نفت و تعاملات بانکی کاری از پیش ببرد و به نظر شما در این دو ماه پیش رو هم نمی تواند کاری انجام دهد، شرایط برای تدوام حیات برجام به کجا خواهد کشید؟

ببینید اروپا هم از یک طرف به دلیل سایه سنگین اقتصادی آمریکا نمی تواند کاری از پیش ببرد و از طرف دیگر به دلیل سیاست‌های خاص ایران در منطقه و نگاه تهران به اسرائیل چندان تمایلی ندارد که ذیل برجام قدرت اقتصادی زیادی را در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دهد تا بتواند به افزایش قدرت دفاعی و موشکی بستر پررنگ تر شدن حمایت تسلیحاتی و مالی ایران از گروه‌های فلسطینی، لبنانی، یمنی و سوری شود. شما در همین مدت یک سال اخیر شاهد بودید که مواضع اروپا در خصوص توان دفاعی و نفوذ منطقه‌ای ایران به مراتب تند‌تر از ایالات متحده آمریکا بود، چون امنیت اسرائیل برای اروپا هم بسیار مهم است. پس مادامی که نگاه تهران در خصوص سیاست منطقه‌ای تغییر پیدا نکند کماکان شرایط برای افزایش فشار وجود خواهد داشت. چرا که اساسا مسئله خروج دونالد ترامپ از برجام و اعمال تحریم ها به این دلیل بود که توافق هسته‌ای بستری جدی برای افزایش توان اقتصادی و تجاری ایران را شکل می دهد و این مسئله سبب می شود تا توان موشکی و دفاعی و نیز حمایت های منطقه از برخی گروه‌های همسو با ایران افزایش پیدا کند و این واقعیت به معنای تحت الشعاع قرار گرفتن امنیت اسرائیل بود.
به عبارت دیگر اگر چه با حصول برجام خطر و تهدید موازنه اتمی تهران – تل آویو و نابود شدن اسرائیل با بمب هسته ای ایرانی از بین رفت، اما تهدید امنیتی اسرائیل با موشک  های ایران و گروه های حامی تهران کماکان به قوت خود باقی ماند. همین مسئله بستری برای حمله به برجام از طرف آمریکا و اعمال تحریم ها شد. پس نوع نگاه منطقه ای ایران سبب شد تا برجام تحت‌الشعاع قرار گیرد. چون از نگاه آمریکا همه این مسائل به هم ارتباط دارند. یعنی پرونده هسته‌ای، نفوذ منطقه‌ای و توان موشکی ایران از هم منفک نیستند. لذا برای تغییر این شرایط ابتدا باید نوعی از عقلانیت سیاسی و خویشتنداری در حوزه نفوذ منطقه ای در سیاست کلان ایران جای گیرد و به تبع آن مسئله حمایت از آرمان فلسطین و دیگر کشورهای عربی برای نابودی تروریسم در یک نگاه جمعی و دیپلماسی عمومی در سایه همراهی و حمایت همه کشورهای منطقه مورد مداقه قرار بگیرد. یعنی این مهم در وهله اول باید از طریق خود کشورهای عربی، دوم اتحادیه عرب و سوم سازمان کنفرانس اسلامی که ایران هم جزء آن است، مورد پیگیری قرار گیرد. اینکه ایران بار تمام این مشکلات را به تنهایی به دوش کشد این تبعات را هم در پی دارد. لذا مادامی که این شرایط تغییر پیدا نکند، مسئله حفظ امنیت اسرائیل برای اروپایی‌ها هم از اولویت جدی در برخورد با ایران قرار دارد. 

با این تفاسیر در این دو ماه نمی‌توان شاهد عکس العمل جدی از طرف اروپایی ها بود؟

این مسئله از همین اکنون هم روشن است. چون اروپا صراحتاً پنجشنبه هفته گذشته عنوان داشت که ضرب‌الاجل ایران را قبول ندارد و از آن سو خواستار آن است که تهران به برجام متعهد بماند و اگر خدای ناکرده در نهایت مسیر به سمت نابودی برجام پیش رود و به تبعش فضای تنش ایران و آمریکا به سمت جنگ پیش رود و نهایتا آمریکا دست به ماشه برد کشورهای اروپایی به دلیل عضویت در ناتو ملزم به حمایت از کاخ سفید هستند. 

پس مسئله بازگشت قطعنامه ها و قرار گرفتن مجدد ایران ذیل فصل هفتم احتملا دور از ذهن نخواهد بود؟

بله این امکان وجود دارد. اما بدون آن هم مسئله تنش نظامی با ایران وجود دارد. ضمن اینکه تمام قطعنامه های پیشین و قرار گرفتن ایران ذیل فصل هفتم با حصول برجام از بین نرفته، بلکه به حالت تعلیق در آمده است. یعنی بدون این قطعنامه‌ها هم می‌توان نسبت به ایران اقدام نظامی صورت گیرد. چرا که نوع نگاه تهران به اسرائیل به راحتی اجماع علیه ایران را شکل می دهد.

کلید واژه ها: فریدون مجلسیبرجامایراناتحادیه اروپاآلمانانگلیسفرانسهآمریکادونالد ترامپتوقف فروش آب سنگین و اورانیوم غنی شدهفصل 7 شورای امنیت


( ۱۴ )

نظر شما :

حسین کاظمی ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۵:۱۱
تحیلی بدون تملق و واقع بینانه
ن.ط ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۶:۴۳
متاسفانه سیایت گزاران کلان مملکت ما در حالت آچمز قرار گرفته اند.به نظر می رسد این موضوع دو دلیل عمده دارد. یک_ بعضی از آمال و آرزوها را آنقدر شعاری تکرار کرده اند که دیگر توان عقب نشینی از این شعارها را ندارند. دو_ توسط روسیه به گروگان گرفته شده اند و توان چرخش به سمت امریکا جهت تنش زدایی را ندارند. شاید ابهامی بر سر حالت دوم باشد که بنده شما را ارجاع می دهم به یافتن پاسخ این پرسش که چرا دکتر چمران تا روزی که زنده بود تسخیر سفارت امریکا را در اوایل انقلاب کار سازمان جاسوسی شوروی می دانست؟
علی ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۶:۵۰
گفتی ولی کامل نگفتی کلا غربی ها با یک ایران قوی مشکل دارند چه با اسرائیل مخالفت کنه چه نکنه
الف. ایرانی ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۹:۰۴
با وجود این به اصطلاح کارشناسان (!) و حافظان منافع کراواتی امریکا در ایران، که عملا به بوقچی و ابزار جنگ رسانه ای امریکا تبدیل شده اند، مسلم است که تمام قوای کشور از هم پاشیده و از درون مضمحل خواهد شد! از "جرج واشنگتن" امریکایی که لابد می بایست از اربابان جناب مجلسی و در نتیجه مورد احترام ایشان باشد نقل می کنم؛ "مهیا شدن برای جنگ، یکی از موثرترین راه ها برای حفظ صلح است." تنها دلیلی که همین حالا هم امریکا به ایران حمله نکرده و کشور را با خاک یکسان نکرده همین توان بازدارندگی موشکی و قوای نظامی ایران است و این تصور که ایرانی ها مردمانی شجاع و با شرافت اند و در صورت لزوم از جنگ در راه دفاع از میهن و شرف خویش هراسی ندارند. هیچ کس خواهان جنگ نیست اما این تحلیل های بزدلانه که بیشتر به پروپاگاندای رسانه های شومی نظیر بی بی سی فارسی شبیه است تا رسانه های وطنی، نه تنها هیچ سودی ندارند بلکه تنها رعب و وحشت ایجاد کرده و در نتیجه امکان جنگ را تقویت می کنند. پاینده باد ایران و ایرانی ِ با شرف و غیرتمند.
زیتون ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۳:۴۸
برای شفافیت اطلاعات ....سایت دیپلماسی ایرانی بودجه اش را از کجا میگیره .....با این تحلیل هات فقط میشه گفت خودتی .....اصولا فقط احمق ها با یک کشور اتمی وارد جنگ تمام عیار میشن .....لاس زدن با اروپا اگه باعث نشه کار مردم ایران راه بیافته چه بدرد میخوره .....اگه منظورت دور زدن تحریم ها با کمک اروپاست به نظرم ارزشی نداره ....ایران اگه از کارتل های مواد مخدر کمک بگیره برای دسترسی به ارزهای خارجی شرف داره به اروپا....
ايران ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۱:۵۷
این تحلیل جناب مجلسی ممکن است در بعضی جهات درست باشد اما نتیجه گیری کلی آن صددرصد اشتباه است چون با این تفسیر تنها یک توصیه به مسئولان باقی میماند وآن تسلیم شده بدون قید وشرط است واین ممکن است در قاموس جناب مجلسی جایگاهی داشته باشد اما در قاموس ملت ایران خیر