کشورهایی که در این وضعیت منافع دارند
گرفتار شدن جنگایران و آمریکا در چرخه جنگ – آتشبس
دیپلماسی ایرانی: اگر بخواهیم یک مشخصه مهم برای جنگ اخیر ایران و آمریکا ذکر کنیم آن مشخصه چیزی نیست جز گرفتار شدن در یک چرخه از دورههای متناوب آتشبس و جنگ. علل مختلفی را می توان برای وضعیت گفته شده ذکر کرد.
یکی از علل مهم حاکم شدن وضعیت گفته شده بر جنگ میان ایران و آمریکا را باید مشخص نبودن هدف نهایی هر کدام از طرفین از جنگ با دیگری دانست. در حالی که اهداف طرف آمریکایی طیف متنوعی از تغییر رژیم، حذف برخی لایهها از حکومت ایران، تضعیف ایران و نهایتا رسیدن یه یک توافق را شامل میشود. در طرف جمهوری اسلامی ایران مهمترین اهداف را می توان وارد کردن ضربه به منافع آمریکا در منطقه، بالا بردن هزینه جنگ برای آمریکا و جهان، نابودی اسرائیل، خروج نیروهای نظامی آمریکایی از منطقه، بازتعریف نظم جدید در خلیج فارس و تعریف الگوی جدید حاکمیت ایران بر تنگه هرمز دانست که بسته به شرایط هر کدام از آنها در اولویت تصمیم گیرندگان جمهوری اسلامی ایارن قرار می گیرد. وجود چنین وضعیتی یکی از مهمترین دلایل گرفتار آمدن جنگ ایران و آمریکا در یک چرخه از آتشبس و جنگ است. بخشی از دلایل این وضعیت را البته باید در وجود اختلاف نظرهای داخلی در هر دو کشور راجع به چرایی جنگ و اهداف آن جستوجو کرد.
عامل دیگری که در این وضعیت موثر است ورای مسائل داخلی دو کشور به نوع صف بندی کشورهای ذینفع و ذینفوذ در این جنگ مرتبط است. تجربه جنگهای معاصر و غیرمعاصر نشان می دهد که هر جنگی که بین دو کشور انجام میشود قاعدتا به دلیل متاثر شدن منافع ملی دیگر کشورها از آن جنگ یا به دلیل تمایل آنها برای تاثیرگذاری بر روند جنگ به منظور تامین حداکثری و یا ممانعت از به خطر افتادن منافع خود، آن کشورها را علاقهمند یا مجبور به اتخاذ واکنش سیاسی یا بعضا نظامی در برابر طرفین درگیر در جنگ می کند.
جنگ اخیر ایران و آمریکا نیز از این قاعده مستثنی نیست و به جرات می توان گفت بخش بزرگی از کشورهای جهان اکنون درگیر این جنگ هستند به این معنا که هم از آن تاثیر می پذیرند و هم تلاش دارند بر آن تاثیر گذار باشند. چین و روسیه را در این میان باید جزو کشورهایی دانست که بهطور مستقیم به معنای آنچه گفته شد در این جنگ درگیر هستند. تا جایی که به گمان بسیاری از کارشناسان جنگ آمریکا با ایران عملا جنگ این کشور با روسیه و چین است. دلایل بسیاری وجود دارد که می تواند این ادعا را تایید کند.
در کنار دو کشور گفته شده اما طیف دیگری از کشورها هم وجود دارند که نقش مهم تری در بهوجود آمدن وضعیت کنونی حاکم بر جنگ ایران و آمریکا برعهده دارند. این کشورها کشورهای خاورمیانه و بهطور مشخص کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به همراه ترکیه را شامل می شوند. آنچه در مورد این دسته از کشورها باید مورد اشاره قرار داد این است که صف بندی آنها حول محور جنگ ایران و آمریکا نقش اساسی را در بهوجود آوردن چرخه جنگ – آتشبس بر عهده داشته است.
اگر بخواهیم نمایی کلی از این صف بندی ارائه کنیم باید به یک طیف اشاره کرد که در یک سر آن امارات و در سر دیگر آن ترکیه قرار دارد. کشورهایی مثل عربستان و عمان نیز در وسط طیف مذکور قرار می گیرند. عامل متمایز کننده و جدا کننده کشورهای حاضر در این طیف، نوع رویکرد آنها به وضعیت موازنه قوای منطقه ای میان اسرائیل و ایران است. اینطیف را می توان اینگونه به تصویر کشید:
۱. ترکیه به همراه قطر و تا حدودی مصر: ابن کشورها را باید جز کشورهای مخالف با قدرت گرفتن و هژمون شدن اسرائیل در نظر گرفت. در نگاه ترکیه، جنگ ایران و آمریکا در صورت تضعیف جمهوری اسلامی ایران یا تغییر حکومت در ایران می تواند به تغییر موازنه قوای منطقه ای به نفع اسرائیل منجر شود و این موضوعی نیست که مورد خواست ترکیه اردوغان و دیگر کشورهای همسو با آن مثل قطر باشد. آنچه گفته شد به این معنا نیست که ترکیه، قطر و مصر نگران تغییر موازنه قوا به نفع ایران نیستند بلکه آنچه در نگاه آنها حائز اهمیت است و در اولویت اول قرار دارد حضور یک کشور در منطقه است که بتواند نقش مانع و سپر را برای هژمون شدن اسرائیل بازی کند. از نظر ترکیه تداوم جنگ بهصورت کنترل شده و وارد آمدن ضربات به منافع اسرائیل و آمریکا در منطقه امری مطلوب است.
گزینه مطلوب تر اما برای کشوری مثل ترکیه، رسیدن ایران و آمریکا به یک توافق صلح یا ترک مخاصمه است که در آن وضعیت ایران به عنوان قدرتی موشکی در برابر اسرائیل تثبیت شود هرچند که ایران در یک توافق احتمالی ممکن است یا باید تضمین هایی برای برهم نزدن امنیت منطقه به کشورهای منطقه بدهد اما مهم آن است که چنین توافقی نباید به خلع سلاح موشکی ایران و یا تضعیف حداکثری جمهوری اسلامی ایران منجر شود. به عبارت بهتر شاید بتوان نقش ترکیه را به مثابه نقش قدرت موازنه گر در نظریه سنتی موازنه قوا در نظر گرفت. به این صورت که ترکیه تا زمانی که احساس کند اسرائیل از قدرت بیشتری در موازنه با ایران برخوردار است حمایت خود را متوجه جمهوری اسلامی ایران خواهد کرد و البته این به معناست که در صورت موفق شدن ترکیه در تغییر موازنه قوای مطلوب خود یا ممانعت از شکل گیری موازنه قوای نامطلوب، در بازسازی روابط تیره شده خود با اسرائیل خواهد کوشید.
۲. در سر دیگر طیف کشورهای امارات و بحرین قرار دارند که موضوع اصلی برای آنها نه نگرانی از هژمون شدن اسرائیل که نگرانی از منتهی شدن این جنگ به وضعیتی است که در نهایت به تثبیت قدرت جمهوری اسلامی ایران بینجامد. چنین نگرانی انگیزه کافی را در اختیار این کشورها برای همکاری اطلاعاتی، نظامی و سیاسی با اسرائیل علیه ایران قرار داده است.
۳. در نهایت کشورهای عربستان و عمان و کویت را باید مورد اشاره قرار داد که در وسط این طیف جای گرفته اند و همزمان هم نگرانی هایی در مورد ایران دارند و هم نگران تبدیل اسرائیل به یک قدرت هژمون منطقه ای هستند. از نگاه این کشورها هم توافق و هم ادامه جنگ می تواند تهدیدهایی برای منافع آنها بهوجود آورد. به همین خاطر نسبت به دو گروه دیگر به جمعبندی و تصمیم قاطعی راجع به جنگ ایران و آمریکا دست پیدا نکرده اند.
وجود یک چنین طیفی از کشورهای منطقه با نگاه ها و رویکرد متفاوت در قبال جنگ ایران و آمریکا در کنار مسائل داخلی دو کشور ایران و آمریکا، از جمله مهمترین علت هایی است که جنگ ایران و آمریکا را وارد چرخه جنگ – آتشبس کرده است. از یک سو کشورهایی که تهدید منافع خود از جانب جمهوری اسلامی ایران را بیشتر میدانند بر تداوم جنگ و تعیین اهداف مشخص برای این جنگ شامل تضعیف یا حتی براندازی این حکومت تاکید دارند و در مقابل کشورهایی که نگرانی بیشتری از بابت اسرائیل دارند تا ایران به دنبال ترغیب طرفین برای رسیدن به یک توافق هستند که در آن جمهوری اسلامی ایران همچنان بتواند در نقش یک مانع برای هژمون شدن اسرائیل باقی بماند. مواجهه ترامپ با چنین وضعیتی برخلاف آنچه در ونزوئلا با آن روبهرو بود باعث شده است که آمریکا نیز تا کنون نتوانسته باشد به یک جمعبندی دقیق و قطعی در مورد اهداف خود از جنگ با ایران دست پیدا کند وضعیتی که جنگ را عملا وارد چرخه ای تکراری از آتشبس و جنگ کرده است.
اندکی صبر سحر نزدیک است



نظر شما :