بازتعریف قدرت در اقتصاد جهانی:
گذار تدریجی از پترو دلار به پترو یوان در افق ۲۰۳۰
نویسنده: عباس عبدالخانی، پژوهشگر مسائل اقتصادی
دیپلماسی ایرانی: نظام مالی بینالمللی در نیمقرن اخیر بر پایه سازوکاری شکل گرفته که از آن بهعنوان «پترو دلار» یاد میشود؛ مفهومی که ریشه در تحولات دهه ۱۹۷۰ و فروپاشی نظام برتون وودز دارد. پس از کنار گذاشته شدن استاندارد طلا، ایالات متحده آمریکا برای حفظ تقاضای جهانی برای دلار به توافقی راهبردی با تولیدکنندگان بزرگ نفت، بهویژه عربستان سعودی دست یافت. بر اساس این توافق، نفت—بهعنوان حیاتیترین کالای استراتژیک جهان به دلار قیمتگذاری و تسویه شد. این امر باعث شد کشورها برای تأمین انرژی، ناگزیر به نگهداری ذخایر دلاری شوند و به این ترتیب دلار به ستون فقرات نظام مالی جهانی تبدیل شد.
پترو دلار صرفاً یک سازوکار تجاری نیست، بلکه ابزاری برای اعمال قدرت ساختاری آمریکا در اقتصاد جهانی است. تقاضای پایدار برای دلار، امکان تأمین مالی کسری بودجه و تراز پرداختهای آمریکا را با هزینهای پایین فراهم کرده و این کشور را قادر ساخته تا از ابزارهای مالی از جمله تحریم برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی خود استفاده کند. سالانه بیش از سه تریلیون دلار از تجارت انرژی جهان با دلار انجام میشود و این حجم عظیم نقش دلار را بهعنوان ارز ذخیره جهانی تثبیت کرده است.
در این میان، اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان، نقشی تعیینکننده در این خصوص دارد. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام از این گذرگاه عبور میکند که عمدتا به دلار معامله میشود. این حجم از مبادلات نهتنها بازار انرژی، بلکه ساختار تقاضای جهانی برای دلار را نیز شکل میدهد. هرگونه اختلال در این مسیر بهویژه در شرایط تنشهای ژئوپلیتیکی، میتواند پیامدهای عمیقی برای اقتصاد آمریکا به همراه داشته باشد.
با این حال، در سالهای اخیر و در بستر تشدید رقابت راهبردی میان چین و ایالات متحده آمریکا، نشانههایی از تغییر در این نظم مشاهده میشود. چین بهعنوان بزرگترین واردکننده انرژی از منطقه خلیج فارس بهدنبال کاهش وابستگی به دلار و ارتقای جایگاه یوان در نظام مالی بینالمللی است. این کشور با تکیه بر سیاستهای توسعه اقتصادی مبتنی بر گسترش تجارت خارجی، سرمایهگذاری در زیرساختها و تعمیق پیوندهای اقتصادی با خاورمیانه تلاش دارد شبکهای موازی از روابط مالی و تجاری ایجاد کند.
یکی از مهمترین ابزارهای چین در این مسیر ایجاد زیرساختهای مالی جایگزین برای تسویه تجارت انرژی است. راهاندازی معاملات نفتی به یوان، انعقاد قراردادهای دوجانبه با صادرکنندگان بزرگ انرژی و توسعه سازوکارهای پرداخت مستقل همگی در راستای شکلدهی به «پترو یوان» قابل تحلیل هستند. همکاری با کشورهایی مانند روسیه و ایران بهویژه در شرایط تحریمهای غرب موجب شده که استفاده از ارزهای غیردلاری در تجارت انرژی افزایش یابد.
در این میان، تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه، بهویژه تجاوز ائتلافی ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران و سرایت پیامدهای آن به کل منطقه، نقش مهمی در تسریع روندهای ژئواکونومیک ایفا کرده است. این تحولات با افزایش نااطمینانی و ریسکهای ژئوپلیتیکی انگیزه کشورها برای کاهش وابستگی به نظام مالی مبتنی بر دلار را در آینده نزدیک تقویت خواهد کرد. در چنین شرایطی بسیاری از بازیگران منطقهای و فرامنطقهای بهدنبال تنوعبخشی به ارزهای مورد استفاده در تجارت انرژی هستند.
از منظر کارشناسی، گذار از پترو دلار به پترو یوان را باید در چارچوب یک تحول چندلایه تحلیل کرد. در کوتاهمدت دلار همچنان بهدلیل عمق بازارهای مالی، نقدشوندگی بالا و اعتماد نهادی، جایگاه مسلط خود را حفظ خواهد کرد، اما در افق ۲۰۳۰ احتمال شکلگیری یک نظام دوقطبی مالی میان چین و آمریکا افزایش مییابد. در چنین نظمی، یوان بهعنوان یک ارز رقیب دلار، سهم بیشتری از تجارت جهانی بهویژه در حوزه انرژی به خود اختصاص خواهد داد.
اعضای شورای همکاری خلیج فارس مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر در آینده نزدیک گزینههای متنوعسازی ارزی را دنبال خواهند کرد. از سوی دیگر چالشهای مرتبط با امنیت انرژی و محدودیتهای بالقوه در تنگه هرمز میتواند بهعنوان عاملی تسریعکننده در بازتعریف مسیرهای ارزی عمل کند.
نگرانی فزایندهای در ایالات متحده آمریکا نسبت به آینده جایگاه دلار مشاهده میشود، کاهش تدریجی سهم دلار در تجارت جهانی انرژی، در صورت تحقق میتواند به تضعیف تقاضای جهانی برای این ارز و در نهایت کاهش قدرت اقتصادی و سیاسی ایالات متحده آمریکا منجر شود. برخی تحلیلگران حتی از سناریوی «افول هژمونی دلار» سخن میگویند که در بلندمدت وابسته به تحولات ساختاری در اقتصاد جهانی است.
میتوان گفت که گذار از پترو دلار به پترو یوان بازتابی از تحولات عمیقتر در ساختار قدرت جهانی است. این گذار نه یک جابهجایی ناگهانی بلکه فرآیندی تدریجی و پیچیده است که در بستر رقابت راهبردی میان چین و آمریکا، تحولات ژئوپلیتیکی منطقهای بهویژه در خاورمیانه و تغییرات در الگوهای تجارت جهانی شکل میگیرد. تا افق ۲۰۳۰ محتملترین سناریو شکلگیری نوعی همزیستی رقابتی میان دلار و یوان است.
این همزیستی نشانهای از حرکت اقتصاد جهانی به سمت نظمی دوقطبی است؛ نظمی که در آن قدرت اقتصادی و مالی دیگر بهصورت انحصاری در اختیار آمریکا نخواهد بود بلکه در میان چندین بازیگر اصلی توزیع میشود. در چنین جهانی، کشورهایی که بتوانند با درک صحیح از این تحولات راهبردهای اقتصادی و ارزی خود را بهموقع تنظیم کنند از مزیتهای قابل توجهی در عرصه رقابت بینالمللی برخوردار خواهند شد.


نظر شما :