هرمز ضربه نهایی را زد
سه یورش مهلک به پترودلار
نویسنده: سرحات لطیفاوغلو (Serhat Latifoğlu)، کارشناس ارشد مسائل اقتصادی – ترکیه
دیپلماسی ایرانی: روزولت، رئیس جمهور آمریکا، و عبدالعزیز، پادشاه عربستان، در ۱۴ فوریه ۱۹۴۵، طی دیدارشان در عرشه ناو یواساس کوئینسی، پایههای سیستم پترودلار را بنا نهادند. این سیستم بر اساس یک فرمول بسیار قدرتمند بنا شده بود: نفت و دلار در ازای امنیت. ایالات متحده تضمینهای نظامی به کشورهای خلیج فارس ارائه میداد؛ در عوض، تجارت نفت منحصراً با دلار انجام میشد. این توافق نه تنها بازارهای انرژی، بلکه کل معماری مالی جهانی را اساساً متحول کرد.
هنگامی که نیکسون در سال ۱۹۷۱ به قابلیت تبدیل دلار به طلا پایان داد، سیستم برتون وودز فروپاشید. با این حال، سیستم پترودلار توانست هژمونی مالی جهانی ایالات متحده را حفظ کند. قیمتگذاری نفت به دلار، کشورهای هر گوشه دنیا را به دلار محکوم کرد. تغییر مسیر درآمدهای پترودلار حاصل از سرمایه خلیج فارس از سال ۱۹۷۵ به اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده و وال استریت، این حلقه را بست و سیستم را پایدار کرد. این ساختار که اقتصاددانان از آن به عنوان «امتیاز گزاف» یاد میکنند، نامرئیترین و در عین حال حیاتیترین ستون هژمونی آمریکا بوده است. امروز، این ساختار تحت سه شکستگی بزرگ، همزمان و مرتبط در حال فروپاشی است.
اولین ضربه: تحریمها علیه روسیه
جنگ روسیه و اوکراین راه را برای جامعترین تحریمهای تاریخ علیه روسیه هموار کرد. دهها هزار تحریم تلاش کردند تا تجارت انرژی روسیه را مسدود کنند. با این حال، روسیه موفق شد تجارت انرژی را با کشورهای متعدد، در درجه اول چین و هند، حفظ کند و عملاً تحریمهای اعمال شده را دور بزند.
آمارها به طرز چشمگیری این را نشان میدهند: در سال ۲۰۲۴، کل حجم تجارت بین روسیه و چین به ۲۴۴.۸ میلیارد دلار رسید و نفت، گاز و زغال سنگ روسیه تقریباً ۱۳۰ میلیارد دلار از این تجارت را تشکیل میداد. کل این حجم عظیم تجارت با ارزهای ملی دو کشور انجام شده است. روابط بین روسیه و هند نیز شتاب مشابهی یافته است: حجم تجارت در پنج سال گذشته تقریباً هفت برابر افزایش یافته و هند به یکی از سه شریک برتر تجارت خارجی روسیه تبدیل شده است. علاوه بر این، سهم ارزهای ملی در این تجارت از ۹۰ درصد فراتر رفته است.
این شبکههای تجاری جایگزین روسیه با کشورهای عضو بریکس و کشورهای همسایه، معنایی فراتر از ناکارآمد جلوه دادن تحریمها دارند. این فرایند ثابت میکند که ضربهای ملموس و قابل اندازهگیری به سیستم پترودلار وارد شده است: بزرگترین صادرکننده انرژی جهان اکنون قادر است حجم عظیمی از تجارت را بدون دلار انجام دهد.
ضربه دوم: توافق پترویوان
دومین ضربه در فروپاشی سیستم پترودلار از توافق پترویوان بین عربستان سعودی و چین ناشی میشود. بیانیه ریاض، زادگاه سیستم پترودلار، که اعلام کرد: «ما در پذیرش یوان برای فروش نفت خود به چین همکاری خواهیم کرد» عملاً این سیستم را تضعیف کرده است. این صرفاً یک ترجیح تجاری معمول نبود، بلکه منادی یک شکاف ژئوپلیتیکی بود.
مشارکت عربستان سعودی در پروژه ارز دیجیتال به نام «امبریج» در همان دوره، نشان میدهد که این شکاف واقعاً چقدر ساختاری است. امبریج با دور زدن کامل زیرساخت سوئیفت و در نتیجه نظارت ایالات متحده، امکان پرداختهای آنی بین بانکهای مرکزی چین، هنگ کنگ، امارات متحده عربی، تایلند و عربستان سعودی را فراهم میکند.
ضربه نهایی: تنگه هرمز
بستن تنگه هرمز توسط ایران و تأثیر استراتژیک آن، سومین و شاید مهلکترین ضربه به سیستم پترودلار است. کنترل بر این کریدور دریایی، که تقریباً یک پنجم تجارت نفت جهان از آن عبور میکند، مستقیماً قیمت جهانی انرژی و تقاضا برای دلار را تعیین میکند.
در گذشته، نفوذ ایالات متحده بر این گذرگاه استراتژیک، دژ جغرافیایی سیستم پترودلار بود. تحولات اخیر اساساً این تعادل را تغییر داده است. حتی در دورههایی که تنگه فقط تا حدی بسته بود، یوان و ارزهای ملی به کار گرفته میشدند. مهمترین نکته این است: حتی اگر تنگه دوباره به طور کامل عملیاتی شود، عادات پرداخت از قبل تغییر کرده است. انگیزههای اقتصادی و سیاسی برای بازگشت به روشهای قدیمی دیگر به اندازه گذشته قوی نیستند. از آنجایی که احتمال "تجارت نفت بدون دلار" رخ داده، برای بازگشت به دلار دلیل خاصی لازم است.
این واقعیت که نقش ایالات متحده در معماری امنیتی خلیج فارس زیر سؤال رفته، اعتبار "تضمین امنیتی" ایجاد شده ۸۰ سال پیش را به طور جدی تضعیف کرده است. فرمول «امنیت در ازای دلار»، که اساس اجماع تاریخی حاصل شده در کشتی در دریای سرخ بود، اکنون همزمان از هر دو ستون خود در حال لرزیدن است: تضمین امنیتی در حال فروپاشی است و وابستگی به دلار از طریق کانالهای جایگزین در حال کاهش است.
جهانی چندقطبی و معماری مالی جدید
برای درک صحیح تحول جاری، باید بر یک نکته تأکید کرد: سیستم پترودلار عملاً به پایان رسیده است. قدرت پترودلار به لطف وضعیت انحصاری آن بود. کشورهایی که سعی در "نقض" این انحصار داشتند، با عواقب سنگینی روبهرو شدند. (تلاش عراق برای قیمتگذاری نفت خود به یورو و پروژه دینار طلای لیبی). اکنون، این انحصار شکسته شده است و هنگامی که یک انحصار در هم شکسته شود، هرگز نمیتوان آن را به قدرت سابق خود بازگرداند.
با فروپاشی انحصار، پترودلار گام به گام توسط پترویوان و مدلهای جایگزین مختلف جایگزین خواهد شد. مطمئناً، تجارت نفت به دلار ادامه خواهد یافت، اما این امر به طور فزایندهای به تجارت با ایالات متحده و کشورهایی که وابستگی زیادی به دلار دارند محدود خواهد شد. گردش ارزهای ملی و یوان شتاب بیشتری خواهد گرفت و ترکیب ارزی تجارت جهانی انرژی برای همیشه متنوع خواهد شد.
هنوز موانعی برای جایگزینی کامل پترویوان به جای پترودلار وجود دارد: نقدینگی ناکافی یوان، بازارهای مالی عمیق و آزادسازی حساب سرمایه از جمله این موانع هستند. با این حال، این موانع در مقایسه با گذشته بسیار قابل عبورتر شدهاند. توافقنامههای سوآپ، زیرساختهای پرداخت جایگزین مانند mBridge و چارچوب نهادی BRICS هر روز راه را برای پترویوان بیشتر و بیشتر هموار میکنند.
موقعیت و فرصتهای استراتژیک ترکیه
ترکیه موقعیتی استراتژیک درست در قلب این تحول بزرگ دارد. ترکیه به عنوان عضوی از سیستم اتحاد غرب و کشوری با روابط عمیقتر با BRICS، میتواند به بهترین شکل از فرصتهای ارائه شده توسط نظم چندقطبی جدید بهرهبرداری کند. بهرهبرداری از این فرصتها نیازمند پیشنیازهای ساختاری خاصی است.
اول و مهمتر از همه، کنار گذاشتن سیاستهای اقتصادی نئولیبرال و رو آوردن به یک تحول اقتصادی تولیدمحور ضروری است. بهرهمندی از شبکههای تجارت بدون دلار مستلزم یک پایگاه صنعتی قوی و اهرم مذاکره در تجارت خارجی است. توافقنامههای سوآپ ارزی که استفاده از لیر ترکیه را در تجارت منطقهای ترویج میدهند، میتوانند به عنوان ابزارهای مالی این تحول مورد استفاده قرار گیرند.
در این زمینه، بحثهای مربوط به پیوستن به بریکس صرفاً یک موضوع ترجیح سیاسی نیست. در دورانی که روند دلارزدایی در حال شتاب گرفتن است و تجارت با ارزهای ملی در حال گسترش است، دسترسی نهادی و وسعت بازار ارائه شده توسط بریکس میتواند به دستاوردهای اقتصادی ملموس برای ترکیه تبدیل شود.
ظرفیت اجرای سیاستهای اقتصادی مستقل، مهمترین متغیری است که تعیین میکند آیا ترکیه به عنوان برنده این تحول ظاهر میشود یا بازنده.
منبع: یونایتد ورلد / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱


نظر شما :