محاسبات نه چندان واقعی بازدارندگی

اشتباهاتی که به جنگ امریکا و اسرائیل با ایران منجر شد

۲۸ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۳۸۱۹۰ اخبار اصلی پرونده هسته ای خاورمیانه
جنگ فعلی ممکن است با رهبری ایران که همچنان قاطعانه با اسرائیل و ایالات متحده خصمانه است، پایان یابد. اگر چنین نظامی به دنبال کردن سلاح‌های هسته‌ای تصمیم بگیرد، احتمالاً یاد گرفته است که فعالیت هسته‌ای خود را مخفی نگه دارد و تجهیزات و مواد هسته‌ای حساس را پراکنده کند. همچنین احتمالاً به این نتیجه رسیده که ماندن نامحدود در آستانه هسته‌ای خطرناک‌تر از عبور از آن است.
اشتباهاتی که به جنگ امریکا و اسرائیل با ایران منجر شد

نویسندگان: نیکول گراجوسکی (NICOLE GRAJEWSKI)، استادیار دانشگاه ساینس پو و محقق غیرمقیم در برنامه سیاست هسته‌ای در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی است. او نویسنده کتاب «روسیه و ایران: شرکای نافرمانی از سوریه تا اوکراین» است.

آنکیت پاندا (ANKIT PANDA)، پژوهشگر ارشد استانتون در برنامه سیاست هسته‌ای در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی و نویسنده کتاب «عصر جدید هسته‌ای: در پرتگاه آرماگدون» است.

دیپلماسی ایرانی: اگرچه ایالات متحده و اسرائیل بودند که در ۲۸ فوریه حملات به ایران را تحریک کردند، اما رهبران تهران به دلیل عدم بازدارندگی مؤثر در برابر دشمنان خود، تا حدودی سزاوار سرزنش هستند. همان‌طور که امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده فقید نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، زمانی گفته بود، حفظ بازدارندگی مانند دوچرخه‌سواری است: «باید همیشه رکاب بزنید، وگرنه دوچرخه زمین می‌خورد.» در طول سه سال گذشته، ایران شروع به از دست دادن تعادل خود کرد؛ اکنون واژگون شده است.

در دهه‌های اخیر، تهران چیزی را که معتقد بود سیستمی از بازدارندگی چندلایه است، توسعه داد. این کشور در نیروهای متعارف و پدافند هوایی سرمایه‌گذاری کرد تا از برنامه هسته‌ای خود محافظت کند و علیه اسرائیل و پایگاه‌های ایالات متحده در سراسر منطقه تلافی کند. ایران از طریق شبکه‌ای گسترده از شرکا که به عنوان محور مقاومت شناخته می‌شوند – حزب‌الله در لبنان، حماس در غزه، نیروهای حوثی در یمن و شبه‌نظامیان شیعه در عراق – قول داد که هرگونه حمله به سرزمین خود را به یک امر منطقه‌ای تبدیل کند. و برنامه هسته‌ای ایران به عنوان پشتوانه نهایی عمل خواهد کرد. تهران امیدوار بود که صرف توسعه یک برنامه هسته‌ای غیرنظامی پیشرفته – نه یک سلاح واقعی – این کشور را برای دشمنان بسیار خطرناک کند تا نادیده گرفته شوند، حتی اگر ابهام این برنامه توجیه حمله علیه آن را برای دشمنان دشوار کند. در صورت لزوم، برنامه هسته‌ای غیرنظامی ایران می‌تواند به سرعت برای استفاده نظامی تغییر کاربری دهد.

استراتژی ایران برای مدتی جواب داد. اما در طول چند سال گذشته، تهران مجموعه‌ای از اشتباهات را مرتکب شد که مرگبار بودند. محدودیت‌های نیروی موشکی خود را آشکار کرد و برای محافظت بیش از حد به شبکه نیروهای نیابتی خود وابسته بود. جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود را در زمانی که در نگاه به گذشته نامناسب‌ترین لحظه به نظر می‌رسد، مهار کرد: زمانی که ایران به اندازه کافی به توسعه بمب برای دعوت به حمله پیشگیرانه نزدیک بود اما به اندازه کافی نزدیک نبود که از آن جلوگیری کند. همچنین به جای اینکه کارت‌های خود را نزدیک به صندوق نگه دارد، پیشرفت‌هایی را که در فناوری‌های مربوط به ساخت سلاح‌های هسته‌ای به دست آورده بود، علنی کرد.

هر یک از این اشتباهات، اشتباهات دیگر را تشدید کرد. آنها در کنار هم، به فاجعه‌ای منجر شدند که اکنون در حال وقوع است. برای رهبران ایران، درس‌ها واضح است: بازدارندگی را نمی‌توان به نیروهای نیابتی واگذار کرد؛ تهدیدها، اگر معتبر نباشند، خطر تلافی‌جویی را به همراه دارند؛ و یک برنامه هسته‌ای پنهان به سختی می‌تواند جایگزین داشتن بمب شود.

حرکت به سمت بالستیک

زرادخانه موشک‌های بالستیک ایران، برای مدتی، معتبرترین ستون بازدارندگی آن بود. طی دو دهه گذشته، تهران بزرگترین نیروی موشکی در خاورمیانه را ایجاد کرد که هزاران موشک بالستیک کوتاه و میان‌برد را شامل می‌شد که برای حمله به اسرائیل، پایگاه‌های ایالات متحده و زیرساخت‌های خلیج فارس طراحی شده بودند. نیروی هوافضای ایران امیدوار بود که با شلیک‌های گسترده، از نظر تئوری، به اشباع دفاع موشکی اسرائیل و ایالات متحده قادر باشد. اما به محض اینکه ایران موشک‌های خود را به کار گرفت، محدودیت‌های زرادخانه خود را نشان داد. در آوریل ۲۰۲۴، در پاسخ به حمله اسرائیل به سفارت ایران در سوریه، ایران برای اولین بار موشک‌هایی را به سمت اسرائیل شلیک کرد. این کار را دوباره در اکتبر ۲۰۲۴ انجام داد. در هر دو مورد، اسرائیل تقریباً تمام موشک‌ها را رهگیری کرد و برنامه‌ریزان دفاعی ایالات متحده و اسرائیل اطلاعات بیشتری در مورد توانایی‌ها و تاکتیک‌های ایران نسبت به آنچه می‌توانستند از طریق نظارت ماهواره‌ای یا اطلاعات سیگنالی به دست آورند، کسب کردند. در واقع، ایران در حال انجام تمرینات آموزشی با گلوله‌های جنگی به نفع دشمنان خود بود.

اسرائیل از این درس‌ها برای آغاز جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ استفاده کرد، جنگی که هدف آن نابودی برنامه هسته‌ای ایران بود. (ایالات متحده به این کارزار پیوست و بمب‌های عظیمی را بر تأسیسات هسته‌ای دفن شده در اعماق زمین انداخت.) در طول این رویارویی، ایران تقریباً ۵۰۰ موشک به سمت اسرائیل شلیک کرد؛ نیروهای اسرائیلی گزارش دادند که تنها ۳۱ موشک در مناطق مسکونی فرود آمده است. در همین حال، نیروی هوایی اسرائیل صدها موشک ایرانی را منهدم کرد، تقریباً نیمی از ۴۰۰ موشک‌انداز متحرک ایران را از بین برد و حدود سی و شش فرمانده سپاه پاسداران را هدف قرار داد. در طول این ۱۲ روز، ایران نقاط ضعف خود را آشکار کرد، بخش زیادی از ذخایر تسلیحاتی خود را مصرف کرد و در نهایت نتوانست از تشدید تنش جلوگیری کند – و خود را در معرض قدرت آتش عظیم آمریکا یافت.

پس از آتش‌بس ژوئن ۲۰۲۵، ایران با عجله سعی کرد ذخایر موشکی خود را دوباره پر کند. تا اوایل سال ۲۰۲۶، ارزیابی‌های اطلاعاتی ایالات متحده نشان داد که این کشور چیزی بین ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ موشک بازسازی کرده است و ماهانه ده‌ها موشک دیگر نیز تولید می‌شود. (برخی از کارخانه‌های موشکی آن به دلیل ساخته شدن در زیر زمین، از حمله آمریکا و اسرائیل جان سالم به در بردند.) اما تجدید ذخایر بدون تغییر استراتژی، نقشه بدی بود. ایران در حال تقویت آن چیزی بود که قبلاً شکست خورده بود، و به دشمنان خود بهانه‌ای برای حمله دیگری می‌داد. اسرائیل تلاش ایران برای تجدید ذخایر را ردیابی کرد و به نظر می‌رسد که در حدود پایان سال ۲۰۲۵ ایالات متحده را متقاعد کرده بود که تلاش‌های ایران برای بازسازی زرادخانه بالستیک و زیرساخت‌های هسته‌ای خود، دلیل موجه برای حملات دیگری است.

با کاهش اثربخشی قابلیت‌های موشک‌های بالستیک ایران، سودمندی نیروهای نیابتی آن نیز کاهش یافت. ایران از نیروهای نیابتی خود برای تکمیل قابلیت‌های بازدارندگی خود استفاده کرده بود. این گروه‌ها برای ایالات متحده و اسرائیل در عراق، لبنان و سوریه مشکل ایجاد کردند و تهدید نهایی را فراهم کردند: با حمله به ایران کل خاورمیانه فوران خواهد کرد. تهران منابع عظیمی را برای پرورش، آموزش، مسلح کردن و هماهنگی نیروهای نیابتی خود سرمایه‌گذاری کرد و آنها را به عنوان محیط بیرونی دفاع خود در نظر گرفت.

اما این گروه‌ها به یک دردسر تبدیل شدند، زیرا دستور کارهای خود را بر دستورالعمل‌های تهران اولویت دادند و ایران را به نبردهایی کشاندند که نمی‌خواست. ایران احتمالاً از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ اطلاع پیشرفته‌ای نداشت. پس از این حمله، اسرائیل به طور سیستماتیک نیروهای نیابتی ایران: حماس در غزه، حزب‌الله در لبنان و حوثی‌ها در یمن را در هم کوبید. تا سال ۲۰۲۶، محوری که قرار بود از ایران محافظت کند، آن را در معرض خطر قرار داد. و ایران با مسلح کردن حزب‌الله، حمایت از حماس و هدایت حملات حوثی‌ها به کشتی‌های خلیج فارس، ائتلافی از دشمنان – اسرائیل، ایالات متحده و کشورهای کلیدی عرب – را که در غیر این صورت متفرق باقی می‌ماندند، تحکیم کرد.

گزینه هسته‌ای

شاید مهم‌ترین اشتباه ایران، رویکرد آن به سلاح‌های هسته‌ای بود. تهران سال‌ها استراتژی به اصطلاح آستانه را دنبال کرد: این کشور به دنبال دانش فنی و زیرساخت برای ساخت سلاح هسته‌ای بدون ساخت واقعی آن بود، تا حدی به دلیل علاقه به وادار کردن ایالات متحده به لغو تحریم‌ها از طریق دیپلماتیک. در طول دهه ۲۰۱۰، اسرائیل سعی کرد از طریق خرابکاری و ترور، برنامه ایران را به تأخیر بیندازد. ایالات متحده، در زمان دولت باراک اوباما، از دیپلماسی استفاده کرد. در سال ۲۰۱۵، ایران برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) را امضا کرد که در آن محدودیت‌های برنامه هسته‌ای خود را با لغو تحریم‌ها معامله کرد.

برجام، به طور متناقضی، آغاز فروپاشی ایران بود. این توافق، زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را روشن کرد. طبق مفاد این توافق، ایران موافقت کرد که به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه دهد برنامه خود را نظارت کنند و در نتیجه گزارش‌های منظمی منتشر شد که تعداد سانتریفیوژها را به تفکیک سالن، سطح دقیق غنی‌سازی و میزان ذخایر در هر تأسیسات هسته‌ای اعلام شده را به تفصیل شرح می‌داد. امضاکنندگان به طور منطقی معتقد بودند که شفافیت، تردیدها در مورد ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران را از بین می‌برد.

اما چنین شفافیتی در سال ۲۰۱۸، زمانی که اولین دولت ترامپ به طور یکجانبه این توافق را لغو کرد و تحریم‌ها را دوباره اعمال کرد، برای تهران به یک مشکل تبدیل شد. ایران اطلاعات ارزشمندی در مورد خود داده بود و در عوض چیز کمی دریافت می‌کرد. در نهایت، ایران نیز از توافق خارج شد و فعالیت‌های ممنوعه خود را از سر گرفت و به تدریج خود را به آستانه سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر کرد. تهران پیشرفت‌های هسته‌ای خود را علنی کرد، به این امید که از این پیشرفت به عنوان اهرم فشاری بر واشینگتن استفاده شود. در سال ۲۰۱۹، ایران اعلام کرد که محدودیت‌های غنی‌سازی توافق‌نامه را نقض کرده است و به انتشار منظم بیانیه‌های رسمی در مورد پیشرفت‌های خود پرداخت، که جزئیاتی در مورد تأسیسات، انواع سانتریفیوژها و اندازه تقریبی ذخایر را شامل می‌شد.

ایران صدها پوند اورانیوم با درجه خلوص نزدیک به سلاح هسته‌ای تولید کرد و شروع به تولید فلز اورانیوم کرد، که یک گام صنعتی کلیدی و ضروری در ساخت بمب است. در اوایل سال ۲۰۲۵، تقریباً هفت سال پس از نقض برجام توسط اولین دولت ترامپ، ایران در موقعیتی بود که از نظر تئوری می‌توانست اورانیوم با درجه خلوص تسلیحاتی کافی برای یک سلاح هسته‌ای را در کمتر از یک هفته تولید کند. این کشور اورانیوم کافی داشت که اگر کمی بیشتر غنی‌سازی می‌شد، تقریباً نه یا ده سلاح را پشتیبانی می‌کرد. بدون شک، این کشور نزدیک‌ترین کشور غیر هسته‌ای به دستیابی به بمب بود.

اما با آگاه کردن همه از پیشرفت تدریجی هسته‌ای که در حال انجام آن بود، ایران خود را در برابر حمله آسیب‌پذیرتر کرد. دو راه وجود دارد که کشوری که در آستانه داشتن سلاح هسته‌ای است، می‌تواند از خود محافظت کند. اولین راه ابهام است: پنهان کردن برنامه هسته‌ای خود به طوری که دشمنان نتوانند با اطمینان ارزیابی کنند که آیا یک حمله برنامه هسته‌ای را از بین می‌برد، چقدر سریع می‌تواند قابلیت‌های خود را بازسازی کند، یا اینکه آیا ممکن است از قبل مخفیانه سلاح هسته‌ای داشته باشد. در این صورت، دشمنان باید برای بدترین حالت برنامه‌ریزی کنند. خود اسرائیل نیز با عدم تأیید یا تکذیب داشتن سلاح‌های هسته‌ای، این رویکرد را در پیش گرفته است.

راه دوم، ساخت سلاح هسته‌ای به سرعت و مخفیانه است، به طوری که زمانی که دشمنان تهدید را تشخیص دهند، برای حمله پیشگیرانه خیلی دیر شده باشد. پس از فروپاشی توافق هسته‌ای ایالات متحده و کره شمالی در سال ۲۰۰۲ و حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳، پیونگ یانگ مخفیانه یک برنامه تسلیحاتی را آغاز کرد و قبل از اینکه سایر کشورها بتوانند پاسخ قاطعی ترتیب دهند، دستگاهی را آزمایش کرد. هنگامی که کشوری بمب داشته باشد، محاسبات دشمنان آنها تغییر می‌کند. حمله در آن مرحله دیگر پیشگیرانه نیست؛ بلکه خطر تلافی هسته‌ای را به همراه دارد.

هر دو مسیر به ابهام نیاز دارند، چیزی که تهران با توافق با برجام و اعلام پیشرفت هسته‌ای خود پس از خروج ایالات متحده از توافق، از آن صرف نظر کرده بود. ایالات متحده و اسرائیل اعتماد به نفس لازم برای حمله به برنامه هسته‌ای ایران در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ را داشتند، تا حدودی به این دلیل که تقریباً دقیقاً می‌دانستند با چه چیزی روبه‌رو هستند. خطای ایران نزدیک شدن به بمب نبود؛ بلکه افشای بیش از حد ظرفیت‌هایش در این مسیر بود.

قوانین جدید

ایران با رفتار با نیروهای متعارف و نیابتی خود نه به عنوان نگهبانان برنامه هسته‌ای خود، بلکه به عنوان ابزارهای رقابت منطقه‌ای تهاجمی، آنها را هدر داد. شبکه شرکایش که قرار بود ایران را برای حمله بسیار پرهزینه کند، تا سال ۲۰۲۶ آن را به طرز چشمگیری آسیب‌پذیر کرده بود. زرادخانه موشکی که قرار بود تهدیدی برای انتقام ویرانگر باشد، به طور زودرس به پایان رسیده بود. تنها چیزی که برای ایران باقی مانده بود، برنامه هسته‌ای پنهان آن بود، اما حتی آن هم شکست خورد زیرا جزئیاتی را که باید مخفی نگه داشته می‌شد، فاش کرد.

شکست بازدارندگی ایران، یک جنگ منطقه‌ای ویرانگر را به دنبال داشت. تهران مزایای سلاح هسته‌ای را بدون سلاح واقعی می‌خواست. قدرت یک شبکه نیابتی منطقه‌ای را بدون نظم و انضباط برای مدیریت دقیق آن می‌خواست. این تناقضات تا زمانی که ساختاری که ایران برای چهار دهه ساخته بود، به یکباره از بین رفت، تشدید شد.

جنگ فعلی ممکن است با رهبری ایران که همچنان قاطعانه با اسرائیل و ایالات متحده خصمانه است، پایان یابد. اگر چنین نظامی به دنبال کردن سلاح‌های هسته‌ای تصمیم بگیرد، احتمالاً یاد گرفته است که فعالیت هسته‌ای خود را مخفی نگه دارد و تجهیزات و مواد هسته‌ای حساس را پراکنده کند. همچنین احتمالاً به این نتیجه رسیده که ماندن نامحدود در آستانه هسته‌ای خطرناک‌تر از عبور از آن است. بنابراین، ممکن است شرایطی را برای ساخت سریع سلاح هسته‌ای به صورت مخفیانه ایجاد کند: حفظ ذخایر کوچکتر اورانیوم غنی‌شده با غلظت بالا، حفظ تخصصی سانتریفیوژ و توسعه اجزای فنی مورد نیاز برای تسلیحاتی‌سازی به روش‌هایی که تشخیص آنها برای بازرسان و سرویس‌های اطلاعاتی دشوارتر باشد. آینده هسته‌ای ایران ممکن است شبیه کره شمالی پس از سال ۲۰۰۹ شود، سالی که بازرسان از آن کشور اخراج شدند و از آن زمان هرگز برنگشتند.

برای ایالات متحده، این درس بسیار ناراحت‌کننده است. جنگ‌هایی که برای جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای انجام می‌شوند، می‌توانند در نهایت با ارزشمندتر جلوه دادن بمب – و نه فقط برای کشور هدف – آن را تسریع کنند. دولت‌هایی که نابودی ایران را تماشا می‌کنند، همان نتیجه‌ای را خواهند گرفت که کره شمالی سال‌ها پیش گرفت: سلاح هسته‌ای برای جلوگیری از حمله ایالات متحده ضروری است. همان شفافیتی که توافق‌نامه‌های عدم اشاعه خواستار آن هستند، با توجه به سرنوشت ایران، مانند دعوتی برای هدف قرار گرفتن در صورت تغییر مسیر ایالات متحده به نظر خواهد رسید. واشینگتن هنوز جهانی را که با جنگش علیه ایران ساخته شده، در نظر نگرفته است، جهانی که در آن بمب جذاب‌تر از همیشه به نظر می‌رسد و کشورهای هسته‌ای بالقوه فوریت توسعه مخفیانه سلاح را درک می‌کنند.

منبع: فارن افرز / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

کلید واژه ها: ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا حمله امریکا و اسرائیل به ایران پرونده هسته ای ایران فارن افرز بازدارندگی هسته ای بازدارندگی قدرت موشکی قدرت موشکی ایران ایران برنامه هسته ایران اسرائیل


( ۹ )

نظر شما :

محمد ایراندوست ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۶:۲۴
متن بسیار دقیق بود. سپاسگزارم بابت انتشار این مطلب. استدعا میکنم وبسایت ایران دیپلماسی را به پانترکهای معلوم الحال واگذار نکنید. چنان مطالب نازلی را مینویسند و متاسفانه در این سایت منتشر میشود که اصلا در شان این سایت نیست.
علی روا ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۷:۲۲
سلام رهبر زیبا و عزیز ایران زمین آن پیر شجاع میدان با جوانمردی و شجاعت به دیار شهیدان پیوست و باخون خود آخرین درس را به رهروان حسین ع و حسینیان داد ما اهل دروغ نبودیم و نیستیم امام ما فرمودند ما به دنبال ساخت و انبار تسلیحات کشتار جمعی نیستیم دنبال علوم روز هستیم این مقاله بالا بیانگر کج فهمی از اوضاع ایران هست این نوع مقالات بالا باعث بدبینی نسبت به ایران و ایرانیان برای اندیشکده های اطلاعاتی و نظامی امریکا شد و سپس جنگ رابهمراه داشت نه دانش و علوم ایرانی، ما از سازه های اتمی و موشکی به امر رهبرمان هرگز دنبال بحث سلاح اتمی نبودیم رهبر ما با شهادت خودش چشمه علم را آبیاری فرمودند که علم ربطی به تهاجم و جنگ و تحریم ندارد باید گفت ما در زمینه دانش آگاه سازی جهانی کوتاهی کردیم ما در زمینه رسانه ای و آگاه سازی دنیا کوتاهی کردیم برخلاف این مقاله بالا که سعی در انگیزه تهاجمی به ایران دادن و پنهان کاری است ما با آشکار سازی توانمان سعی در این نمودیم که دنیا را با پیشرفت خود آشنا کنیم که بگوییم ما به دنبال جنگ و سلاح هسته ای نیستیم منتهی دشمن با ان اندیشکده های علوم ارتباطی اشان متوجه این موضوع نشد ولی ما باید با ادامه امر رهبر دنیا را از جهل نسبت به خودمان آگاهتر کنیم و سعی کنیم به دنیا بفهمانیم ما سلاح اتمی نمی‌خواهیم ما دنبال جنگ نیستیم ما دنبال صلح جهانی و آرامش منطقه ای هستیم
حسین ۰۱ فروردین ۱۴۰۵ | ۲۰:۱۷
شان سایت را امثال کاظمی و موحدیان تنزل داده اند