عواملی که همچنان طالب ها را سرپا نگه داشته است

چرا داعش نابود شد اما طالبان نه

۱۳ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۰۴۶۱۰ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
رامین فخاری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: اکنون بعد از بیست سال از حمله نظامی آمریکا به افغانستان و هزینه میلیاردها دلار در این کشور طالبان که بر خلاف داعش بطور مستقیم خاک آمریکا را نیز هدف قرار داده بود احیا شده ولی داعش بطور کامل نابود شده است.
چرا داعش نابود شد اما طالبان نه

نویسنده: رامین فخاری، دانشجوی ارشد مطالعات خاورمیانه دانشگاه علامه طباطبایی

دیپلماسی ایرانی: همانطور که می دانید، طالبان یک گروه تروریستی بوده است که سالها قبل از داعش متولد شد، اما هم اکنون داعش به واسطه رشادت های سردار بزرگ ایران و نیروهای ایرانی و ایستادگی ارتش و مردم سوریه و در درجه سوم کمک نیروهای روسی به ورطه نابودی کشانده شد، ولی هم اکنون بعد از بیست سال از حمله نظامی آمریکا به افغانستان و هزینه میلیاردها دلار در این کشور طالبان که بر خلاف داعش بطور مستقیم خاک آمریکا را نیز هدف قرار داده بود احیا شده ولی داعش بطور کامل نابود شده است. در این نوشته قصد داریم به برسی دلایل اینکه چرا داعش با وجود اینکه گروه خشن تری بوده نتوانست به حیات خود ادامه بدهد ولی طالبان توانست و در حال قدرتمند تر شدن است بپردازیم؛

عامل اول پشتیبانی لجستیک و عقبه لجستیک این گروهک تروریستی است زیرا همانطور که می دانید طالبان در کشور همسایه افغانستان یعنی پاکستان دارای عقبه لجستیک است و از سوی بخشی از جریان امنیتی پاکستان یعنی (آی اس آی) حمایت و تامین می شود، اما داعش در این زمینه با محدودیت هایی مواجه بود و از عقبه لجستیکی طالبان برخوردار نبود. البته برخی از تحلیل ها از حضور چین و قدرت و نفوذ چین در پاکستان نیز سخن به میان می آورند ولی این مساله را باید مطرح کرد که پاکستان یک کشور یک دست نیست و حتی سیستم امینی این کشور نیز گاهی اوقات تحت نفوذ عربستان سعودی است و حتی در برابر دولت این کشور نیز پاسخگویی کامل ندارد. منظور از حضور و نفوذ چین بیشتر جبنه اقتصادی و سیاسی است و نه نفوذ امنیتی این کشور، یکی از موارد بارز یک دست نبودن و عدم تبعیت ارتش و نیروهای امنیتی پاکستان از دولت مرکزی هم ترور بینظیر بوتو، نخست وزیر سابق این کشور بدست طالبان است، زیرا اگر سیستم امنیتی پاکستان که برای طالبان تسلط دارد از دولت تبعیت می کرد اصولا نباید این ترور رخ می داد.

عامل دوم بومی بودن طالبان است که برخلاف داعش که شکلی از جهانی سازی تروریسم بود و همه تروریست ها از سراسر جهان به یاری تروریست های بومی سوریه شتافته بودند، هسته اصلی طالبان در افغانستان بومی است و در هر حال در کشور پاکستان و افغانستان دارای هواداران زیادی است. برخی تخمین ها تعداد هواداران طالبان را در پاکستان و افغانستان تا هشت میلیون نفر لحاظ می کنند، اما در سوریه و عراق با وجود اینکه داعش از بخشی از مردم این کشورها تشکیل شده بود اما تعداد زیادی تروریست از کشورهای آسیای میانه به سمت سوریه گسیل شده بودند. طالبان به خوبی مساله بومی سازی نیروهای خود در افغانستان را توانست به پیش ببرد و پس از مستحکم تر کردن پایه های خود اقدام به صدور تروریسم کرد.

عامل سوم عامل جغرافیاست. سوریه و عراق کشورهای بیابانی و مسطحند، ولی افغانستان دارای سر به فلک کشیده ترین کوهستان های جهان است، حتی برخی از جغرافیدانان معتقدند که افغانستان دارای کوه هایی است که از قله اورست در هیمالیا هم ارتفاع بیشتری دارد. در نتیجه تروریست های طالبان به راحتی در مناطق کوهستانی و غارها و ... مخفی می شوند و در مناطق کوهستانی به راحتی می توانند نیروهای دولتی را زمین گیرکنند. این مساله را می توان با جنگ یمن نیز مقایسه کرد که در آن نیروهای انصار الله در برابر ارتش عربستان سعودی به واسطه طبیعت کوهستانی این کشور سالها توانسته اند مقاومت کنند، که البته در این پارگراف هدف ما صرفا مقایسه جنبه کوهستانی بودن دو کشور یمن و افغانستان است و منظور مقایسه خود انصارالله و طالبان نیست.

عامل چهارم این مساله است که طالبان گروه مادر بخشی از تروریست های روی زمین است و بخش زیادی از تروریست ها از بطن طالبان متولد می شوند و سایر گروهک های تروریستی حتی در صورتی که با طالبان دارای تضادهایی باشند شاخه ها و برگ های این گروه محسوب می شوند. برای مثال می توان به بوکوحرام اشاره کرد، در باره داعش و جبهه النصره نیز این مساله صادق است. هرچند طالبان و داعش به دلیل تضاد منافع و تضاد در بخشی از ایدئولوژی خود، دچار تناقض هایی با هم هستند ولی اگر به ریشه های تولد داعش بپردازیم، در ابتدا این القاعده عراق و سوریه بود که با ادغام در بازماندگان حزب بعث عراق مبدل به داعش شد. همچنین تروریست هایی که از جانب آسیای میانه به سمت سوریه گسیل شدند نیز از دهه های قبل تحت تاثیر طالبان و اندیشه های طالبانی به بنیادگرایی روی آوردند. طالبان از تجربه بیشتری هم نسبت به داعش برخوردار بود.

عامل پنجم نیز به مساله جغرافیا باز می گردد. این مساله امروز بارز است که افغانستان به دلیل همجواری با چین دارای اهمیت ژئوپولتیک و امنیتی زیادی مخصوصا برای چین باشد. در صورتی که بتواند بر افغانستان مسلط شود، دو راه پیش رو دارد یا تبدیل به یک نیروی سیاسی می شود و کشورداری می کند یا بصورت ایدئولوژیک به فعالیت خود ادامه می دهد و اقدام به صادرات تروریست به سینکیانگ و سایر نقاط جهان می کند. در صورتی که گزینه اول را انتخاب کند بعد از چند دهه از درون خود و به واسطه مردم افغانستان ناگزیر به دست زدن به اصلاحات می شود ولی در صورت انتخاب مسیر دوم با حمایت احتمالی چین و روسیه و اعضای سازمان همکاری های شانگهای مواجه خواهد شد. 

حال به سوریه باز گردیم. در هر حال از دیدگاه ژئوپولتیک سوریه دارای اهمیت بسیار بیشتری از افغانستان بوده است. زیرا این کشور به دریای مدیترانه راه دارد، می تواند به هاب انرژی منطقه برای صادرات نفت و گاز به اتحادیه اروپا تبدیل شود. در نتیجه در کانون توجهات بوده، ولی برای جهان افغانستان به دلیل اقتصاد ضعیف و راه نداشتن به دریا اهمیتی نداشته، در نتیجه سرکوب داعش برای بسیاری از کشورها حائز اهمیت بوده ولی سرکوب کامل طالبان حتی برای نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان در اولویت قرار نداشته است. در نتیجه این مساله که افغانستان تا کنون یک کشور در حاشیه بوده بستر مناسبتری را برای ادامه حیات داعش فراهم کرده است ولی مساله جاده ابریشم نوین و امنیت این جاده که از کشورهای همسایه افغانستان عبور خواهد کرد می تواند نقش افغانستان در معادلات امنیتی جهانی را افزایش بدهد.

عامل ششم نیز به جغرافیا باز می گردد. فاصله ای که سوریه با اروپای غربی دارد بسیار کمتر از فاصله ای است که افغانستان دارد. در نتیجه افغانستان از کانون توجه معادلات امنیتی اروپای غربی از اهمیت کمتری نسبت به سوریه برخوردار است. افغانستان برای روسها به دلیل نگرانی از امنیت حیاط خلوت خود یعنی آسیای میانه حائز اهمیت می شود، هر چند که این مساله نیز قابل توجه است که بحران سوریه نیز با رشادت های نیروهای ایرانی و دخالت روس ها رفع شد و اروپای غربی در این مساله دخالتی نداشت ولی در نهایت نمی توان نزدیکی اروپای غربی به سوریه را نیز در معادلات امنیتی و کانون توجه قرار گرفتن سوریه نسبت به افغانستان نادیده گرفت.

عامل نهایی ذکر شده در این متن که بدون تردید ده ها عامل ریز و درشت دیگر نیز در مساله ادامه حیات طالبان تاثر گذارند، ولی ما به برخی از آنها بسنده می کنیم این است که داعش علاقه وافری به رسانه و نمایش درنده خویی خود داشت و سطح درنده خویی داعش بسیار از طالبان بالاتر بود. طالبان پس از حوادث تروریستی یازده سپتامبر تا حدی رفتار خود را تعدیل کرد، هرچند ویدئویی از تیرباران اسرای ارتش افغانستان توسط طالبان منتشر شده است ولی داعش در سوریه اسرای جنگی را زنده زنده گردن می زد و می سوزاند. در نتیجه با وجود تروریستی بودن هر دو گروه در هر حال داعش بیشتر از طالبان حساسیت برانگیز است ولی طالبان به شکل تقلیل یافته تری اقدامات داعش را انجام می دهد مثلا طالبان اعلام کرده است که هر خانواده باید یکی از دختران خود را برای ازدواج با مردان طالبان باید در اختیار این گروه بگذارد ولی داعش بلافاصله بعد از تسخیر یک منطقه اقدام به تجاوز و برده داری زنها می کرد. در نتیجه طالبان با زیرکی تمام ضمن انجام اقدامات داعش توانسته است حساسیت برانگیزی کمتری را داشته باشد.

کلید واژه ها: طالبان افغانستان داعش سوریه عراق پاکستان ایالات متحده امریکا روسیه امریکا و افغانستان روسیه و افغانستان


( ۱۲۱ )

نظر شما :

ابراهیم قدیم ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۱:۳۷
مسئله مهم دیگری که در عدم شکل گیری داعش وشکل گیری طالبان وجود دارد سطح فرهنگی مردم سوریه وعراق با افغانستان است۔سوریه از سطح فرهنگی بسیار بالائی در منطقه عربی اسلامی برخوردار است۔داعش بیشتر عراقی بود تا سوریهای۔نیروهای محارب سوری بیشتر وارداتی از تروریست ها بودند۔ ۔اگر تصور کنیم طالبان را انگلیسی ها سازمان دادند وداعش را اسرائیلی امریکائی ها باید بپذریم که انگلیسی ها با فرهنگ منطقه اشنائی فوق العاده دارند واینگونه مدیریت ها را بهتر انجام میدهند۔کمک روسیه بالاتر از درجه سوم بود چرا چون خود هم منتفع حضور پایگاهی بود۔
Reza ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۱:۵۳
در کنار این دلایل, یک دلیل مهم هم حمایت دولت افغانستان از طالبان و رفتار با آنها نه به عنوان تروریست بلکه برادران ناراضی بوده. چند ماه پیش اشرف غنی پنج هزار زندانی طالبان را بدون گرفتن هیچ امتیاز یا پیش شرطی آزاد کرد و اکثر آنها دوباره به میدان جنگ برگشتند. الآن هم خود رییس جمهور و دستگاه امنیتی اراده جدی برای مقابله با تروریستان ندارند و اجازه حمله هوایی را در خیلی جاها نمیدهند. حامد کرزی هم هنوز طالبان را تروریست نه بلکه برادران ناراضی از دولت میخواند و در سالهای ریاستش همیشه مخالف حملات آمریکا به طالبان بود و به طوری حامی این گروه بوده.عامل دیگر هم کفتار پیر(خلیلزاد) است که یکی از مهمترین مجریان سیاست امریکا در افغانستان بوده اما در این بیست سال به خاطر تعلقات قومی, همیشه در جهت تطهیر طالبان و فریب غرب برای دادن مشروعیت به طالبان گام برداشته. حتی الآن هم آشکارا اعلام میکند دولت افغانستان توان شکست طالبان راندارد. گروه طالبان پناهگاه و پدرخوانده بسیاری از گروه های تکفیری در منطقه است و بخاطر پشتیبانی ای که از جانب اکثر پشتونها و دولتهای مستقر در افغانستان و پاکستان میشود و همچنین لابی هایی مثل خلیلزاد, توانسته به حیات خود ادامه داده و هر روز قدرتمند تر میشود. اما ماهیت این گروه پلید مثل گذشته باقی مانده.
ناشناس ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۳:۰۴
اینکه بعد از ۲۰ سال از حمله آمریکا به افغانستان هنوز طالبان نابود نشد خواست خود آمریکا و متحدانش قطر و پاکستانه افغانستان پایتخت لیتیوم دنیاست که در لپ تاپ و موبایل و خودرو استفاده میشه ظرف این ۲۰ سال آمریکا در سایه جنگ نمایشیش با طالبان لیتیوم افغانستان و به قیمت کمی برد و جالبه بدونید که امروز مناطقی که لیتیوم ازش استخراج میشه دست داعشه یعنی امروز داعش و طالبان با هم در افغانستان در حال جنایت هستن
بیدار شوید ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۶:۱۵
به هر حال طالبان آلت دست سازمان های جاسوسی غربی و منطقه ای بوده و خواهد مان، جوانان ایرانی باید بربایند که سالهای آرام خوابیدن و آتاری یا گیم بازی کردن در حال تمام شدن است ، حالا زمان آن فرا رسیده که برای حفاظت از مرزهای کشور خود و جان مال و ناموس خود جنگ و دفاع را یاد بگیرید و به حالت آماده باش قرار گیرید. جنگ در مرز های شرقی ایران دوامدار و بی پایان خواهد بود.. وقت حرفها و شعار های مفت که مرغ گران شده، بنزین گران شده و خشکسالی آمده بریم تظاهرات و شعار بدهیم رو به پایان است. بیدار شدید!
سعید ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۷:۰۹
مهم ترین تفاوت بین داعش و طالبان افغانستان که در یادداشت به آن پرداخته نشده این هست طالبان فقط حکومت بر افغانستان را می خواهند و نه بیشتر. اما داعش مانند القاعده قصد دارد تا بر تمام کره زمین حکومت کند. حال اینجا فرق القاعده و داعش این است که داعش می خواهد با شدت خیلی بیشتر و عدم حساب و کتاب به رویای خود برسد. اما القاعده حساب شده تر و با حوصله تر نسبت به داعش عمل می کند. در حالی که مبانی فکری و اعتقادی داعش و القاعده یکی هستند اما در ریشه و اساس با طالبان متفاوت اند. مثلا یکی از مواردی که به طور مستقیم از افراد عادی افغانستان شنیده شده این هست که طالبان در زمان حکومت خود به شیعیان اجازه داشتن مساجد و برگزاری مراسم عزاداری می دادند و حالا هم ظاهرا شیعیان را برادران مسلمان خود می نامند در حالی که القاعده و داعش شیعیان را منحرف می دانند و حتی داعش پا را این هم فراتر گذاشته و دیگر مسلمانان را هم تکفیر می کند. گر چه که عقاید دیوبندی و سلفی در طالبان وجود دارد، با تفکر ملی گرایی شان و برخی دیگر از افکارشان متناقض است و این عامل درست شناختن این گروه را دشوار کرده است.
امید ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۷:۱۸
مطلب خیلی ضعیفه طالبان با یک دوره حکمرانی و مقبولیت بین المللی برخوردار بودند و برخلاف داعش ، منطقه ای و محدود به افغانستان بود. نقش نیروهای عراقی در شکست داعش از مهم ترین دلایل شکست این گروه بود
فدوی ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۸:۱۷
حتما نباید گروه های تندرو کاملا مشابه هم باشند اما در یک چیز مشترک هستند ، خواسته یا ناخواسته ابزار دست آمریکا هستند . اخیرا در خاورمیانه و قبلتر در آمریکای لاتین و به طور مداوم در آفریقا .
اشکان ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ | ۲۰:۴۰
داعش نابود نشده در حالت خواب است و به هنگام نیاز با دستور قطر بیدار خواهد شد چنانچه طالبان را بیدار کردند
آبتین ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ | ۰۷:۴۶
اولا داعش کلا نابود نشده بلکه باتغییر اسم در بین گروه های تکفیری و سلفی مورد حمایت ترکیه قرار داره. دوما داعش هم طرفداران زیادی بین بعضی گروه های تندرو محلی درعراق و سوریه و تندروهای مهاجر در اروپا و چچنیها و ترکهای آسیای مرکزی داره. سوما داعش تضعیف شد چون گروه هایی مثل نیروهای عراقی، پیشمرگه ها و نیروهای کرد سوری به طور موثر و با دادن تلفات باهاش جنگیدن و این نبروها مورد حمایت مردم بومی مناطق خودشون بودن. ازتش افغانستان بعضا حمایت مردمی در برخی مناطق رو نداره.
خسرو ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ | ۲۱:۱۸
طالب همان طلبه هست و نیروهای اولیه طالبان از طلبه های مدارس دینی درافغانستان و پاکستان بودند که بواسطه حمایت پاکستان و خسته شدن مردم افغانستان از جنگ قدرت مجاهدان توانستند تقریبا همه افغانستان را تحت نفوذ قرار دهند ، عقاید دینی متداول اهل تسنن را دارند و در دوره قبلی حکومتشان قبل از حمله امریکا -از حمایت مردمی برخوردار بودند ، ولی شکست از امریکا و سرکوبی ، آنان را رادیکال و افراطی تر کرد ولی امروز با درک شرایط جهانی ، خواستار تعامل با ایران و روسیه و... دیگران هستند - قبلا اشتباهات وحشتناکی کرده اند ولی با علم به اینکه طالبان یک گروه متشکل و یکدست نیست احتمال تقابل ودشمنی با ایران متصور نیست در ضمن ملت افغانستان جنگ آزموده و مجرب هستند اگر گروهی توانست در افغانستان قدرت را بدست گیرد یعنی بیشتر مردم با آن مخالف نیستند
کا کا احمد کابلی ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۲:۳۶
طالبان گروه های اجاره ای اند رهبری واحد هم ندارند ، از بیکاری ، فقر ظلم و بیعدالتی، وجود فاسد ترین نظام به تفنگ و جنگ رو آورده اند، یعنی جنگ شده شغل ، آنطرف هم سرباز نگون بخت از شدت فقر و گرسنگی مجبور به سربازی شده و از همان طریق نان میخورد. این وسط یک اقلیت مفتخور ۳۲ میلیون انسان فقیر را با کمک استعمار گران غربی گروگان گرفته و این ها همانهای اند که داد از دموکراسی، حقوق بشر ، سکولاریزم و لیبرالیزم میزنند ولی خود جنایتکارانی کار کشته و آزموده در مکتب غرب و غربی ها اند. ایکاش ایران آنقدر قوی بود که شر این اراذل سکولار را از سر مردم افغانستان دفع میکرد.
حسین ۲۲ شهریور ۱۴۰۰ | ۲۱:۴۹
طالبان و داعش هر دو ساخته آمریکا هستند با اهدافی متفاوت. طالبان رو در پاکستان ایجاد کرد تا بتونه همیشه جای پایی برای حضور در افغانستان و چپاول منابعش داشته باشه. ضمن اینکه خود پاکستان هم در تحجر و عقب ماندگی نگه داره و همیشه نیازمند به آمریکا. اما داعش رو بعنوان فرصتی برای ابراز وجود و نفوذ و تحت کنترل در آوردن سوریه ساخت که البته با تو دهنی روسیه روبرو شد و خودش و مزدورش یعنی داعش با اردنگی از سوریه بیرون انداخته شدند.