لزوم عملیاتی شدن گام چهارم، ولو به قیمت فروپاشی توافق هسته‌ای

اروپا بداند خروجش از برجام، توافق با ایران را به رویا تبدیل می‌کند

۱۴ مهر ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۸۶۶۸۵ اروپا پرونده هسته ای انتخاب سردبیر
محمد مرندی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی پیرامون واکنش ایران در قبال تهدید سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان مبنی بر خروج از برجام بر این نکته تاکید دارد: ممکن است که شدت و یا ضعف انتخاب ها و برنامه های ایران در گام چهارم به تصمیم اروپا در خروج و تعهد به برجام اثر گذار باشد. اما به هر حال نباید این مسئله را به عنوان شاخصی در تعیین شدت و ضعف برنامه ها، اقدامات انتخاب های خود در گام چهارم مدنظر قرار دهیم و این دغدغه را داشته باشیم که آیا اروپایی‌ها با شدت عمل ما در گام چهارم از برجام خارج خواهند شد یا خیر؛ پس ایران باید گام های خود را در کاهش تعهدات برجامی با قاطعیت بردارد تا به اهداف مد نظر خود دست پیدا کند، ولو این که اروپایی ها از برجام خارج شوند و در نهایت توافق هسته‌ای از هم فرو بپاشد.
اروپا بداند خروجش از برجام، توافق با ایران را به رویا تبدیل می‌کند

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – اخیرا روزنامه گاردین فاش کرد اتحادیه اروپا با ارسال پیامی خصوصی به تهران هشدار داده است اگر ایران تهدیدش به دور شدن بیشتر از توافق هسته ای را در قالب عملیاتی شدن گام چهارم کاهش تعهدات برجامی اجرایی کند، این اتحادیه چاره‌ای جز خروج از این توافقنامه را در ماه نوامبر (همزمان با گام چهارم برجامی ایران) نخواهد داشت. پیرو این نکته دیپلماسی ایرانی برای بررسی واکنش ایران در قبال این تهدید به گفت وگو با محمد مرندی، عضو هیئت علمی دانشکده زبان‌ و ادبیات خارجی، متخصص مطالعات آمریکا، فارغ‌التحصیل مقطع دکترای ادبیات زبان انگلیسی از دانشگاه بیرمنگام انگلستان و از پایه‌گذاران مؤسسه مطالعات آمریکای شمالی و اروپا در دانشگاه تهران نشسته است که در ادامه می خوانید: 

 اتحادیه اروپا اخیرا با ارسال پیامی خصوصی به تهران هشدار داده است در صورت تداوم روند کاهش تعهدات ایران ذیل برجام، این اتحادیه چاره‌ای جز خروج از توافق مذکور همزمان با گام چهارم در کاهش تعهدات هسته ای ایران نخواهد داشت. با توجه به اینکه آلمان، فرانسه و انگلستان پیش از این با انتشار بیانیه ای مشترک، جمهوری اسلامی ایران را عامل حمله به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان سعودی معرفی کردند و در ادامه خواستار انجام مذاکرات طولانی مدت با تهران در خصوص مسائلی مانند توان موشکی و دیپلماسی منطقه ای شدند، آیا می توان در مجموع به این نتیجه رسید که اکنون اروپایی ها با این دست مواضع رسما فکر خروج از برجام هستند؟ اگر این تغییر موضع وجود دارد، دلایل آن ناشی از چیست؟

اکنون تغییر مواضع اروپایی ها در قبال برجام کاملا مشهود است و این مسئله بسیار طبیعی است، چراکه فشارهای ناشی تحولات اخیر که به سود آنها نیست لاجرم اروپا را به سمت تغییر موضع کشانده است. پیرو این نکته جمهوری اسلامی ایران در هفته ها و ماه های اخیر فشارهای جدی را در دو بعد پی گرفته است؛ اولین بعد از این فشارها به قدرت گیری متحدین منطقه‌ای تهران در قالب محور مقاومت باز می گردد. یقینا در سایه این قدرت گیری شاهد افزایش فشار به برخی کشورهای عربی منطقه و به تبع آن فشار بر کشورهای فرامنطقه ای همسو با آنها از آمریکا تا اروپا هستیم. به هر حال تغییر در توازن قدرت و بروز و ظهور بیشتر توان در نیروهای محور مقاومت از انصارالله در یمن تا حزب الله لبنان و دیگر نیروها در سوریه، عراق و فلسطین سبب خواهد شد که بازیگرانی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و دیگر کشورهای همسو در منطقه تحت فشار قرار گیرند. به خصوص که اکنون تحولات منطقه بعد از حمله انصارالله یمن به تاسیسات نفتی آرامکو عربستان و عملیات موفقیت‌آمیز "نصر من الله" به کلی در منطقه دگرگون شده است. در کنار آن پیروزی های ارتش سوریه در ادلب نیز توانسته است توازن قوا را به نفع محور مقاومت در منطقه تغییر دهد. به موازات آن نیز همگرایی و همسویی برخی از کشورها و بازیگران مهم منطقه مانند ترکیه و قطر وزن و جایگاه محور مقاومت را در منطقه سنگین تر کرده است. 
در بعد دیگر جمهوری اسلامی ایران با پیشبرد گام های خود در قالب کاهش تعهدات برجامی توانسته فشارهای لازم را بر اعضای باقیمانده در برجام به ویژه سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلستان و حتی ایالات متحده آمریکا که از توافق هسته ای خارج شده است، وارد کند. از این رو به هر میزان که جمهوری اسلامی ایران در هر کدام از این ابعاد فشارهای خود را افزایش دهد، طبیعی است که به تبع آن سطح تنش و تخاصم بالاتر خواهد رفت؛ هرچند که آغاز کننده این شرایط، به خصوص در حوزه برجام، ابتدا به ساکن خروج دونالد ترامپ از توافق هسته ای و بعد از آن بدعهدی های اروپا در عمل به تعهداتشان بود که ایران را به سمت عملیاتی کردن گام های کاهش تعهدات برجامی و فشار بر آنها برد.
پس مادامی که اروپایی ها همسویی و همگرایی خود را با آمریکا در تعهد برجام داشته باشند، جمهوری اسلامی ایران باید فشارهای خود را در هر دو بعد افزایش دهد تا با این مقابله به مثل، توازن قوا شکل گیرد. بنابراین هرچه این تقابل افزایش پیدا کند، ادبیات و مواضع طرفین قدری خصمانه تر خواهد بود و هر کدام از طرفین دست به تهدید علیه طرف مقابل خواهد زد. در سایه این نکات ما اکنون در این شرایط به سر می بریم. بنابراین اروپایی ها نیز برای مقابله با فشارهای جمهوری اسلامی ایران، هم در مناسبات منطقه‌ای و هم در حوزه برجامی سعی کرده اند ادبیاتی خصمانه تر را در قالب محکوم کردن ایران در حمله به تاسیسات نفتی آرامکو و تهدید به خروج از برجام همزمان با اجرایی شدن گام چهارم به کار ببرند و به تبع آن شاهد تغییر مواضع آلمان، فرانسه و انگلستان در قبال ایران و برجام هستیم.

مقام معظم رهبری اخیرا در سخنانی به صراحت عنوان داشتند که جمهوری اسلامی ایران باید گام های خود را در کاهش تعهدات برجامی تا رسیدن به هدف غایی ادامه دهد و این بدان معناست که تهران یقیناً گام چهارم را هم بدون در نظر داشتن مواضع اروپایی ها مطابق با سه گام پیشین بر خواهد داشت. با این تفاسیر سناریو های پیش رو در آن سو برای آلمان، فرانسه و انگلستان چه خواهد بود؛ آیا تهدید اروپاییها عملی خواهد شد و یا در حد یک بلوف سیاسی باقی خواهد ماند؟

این که اروپایی ها همزمان با عملیاتی شدن گام چهارم ایران در کاهش تعهدات برجامی چه اقدامی را انجام خواهند داد، حداقل برای من روشن و قطعی نیست. البته چنان که اشاره داشتید می‌توان سناریوهای متعددی برای این مسئله مطرح کرد. اما هنوز برای اظهار نظر قطعی زود است، به خصوصکه هنوز برنامه ها و اولویت های جمهوری اسلامی ایران در گام چهارم کاهش تعهدات برجامی روشن و مشخص نیست. از این رو کماکان شرایط دارای ابهام و پیچیدگی های خاص خود است. البته در این میان نوع عملکرد طرف های باقی مانده در برجام به خصوص آلمان، فرانسه و انگلستان در مدت زمان منتهی به عملیاتی شدن گام چهارم نیز می تواند در شدت و ضعف اقدامات و انتخاب های ایران در گام پیش رو موثر باشد. چون یقینا در یک ماه باقی مانده تا گام چهارم به هر میزان که ما شاهد بدعهدی، مواضع خصمانه تر و درشت گویی بیشتر از طرف‌های اروپایی باشیم، جمهوری اسلامی ایران طبعاً گام چهارم را با شدت عمل بیشتر و قاطعیت پررنگ تری بر خواهد داشت. زیرا همان گونه که گفتم اکنون شرایط به نقطه ای رسیده است که طرفین برای موازنه قوا، تنش را به لایه های بالاتر برده اند و طبعاً به واسطه افزایش تنش، نوع و سطح روابط و هم چنین ادبیات، مواضع و سخنان هم تغییر پیدا خواهد کرد. 
در مجموع تمام این نکات یاد شده برای اروپا دو سناریو بیشتر وجود ندارد؛ یا اروپایی‌ها در سایه تهدید خود همزمان با عملیاتی شدن گام چهارم از برجام خارج می‌شوند و یا کماکان به صورت نمایشی و اسما به توافق هسته ای متعهد خواهند بود، اما هیچ کدام از این دو حالت نباید روی رفتار، اقدامات و انتخاب های ایران جمهوری اسلامی ایران اثر سوئی داشته باشد، حتی اگر تهران بر این واقعیت اشراف داشته باشد که اروپایی‌ها همزمان با اجرایی شدن گام چهارم در کاهش تعهدات برجامی از توافق هسته خارج خواهند شد، باید گام چهارم گام قاطعی باشد. 
همان گونه که تا اکنون مشخص است اروپایی‌ها به هیچ کدام از تعهدات برجامی خود عمل نکرده و من بعد هم عمل نخواهند کرد. لذا حتی اگر همزمان با اجرایی شدن گام چهارم ایران در کاهش تعهدات برجامی سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان در برجام باقی بمانند باز هم یقین بدانید که اروپایی ها به تعهدات برجامی خود عمل نمی‌کنند. بنابراین لزومی ندارد که ما این گام (چهارم) را همراه با ملاحظات سیاسی و دیپلماتیک بدانیم.
از طرف دیگر اگر اروپایی ها به فرض محال از برجام خارج شوند و دوباره پرونده ما را به شورای امنیت ارجاع دهند، وضعیت جمهوری اسلامی ایران از شرایط کنونی بدتر نخواهد شد. چون اکنون تمام منافذ و بسترهای تعامل با ایران در حوزه تجاری و اقتصادی به واسطه تحریم های ایالات متحده آمریکا و نیز بدعهدی های اروپایی ها بسته شده است.

در سایه نکته شما آیا شدت و یا ضعف اقدامات و انتخاب های ایران در گام چهارم کاهش تعهدات برجامی می‌تواند در ماندگاری و یا عدم ماندگاری اروپایی ها در برجام موثر باشد؟

بله ممکن است که شدت و یا ضعف انتخابها و برنامه های ایران در گام چهارم به تصمیم اروپا در خروج و تعهد به برجام اثر گذار باشد. اما به هر حال نباید این مسئله را به عنوان شاخصی در تعیین شدت و ضعف برنامهها، اقدامات انتخاب های خود در گام چهارم مدنظر قرار دهیم و این دغدغه را داشته باشیم که آیا اروپایی‌ها با شدت عمل ما در گام چهارم از برجام خارج خواهند شد یا خیر. 
ایران باید گام های خود را در کاهش تعهدات برجامی با قاطعیت بردارد تا به اهداف مد نظر خود دست پیدا کند، ولو این که اروپایی ها از برجام خارج شوند و در نهایت توافق هسته‌ای از هم فرو بپاشد، ما باید با قاطعیت خود در گام های کاهش تعهدات برجامی به طرف‌های اروپایی نشان بدهیم که نه یک ماه دیگر، نه یک سال دیگر و ۱۰ سال دیگر جمهوری اسلامی ایران حاضر به دادن امتیاز و انعطافی مشابه برجام نخواهد بود و هرگز توافق نظیر برجام را تکرار نخواهد کرد و به حداقل های که ما در برجام پذیرفته ایم رضایت نخواهیم داد. 

اما اگر ما تهدیدات اروپایی ها را جدی بدانیم و همزمان با عملیاتی شدن گام چهارم جمهوری اسلامی ایران در کاهش تعهدات برجامی آلمان، فرانسه وانگلستان نیز از توافق هسته‌ای خارج شوند چه آینده‌ای برای برجام به وقوع خواهد پیوست؟ آیا دیگر چیزی به نام برجام وجود خواهد داشت؟ 

هان گونه که اشاره شد من معتقدم که عملکرد جمهوری اسلامی ایران باید به گونه ای باشد که به اروپا این هشدار و باور را بدهد که اگر از برجام خارج شوند دیگر هیچ تضمینی وجود ندارد که جمهوری اسلامی ایران حتی پای میز مذاکره برای احیای توافقنامه ای مانند برجام حاضر شود. به بیان دیگر باید اروپا این را بداند که با خروج از برجام و لغو توافق هسته‌ای حتی همین برجام هم در آینده برای آنها به یک آرزو بدل خواهد شد. چون اگر جمهوری اسلامی ایران از برجام خارج شود دیگر امتیازاتی را که در قالب این توافق به آمریکا و اروپا داده است، نخواهد داد و نرمش و انعطاف سیاسی و دیپلماتیکی را که در دوران مذاکرات برجامی به غربی‌ها نشان داد در آینده تکرار نمی کند. بنابراین اروپا این فرصت مغتنم را از دست نخواهند داد. 

در تقابل با گفته های شما برخی معتقدند اگر گام چهارم ایران در کاهش تعهدات برجامی بدون در نظر گرفتن ملاحظات دیپلماتیک باشد و به تبع آن با بر انگیخته شدن حساسیت اروپایی ها، شرایط به سمت ارجاع پرونده ما به شورای امنیت، فعال کردن مکانیسم ماشه و احیای قطعنامه ها پیش رود، وضعیت کشور به شدت متفاوت از امروز خواهد بود. لذا تهران حتی المقدور از اقدامات و رفتارهایی که حساسیت زا است دوری کند؛ ارزیابی شما در این رابطه چیست؟ آیا به باور شما اکنون با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، فعال شدن مکانیسم ماشه و احیای دوباره قطعنامه ها شرایط برای کشور تغییر چندانی نخواهد داشت؟

خیر، چون اکنون به واسطه حدود یک سال و نیم تحریم‌ یک جانبه و ظالمانه‌ ایالات متحده آمریکا ضد جمهوری اسلامی ایران در قالب سیاست فشار حداکثری ما در تنگنا و محدویت اقتصادی قرار داریم، پس به فرض محال اگر تمام این شرایط موجب شود که پرونده ایران دوباره به شورای امنیت بازگردد و در نهایت قطعنامه ها علیه ما به کار گرفته شوند، وضعیت ما با امروز چندان تفاوت نمی کند. البته این نکته هم نباید مغفول بماند که اگر در نهایت این سناریو در دستور کار قرار بگیرد و نهایتا برجام از هم فرو بپاشد، جمهوری اسلامی ایران دیگر هیچ محدودیتی برای احیای توان هسته‌ایش به دوران قبل از حصول برجام نخواهد داشت. بلکه حتی با شدت و سرعت بالاتری دنبال باز تولید بیشتر دانش و توان صلح آمیز هسته‌ای خواهد بود؛ آن گاه شرایط به شدت متفاوت خواهد شد، به گونه ای که حتی خود ایالات متحده آمریکا و اروپایی ها دوباره به دنبال مذاکره با ایران خواهند بود. اما در آن صورت ایران به دلیل آنکه توانسته است که سطح دانش و توان خود را در صنعت هسته ای با سرعت و شتاب بیشتری چند برابر کند، دیگر حاضر به دادن امتیاز و انعطافی مشابه با برجام نخواهد بود. چون واقعیت این است که اکنون جمهوری اسلامی ایران تمام تلاش خود را در قالب گام های کاهش تعهدات برجامی برای حفظ، تداوم و اجرایی شدن همین برجام و متعهد ماندنش به توافق هسته ای به کار بسته است. پس اگر در نهایت اروپایی حاضر به انجام تعهدات خود شدند که جمهوری اسلامی ایران نیز به تبع آن توافق هسته ای را با شدت و ضعف و با وجود تمام نقص هایش پیش خواهد برد. اما اگر در آینده تهران به این یقین برسد که دیگر امیدی به اروپایی‌ها برای حفظ برجام وجود ندارد مطمئن باشید که دیگر برنامه های ایران متفاوت از دوران برجام پی گرفته می شود.

کلید واژه ها: محمد مرندیبرجامایرانآلمانفرانسهانگلیسشورای امنیتمکانیسم ماشهحمله به تاسیسات نفتی عربستانآمریکا


( ۱۰ )

نظر شما :