انتخابات پارلمانی اروپا تاثیری بر مناسبات ایران و قاره سبز ندارد

زمینه چینی برای همراهی قاره سبز علیه ایران با سفر پمپئو و ترامپ به اروپا

۱۲ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۸ کد : ۱۹۸۳۸۶۵ اخبار اصلی اروپا
عبدالرضا فرجی راد در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی پیرامون اهداف سفرهای دیپلماتیک مقامات کاخ سفید به اروپا بر این نکته تاکید دارد: یقیناً ایالات متحده با این سفرها به دنبال فشار بیشتر بر کشورهای اروپایی، به خصوص تروئیکای اروپایی به منظور کاهش حمایت برلین، پاریس و لندن از ایران و همسویی بیشتر با کاخ سفید است، به خصوص که اخیراً اخباری دال بر کشیده شدن پرونده انفجار فجیره به شورای امنیت سازمان ملل مطرح شده است و در این راستا کاخ سفید نیاز جدی و البته عملی به حمایت سیاسی و دیپلماتیک سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلستان در شورای امنیت برای تصویب قطعنامه و محکومیت ایران در دست داشتن در انفجار فجیره دارد تا از این طریق بتواند زمینه را برای اجماع علیه تهران شکل دهد.
زمینه چینی برای همراهی قاره سبز علیه ایران با سفر پمپئو و ترامپ به اروپا

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – با روشن شدن نتایج انتخابات پارلمانی اتحادیه اروپا اگرچه احزاب سنتی باز هم جریان اصلی راه را در دست گرفتند، اما سایه سنگین حضور جریان‌های راست رادیکال و پوپولیستی قدرت عمل سابق را از این احزاب گرفته است. در سایه این مسئله برخی از کارشناسان بر این باورند که حضور پوست اندازی پارلمان اتحادیه اروپا می‌تواند بر مناسبات و سیاست‌های این اتحادیه، به خصوص در حوزه سیاسی و دیپلماتیک اثرات سویی را داشته باشد، اما به واقع این مسئله تا چه اندازه می تواند مناسبات تهران و قاره سبز را تحت الشعاع قرار دهد، با توجه به اینکه جریان راست رادیکال همخوانی بیشتری با نگاه و سیاست های دونالد ترامپ دارد؟ دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مسئله، گفت و گویی را با عبدالرضا فرجی راد، سفیر اسبق ایران در نروژ، استاد ژئوپلیتیک و کارشناس مسائل بین الملل صورت داده است که در ادامه از نظر می گذرانید:

نتایج نهایی انتخابات پارلمانی اتحادیه اروپا که از 23 تا 26 ماه مه در جریان بود از سهمیه ای نزدیک به ۲۵ تا ۳۵ درصد از کرسی های این پارلمان به جریان های پوپولیستی و راست رادیکال حکایت دارد که در تاریخ اتحادیه اروپا بی سابقه است. با توجه به اینکه این جریان همخوانی و همسویی بیشتری با سیاست‌های دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا دارد در برخی از تحلیل ها بیم آن می‌رود که مناسبات تهران و قاره سبز، به خصوص در قبال برجام و تعهدات سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان در این رابطه تحت‌الشعاع قرار گیرد؛ از نگاه شما این مسئله تا چه اندازه مطابق با واقعیت است؟

اگرچه مفروض شما در سوالتان درست است، اما با توجه به اینکه نتایج و خروجی نشست های پارلمان اتحادیه اروپا جنبه اجرایی چندان بالایی ندارد، نمی‌تواند اثر چندان پررنگی بر مناسبات قاره سبز با جمهوری اسلامی ایران در زمینه های مختلف داشته باشد. اگرچه اکنون برخی از کرسی‌های پارلمانی به جریان‌های راست رادیکال و پوپولیستی که همخوانی و همسویی بیشتری با سیاست‌های دونالد‌ ترامپ دارند اختصاص پیدا کرده است و حتی برخی از این جریان ها در تعدادی از کشورهای اروپایی با حمایت های کاخ سفید برای پیروزی در انتخابات پارلمانی اتحادیه اروپا به قدرت رسیده اند، ولی با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران با پارلمان اتحادیه اروپا در خصوص برخی از مسائل خاص که بیشتر ناظر بر مسائل حقوق بشری بود تبادل نظر داشت، نمی توان جولان و قدرت نمایی چندان جدی از جانب پارلمان اتحادیه اروپا برای تاثیرگذاری و فشار بر ایران متناسب با سیاست های ایالات متحده آمریکا را شاهد بود. از طرف دیگر چنان که اشاره داشتید اگر‌چه جریان‌های راست رادیکال توانستند نزدیک به یک سوم پارلمان اتحادیه اروپا را در دست بگیرند، اما هنوز جریان غالب تلقی نمی شوند و تاثیرگذاری چندانی هم ندارند. البته با این وجود باید این مسائل هم به طور جدی از جانب ایران مورد بررسی قرار بگیرد. 

در کنار این مسئله از دو روز (جمعه) شاهد آغاز سفرهای اروپایی مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده به اروپا با حضور در آلمان با محوریت پیگیری مناسبات تهران و برلین بودیم که پیش از این در 7 مه (17 اردیبهشت) به دلیل سفر پمپئو به عراق نیمه کاره رها شده بود. مضافا بر آن قرار است طی سفری سه روزه، فردا دوشنبه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا نیز دیداری با مقامات انگلستان داشته باشد. آیا سفرهای دیپلماتیک کاخ سفید، آن هم بعد از روشن شدن نتایج انتخابات پارلمانی اتحادیه اروپا به معنای تلاش واشنگتن در خصوص همسویی قاره سبز با سیاست های خود در قبال ایران و دیگر موضوعات است؟ 

این سوال شما بسیار مهم است، چرا که اساساً حضور آمریکایی‌ها از خود دونالد ترامپ تا مایک پمپئو در اروپا یقیناً با محوریت ایجاد انشقاق و گسل میان مناسبات قاره سبز با تهران است. همان گونه که اشاره داشتید مایک پمپئو صراحتاً یکی از موضوعات و محورهای گفت‌وگوی خود با آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان و هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان را جمهوری اسلامی ایران معرفی کرد. در کنار آن خود برلین هم مهمترین موضوع و محور گفت وگو و مذاکرات با وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا در جریان سفر مایک پمپئو را جمهوری اسلامی ایران دانست. پس در این راستا یقیناً کاخ سفید به دنبال فشار بیشتر بر کشورهای اروپایی، به خصوص تروئیکای اروپایی به منظور کاهش حمایت برلین، پاریس و لندن از ایران و همسویی بیشتر با کاخ سفید هستند، به خصوص که اخیراً اخباری دال بر کشیده شدن پرونده انفجار فجیره به شورای امنیت سازمان ملل مطرح شده است و در این راستا کاخ سفید نیاز جدی و البته عملی به حمایت سیاسی و دیپلماتیک سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلستان در شورای امنیت برای تصویب قطعنامه و محکومیت ایران در دست داشتن در انفجار فجیره دارد تا از این طریق بتواند زمینه را برای اجماع علیه تهران شکل دهد. لذا این سفرها می تواند در این قالب مورد بحث و بررسی قرار گیرد و از همبن زاویه نگاه هم باید این حضور سران و مقامات کاخ سفید در قاره سبز را بسیار مهم و جدی تلقی کرد.  البته باید گفت که سفر دونالد ترامپ به انگلستان کمی متفاوت از سفر مایک پمپئو به آلمان است، چرا که سفر دیپلماتیک در سطح سران اهمیت بیشتری دارد، اما باز هم چندان خروج جدی نخواهد داشت، چون لندن اکنون به واسطه استعفای خانم ترزا می و نیز مشکلات و چالش های ریز و درشتی که به واسطه برگزیت گرفتار آن شده است، عملا نمی تواند همراهی جدی با سیاست های کاخ سفید داشته باشد. به هر حال این کشور و در دایره بزرگ تر بریتانیا اکنون دچار یک دوپارگی و چندپارگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شده است، به گونه ای که یک بحران جدی را برای لندن شکل داده است. لذا همراهی با سیاست‌های کاخ سفید در موضوع ایران این بحران انگلستان را بیشتر خواهد کرد و این مطلوب لندن نیست، البته امکان دارد که انگلستان با توجه به تحولات و اتفاقاتی که در خاورمیانه و به خصوص در خلیج فارس روی داده است، همراهی های دیپلماتیکی در قالب چند موضع سیاسی و دیپلماتیک داشته باشد، اما نهایتاً این خروجی چندان جدی نخواهد بود. 

اما واکنش تروئیکای اروپایی در این خصوص چه خواهد بود؟

با توجه به تفاوت نگاه خانم مرکل، مکرون و تا اندازه ای ترزا می که چند روزی تا پایان حیات سیاسیش باقی نمانده با دونالد ترامپ و نیز وجود اختلافات جدی از مسائل اقتصادی و تعرفه های تجاری تا برخی چالش ها در حوزه های امنیتی، دیپلماتیک و نظایر آن به نظر نمی رسد که برلین، پاریس و لندن چندان رغبتی به همسویی و همراهی با سیاست‌های واشنگتن داشته باشند. البته امکان دارد از تریبون برخی نشست‌ها و دیدارها مواضع انتقادی به رفتارهای تهران در قبال توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران داشته باشند، اما من همکاری عملی در حوزه تقابل با ایران را از جانب این کشورها چندان جدی نمی دانم. 

اما دونالد ترامپ اخیراً حمایت جدی از نایجل فاراژ، رئیس حزب برگزیت داشت و در مواضعی خواستار خروج بدون توافق انگلستان از اتحادیه اروپا شد که با واکنش تند برخی از مقامات سیاسی لندن رو به رو شد. البته در کنار آن به نظر می رسد که ترامپ به دنبال به قدرت رسیدن بوریس جانسون، وزیر امور خارجه سابق انگلستان در قامت نخست وزیر این کشور است. آیا در کنار این نکات و سفر ترامپ به انگلستان، کاخ سفید به دنبال پوست اندازی لندن در همراهی با سیاست های دونالد ترامپ است؟

به هر حال ایالات متحده تلاش خود را برای پوست اندازی انگلستان به ‌منظور همراهی و حمایت از سیاست های کاخ سفید را از جانب لندن خواهد داشت و در این راستا سعی خواهد کرد که نخست وزیر آتی انگلیس شخصی باشد که بیشترین همراهی و حمایت عملی را از نگاه  آمریکا برای فشار بر ایران داشته باشد، اما به دلیل شدت بحران سیاسی و اجتماعی در انگلستان نمی توان در شرایط کنونی که تشتت جدی بر فضای انگلستان حاکم است، همراهی عملی جدی از سوی لندن با دونالد ترامپ در قبال ایران را شاهد باشیم.

ولی با تمام این تفاسیر در صورت کشیده شدن پرونده انفجار فجیره به شورای امنیت با محوریت اتهام پراکنی به ایران، لندن، پاریس و برلین به دنبال ایجاد تنش با تهران خواهند بود؟

همان گونه که اشاره کردم اگرچه امکان دارد در شورای امنیت برخی از همراهی ها صورت بگیرد، اما آن حمایت عملی، قاطع و فشرده برای محکوم کردن ایران در انفجار فجیره از جانب اروپایی ها دور از واقعیت است.

با توجه به اینکه کانال مالی اینستکس تنها ابتکار عمل سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان بوده و اساسا ارتباطی با اتحادیه اروپا ندارد و مضافا بر آن، ذیل نکات شما این اتحادیه هم قدرت اجرایی چندانی ندارد، آیا می توان پیش از پایان ضرب الاجل ۶۰ روزه ایران شاهد راه‌اندازی این کانال مالی بود؟

اگر چه کانال مالی اینستکس ابتکار عمل سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان بوده است، اما اتحادیه اروپا هم در کنار این سه کشور تلاش هایی برای راه اندازی آن خواهد داشت. اگرچه تا به امروز این تلاش ها فقط در حوزه مواضع سیاسی و دیپلماتیک بوده و چیزی در میدان عمل مشاهده نشده است، ولی اگر در فرصت باقیمانده اتفاق خاصی از جانب قاره سبز برای راه اندازی کانال مالی صورت نگیرد، برجامی که اهمیت حیاتی برای اروپا دارد، به خطر خواهد افتاد و این مطلوب به نظر اروپایی ها نخواهد بود. لذا انتخابات پارلمانی اتحادیه اروپا نمی‌تواند آن برنامه های سه کشور اروپایی را برای حمایت از برجام تحت الشعاع قرار دهد. از این رو اگر اتفاقی برای راه اندازی این کانال مالی شکل گیرد، نه از جانب پارلمان اتحادیه اروپا که به واسطه کم‌کاری برلین، پاریس و لندن خواهد بود.

کلید واژه ها: عبدالرضا فرجی راداتحادیه اروپاآمریکاایرانانفجار بندر فجیرهآلمانفرانسهانگلستانبرگزیتدونالد ترامپمایک پمپئواینستکس


( ۳ )

نظر شما :

خسرو ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۹:۱۳
در شورای امنیت فرانسه وانگلیس در کنار امریکا خواهدبود ودر رای گیری همراه امریکا خواهند بود این که دیگر حمایت سطحی معنی نمی شود در ضمن هر کسی که در انگلیس نخست وزیر شود به تیم ترامپ نزدیکتر خواهد بود چون جریان رو به رشد در اورپا طرفدار امریکاست باید تحلیل واقع بینانه باشد