از دشمن خارجی تا دشمن درونی: تغییر ماهیت تهدید در دموکراسیهای مدرن
دشمنان خود ما: آمریکا در عصر پوپولیسم خشونتبار
نویسنده: عباس عبدالخانی، پژوهشگر مسائل اقتصادی
دیپلماسی ایرانی: در ادبیات سیاسی و امنیتی دهه های اخیر، مفهوم دشمن عمدتاً در قالب یک عامل بیرونی تعریف میشد؛ دولتهای متخاصم، گروههای افراطی فراملی یا سازمانهای تروریستی که در خارج از مرزهای یک کشور قرار دارند. این نگاه بهویژه پس از جنگ سرد و سپس پس از حملات یازدهم سپتامبر به چارچوب غالب تحلیلهای امنیتی در جهان غرب تبدیل شد. در این چارچوب امنیت ملی به معنای حفاظت از مرزها در برابر تهدیدهای بیرونی فهم میشد و سیاستگذاری نیز عمدتاً بر کنترل و مهار این تهدیدها متمرکز بود. با این حال طی دو دهه اخیر بخشی از ادبیات علوم سیاسی و جامعهشناسی سیاسی نشان داد که تهدیدهای جدی دموکراسیهای مدرن الزاماً از بیرون نمیآیند، بلکه میتوانند از درون جامعه و از دل شکافهای اجتماعی، اقتصادی و هویتی سربرآورند و حتی از تهدیدهای خارجی نیز خطرناکتر شوند.
یکی از مهمترین آثار در این زمینه کتاب «دشمنان خود ما: آمریکا در عصر پوپولیسم خشونتبار» است. نویسنده این اثر، رابرت پیپ استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و از برجستهترین پژوهشگران حوزه تروریسم و خشونت سیاسی معاصر است. پیپ قبلا با کتاب مهم خود «منطق راهبردی تروریسم انتحاری» جایگاه علمی ویژهای در ادبیات امنیتی پیدا کرده بود. در آن اثر او نشان داد که بسیاری از عملیاتهای انتحاری نه محصول صرف ایدئولوژی مذهبی یا انگیزههای فردی، بلکه نتیجه منطق سیاسی مقاومت در برابر اشغال خارجی هستند. این رویکرد، نگاه سنتی به تروریسم را به چالش کشید و تحلیل آن را از سطح روانشناختی به سطح ساختاری و سیاسی منتقل کرد.
در کتاب «دشمنان خود ما»، تمرکز تحلیل پیپ از بیرون به درون تغییر میکند. مسئله اصلی دیگر تروریسم فراملی یا دشمن خارجی نیست، بلکه این پرسش است که چگونه در یک دموکراسی پیشرفته مانند ایالات متحده، خشونت سیاسی میتواند در درون جامعه ریشه بدواند و بخشی از شهروندان را به پذیرش یا حتی توجیه آن سوق دهد. پیپ برای توضیح این پدیده از مفهوم «پوپولیسم خشونتبار» استفاده میکند. این مفهوم به وضعیتی اشاره دارد که در آن رقابت سیاسی از سطح اختلاف نظر بر سر سیاستها فراتر میرود و به سطح دشمنی وجودی میان گروههای اجتماعی ارتقا پیدا میکند. در چنین شرایطی، طرف مقابل دیگر یک رقیب مشروع سیاسی تلقی نمیشود، بلکه به عنوان تهدیدی برای بقای جامعه یا هویت جمعی تصویر میشود.
در تحلیل پیپ، این تحول ناگهانی نیست، بلکه نتیجه یک فرایند تدریجی و انباشته است. شکافهای اقتصادی، فرهنگی و هویتی در طول زمان عمیقتر میشوند و بهتدریج ساختار ادراک سیاسی افراد را تغییر میدهند. زمانی که گروههای اجتماعی دیگر یکدیگر را به عنوان رقیب مشروع نمیپذیرند، بلکه به عنوان دشمن وجودی درک میکنند، زمینه ذهنی برای پذیرش خشونت فراهم میشود. در این مرحله، خشونت دیگر یک رفتار کاملاً حاشیهای یا استثنایی نیست، بلکه به گزینهای قابل تصور در ذهن برخی افراد تبدیل میشود. اهمیت این نکته در آن است که خشونت پیش از آنکه در سطح رفتار ظاهر شود، در سطح ادراک و زبان سیاسی شکل میگیرد.
یکی از محورهای اساسی کتاب، مفهوم قطبیشدن ساختاری جامعه است. در این وضعیت، اختلافات سیاسی تنها به سیاستهای اقتصادی یا اجتماعی محدود نمیشود، بلکه با هویت افراد گره میخورد. افراد خود را نه صرفاً به عنوان شهروندانی با دیدگاههای متفاوت، بلکه به عنوان اعضای گروههای هویتی متعارض تعریف میکنند. در نتیجه، سیاست از یک میدان رقابت بر سر برنامهها به میدان رقابت بر سر هویت و بقا تبدیل میشود. در چنین فضایی، حتی شکست انتخاباتی نیز نه به عنوان بخشی طبیعی از گردش قدرت در دموکراسی، بلکه به عنوان تهدیدی علیه موجودیت یک گروه اجتماعی تفسیر میشود. این تغییر معنایی، یکی از مهمترین نشانههای فرسایش دموکراسی از درون است.
رابرت پیپ در تحلیلهای خود نشان میدهد که این روند محدود به حاشیههای جامعه نیست، بلکه میتواند به درون جریانهای اصلی سیاسی نیز نفوذ کند. هنگامی که رهبران سیاسی، رسانهها و بازیگران عمومی از ادبیاتی استفاده میکنند که در آن رقیب سیاسی به عنوان «دشمن» یا «تهدید ملی» معرفی میشود، مرز میان رقابت سیاسی و خصومت امنیتی از بین میرود. در چنین شرایطی زبان سیاست به تدریج از زبان گفتگو و مصالحه به زبان تقابل و حذف تغییر میکند. این تغییر زبانی بسیار مهم است، زیرا خشونت سیاسی معمولاً ابتدا در سطح زبان و روایت مشروعیت پیدا میکند و سپس در سطح عمل بروز مییابد.
در کتاب، پیپ با استفاده از دادههای پیمایشی و مطالعات میدانی نشان میدهد که تمایل به پذیرش خشونت سیاسی در میان بخشی از جامعه آمریکا در حال افزایش است. این یافته از نظر او بسیار نگرانکننده است، زیرا نشان میدهد که خشونت سیاسی دیگر صرفاً محدود به گروههای افراطی کوچک نیست، بلکه در حال گسترش به لایههای وسیعتری از جامعه است. به عبارت دیگر نوعی عادیسازی تدریجی خشونت در حال شکلگیری است؛ به گونهای که برخی افراد ممکن است در شرایط خاص، استفاده از خشونت را به عنوان ابزار سیاسی قابل توجیه بدانند. این وضعیت یکی از نشانههای کلاسیک فرسایش هنجارهای دموکراتیک است.
در این چارچوب، مفهوم دشمن نیز دستخوش بازتعریف میشود. در ادبیات سنتی امنیت ملی، دشمن معمولاً یک عامل خارجی یا نهادی کاملاً متمایز از جامعه تعریف میشود. اما در تحلیل پیپ، دشمن میتواند از درون همان جامعه و حتی از میان شهروندان عادی شکل بگیرد. این تحول مفهومی پیامدهای عمیقی برای نظریه دموکراسی دارد، زیرا دموکراسی بر فرض رقابت مسالمتآمیز میان دیدگاههای مشروع بنا شده است. زمانی که طرف مقابل به عنوان دشمن وجودی تعریف شود، اصل بنیادین دموکراسی یعنی پذیرش مشروعیت مخالف تضعیف میشود.
یکی دیگر از عوامل کلیدی در تحلیل پیپ، نقش رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی است. این فضاها با الگوریتمهای شخصیسازی محتوا، افراد را بیشتر در معرض اطلاعات همسو با دیدگاههای خود قرار میدهند. نتیجه این فرایند، شکلگیری محیطهای اطلاعاتی بسته یا همان اتاقهای پژواک است که در آن افراد کمتر با دیدگاههای متفاوت مواجه میشوند. این وضعیت نه تنها به کاهش گفتگوی اجتماعی منجر میشود، بلکه سوءظن نسبت به گروههای دیگر را افزایش میدهد و درک متقابل را تضعیف میکند. در چنین شرایطی، قطبیشدن سیاسی تشدید شده و امکان مصالحه کاهش مییابد.
سیاست در این وضعیت از یک عرصه رقابت برنامهها و سیاستها به عرصه هویتها و بقا تبدیل میشود. در این حالت هر تصمیم سیاسی میتواند به عنوان تهدیدی برای آینده یک گروه اجتماعی تعبیر شود و هر پیروزی یا شکست سیاسی معنایی فراتر از چارچوب دموکراتیک پیدا کند. این تغییر معنایی یکی از نشانههای مهم ورود به مرحلهای از سیاست است که در آن مرز میان رقابت و خصومت از بین میرود.
رابرت پیپ در آثار خود همواره بر تحلیل تجربی خشونت سیاسی تأکید داشته است. او برخلاف رویکردهایی که خشونت را صرفاً محصول ایدئولوژی، تعصب یا انگیزههای فردی میدانند، نشان میدهد که عوامل ساختاری مانند احساس تهدید جمعی، شکافهای اجتماعی و بیعدالتی سیاسی نقش اساسی در شکلگیری رفتارهای خشونتآمیز دارند. در کتاب «دشمنان خود ما»، این رویکرد ساختاری به درون جوامع دموکراتیک منتقل میشود و نشان میدهد که چگونه خودِ ساختارهای اجتماعی و سیاسی میتوانند زمینهساز خشونت شوند.
اهمیت این کتاب در ارائه یک هشدار نظری و تجربی درباره وضعیت دموکراسیهای مدرن است که تذکر می دهد تهدیدهای جدی برای دموکراسی لزوماً از بیرون مرزها نمیآیند، بلکه میتوانند از درون جامعه و از طریق فرسایش تدریجی اعتماد اجتماعی شکل بگیرند. هنگامی که اعتماد میان گروههای مختلف کاهش مییابد، گفتگو جای خود را به تقابل میدهد و رقابت سیاسی به دشمنی تبدیل میشود، حتی نهادهای قدرتمند دموکراتیک نیز آسیبپذیر میشوند. در نگاه پیپ، خطر اصلی برای دموکراسی نه در دشمن خارجی، بلکه در تبدیل «دیگری سیاسی» به «دشمن وجودی» در درون خود جامعه نهفته است.


نظر شما :