تواناییهای ایران، فراتر از تصور
ترامپ و نتانیاهو بدانند استراتژی «چمنزنی» علیه ایران جواب نمیدهد
نویسنده: مونا یعقوبیان، مدیر و مشاور ارشد برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در واشینگتن دی.سی.
دیپلماسی ایرانی: در برههای – چه دیر یا زود – خصومتهای بزرگ علیه ایران به پایان خواهد رسید. وقتی جنگ رسمی با ایران به پایان برسد، اسرائیل ممکن است امیدوار باشد که ایالات متحده با چرخش به سمت استراتژی «چمنزنی» علیه ایران – حملات دورهای برای تضعیف قابلیتهای موشکی و پهپادی ایران و برهم زدن تعادل تهران – موافقت کند. با این حال، این رویکرد مؤثر نخواهد بود. در عوض، پایه و اساس بیثباتی منطقهای طولانیمدت و اختلال جهانی را بنا خواهد نهاد.
رئیس جمهور ترامپ در جستوجوی راهی برای خروج از جنگ ایران، تمایل خود را برای یک استراتژی خروج – چه از طریق مذاکره آتشبس موفقیتآمیز یا از طریق دیگری که هنوز اعلام نشده است – اعلام کرده است. ادعاهای او مبنی بر تغییر رژیم، اورانیوم غنیشده مدفون و ارتش ویرانشده ایران، زمینه را برای خروج قریبالوقوع ایالات متحده از این درگیری فراهم میکند. با این حال، رئیس جمهور همچنین این احتمال را برجسته کرده است که ایالات متحده میتواند در صورت نیاز برای انجام «ضربات نقطهای» به ایران بازگردد. در عمل، چنین طرحی میتواند به راحتی به «چمنزنی» در ایران تبدیل شود و درگیریهای کمشدت را با مداخلات شدیدتری پشت سر بگذارد.
اسرائیل به خوبی با این استراتژی آشناست. دو دانشگاهی اسرائیلی در سال ۲۰۱۳ این اصطلاح را برای استراتژیای برای رسیدگی به «درگیری طولانیمدت و لاینحل» اسرائیل با «گروههای غیردولتی متخاصم» ابداع کردند. این استراتژی مترادف با درگیری طولانیمدت اسرائیل با حماس در غزه شد. در حالی که این رویکرد ممکن است به عنوان یک اقدام موقت برای مدیریت درگیری با حماس عمل کرده باشد، این استراتژی اغلب به دلیل چارچوب غیرانسانی آن، که به مرگ نامتناسب غیرنظامیان و عدم رسیدگی به مبانی سیاسی درگیری منجر شده، مورد انتقاد قرار گرفته است. پس از حمله بیسابقه حماس در ۷ اکتبر به اسرائیل، محدودیتهای بلندمدت «چمنزنی» به طرز دردناکی آشکار شد.
فراتر از کاستیهای «چمنزنی» علیه دشمنان غیردولتی، این استراتژی هرگز برای بازیگران دولتی در نظر گرفته نشده بود. در واقع، نویسندگان به طور خاص از ایران به عنوان چالشی با ابعاد متفاوت – با توجه به جاهطلبیهای هستهای ایران - یاد میکنند که «به بررسی جداگانه نیاز دارد». جمله آخر مقاله محققان اسرائیلی، پیشگویانه است؛ نویسندگان هشدار میدهند: «اگر بازیگران غیردولتی ویژگیهای دولتی و/یا قابلیتهای قدرتمندتری به دست آورند، «چمنزنی» ممکن است به یک استراتژی نظامی منسوخ تبدیل شود.»
به امروز برگردیم. از بین بردن کامل قابلیتهای پهپادی و موشکی ایران عملاً غیرممکن خواهد بود. ایالات متحده و/یا اسرائیل به جای بازگشت به جنگ تمام عیار، ممکن است وسوسه شوند که «چمنزنی» کنند – حملات دورهای را برای تضعیف قابلیتهای پهپادی و موشکی ایران انجام دهند، هر زمان که ارزیابیها نشان دهد تهران به طور قابل توجهی در حال بازسازی زرادخانه خود است. تحت این منطق، ایالات متحده و اسرائیل میتوانند به سادگی تهدید ایران را «مدیریت» کنند و در صورت نیاز بدون درگیر شدن با چالشهای سیاسی ذاتی درگیری با ایران، به انجام حملات بازگردند – یک استراتژی فرسایشی سیزیفگونه و بیپایان.
اما این روش جواب نخواهد داد. ایران حماس نیست. این کشور دومین کشور بزرگ خاورمیانه با جمعیتی بیش از ۹۰ میلیون نفر است؛ در حال حاضر ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده با خلوص بالا دارد و اکنون عملاً کنترل تنگه هرمز را در دست دارد. از همه مهمتر، ایران همچنان پهپادها و موشکهای کافی برای از سرگیری استراتژی جدید خود در ایجاد اختلال در صورت احساس تهدید جدی خواهد داشت. حتی اگر مذاکرات فعلی به توافقی در مورد تنگه منجر شود، تهران هم توانایی و هم اراده خود را برای ایجاد اختلال در ترافیک از طریق این گلوگاه استراتژیک در صورت حمله نشان داده است. (جالب اینجاست که تهران این رویکرد را از حوثیها – گروه یمنی که پس از ۷ اکتبر این تاکتیک را با موفقیت زیادی در دریای سرخ و تنگه باب المندب به کار گرفت – اقتباس کرده است.)
در اصل، از یک خط قرمز عبور شده است. حداقل برای آیندهای قابل پیشبینی، ایران میتواند از تهدید نامتقارن پهپادی و موشکی خود برای ایجاد هرج و مرج منطقهای و اختلال جهانی استفاده کند، اگر شرایط ایجاب کند. حملات پهپادی ایران به کشتیهایی که در عبور از تنگه هرمز سعی دارند یا به فرودگاههای دبی یا دوحه، چه رسد به زیرساختهای انرژی خلیج فارس، بار دیگر منطقه و بازارهای جهانی را دچار آشفتگی خواهد کرد.
همچنین استراتژی «چمنزنی» به چالش جاهطلبیهای هستهای ایران پاسخ نخواهد داد. در عوض، دنبال کردن سیاست حملات دورهای به ایران، جاهطلبیهای تهران برای بازدارندگی پایدار – احتمالاً از طریق دستیابی به سلاح هستهای – را مجدداً تأیید خواهد کرد. پس از حملات متعدد به ایران که از سال ۲۰۲۴ آغاز شد، ایران احتمالاً به این نتیجه رسیده است که داشتن حتی یک دستگاه هستهای خام میتواند امید آن برای بازدارندگی باشد. «چمنزنی» در ایران فقط این جاهطلبیها را بیشتر تحریک میکند.
در آغاز، «چمنزنی» برای از بین بردن قابلیتهای گروههای متخاصم طراحی شده بود، نه حل منازعه یا حتی پرداختن به ابعاد سیاسی چالش. این دکترین، منازعه را اجتنابناپذیر و پایدار میداند و تنها به دنبال تمدید دورههای آرامش نسبی بین جنگهاست. با این حال، در مورد ایران، اتخاذ این رویکرد، واقعیت شومتری را به همراه خواهد داشت. «چمنزنی» در ایران، تهران را به واکنش با حملات پهپادی و موشکی بیثباتکننده سوق میدهد. حتی یک ایرانِ به شدت تخریبشده نیز میتواند شرایط را برای چالشهای حادتر، با پیامدهای خطرناک منطقهای و جهانی، ایجاد کند. این امر میتواند منطقه را به شدت بیثبات کند، اعتماد سرمایهگذاران و به همراه آن، اقتصادهای خلیج فارس را از بین ببرد، آرزوهای خلیج فارس برای یک منطقه متصل به جهان را از بین ببرد و خاورمیانه را به دورانی هابزی عاری از هنجارها، قوانین و نظم سوق دهد.
منبع: مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)/ترجمه: سید علی موسوی خلخالی


نظر شما :