اتحادهایی که شکل خواهند گرفت و فاصلههایی که عمیقتر خواهند شد
نگاهی به آینده کشورهای عربی در سایه پساجنگ
نویسنده: ابوالفضل حسینی نیک، کارشناسی ارشد علوم سیاسی در دانشگاه خوارزمی و دستیار حوزه پژوهش مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه
دیپلماسی ایرانی: با شروع جنگ و افزایش تنش در منطقه خاورمیانه و همگام با شروع دور جدیدی از کنشها در منطقه و باز آرایی صفحه خاورمیانه؛ کشورهای عربی به خصوص عربستان و امارات به عنوان عضوی مهم از بازیگران منطقه؛ عنوان بزرگ سرمایه داران، پیشگامان و الگوهای برخی از کشورهای جهان اسلامی نیز شناخته میشوند. این کشورها سابقه قدیمی در رقابت منطقهای با ایران دارند و همیشه هم در تلاش بودهاند به تعیین کننده ترین قدرت منطقه تبدیل شوند.
از اوایل دهه نود شمسی کشورهای عربی با چرخشی جدید به امنیتی زدایی در سیاست داخلی کشور و همچین خروج از رقابت تسلیحاتی که پیش از این برقرار بود بهسوی سیاستهای توسعه اقتصادی و بازدارنگیهای متاثر از آن سیاستها اقدام کردند برای مثال امارات به تهیه کالاهای تحریمی و جابهجایی پولهایی که ایران دسترسی و توان جابهجایی آن را نداشت، پرداخت. این کار باعث شد این کشورها بتوانند به نوعی توسعه سریع و شکوهمند در زمان کوتاهی دست یابند، البته که این امر برای کشورهای عربی کافی نبود برای تضمین توسعه به سوی طرحهای آینده نگرانه نیز مانند IMEC حرکت کردند که این طرح با سرعت قابل قبولی درحال توسعه و اجرا بود.
با شروع جنگ رمضان/غرش شیران/خشم حماسی اما منطقه در شوکی جدید فرو رفت. کشورهای عربی که انتظار این واکنش سریع، رعد آسا و کوبنده را از طرف ایران نداشتند خود را در میانه نبردی میدیدند که تصور میکردند که به دلیل چرخش از سیاستهای قبلی و خارج شدن از رقابت مستقیم با ایران از آن خارج شدهاند. حملات کوبنده ایران نه تنها بر اهداف از پیش تعیین شده ایران، بلکه بر دورنگار و استراتژی کشورهای عربی خصوصا امارات و عربستان سعودی فرود آمد و اعتبار، امنیت و دور اندیشی آنان را زیر سؤال برد.
آن چنان که میتوان از آینده خاورمیانه برداشت کرد، درصورت باقی ماندن خاورمیانه در وضعیت فعلی و تبدیل شدن به یک صلح مسلحانه در منطقه، البته باتوجه به سختی دسترسی به اطلاعات، باید گفت آینده خاورمیانه بهخصوص برای عربستان و امارات در مسیری جدید خواهد بود. این کشورها به سوی اتحادی نزدیکتر با اسرائیل حرکت خواهند کرد که این اتحاد اصلیترین وجه آن نظامی و بازدارندگی بر پایه عملیاتهای هجومی علیه ایران خواهد بود (زیرا که عملیاتهای ایران به آنها نشان داد سیستم دفاعی عربی – آمریکایی به تنهایی توان مقابله کافی در دفاع از کشورهای عربی را ندارد). این عملیاتها ممکن است به کمک پهپادهای انتحاری برد کوتاه، موشکهای کروز و حملات هوایی انجام شود. این اتحاد میتواند به توسعه شبکهای راداری، منسجم اخطار و پیش اخطار برای مقابله و رهگیری حملات ایران استفاده شود.
بازگشت کشورهای عربی به چرخه رقابت تسلیحاتی قابل پیشبینی است که این امر نیز میتواند علاوه بر تقویت ارتش کشورها تقویت و گسترش ارتش متحده کشورهای عربی را نیز باعث شود که این مورد ممکن است با همراهی قطر و بحرین باشد. البته این اتحاد به تنهایی در زمینه نظامی و امنیتی باقی نمیماند و به سوی همکاریهای اقتصادی بیشتر سوق پیدا خواهد کرد.
توسعه کریدور IMEC برای دسترسی کشورهای عربی به محصولات و کالاها در اروپا مثل مواد غذایی، تکنولوژی و غیره و همچین کاهش استفاده از خلیج فارس و تنگه هرمز و حتی بابالمندب نیز در اولویت این کشورها خواهد بود. البته که این طرح به زمان قابل توجهی نیاز خواهد داشت و در طول جنگ امنیت صد درصدی برای آن وجود ندارد (همان طور که در هیچ گزینه مشابهی وجود ندارد) اما میتواند کالاهای ضروری و با اهمیت را از مسیری مطمئنتر تامین کند تا در صورت بروز دوبار درگیری و بسته شدن تنگه، کالاهای اساسی خود را تامین و تابآوری خود را تقویت کند.


نظر شما :