داستان موفقیت یک صنعت دفاعی مستقل از ایالات متحده

ترکیه چه درسی می‌تواند از پیروزی ایران بگیرد؟

۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۸۶۵۴ خاورمیانه انتخاب سردبیر
مهمت پرینچک گفت: «یکی از درس‌هایی که می‌توان از این جنگ گرفت، اهمیت داشتن فناوری‌های نظامی مستقل از ناتو و ایالات متحده است. بگذارید از شما سوالی بپرسم: اگر ایران F-۳۵، F-۱۶ یا سیستم‌های پاتریوت داشت، آیا می‌توانست به این موفقیت در برابر ایالات متحده دست یابد؟ یا اگر سلاح‌ها و سیستم‌های دفاعی آمریکایی داشت، آیا می‌توانست در برابر ایالات متحده و اسرائیل مقاومت کند؟
ترکیه چه درسی می‌تواند از پیروزی ایران بگیرد؟

دیپلماسی ایرانی: مهمت پرینچک، نویسنده، مورخ و دانشیار دانشگاه ویسکانسین، مهمان رادیو اسپوتنیک بود تا تأثیر جنگ ایالات متحده/اسرائیل با ایران بر توازن جهانی را ارزیابی کند.

"ایالات متحده از جایی که در ایران شروع کرد، عقب مانده است"

پرینچک تأکید کرد که ایالات متحده از نظر نظامی، اقتصادی و استراتژیک در رسیدن به اهداف خود در جنگ شکست خورده است: «ایالات متحده به هیچ یک از اهداف خود نرسیده است. در واقع، حتی از جایی که شروع کرد نیز عقب مانده است. قبل از جنگ، حداقل تنگه هرمز باز بود، تانکرها آزادانه حرکت می‌کردند. اکنون، به جای صحبت در مورد سرنگونی نظام ایران یا تجزیه ایران، ایالات متحده فقط برای بازگشایی تنگه هرمز تلاش می‌کند. همچنین شکست‌های نظامی بزرگی وجود دارد. در مقابل، ایران به پایگاه‌های ایالات متحده در کشورهای خلیج فارس، اسرائیل و غیره حمله کرد و بسیاری از هواپیماهای امریکا را سرنگون کرد.»

اثر محرک

پرینچک اظهار داشت که شکست احتمالی ایالات متحده در برابر ایران نه تنها اثرات نظامی، بلکه اثرات سیاسی جهانی نیز خواهد داشت و باعث می‌شود متحدان از واشنگتن دور شوند و به سمت مراکز قدرت جایگزین مانند چین و روسیه رو آورند. از نظر او، این امر هژمونی جهانی ایالات متحده را تضعیف می‌کند: «ایالات متحده با شکست در جنگ دو راه پیش رو دارد. یا شکست را می‌پذیرد و بی‌سروصدا به خانه برمی‌گردد. این امر به اعتبار آن در جهان آسیب جدی می‌رساند. علاوه بر این، در حال حاضر تردیدهای جدی در بین کشورهای خلیج فارس در مورد ایالات متحده و چتر امنیتی آن وجود دارد. این تردیدها قبلاً وجود داشت، اما آنها در حال حرکت به سمت گزینه‌های جایگزین و توسعه روابط با روسیه و چین بودند. پس از این شکست، کشورهای خلیج فارس بیشتر به سمت بهبود روابط با چین و روسیه و حتی عادی‌سازی روابط با ایران که قبل از جنگ شروع به نرم شدن کرده بود، حرکت خواهند کرد. پیروزی ایران، کشورهای بیشتری را به سمت اردوگاه اوراسیا سوق می‌دهد و کسانی را که در حال حاضر در حوزه اوراسیا هستند تشویق می‌کند تا گام‌های جسورانه‌تری بردارند. این در نهایت به معنای فروپاشی تدریجی اهداف ایالات متحده از «پلیس جهانی»، «جهان تک قطبی» و «هژمونی دلار» خواهد بود.»

پرینچک اظهار داشت که شکست احتمالی ایالات متحده در برابر ایران نه تنها در سیاست خارجی، بلکه در سیاست داخلی نیز پیامدهایی خواهد داشت و این روند می‌تواند آینده سیاسی ترامپ را به طور جدی تضعیف کند: «این شکست در پایان دوره ترامپ رخ خواهد داد. وقتی ترامپ برای دوره دوم به قدرت رسید، به آماده‌سازی افکار عمومی برای تغییر قانون اساسی شروع کرد که دوره سوم را برای او ممکن می‌کرد. در واقع، ترامپ رویکردی داشته است که نه تنها در سطح بین‌المللی، بلکه در سطح داخلی نیز نادیده گرفته می‌شود. این به ما نشان داد که ترامپ قصد دارد هژمونی سختگیرانه‌تری را هم در جهان و هم در داخل ایالات متحده برقرار کند. با این حال، روند فعلی رویدادها نشان می‌دهد که چنین شکستی، چه در سطح بین‌المللی و چه در داخل، پایان ایالات متحده و ترامپ را به همراه خواهد داشت. بنابراین، پذیرش این شکست برای واشینگتن و بلوک آتلانتیک آسان نخواهد بود.»

وی افزود: «مخالفان ترامپ نیز باید با احتیاط گام بردارند. کسانی که با ترامپ، چه در سطح بین‌المللی و چه در داخل ایالات متحده، مخالف هستند، منتظر شکست ایالات متحده در ایران هستند. با این حال، از آنجایی که این نه تنها شکست ترامپ، بلکه شکست امپریالیسم نیز خواهد بود، باید با احتیاط عمل کنند.»

گزینه‌های پیش روی ایالات متحده

پرینچک اظهار داشت که اگر ایالات متحده به جنگ ادامه دهد، با عواقب سنگین‌تری چه از نظر نظامی و چه از نظر سیاسی روبه‌رو خواهد شد و نیروهایی در واشنگتن و اسرائیل که رویکرد «همه یا هیچ» را اتخاذ می‌کنند، ممکن است این روند را به سمت خطرناک‌تری سوق دهند: «ایالات متحده دو گزینه دارد. یا شکست را بپذیرد، یا جنگ را ادامه دهد. به نظر من، ادامه جنگ به نتایج بسیار بدتری برای ترامپ و ایالات متحده منجر خواهد شد. همچنین واضح است که در داخل ایالات متحده و اسرائیل نیروهایی وجود دارند که می‌گویند: «به جای پذیرش چنین شکستی، بیایید تا آخر برویم. همه یا هیچ است.» آنها تلاش‌های مختلفی برای تشدید تنش انجام می‌دهند. به عبارت دیگر، آنها سعی می‌کنند هرگونه روند آتش‌بس را مختل کنند، شاید از طریق یک عمل انجام شده یا حتی با تحریک یک جنگ گسترده‌تر، با این ایده که ناتو را بار دیگر از طریق یک درگیری جهانی تحکیم کنند. نقض آتش‌بس در روزهای اول را می‌توان بازتابی از بلاتکلیفی اردوگاه امپریالیستی بین این دو مسیر دانست.»

«ترامپ مجبور شد به... آتش‌بس»

پرینچک تأکید کرد که پس از توسل به انواع روش‌های شکست‌خورده، ترامپ به پذیرش آتش‌بس مجبور شد. او استدلال کرد که این روند نشان‌دهنده تضعیف قدرت جهانی ایالات متحده است: «هرچه ترامپ تلاش کرد، فایده‌ای نداشت. او گفت: «من رژیم را تغییر خواهم داد»، فایده‌ای نداشت. او گفت: «ما سلاح خواهیم فرستاد»، اما فایده‌ای نداشت.» او گفت: «ما می‌توانیم تنگه هرمز را بازگشایی کنیم»، «ما تعرفه وضع خواهیم کرد». همه اینها بدون هیچ نتیجه‌ای. این تحولات، قدرتی را که ادعای حفظ سلطه جهانی را دارد، خشمگین می‌کند. و این، آن قدرت را به سمت وحشیگری و بی‌قانونی سوق می‌دهد. ایالات متحده به نقطه‌ای رسیده است که چه از نظر اقتصادی، چه نظامی و چه سیاسی، دیگر هیچ گزینه‌ای برای ایجاد سلطه جز از طریق زورگویی آشکار ندارد.

«انقلاب‌های رنگی» و «جنگ‌های متعارف» دیگر کار نمی‌کنند

وی همچنین گفت: «به عبارت دیگر، «انقلاب‌های رنگی»، حتی جنگ‌های متعارف دیگر کار نمی‌کنند. به آن جمله در مورد «نابود کردن یک تمدن» نگاه کنید. می‌توانید رهبران یک کشور را بکشید، زیرساخت‌های آن را نابود کنید، اما هنوز نمی‌توانید یک تمدن را نابود کنید. در اینجا چیز دیگری هم در جریان است: او سعی دارد ترس ایجاد کند. کاری که ترامپ می‌خواهد انجام دهد، مطیع کردن طرف مقابل از طریق زورگویی آشکار است.»

پرینچک تاکید کرد، او همه چیز را امتحان کرد. او هر گزینه‌ای را آزمایش کرد. در ابتدا، او تهدیدهای استاندارد را مطرح کرد، اما جواب نداد. او زیرساخت‌ها را هدف قرار داد. او بارها و بارها تنش‌ها را تشدید کرد. او سعی کرد آن را از طریق زورگویی آشکار مدیریت کند. فشار مافیایی. اما دوباره شکست خورد. و وقتی ایران هنوز تسلیم نشد، وضعیت به جایی رسید که گفت یا از بمب هسته‌ای استفاده می‌کنیم، یا تسلیم می‌شوید. اما استفاده از بمب هسته‌ای آسان نیست، زیرا روسیه، چین و پاکستان نیز در این معادله هستند. ایالات متحده تنها قدرت هسته‌ای نیست. در خود ایالات متحده نیز نظرات متفاوتی وجود دارد. اروپا نیز ترامپ را در این مورد تنها گذاشت. به همین دلیل است که ترامپ مجبور شد شرایط ایران را بپذیرد. البته این روند خطی نخواهد بود، رفت و برگشت‌هایی وجود خواهد داشت. ایالات متحده همچنان سعی خواهد کرد دوباره در غرب آسیا و سایر مناطق مانور دهد.

پیروزی برای اوراسیا

پرینچک گفت که تحولات در ایران پیامدهای جهانی نیز خواهد داشت و این روند باید به عنوان یک پیروزی گسترده‌تر برای بلوک اوراسیا تفسیر شود: «ایران میدان نبرد رویارویی جهانی گسترده‌تر است. اوکراین و تایوان بخش‌های دیگری از این رویارویی هستند. سوریه و شرق مدیترانه نیز بخشی از این رویارویی هستند و از دیدگاه ترکیه، مهمترین بخش آن. و همه این بخش‌ها به هم پیوسته‌اند. اگر روسیه در اوکراین شکست بخورد، موضع ایران در برابر اسرائیل و آمریکا دشوارتر خواهد شد. اگر ایران شکست بخورد، موضع چین دشوارتر خواهد شد. اگر چین، ایران و روسیه شکست بخورند، ترکیه با مشکلات جدی در شرق مدیترانه و سوریه روبه‌رو خواهد شد. بنابراین، این واقعیت که همه اینها به هم پیوسته هستند و درگیری بین اوراسیا و بلوک آتلانتیک وجود دارد، به این معنی است که وقتی یک کشور در جبهه اوراسیا در یکی از این نبردها پیروز می‌شود، کل جبهه اوراسیا نیز سود می‌برد. به عبارت دیگر، پیروزی ایران، پیروزی روسیه و ترکیه است، پیروزی روسیه در جبهه اوکراین، پیروزی چین، ایران و ترکیه است، موضع قاطع ترکیه در مدیترانه شرقی را باید به عنوان موفقیت چین، روسیه، پاکستان و جهان ترک دانست. در کنار ارتباطات متقابل بین این بخش‌ها، اشکال مشخصی از همکاری بین کشورها نیز وجود دارد. مشارکت‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی بین چین و ایران، بین روسیه و ایران و با بسیاری از کشورهای دیگر وجود دارد. بریکس و سازمان همکاری شانگهای نیز در تاب‌آوری ایران نقش دارند. روسیه از ایران پشتیبانی اطلاعاتی می‌کند. ذخایر موشکی ایران بدون عناصر خاکی کمیاب که تقریباً منحصراً در اختیار چین امروز است، امکان‌پذیر نبود.»

وی همچنین گفت: «با وجود سال‌ها تحریم و محاصره، اگر اقتصاد ایران هنوز به نوعی قادر به عملکرد است و اگر مردم ایران حتی در شرایط جنگ نیز سختی‌های شدیدی را تجربه نمی‌کنند، این نیز به دلیل روابط اقتصادی آن با چین، روسیه و دیگران است. 

موفقیت تسلیحات مستقل از آمریکا

پرینچک تأکید کرد که موفقیت ایران از طریق فناوری‌های دفاعی که وابسته به آمریکا نیستند، امکان‌پذیر شده و استدلال کرد که این امر نشان‌دهنده تضعیف سلطه نظامی غرب است و اهمیت استراتژیک کشورها برای توسعه قابلیت‌های تسلیحاتی مستقل را برجسته می‌کند: «ما می‌بینیم که ایالات متحده جایگاه خود را به عنوان قدرت نظامی غالب از دست داده است. مدت‌هاست که مؤسسات آمریکایی و پنتاگون شبیه‌سازی‌های جنگی را اجرا می‌کنند. در این شبیه‌سازی‌ها، آنها به طور مداوم به یک نتیجه می‌رسند: اگر روسیه و چین با هم عمل کنند، ایالات متحده قطعاً در یک جنگ متعارف و غیرهسته‌ای شکست خواهد خورد. و ۸ تا ۱۰ سال گذشته این موضوع را تأیید می‌کند. اکنون این وضعیت حتی بیشتر پیشرفت کرده است. فناوری‌های نظامی مستقل از ایالات متحده در حال توسعه هستند. ما موفقیت‌های روسیه، چین، پاکستان و ایران را شاهد بوده‌ایم. بنابراین، ما همچنین می‌بینیم که برتری نظامی غرب و ایالات متحده در حال کاهش است، در حالی که قدرت‌های جایگزین در حال ظهور هستند. همه اینها، از جمله جنگ ایران، نشان می‌دهد که ایالات متحده دیگر نمی‌تواند اراده خود را بر چین، روسیه یا سایر کشورها تحمیل کند.»

وی همچنین گفت: «یکی از درس‌هایی که می‌توان از این جنگ گرفت، اهمیت داشتن فناوری‌های نظامی مستقل از ناتو و ایالات متحده است. بگذارید از شما سوالی بپرسم: اگر ایران F-35، F-16 یا سیستم‌های پاتریوت داشت، آیا می‌توانست به این موفقیت در برابر ایالات متحده دست یابد؟ یا اگر سلاح‌ها و سیستم‌های دفاعی آمریکایی داشت، آیا می‌توانست در برابر ایالات متحده و اسرائیل مقاومت کند؟ ترکیه در واقع این مسیر را با S-400 آغاز کرد و توسعه فناوری‌های دفاعی ملی خود را شروع کرد. اما اخیراً اشتیاق مجدد برای F-35، یوروفایترها، سیستم‌های پاتریوت و غیره را شاهد هستیم. این یک تهدید بسیار آشکار برای ترکیه است.»

وی تاکید کرد، بزرگترین و تغییرناپذیرترین متحد ایالات متحده در منطقه، اسرائیل است. این یک واقعیت است. اکنون، وقتی با ایالات متحده و اسرائیل روبه‌رو می‌شوید، آیا به سیستم‌های پاتریوت تکیه خواهید کرد؟ به F-35؟

تنگه هرمز و تنگه گالیپولی

پرینچک مقاومت موجود در تنگه هرمز را به تنگه گالیپولی تشبیه کرد: «جنگ گالیپولی، علاوه بر هموار کردن راه برای موفقیت جنگ استقلال ترکیه تحولات دیگری را نیز موجب شد. در گالیپولی، ترکیه در برابر حمله امپریالیستی مقاومت کرد و این انقلاب اکتبر را باعث شد. انقلاب اکتبر، به نوبه خود، شرایط بین‌المللی موجود را برای موفقیت جنگ استقلال ترکیه ایجاد کرد. شکست بریتانیا در گالیپولی مشکلات داخلی در بریتانیا را باعث شد و بعداً نقش مهمی در زوال امپریالیسم بریتانیا ایفا کرد. با این اوصاف، جنگ گالیپولی انقلاب‌های سوسیالیستی و مبارزات آزادی‌بخش ملی را در سراسر جهان آغاز کرد. به همین ترتیب، در دوره آینده، این مقاومت در هرمز نقش بسیار مهمی در مبارزه برای آزادی ملت‌ها، در مبارزه دولت‌ها برای حاکمیت و استقلال ایفا خواهد کرد. مورخان در آینده در مورد این موضوع خواهند نوشت. اما ما می‌توانیم تأثیرات فوری آن را بدون انتظار برای ثبت در اسناد مورخان ببینیم.»

منبع: یونایتد ورلد / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

کلید واژه ها: ترکیه ایران و ترکیه ایران و امریکا حمله امریکا حمله امریکا به ایران حمله اسرائیل به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران جنگ با ایران جنگ رمضان


( ۱۷ )

نظر شما :

ایران ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۲۰:۳۷
جوجه رو آخر پائیز میشمارن
خسرو ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۲۰:۵۱
محمد پرینچک فرزند دوغو پرینچک رئیس حزب ملی ترکیه ( قبلا از کمونیست های مهم ترکیه بود) و طرفدار شدید روسیه در هر موردی است کلا افکار ضد آمریکایی دارند و خوشحالی اش از پیروزی ایران بدلیل ضایع شدن آمریکا است ولی تشخیص استفاده از تسلیحات ملی در جنگ ها صحیح است در ضمن موشک ها و پهپاد های ایران و ارتش و سپاه جان برکف و فرهنگ شهادت مهمتر از همراهی یا کمک اندک چین و روسیه است روسیه ای که همیشه تاریخ نامردی کرده است