طالبان آری یا خیر؟

با شما درد دل می کنم سردار عزیز

۲۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۰۵۹۰۸ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
محمد صادق امینی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: ما که بخشی از جامعه جهانی هستیم و در میدان های سیاسی و نظامی در منطقه نقش های مهمی ایفا کرده ایم، آیا انتظار نمی رود که در این عرصه که بیشترین قرابت فرهنگی را با ایران دارد، تحرک بیشتری در سیاست خارجی همراه با ملاحظه همه جوانب سیاسی و امنیتی در پیش بگیریم؟
با شما درد دل می کنم سردار عزیز

نویسنده: محمد صادق امینی، کارشناس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

دیپلماسی ایرانی: می شود آیا به گونه ای در نقد مناسبات سیاسی ایران و افغانستان سخن گفت که خلاف امنیت و سیاست جاری کشورمان نباشد؟ هر اسمی می خواهید روی نوع سیاست خارجی فعلی کشور بگذارید؛ اما با نگاه به افکار عمومی و تحصیل کردگان، سوالاتی هست که می بایست پاسخ درخور خود را بیابد.

سوال: آیا ما به سوی تایید طالبان پیش می رویم!؟ 

به طوری که از گزارش سردار عزیز اسماعیل قاآنی در مجلس شورای اسلامی بدست آمده، ایشان گفته اند: «همه اقوام افغانستان باید در اداره کشور سهیم باشند و اینکه آنچه برای ما در افغانستان اهمیت دارد، این است که امنیت جمهوری اسلامی مخدوش نشود، نقشه آمریکا این است که ایران را با جهان اهل سنت درگیر کند. بنابراین جمهوری اسلامی باید به گونه‌ای عمل کند که امنیت ایران مخدوش نشده و آمریکا به اهداف خود دست نیابد. و شیعیان افغانستان برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت زیادی دارند و ایران تلاش دارد حل موضوع افغانستان از طریق جنگ نباشد».

در ضمن یادآور شوم اعلام نگرانی دبیر شورای عالی امنیت کشورمان نسبت به عدم تشکیل دولت فراگیر و بیانیه شورای علمای شیعه افغانستان در اعتراض به تشکیل دولت غیر شمول و واکنش فعالان فرهنگی و اجتماعی شیعه افغانستان به روند فعلی جریان حاکمیت و لبیک گویی بخشی از مردم به دعوت احمد مسعود به قیام عمومی بعد از دخالت نظامی پاکستان در مقابل جبهه مقاومت پنجشیر، حکایت از آن دارد که طالبان در تثبیت حاکمیت خود با مشکلات جدی مواجه است و می بایست در به رسمیت شناختن آن هم تردید جدی داشت. 

حال، ما که بخشی از جامعه جهانی هستیم و در میدان های سیاسی و نظامی در منطقه نقش های مهمی ایفا کرده ایم، آیا انتظار نمی رود که در این عرصه که بیشترین قرابت فرهنگی را با ایران دارد، تحرک بیشتری در سیاست خارجی همراه با ملاحظه همه جوانب سیاسی و امنیتی در پیش بگیریم؟

در این نوشتار سردار بزرگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، آقای قاآنی را به نمایندگی از نظام اسلامی مان مورد خطاب قرار می دهم. 

سردار عزیز آقای قاآنی! 

آیا این موضع گیری ها که گفته شد، همه سیاست های جمهوری اسلامی ایران در قبال دولتی است که این روزها دولتش را تنها از قوم خود تشکیل داده، دولت که چه عرض کنم، گویی جمعی در یک اتاق نشسته اند و اعضاء کابینه را بین خود تقسیم کرده اند و تمام!. البته که طالبان گفته اند فعلا این را داشته باشید تا بعد!. یعنی بدوی ترین شکل ورود در اداره کشور در جامعه ای که تنها چند قوم انگشت شمار بیشتر ندارد!

آیا تغییرات دیگری را در جریان دولت سازی طالبان می توان تصور کرد و قراری هست که از سایر اقوام هم به این دولت خودساخته اضافه شود؟

مگر در روحیه و رفتار سیاسی طالبان تساهل و تسامحی می توان باور داشت. آیا نسل جدید طالبان چنان تغییر کرده اند که می توان قدرت دولت سازی و دولت داری را در ایشان سراغ گرفت؟

این روزها طالبانی ها به ظاهر هم از ارتباط و تعامل با اقوام مختلف کشورشان سخن می گویند و هم از ضرورت ارتباط شان با جهان از جمله آمریکا و سایر کشورها! فرض بر این است که قصد و هدف شان حضور همه نمایندگان مردم در کشورداری باشد، آیا این نحوه اقدام در تشکیل کابینه فعلی می تواند طالبانی با اندیشه مردم سالارانه را نوید دهد؟ 

سردار عزیز! 

از افغانستان خبرهایی می رسد! مشاهدات این روزهای یکی از اصحاب رسانه در افغانستان گواهی می دهد، جامعه افغانستان و حتی علاقمندان به انقلاب اسلامی ایران و حتی شیعیانی که بیشترین نزدیکی را با ما دارند، چنین می پندارند که جمهوری اسلامی ایران ما را رها کرده و قربانی آمریکاستیزی خود می کند، یعنی پیوند ایران با طالبان برای مردم نیست، بلکه در مقابل آمریکاست. لذا، ارتباط ما با سرمایه های اجتماعی در افغانستان در حال قطع شدن است، آن هم مردمی که نیروی کار بزرگ در ایران داشته و دارند. اگر این ادعا واقعیت میدانی افغانستان این روزها باشد، سوال های زیادی را پیش روی قرار می دهد و ما باید برای اقناع مردم افغانستان و حتی ایران کاری بکنیم. 

سردار عزیز! 

آیا ما افغانستان را به قیمت آمریکاستیزی رها کرده، با طالبان دست برادری داده و مردمی که طالبان را بر نمی تابند و مورد اذیت و آزارشان قرار می گیرند تنها گذاشته ایم؟ 

سخن در باره مسائل درون افغانستان را با همین تعداد از کلمات تمام می کنم و به دغدغه ها و طرح سوالاتی در ارتباط با مناسبات جمهوری اسلامی ایران با رویدادهای جاری می پردازم تا پاسخ ام را از دولت ام بگیرم. دولت در نظر نگارنده یعنی مجموعه تصمیم ساز در نظام.

سردار عزیز!

از این پس مردم ایران بیشتر به یاد سردار سلیمانی خواهند افتاد که چگونه در عراق و سوریه در بر هم زدن نقشه های شوم ابرقدرت سرمایه سالار آمریکا نقش ایفا کرد و خواهند پرسید که جانشین شایسته وی که کلام شان در مجلس شورای اسلامی تا این مقدار درز کرده، چه پاسخی به سوالاتی که در اذهان عمومی وجود دارد، دارند.

سردار عزیز!

در باره مسائل افغانستان قدری با مردم حرف بزنید، بگویید که طالبان را در این حالش قبول دارید، یا نه. به خدا ما طالب جنگ نیستیم، طالبان خود جنگ را آغاز کرده و تمام کرده اند و اکنون بر میراث دینی و فارسی یک ملت لگد می کوبند. ما مردم افغانستان را دوست داریم، همدین و همزبان ما هستند، همانطور که خود گفته اید سرنوشت شیعیان شان برای ما مهم است، زبان فارسی در تهدید است، حداقلِ آزادی های مدنی دربند قرار گرفته، پنچشیر ی های شجاع در آتش و محاصره اقتصادی اند و به گزارش منبعی معتبر، در نقاطی در روستاهای پنجشیر زنان و دختران شان را به بردگی جنسی برده اند، پاکستان مرموز به میدان آمده، روسیه مهاجمِ دیروز چشم طمع دوخته، چینِ تاجر و کاسب طالبانی شده است و ما به بهای امنیت کشورمان و پرهیز از جنگ گسترده احتمالی در منطقه، ایستاده ایم به تماشا و مظلومیت مردم غیور کشور همسایه را تماشا می کنیم! به شما حق می دهم که حافظ منافع کشورمان باشید اما درونم آتش است، گریان است، فریاد دارد و چندین سوال.

بگویید آیا پایان حکومت طالبان به هدم تاریخ و فرهنگ شیعیان و تاریخ، تمدن و فرهنگی که از زبان فارسی دری در دست است، نمی انجامد؟ اگر این ها مشترکات فرهنگی ما با طالب ها نیستند چرا با آن دشمنی آشکاری دارند، آنها چگونه خود را با این بخش از فرهنگ تطبیق خواهند داد!؟ 

سردار عزیز! 

فاش نکردن ماهیت طالبان و سکوت در مقابل جنایاتشان و بکار نگرفتن یک دیپلماسی فعال در به سرعقل آمدنشان در حالی که بهترین فرزندان افغانستان به ویژه پنجشیر مظلوم و شیعیان هزاره و حتی سایر مردم مسلمان، مورد هجوم و تاخت و تاز قرار گرفته، روزی گریبان ما را خواهد گرفت که چرا با خلیفه ظالم به راحتی کنار آمدیم، تن به ذلت دادیم و در مقابل کشتار مردم بی دفاع سکوت کردیم و یا کاری نکردیم چنانکه باید می کردیم. 

این سخنان وقتی در رسانه ها به میان می آید، عده ای آن را خلاف امنیت ملی و دامن زدن به آتش جنگ منطقه ای می دانند، آیا این چنین است؟ آیا اینجا سیاست ها کارساز نیست و مصلحت ها و حساسیت ها آنقدر بالاست که بگذاریم طالبان به راه خود برود و فردای همه را به مخاطره اندازد و ما که از تاریخ جهاد و شهادت درس ها آموخته ایم، در ارتباط با پنجشیر و شیعیان هزاره  و... می بایست راه سکوت و احیانا مصالحه را پیشه سازیم، مصالحه ای که از همین الان نتیجه آن به شدت محل تردید است. 

آیا این روزها حتی نصیحت ظالم هم برای تنها جمهوری اسلامی شیعه در جهان سخت شده است؟ سخت است یا ما ضعیف شده ایم و زبان ارتباط مان هم ضعیف شده است. 

ما چه شیعه ای هستیم که ببینیم در همسایگی برادران مان را به مسلخ می برند اما خاموش و ساکت باشیم و دلخو‌ش به این که بله سیاست ما مبنی بر بی طرفی ست تا جنگ جهانی پیش نیاید. کدام سیاست، کدام جنگ جهانی!؟ حداقلِ انتظار این است که آتش افروزان را اگر نمی خواهید با تشر و عتاب خاموش کنید، اینقدر هم خاموش نباشید که متهم به ترس از دشمن خواهید شد. 

طالبان در هر حالتی تهدید جدی برای ایران و کشورهای صلح جوی منطقه اند. حال تکلیف را با پدیده ای که بیست سال قبل امتحانش را پس داده و ادعاهای جدیدش به شدت محل تردید است، برای ما روشن کنید، لااقل بگویید در حال تجربه دیگری هستیم و افغانستان سوریه و عراق و فلسطین نیست! و ما در حال سنجش امکان همکاری و تعامل ایم نه زندگی با طالبان. بگویید که آیا زمینه تعامل با طالبان را در خود می بینید!؟

سردار عزیز! 

این روزها تنها انتظارمان از شماست، شما سپاهیانی که هشت سال با صدام مزدور که همه شیاطین عالم را نمایندگی می کرد جنگیدید و پیروز شدید. ما دیگر نباید انتظار داشته باشیم صدا و سیمای کشورمان ذره ای از جهاد و مبارزات احمد شاه مسعود و پسرش بگوید، چون اینها مشکوک شده اند! در فضای مجازی برخی از هموطنان مان می گویند که احمد مسعود تحت سیطره انگلیسی ها و فرانسوی هاست! البته این ها تعدادشان بسیار ناچیز است اما می گویند و به اشتباه می گویند و اذهانی را مشوش می کنند. چنان می گویند که نپذیرفتن حاکمیت طالبان برابر است با دفاع از تشکیل یک دولت سکولار و غربزده در افغانستان!! و این ها برآمده از سکوت و نوع واکنش صدا و سیما و مقامات سیاسی مسئول کشورمان است.

اگر روزی دیدیم که صدا و سیما دقایقی را به جای پخش انواع دوغ و ماءالشعیرهای آلیس و تبلیغ کفش در پای سلبریتی ها و.... کمی از خوبی های احمد مسعود و پدر شهیدش گفت، آن وقت قدری امیدوار خواهیم شد که ما از هیچ دشمنی نمی ترسیم و خون حسین علیه السلام همیشه و همه جا در ما جریان دارد، نه فقط در هیات ها و مراسم ها.

سردار عزیز، بگویید آیا این روزها اگر هر کسی از روی تعقل و وجدان مذهبی، لشکر جمود و تحجر را محکوم کند و از پنجشیر و پنجشیریان جانبداری نماید سیاست ندان و احساسی است و یا پا در وادی احساس گذاشته و امنیت کشور را تهدید می کند؟! آیا دفاع از مردمی که فرهنگ حماسی عاشورایی در سر دارند، احساس به جایی نیست، اگر احساسی نبودن و حرف نزدن در این شرایط ضروری است، این قلم به این احساس خود می بالد و تاکید و اصرار دارد. البته از جامعه ی نه سیاسی بلکه سیاست زده، انتظاری غیر از این نیست که خون ریخته شده مجاهدان پنجشیر چندان تحریک شان نکند!

متاسفانه، این روزها برخی از ما ایرانی ها احمد مسعود را مورد بی اعتنایی قرار داده ایم در حالی که نمی گوییم چرا این روزها او تحصیلاتش را در انگلیس رها کرده و در مقابل آتش لشکری چنین! می سوزد؟

سردار عزیز

مشکل جامعه سیاسی ما، ندانستن و نشناختن برنارد لوی ها نیست. مشکل در رسانه ملی و کاربرد زبان دیپلماتیک است که باید افکار عمومی را خوب هدایت کند.

احمد مسعود که ایرانی نیست از او توقع داشته باشیم کاملا در خط ایران باشد، او افغانستانی است با فرهنگ سیاسی خودش، اما ما در گذشته چه مناسباتی با پدرش داشته ایم که اینک یادی از آن روزها به میان نمی آید! در حالی که نسبتی میان وزارت امور خارجه مان، سردار سلیمانی و احمد شاه مسعود بود. وقتی از یک کسی خیلی دور می شوی دیگر نمی توانی نصیحتش کنی و یا انتظار داشته باشی که به شما خیلی نزدیک شود. پس تا دیر نشده او را به نوعی دریابید و در مهار خوی سیاسی طالبان هم تدبیری کنید.

رسانه ها یا ساکت اند یا فضا را کاملا سیاه و سفید می کنند و ذهن ها را مشوش و فقط به یک سو می برند. می بینید که در شبکه های اجتماعی چگونه افغانستان را وسیله تسویه حساب های جناحی خود کرده اند!؟ 

چرا تلویزیون ما سوژه ای مانند برنارد لوی را پیش نمی کشد، چون به هر حال ما مسعود را قبول داریم و از ماست و او را سرسپرده برنارد لوی ها نمی دانیم. او را فرزند خلف پدرش می دانیم و با همه ایرادهایی که به او داریم او را در حال حاضر تنها نماینده جدی مبارزه مردم افغانستان با هجوم بیگانگان و دشمنانی می دانیم که مردم افغانستان را نمی خواهند بلکه خاک افغانستان را می خواهند تا دنیای خود را آباد کنند و مردمش را آواره.

آیا طالبانی که خود افراطی است و دست در دست افراطی ترین گروه به ظاهر مسلمان دارد می تواند مردمش را از آوارگی‌ بیرون بیاورد و کشورش را آباد کند؟ آیا با این طالبان می توان بارها نشست و مجابش کرد که حکومت کردن به هر قیمتی نمی ارزد، مگر... 

کلید واژه ها: افغانستان طالبان پنجشیر ایران و افغانستان ایران و طالبان سردار قاآنی احمد مسعود احمد شاه مسعود


( ۸ )

نظر شما :

فدوی ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۰:۵۱
برای مسئله طالبان ، اشتباه در خانه ی ایران آمده اید . آدرس مورد نظر شما در واشنگتن و لندن است . انقدری که این اواخر برخی جناح ها و افراد خاص افغانستان افغانستان راه انداخته اند ، همین مقدار فلسطین فلسطین گفته بود تا حالا اسراییل واقعا نابود شده بود . جایی که تحریم های امریکا ، خرابکاریهای اسراییل کینه توزی های عربستان و لگد پرانی های ترکیه هست ، افغانستان اولویت ایران نیست . تا حالا دست امریکا دشمن شماره ی یک ایران بود ، از حالا به بعد دست نوچه های دشمن شماره ی یک ایران باشد . بهتر است که بدتر نیست .
محمد ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۳:۴۵
توی این اطلاعات دقیقتون که زنان پنجشیر به بردگی برده شدند و... یه مقدار اطلاعات از تلفات پنجشیری ها هم بگید. اصلا اطلاعات دقیقی وجود داره که شما دارید به اون استناد می کنید؟ مسعود خودش میگه پنجشیر رو نگرفتن و طالبان ادعا می کنه گرفتن بعد شما داری از تجاور به زنان و دختران توی این بلبشوی بی اطلاعی حرف می زنی؟ این وضعیتی که شما می گی اگه پیش بینی هاتون به همان صورت اتفاق بیفته طالبان نهایتش میشه چیزی مثل عربستان که تمام حکومتش از یک قبیله است و شیعیانش تحت ظلم اند و هیچ صدایی از شما و امثال شما در موردش در نمیاد. گویا پول سعودی به شما سعودی اینترنشنال ساخته، علاوه بر اینکه طالبان پول هنگفت و مفت عربستان رو هم نداره.
خسرو ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۴:۳۵
ما چه شیعه ای هستیم ؟ مگر احمد مسعود شیعه هست ؟ درد تان تاجیک های سنی که بیشترشان طرفدار طالبان اند هست ؟ یا هزاره های مظلوم که دیروقتی است که در مرکز افغانستان به خاک سیاه نشسته اند را می گویید ؟ واقعا ایران در وضعیتی است که درگیر جنگ با طالبان شود ؟ اصلا هدف امریکا از ترک افعانستان درگیرکردن ایران و روسیه و چین نیست؟ فکر نمی کنید این تله مانند تسخیر کویت توسط صدام کارگذاری شده است ؟ اکنون مهمترین مزیت ایران داشتن توان نظامی و اطلاعاتی قوی است هرگونه درگیر شدن در افغانستان -- سوخت مزیت ایران خواهد بود ، شکیبا باشید
ابراهیم قدیمی ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۵:۵۶
بدون هیچ تردیدی داشتن روابط سیاسی با افغانستان باتوجه به مسائل مهمی که ما با افغانستان داریم ضروری است۔حدود هزار کیلومتر مرز مشترک وچند میلیون اواره افغانی راه ارتباطی افغانستان با غرب وکارهای کنسولگری مورد نیاز ،مواد مخدر ، عبور غیر مجاز، صادرات واردات فیمابین ضرورت رابطه ما با افغانستان را ایجاب میکند۔داشتن رابطه سیاسی بمفهوم تایید کننده اعمال یک کشور نمیباشد۔ما حتی با عراق در زمان جنگ رابطه داشتیم۔با داشتن رابطه است که ما میتوانیم مشکلات ومسائل مابین را با روش های دیپلماسی حل و به دوستانمان کمک کنیم۔رابطه صد در صد اری ولی تایید حرکات نکوهیده طالبانی خیر۔اشنا ترین به منطقه ویکی از بهترین دبپلمات های خودمان را باید انجا مستقر کنیم۔
ابراهیم قدیمی ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۶:۳۱
من پیشنهاد می دهم که یک دیپلمات اهل تسنن باکیفیت مامور خدمت در سفارت ایران در کابل شود۔
زیتون ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۲۰:۲۷
عزیزکم با سردار سردار گفتن کسی گول نمیخوره .....اینا(تاجیک و هزاره) اگه واقعا میخوان کاری کنن اول باید مناطق غربی افغانستان را تصرف کنن اونوقت مشکل خودش خود بخود حل میشه .....اول هم باید از پر و پاچه گرفتن همدیگر دست بردارن.....یه سازمان رزم مدرن و محکم پایه ریزی کنن....اگه طالبان با قومگرایی بجای نمیرسه پس در مورد تاجیک و هزاره اش هم صدق میکنه......
به خسرو ۲۱ شهریور ۱۴۰۰ | ۰۷:۴۶
منم موافق دخالت در افغانستان نیستم چون وقتی دولت و ارتش منسجمی اونجا نیست و آمریکا همه چیز و داده به طالبان دخالت ایران یعنی تلفات و شکست اما مفهوم این شیعه و سنی که شما ترکها راه انداختید و نمیفهمم چطور شما با ترکیه که سنی هست و طرفدار تکفیریهای النصره و متحد قطر که به گفته نخست وزیرش داعش و ایجاد کرده هستید ؟ همه چیز و نژادی و قبیله ای به نفع خودتون می بینید الانم حرص نخور ایران بخواد هم نمیتونه تو افغانستان دخالت کنه دخالتش در افغانستان یعنی در افتادن نظامیش با پاکستان و ترکیه و قطر ، اگرچه دخالت هم نکنه بعدها این ۳ کشور مخصوصا پاکستان زهرشون و به ایران نیریزن
راحل محبوبی ۳۱ شهریور ۱۴۰۰ | ۰۱:۰۰
جمهوری اسلامی ایران هنوز به قله نرسیده ولی فاصله کمی با آن دارد. اتفاقا جهانی منتظر است تا با طالبان و امثال آن درگیر شود تا در سراشیبی سقوط بیاندازندش . الان وقت هوشیاری است و در اینم شرایط هم اولا کسانی که دستور به مبارزه با طالبان می دهند برای جنگ قدم پیش می گذارند و نه مردم آمادگی تشییع جنازه فوج فوج جوانانشان را دارند . باید صبوری کنیم تا رسیدن به قله تبدیل به رویا نشود .