طالبان و گروه های که برای آن و علیه آن می جنگند

افغانستان، میدانی برای نیابتی ها

۰۸ فروردین ۱۴۰۱ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۱۰۸۲۳ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
عبدالناصر نورزاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: با مدنظرداشت بحران اوکراین و تقابل غرب با روسیه، صف بندی جدید چین و روسیه در برابر غرب و امریکا، ممکن روس ها یک سلسله تحرکاتی را در جنوب راه اندازی کنند. در عوض، امریکا با اتکا بر کشور های عربی، پاکستان تحرکات بالمثل را نیز در منطقه راه اندازی کنند که بدون شک افغانستان میدان گرمی برای آنها خواهد بود. این احتمال در صورت مبدل شدن به واقعیت، هیچ امیدی را برای صلح و آرامی در افغانستان باقی نمی گذارد و این کشور جنگ زده را همچنان در شعله های گرم آتش جنگ نگه خواهد داشت.
افغانستان، میدانی برای نیابتی ها

نویسنده: عبدالناصر نورزاد، استاد پیشین دانشگاه کابل

دیپلماسی ایرانی: از زمان سقوط کابل در 15 اگست 2021 که طالبان قدرت کامل را در افغانستان در اختیار گرفته اند، گروه های متعددی برای مخالفت با این گروه در صف ایستاده اند و با نشر تصاویری از اعلام مقاومت دربرابر این گروه، خبر می دهند. گروه مقاومت به رهبری احمد مسعود عمدتا تاجیک، گروه مقاومت هزارستان هزاره ها، گروه مقاومت برای نجات افغانستان که اخیرا از موجودیت خود اگاهی داده و دولت اسلامی یا داعش، از جمله مهمترین رقبای امنیتی و نظامی امارت طالبانی است.

بزرگترین دشمن طالبان، جبهه مقاومت به رهبری احمد مسعود و گروه دولت اسلامی است که هر از گاهی با ایجاد مقاومت ها و درگیری های مسلحانه، در تلاش ایجاد چالش های امنیتی به طالبان اند. درست زمانی که کابل در نتیجه یک سازش از قبل طرح شده، به طالبان تحویل داده شد، اکثریت سیاسیون و گروه های مسلح که موجودیت خود را در صورت امکان قدرت گیری طالبان در خطر می دیدند، یا از افغانستان خارج شدند و یا هم در گوشه و اکناف کشور، به ایجاد مقاومت ها دست زدند.

در حال حاضر جبهاتی در اندراب، کاپیسا، پروان، بغلان، پنجشیر، ولایت های هزاره نشین، و عمدتا ولایت های شمالی شاهد، درگیری های خونین میان گروه طالبان و گروه های مقاومت بوده است. در مقابل طالبان، با ساختار متفاوت و ایدیولوژیکی افراطی که از حمایت کشور های همسایه برخوردار است، تلاش کرده تا قبل از فرا رسیدن فصل، مقاومت ها را خاموش و خطرات ناشی از موجودیت آنها را خنثی سازد.

طالبان که از بدو تاسیس از حمایت مالی و لوژیستیکی و همچنان حمایت فکری و ایدیولوژیکی پاکستان و احزاب اسلامگرای آن برخوردار بوده، همواره در نقش حافظ منافع استراتیژیک پاکستان حرکت کرده و تهدیدات جدی امنیتی را متوجه رقبای اصلی پاکستان (هندوستان) ساخته است.

در بحبوحه این تنش ها و اعلام موجودیت گروه های مخالف مسلح طالبان، یک بار دیگر، دوران جنگ های نیابتی نزدیک شده است. جنگ های نیابتی که شرایط خاص و ویژه خود را در مقاطع خاص تاریخی با مدنظرداشت نیروهای ویژه با اهداف ویژه می طلبد، همواره در افغانستان کاربرد داشته و از جانب قدرت های بزرگ منطقه و جهان در این جغرافیا مطمح نظر بوده است.

ابتدا خود طالبان به عنوان نیروهای نیابتی، تلاش کرده اند تا با حفظ رضایت پاکستان، در قدرت باقی بمانند و پاکستان هم با حفظ دست آوردهای طالبان در عرصه حفظ منافع استراتیژیک این کشور، از این گروه حمایت سخاوتمندانه ای کرده است. ساختار طالبان هم طوری بنیاد گذاشته شده که تنها برای اهداف راهبردی پاکستان کاربرد داشته باشد و خیر. تغییر ساختار، تاکتیک های جنگی و نحوه اکمال جبهات این گروه در طول بیست سال گذشته، همواره برای حفظ قابلیت مانور این گروه، از جانب پاکستان مدنظربوده و نظامیان پاکستان با مدنظرداشتن ضرورت این نیروهای نیابتی، تعدد شاخه های طالبان را به گونه های منقسم کرده تا هر کدام برای موقعیتی خاصی کارایی داشته باشند و نقش موثری را ایفا کنند.

یکی از این شاخه ها شبکه حقانی است که در بیست سال گذشته مغز متفکر ماشین جنگی و تخریبی طالبان بوده است. شبکه حقانی توسط سلول های عملیاتی که قابلیت اجرای عملیات های بمب گذاری، کمین ها، اجرای عملیات های تروریستی در سطح گروه های 4 تا 8 نفره را دارد، توانسته مانور قابل ملاحظه ای در اجرای اعمال تخریبی داشته باشد. شبکه حقانی در حال حاضر و با تصرف کابل، با حفظ چنین ساختار تروریستی، واحد های کلان تروریستی و انتحاری را در ساختار خود دارد. قطعه بدری 303 با داشتن سه هزار مسلح که مجهز با واسکت های انتحاری است، نقش حفاظت کننده مقامات شبکه حقانی و سایر اعضای دولت طالبان را به عهده دارد. این گروه در قساوت و بی برحمی مثال بوده و قطعه بدری 303 با وحشیانه ترین اعمال در تلاش است تا ترس و رعب را در میان مردم تعمیم ببخشد. در حال حاضر حرکت مخالف طالبان توسط همین واحد نظامی شبکه حقانی سرکوب می شود. قطعه بدری 303 شبکه حقانی در واقع نقش ستون فقرات و نظام امنیتی طالبان را بازی می کند. شبکه حقانی در حال حاضر نقش اساسی را در دولت طالبان دارد و اکثر تعینیات و نصب متولیان امور، با مشوره و درخواست آنها صورت می گیرد. شبکه حقانی با گروه ملا برادر و ملا حسن آخند که از حوزه جنوب افغانستان و ولایت قندهار است و ملا یعقوب، وزیر دفاع طالبان و پسر ملاعمر، رهبر سابق طالبان در تضاد شدید قرار دارند و هر از گاهی در گیری میان شان رخ می دهد.

طالبان برای اینکه حاکمیت مطلق قومی خود را قوام بیشتر بخشند در تلاش اند تا قبل از بهار سال آینده، تعیینات را در وظایف حساس نظامی و ملکی اجرایی کنند. در ضمن؛ با لشکر کشی به ولایت های عمدتا تاجیک نشین، کوشش دارند از موج حملات جبهه مقاومت، جلوگیری کنند.

در بحبوحه چنین حالی، کشور های همسایه، منطقه به گونه ای در قبال مسائل و وضعیت افغانستان موضع گیری کرده و خواستار نقش فعالی هستند. این مسئله نیز پوشیده نیست که تمام کشور های همسایه و منطقه نیروهای نیابتی خود را در افغانستان از سال های سال دارند.

پاکستان طالبان را برای سالیان متمادی پرورش داد و از این حیث به عنوان نیروهای جاده صاف کن استراتیژیک از آنها هم در زمان حکومت مجاهدین و هم در مرحله قطعی از آنها استفاده می برد.

طالبان به شعبه های متعدد تقسیم شده اند و درست نخواهد بود تصور شود که یک جنبش یک دست هستند. اگرچه ظاهرا چنین می نمایانند. یک قسمت اعظم نیروهای جنگی طالبان را شبکه حقانی شکل می دهد که قطعات بدری، قطعات انتحاری در قالب آن سهم فعال دارند. این شبکه در بیست سال گذشته با راه اندازی وحشتناک ترین حملات، نقش محوری در جنگ علیه دولت افغانستان و نیروهای خارجی را داشتند.

بخش دوم گروه طالبان را گروه به رهبری ملایعقوب، پسر ملا عمر، رهبر پیشین طالبان می سازد. ملا یعقوب که وزیر دفاع طالبان است در قسمت تعیینات و سیاست های طالبان با شبکه حقانی و گروه سوم که هیئت مذاکره کننده طالبان در قطر است، مخالفت های جدی دارد.

بخش سوم طالبان به رهبری ملا برادر که هیئت مذاکره کننده طالبان را در قطر رهبری می کرد است. این بخش با ارتباط نزدیک با ایرانی ها، روس ها و ترک ها، در تلاش است تا میدان را از رقبای اصلی مانند شبکه حقانی و گروه ملایعقوب خالی کند. ملایعقوب که در تلاش است تا حمایت روس ها را برای قوام قدرت خویش در کابل جلب کند نیز عین همین ترفند را اجرا می کند.

بنابراین گروه طالبان با تعدد و شاخه های گوناگون نیابتی های خود با کشور های مختلف در ارتباط است. از طرف دیگر، گروه های سیاسی سابق که در حال حاضر در خارج از افغانستان به سر می برند و تلاش دارند تا حمایت های کشور های مختلف را برای ادامه بقا در حیات سیاسی افغانستان جستجو کنند، جبهات مختلفی همانند جبهه مقاومت به رهبری احمد مسعود که حمایت فرانسه، هند، ایران، تاجیکستان و سایر کشور ها را دارد تا در بهار سال آینده در یک جنگ فرسایشی منظم، به مصاف طالبان بروند.

گروه سوم که منحیث جبهه مخالف طالبان عملا فعالیت های نظامی دارد به نام جبهه هزارستان یاد می شود. هیچ شکی نیست که این جبهه از حمایت ایران برخوردار باشد و احتمالا حمایت لوجستیکی آن را دریافت کند. ایران قبلا هم در قالب گردان های نظامی فاطمیون از افغان های و ریزرف های خود در جنگ سوریه و عراق کار گرفته بودند. بنابراین احتمال سربازگیری این جبهه از فاطمیون نیز وجود دارد.

گروه دیگر، جبهه مقاومت برای رهایی ترکستان آزاد است که ظاهرا از ازبیک ها تشکیل شده و از نفرات سابق مارشال دوستم است. این گروه ظاهرا با حمایت وی و احتمالا دولت ترکیه در تلاشند منافع استراتیژیک خاصی را دنبال کنند.

گروه دیگر، جبهه مقاومت اسلامی افغانستان است که به تازگی اعلام موجودیت کرده است. این جبهه که در حال حاضر در ولایت ننگرهار قرارگاه دارد ظاهرا از منابعی تمویل می شود که تا حال معلوم نیست. رهبری آن را خالد عزیز از افسران ارتش پیشین به عهده دارد.

به استثنای چین که ظاهرا نیروهایی در میدان ندارد، سایر همسایگان افغانستان همانند پاکستان، ایران، روسیه و کشور های آسیای مرکزی، هند و ترکیه، کشور های عربی، در میدان افغانستان فعال اند و در تلاشند بازی جدیدی را برای رسیدن به اهداف خود به راه اندازند.

در چنین اوضاع و احوالی، افغانستان فاقد یک دولت مرکزی و یک اقتدار سیاسی است که بتواند جلو یک جنگ درازمدت نیابتی را بگیرد. جنگی که صرف برای اهداف استراتژیک همسایه ها و قدرت های منطقه ای طراحی شده است.

جنگ نیابتی در افغانستان، صرفا محصول پیش بینی سیاستمداران و اهداف سیاسی نیست، بلکه مسائل اقتصادی، رقابت های ناسالم راهبردی میان همسایه گان افغانستان و کشور های منطقه، مسائل ارضی و مرزی، آب و هیدروپولتیک، قاچاق مواد مخدر، رشد افراط گرایی دینی در درون خاک افغانستان و رهایی کشورهای منطقه از شر آن، حمایت و پشتیبانی از گروه های خاص قومی که در آینده می توانند منافع کشورهای بیرونی را تامین کنند و برگ برنده ای برای بازی های بعدی باشند و مسائل همانند، رقابت های مذهبی و زبانی، بازی های استراتژیک در مقیاس بزرگ میان قدرت های منطقه ای و کشور های مقتدر جهان، کارایی بیشتر داشته اند.

با مدنظرداشت بحران اوکراین و تقابل غرب با روسیه، صف بندی جدید چین و روسیه در برابر غرب و امریکا، ممکن روس ها یک سلسله تحرکاتی را در جنوب راه اندازی کنند.

در عوض، امریکا با اتکا بر کشور های عربی، پاکستان تحرکات بالمثل را نیز در منطقه راه اندازی کنند که بدون شک افغانستان میدان گرمی برای آنها خواهد بود. این احتمال در صورت مبدل شدن به واقعیت، هیچ امیدی را برای صلح و آرامی در افغانستان باقی نمی گذارد و این کشور جنگ زده را همچنان در شعله های گرم آتش جنگ نگه خواهد داشت.

کلید واژه ها: بحران اوکراین افغانستان طالبان احمد مسعود ایران و افغانستان ایران و طالبان روسیه و افغانستان امریکا و افغانستان


( ۷ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۰۸ فروردین ۱۴۰۱ | ۱۲:۴۸
پیشرفت افغانستان جز در محیطی ارام ودر صلح امکان پذیر نیست۔باید همراه با طالبان حرکت کرد۔این قابل قبول است که حرکت طالبان بسیار کند وهمراهی با ان سخت است ولی با پیشرفت در تولید و بهبود وضعیت اقتصادی افغانستان حرکت بجلو خواهد کرد۔شکاف انداختن بین جمعیت افغانستان برای پیشرفت افغانستان ومردم ان بسیار مهلک است۔ بیعت با طالبان و کند حرکت کردن بجلو بسیار بهتر از عقب رفتن سریع ودور جدید از در گیری ها است۔افرادی که افغانسنان را دوست دارند بایست با طالبان حرکت کنند۔اعتقاد دارم ایران باید طالبان را برسمیت بشناسد ورابطه سیاسی اقتصادی نزدیک با ان ایجاد کند۔
مجتبی ۱۰ فروردین ۱۴۰۱ | ۱۲:۵۳
لشکر اتراک( ترکستان) هم ترکیه در افغانستان کلید زد ،سالها سرمایه گذاری ترکیه در افغانستان دادن بورسیه تحصیلی و مدارس ترکی هدف رضای خدا بوده!!!!؟؟؟؟؟ امیدوارم تلنگری باشد بر ایران که نقشه هوایی به مراتب بدتر در ایران دارند ،اما این باعث خواهد شد اتراک هویت خود را در آسیای مرکزی پیدا کند و از جعل تاریخ و تمدن و فرهنگ های دیگر بردارند