آینده قفقاز فراتر از جنگ قره باغ

هدف اتصال زمینی آذربایجان به نخجوان است!

۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۹۷۰۹۶ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
اسلام ذوالقدرپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: خوش‌خیالی و ساده‌اندیشی است که جنگ کنونی قره‌باغ میان ارمنستان و آذربایجان را یک نزاع دو بازیگر معمولی و کوچک منطقه‌ای برای تصرف یا آزادسازی بخشی از سرزمین یکدیگر قلمداد کنیم. جنگ قره ‌باغ و تحولات آن تاکنون نشان از یک سیاستگذاری عمیق‌تر و گسترده‌تر برای کل قفقاز بزرگ و حتی آسیای جنوب غربی دارد، سیاستگذاری عمیقی که نتایج و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن می‌تواند برای برخی بازیگران منطقه‌ای مانند ایران و روسیه بسیار ویرانگر و دردناک باشد.
هدف اتصال زمینی آذربایجان به نخجوان است!

نویسنده: اسلام ذوالقدرپور، دانشجوی دوره دکتری سیاستگذاری عمومی

دیپلماسی ایرانی: سیاستگذاری عمومی، جهانی است بسیار پیچیده از نیات، اهداف، داده‌ها... و مسیرهای تعیین شده برای تحقق یک سیاست که بتواند منافع و نیات سیاستگذار را محقق کند. پیچیدگی سیاستگذاری یک عامل ناکارآمدی محسوب نمی‌شود، زیرا یک سیاستگذاری کارآمد و اثربخش همواره برای رقیبان و عامه شهروندان پیچیده نشان داده می‌شود، در حالی که دارای خط سیری بسیار ساده و قابل درک برای کارشناسان توانمند است.

یکی از پیچیده‌ترین حوزه‌های سیاستگذاری عمومی هر کشور به سیاستگذاری خارجی و روابط بین‌المللی اختصاص دارد که در میدان عمل با سیاست‌های اعلامی تفاوت‌های بسیاری دارد. سیاست خارجی و روابط بین‌المللی بازیگران نظام جهانی همواره دارای یک هویت خاص همراه با پیشینه سیاسی، ایدئولوژیک، اقتصادی و ... است که در نهایت زیر عنوان سیاستگذاری خارجی خود را نشان می‌دهد.

سیاستگذاری خارجی از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و در نظام بین‌الملل به مثابه "راز بقای" هر بازیگر این نظام است. سیاستگذاری خارجی یا راز بقا در نظام بین‌المللی هم برای خود سیاستگذار و هم برای سایر بازیگران نظام بین‌المللی از اهمیت برخوردار بوده و بسیاری از رویدادها و تحولات جهانی نیز بر محور سیاستگذاری خارجی بازیگر یا بازیگران معدودی در نظام بین‌ا‌لمللی استوار است.

سیاستگذاری خارجی کارآمد و اثربخش را می‌توان سیاستگذاری‌ای دانست که ظاهر پیچیده و گمراه کننده داشته و مطابق آرمان‌های مطرح جهانی باشد، اما در باطن بر نوعی ساده‌سازی و الگوی قابل تحقق نیات و اهداف سیاستگذار استوار باشد.

آسیای جنوب غربی طی یک دهه اخیر همواره یکی از مناطقی است که مورد علاقه سیاستگذاران بزرگ نظام بین‌المللی بوده و سیاستگذاری‌های بسیاری را برای آن طراحی و اجرا کرده‌اند. آسیای جنوب غربی را می‌توان کلاس درسی شلوغ از سیاستگذاران کوچک و بزرگ، پیروز و شکست خورده، هوشیار و خواب‌زده، ... و نمونه برجسته مدل سیاستگذاری "سطل زباله" دانست که سیاست‌های سامانمند، نابسامان، کارآمد و ناکارآمد فراوانی در آن ذخیره شده، تنها سیاستگذاران هوشیار و زیرک توان موفقیت و پیروزی در این میدان نبرد سیاست‌ها را دارند.

طی دو ماه گذشته موج جدیدی از تنش‌ها و تشنج‌های شدید و گسترده بخشی از آسیای جنوب غربی را فرا گرفته که در کنار مسئله صلح اعراب و اسرائیل، نمود اصلی آن حوزه قفقاز و در جنگ شدید و خسارت‌بار میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان به خوبی قابل مشاهده است.

حنگ گسترده و شدید میان آذربایجان و ارمنستان که در دور جدید خود بیش از هزاران کشته و زحمی بر جای نهاده و ظهور تنش و ناامنی در سراسر منطقه قفقاز را سبب شده، دارای پیچیدگی‌های خاص در سیاستگذاری است که تلاش دارد نیات و اهداف اصلی سیاستگذاران تنش‌آفرین را تا حد ممکن پنهان کند و تنها در ظاهر به مسئله آزادسازی قره‌باغ از اشغال ارمنستان تکیه کنند!

خوش‌خیالی و ساده‌اندیشی است که جنگ کنونی قره‌باغ میان ارمنستان و آذربایجان را یک نزاع دو بازیگر معمولی و کوچک منطقه‌ای برای تصرف یا آزادسازی بخشی از سرزمین یکدیگر قلمداد کنیم. جنگ قره ‌باغ و تحولات آن تاکنون نشان از یک سیاستگذاری عمیق‌تر و گسترده‌تر برای کل قفقاز بزرگ و حتی آسیای جنوب غربی دارد، سیاستگذاری عمیقی که نتایج و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن می‌تواند برای برخی بازیگران منطقه‌ای مانند ایران و روسیه بسیار ویرانگر و دردناک باشد.

برای درک بهتر برخی نتایج و پیامدهای احتمالی سیاستگذاران پنهان جنگ کنونی قره‌باغ که مبتنی بر تغییرات بزرگ ژئوپلیتیکی و سرزمینی بوده، سبب تغییر موازنه قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای نیز خواهد شد، به چشم انداز سیاستگذاری جنگ قره‌باغ در چند محور پرداخته می‌شود:

یکم – قفقاز زیستگاه جدید ناامنی و تروریسم: در حالی که در جهان اول و کشورهای توسعه یافته بحث حرکت و انتقال سرمایه، فناوری، نیروی کار (نخبگان) مطرح بوده و این تحرکات را سبب رشد و توسعه می‌دانند، در آسیای جنوب و غربی و شمال آفریقا بحث بر سر موج‌هایی از حرکت و انتقال خشونت و تروریسم است.
موج‌های حرکت و انتقال تروریسم که در سراسر منطقه آسیای جنوب غربی و شمال آفریقا مشاهده می‌شود را باید یکی از مؤلفه‌های قدرت‌نمایی قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در این حوزه بزرگ جغرافیایی قلمداد کرد که به ابزار اصلی سیاستگذاران هژمونی‌خواه منطقه تبدیل شده است.

در حالی که نخبگان توانمند و کارآمد علمی، فرهنگی، اجتماعی و ... کشورهای آسیای جنوب غربی و شمال آفریقا در خارج گریز از کشورهای خود هستند، فرآیندی مخرب تحت عنوان حرکت و انتقال تروریسم یا همان "نخبگان مزدور خشونت طلب" در سراسر منطقه در حال تثبیت و تقویت است! این نخبگان خشونت‌طلب یا همان تروریست‌ها، از سوی برخی قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و جهانی، در چارچوب اهداف سیاستگذاران تسلط‌جوی خود از مراکز اصلی آموزش و پرورش خود در افغانستان، سوریه، عراق، سودان و ... به مناطق مورد درگیری در لیبی، یمن و در حال حاضر به قره‌باغ اعزام می‌شوند.

طی دو ماه اخیر هشدارهای فراوانی از سوی دو طرف جنگ قره‌باغ (آذربایجان و ارمنستان) پیرامون استفاده از ستیزه‌جویان مزدور (تروریست‌های اجاره‌ای) تعلیم دیده در سوریه‌ در منطقه قره‌باغ شنیده شده که برخی فیلم‌ها از اعترافات تعدادی از این مزدوران نیز منتشر شده و به صراحت نقش دولت و ارتش ترکیه در جمع‌آوری و اعزام صدها مزدور سوریه‌ای به قره‌باغ  را بازگو می‌کنند.

به نظر می‌آید برخی بازیگران منازعه قره‌باغ مانند دولت ترکیه به سیاستگذاری فراتر از این منازعه چشم دوخته‌اند. اعزام، تثبیت و تقویت تروریست‌های مزدور سوریه‌ای و ... به قره‌باغ را می‌توان یک سیاستگذاری خشونت‌ساز برای آینده قلمداد کرد که قره‌باغ و قفقاز را به زیستگاه جدیدی برای تروریست‌های بدون وطن تبدیل خواهد کرد.

همان‌گونه که دولت ترکیه تروریست‌های حاضر در سوریه را برای تقویت ارتش و نیروهای طرفدار خود در لیبی به این کشور (لیبی) اعزام کرد و لیبی را به محلی برای زندگی و تقویت تروریسم در شمال آفریقا تبدیل کرد، اکنون نیز اعزام تروریست‌های حاضر در سوریه به قره‌باغ را می‌توان یک سیاستگذاری بسیار مخرب از سوی دولت اردوغان برای گسترش ویروس تروریسم در قفقاز دانست که در چارچوب اهداف و نیات چشم‌انداز 2023 ترکیه طراحی شده است.

علی‌رغم تکذیب دولت‌های آذربایجان و ترکیه پیرامون استفاده از تروریست‌های سوریه‌ای در قره‌باغ، فیلم‌های اعتراف و حتی سخنان مسئولین روسیه، ارمنستان، اروپا و حتی ایرانی به صحت ادعای استفاده آذربایجان و ترکیه از تروریست‌های سوری در جنگ قره‌باغ افزوده است. سخنان و هشدارهای سران ایران به‌خصوص رهبر ایران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، سرلشکر سلامی، فرمانده کل سپاه و محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران پیرامون حضور و تحرک تروریست‌های مزدور سوریه‌ای در قره‌باغ و نزدیکی مرزهای ایران را می‌توان نمونه‌های برجسته صحت ادعای تروریست‌پروری آذربایجان و ترکیه در قفقاز محسوب کرد.

زیستگاه جدید تروریسم و ناامنی درست در مرزهای شمالی (شمال غربی) ایران و حوزه حساس به موضوعات قومی و زبانی را می‌توان یک هشدار سطح بالا برای سیاستگذاران و حاکمان ایران دانست که از هم اکنون با اهداف و نیات سیاستگذاران ایجاد زیستگاه جدید تروریسم قره‌باغ یعنی تحریک احساسات و عواطف قومی و زبانی به مقابله بپردازند.

دوم - نقش ترکیه به عنوان دولت آتش‌افروز: در بسیاری تحولات آسیای جنوب غربی و شمال آفریقا در یک دهه گذشته ردپای یک دولت قدرت‌طلب و نظم‌شکن منطقه‌ای که خواهان نقشی جهانی بوده، مشخص و نمایان است. این دولت تنش‌آفرین و ضد نظم را باید دولت ترکیه و در چارچوب اهداف و نیات قدرت‌طلبانه رجب طیب اردوغان دانست که همواره در تمامی رویدادهای منطقه و به‌ویژه خشونت‌ها و جنگ‌ها حاضر بوده و یکی از بنیان‌های بی‌نظمی طی یک دهه اخیر بوده است.

دولت ترکیه علی‌رغم تلاش اولیه و مسالمت‌آمیز برای جهانی‌سازی الگوی حکمرانی اردوغان در جهان اسلام، شمال آفریقا و ...، به مرور زمان به سیاست‌ها و تاکتیک‌های سخت و حتی نظامی برای نفوذ و تحمیل الگوی حکمرانی اردوغان متوسل شده و به مرحله تلاش برای سلطه بر دولت‌های منطقه رسیده است!

در تحولات قره‌باغ به‌خصوص تشدید و ادامه جنگ میان دو کشور آذربایجان و ارمنستان نیز دولت ترکیه به ایفای نقش اصلی پرداخته است. دولت ترکیه علاوه بر تقویت نظامی و تسلیحاتی گسترده آذربایجان، به تهییج و تحریک سران آذربایجان، شهروندان ترک‌زبان سایر کشورها در چارچوب یک برخورد دینی و قومی نیز پرداخته و بر شدت و زمان جنگ قره‌باغ افزدوه است.

بخش اصلی منازعات منطقه بر اهداف و نیات قدرت‌طلبانه و کشورگشایی رئیس جمهوری ترکیه، رجب طیب اردوغان استوار است که برای دستیابی به اهداف و نیات خویش برای کسب جایگاه قدرت مطلق آسیای جنوب غربی و شمال آفریقا، این‌بار قفقاز و مسائل قره‌باغ را در دستورکار سیاستگذاری خود قرار داده است.

سوم - آینده قفقاز و آسیای جنوب غربی در بحران قدرت‌طلبی آذربایجان: جنگ دو ماه گذشته قره‌باغ و مواضع سخت طرفین این منازعه به‌خصوص آذربایجان و ترکیه را باید در یک چشم‌انداز تغییر بنیادین ژئوپلیتیکی در آسیای جنوب غربی و به‌ویژه قفقاز بزرگ بررسی کرد. چشم‌اندازی راهبردی که می‌تواند به هژمونی کامل ترکیه بر منطقه منجر شده و سایر بازیگران اصلی مانند ایران، روسیه، مصر و عربستان و حتی پاکستان را در تنگنای چالش‌ها و بحران‌های شدید قرار دهد.

با توجه به روند کنونی آزادسازی مناطق اشغالی قره‌باغ از سوی آذربایجان و تنها ماندن ارمنستان در صحنه جنگ، آزادسازی تمام قره‌باغ را می‌توان فرآیندی اجتناب‌ناپذیر در این دوره از منازعه قره‌باغ دانست. این روند آزادسازی مناطق اشغالی قره‌باغ را نمی‌توان پایان منازعات قفقاز و به‌ویژه دو کشور آذربایجان و ارمنستان محسوب کرد، زیرا فرآیند قدرت‌یابی آذربایجان که طی چند دهه اخیر با تقویت ارتش و تجهیزات نظامی پیگیری شده است، با نیت و هدف اتصال زمینی خاک آذربایجان به جمهوری نخجوان ادامه خواهد یافت.

جمهوری خودمختار نخجوان، بخشی از خاک آذربایجان است که توسط باریکه‌ای از خاک ارمنستان یعنی استان سیونیک (syunik) از کشور اصلی خود یعنی آذربایجان جدا شده است. فرآیند کنونی موفقیت و پیروزی‌های نظامی آذربایجان در آزادسازی قره‌باغ در درازمدت می‌تواند به مرحله تهاجم نظامی آذربایجان به ارمنستان و اشغال بخشی از خاک ارمنستان برای اتصال زمینی جمهوری نخجوان منجر شود.

تاکیتیک موفق آذربایجان در جنگ کنونی یعنی حرکت و عملیات نظامی موازی با مرز ایران، می‌تواند به یک سیاست راهبردی برای سیاستگذاران آذربایجانی در جهت اتصال زمینی به جمهوری نخجوان از طریق اشغال بخشی از خاک ارمنستان در استان سیونیک (syunik) و به‌خصوص مناطق هم‌مرز با ایران تبدیل شود.

با پایان اشغال قره‌باغ و آزاد‌سازی آن توسط آذربایجان، به احتمال فراوان دولت آذربایجان با تحریک و همراهی ترکیه از دو محور اصلی یعنی از خاک آذربایجان و از سوی دیگر از داخل جمهوری نخجوان به ارمنستان و استان سیونیک (syunik) حمله خواهد کرد تا اتصال زمینی با نخجوان را تحقق بخشد.

مرزهای ایران با آذربایجان، ارمنستان و نخجوان در فرآیند سیاستگذاری شده از سوی رقیب اصلی ایران در منطقه یعنی دولت ترکیه، به مرزهای تنش‌زا و زیستگاه جدید تروریسم و جنگ منطقه‌ای تبدیل خواهد شد که به علت مرز مشترک زمینی جمهوری نخجوان با ترکیه، حضور و فعالیت نیروهای مخالف ایران و تروریست‌های مزدور جهانی در نخجوان با سهولت بیشتری همراه خواهد بود.     

چهارم- سیاستگذاران زیرک و تاکتیک تحریک مرزی ایران: سیاستگذاران پنهان جنگ قره ‌باغ برای تحقق بخشی از نیات و اهداف خاص خود که در نهایت تهدید منافع ایران و فروپاشی قدرت ایران است، علاوه بر تحریک قومی و نژادی (آذری زبانان ایرانی)، به تحریک مرزی ایران نیز پرداخته‌اند.

تاکتیک تحریک مرزی ایران که بیشتر از سوی سیاستگذاران پنهان جنگ کنونی یعنی دولت‌های ترکیه و اسرائیل طراحی و هدایت می‌شود، بر عملیات جنگی و حرکت نظامیان و تجهیزات جنگی جمهوری آذربایجان در خط مرزی ایران و آذربایجان استوار است. حرکت و عملیات جنگی ارتش و بلکه مزدوران وارداتی از سوی ترکیه در خط مرزی ایران اصابت ده‌ها موشک و خمپاره به مناطقی در ایران را سبب شده که خود موجب تحریک ایران و آماده‌باش و افزایش سطح آمادگی نیروهای نظامی ایران در این منطقه شده است.

سیاستگذاران زیرک و نیرنگ‌باز جنگ قره‌باغ (ترکیه و اسرائیل) با استفاده از تاکتیک حرکت موازی با مرز ایران که تاکنون بسیار موفق نیز بوده است، ضمن ایجاد محدودیت ارتش ارمنستان برای حملات موشکی به خط مرزی ایران، امید فراوانی به تحریک شهروندان ایرانی و درگیر ساختن ایران با ارمنستان داشتند که تاکنون موفق به ایجاد درگیری میان ایران و ارمنستان نبوده‌اند، اما تاکتیک عملیات جنگی موازی با مرز ایران را به خوبی اجرا کرده و منافع فراوانی از این تاکتیک به دست آورده‌اند.

بخش عمده پیروزی‌های ارتش آذربایجان در جنگ کنونی به طراحی و اجرای همین تاکتیک عملیات نظامی در مرز ایران متکی بوده است که خود نشان از زیرکی و البته نیات پنهان و خطرناک سیاستگذاران طیف آذربایجانی منازعه قره‌باغ علیه ایران دارد. 

*
جنگ آذربایجان و ارمنستان که با هدف آزادسازی منطقه قره‌باغ آذربایجان از اشغال ارمنستان شروع شده است، در درازمدت به فرآیندی ناخوشایند و مستمر در قفقاز و حتی آسیای جنوب غربی بدل خواهد شد. این دوره از جنگ قره‌باغ که تاکنون با موفقیت و پیروزی‌های آذربایجان همراه بوده، دستاویزی برای سیاستگذاران جنگ‌طلب شده است تا مرزهای شمال‌غربی ایران را به صحنه درگیری‌های بین‌المللی و زیستگاه جدید تروریسم تبدیل کنند.

حق دولت آذربایجان برای آزادسازی قره‌باغ از اشغال ارمنستان که از سوی سایر بازیگران منطقه‌ای و حتی روسیه نیز مورد پذیرش قرار دارد، اصلی است که رهبر ایران و دیگر مسئولین کشور نیز به صراحت به آن اشاره کرده اند و در احقاق حق کشور آذربایجان شکی ندارند. اما رهبران و سیاستگذاران ارشد در منطقه حتی روسیه و ایران به شدت از پیامدهای نظامی و تروریستی شدن منطقه قفقاز نگرانند و هشدارهای متعددی به طرفین جنگ به‌خصوص طیف آذربایجانی یعنی ترکیه، اسرائیل و آذربایجان داده‌اند.

**

قدرت‌یابی دولت آذربایجان و تقویت نظامی این کشور در منطقه که جلوه‌هایی از آن را در جنگ کنونی قره‌باغ مشاهده می‌کنیم، فرآیندی است که یادآور قدرت‌یابی جنگ افروزانه دولت بعث عراق در دهه‌های 70 تا 90 قرن بیستم است. قدرت‌یابی، تسلیح و تجهیز گسترده دولت صدام طی این سال‌ها به یک دوره درازمدت از بحران و جنگ در منطقه منجر شد. 

جنگ دولت صدام علیه ایران و سپس حمله و اشغال کامل کویت و تهدید عربستان را می‌توان پیامدهای همان سیاست تسلیح و تجهیز کورکورانه دولت عراق از سوی بازیگران منطقه‌ای و جهانی قلمداد کرد که گویا اکنون در قالب تسلیح و تجهیز نظامی و سیاسی دولت آذربایجان از سوی ترکیه و اسرائیل در حال پیگیری و بازآفرینی مجدد است!  

دولت آذربایجان با کمک و همراهی اسرائیل و ترکیه، البته تحت نفوذ و هدایت سیاستگذاران ترکیه در راستای اهداف و نیات رجب طیب اردوغان برای حاکمیت هژمونیک بر قفقاز در حال قدرت‌یابی، تثبیت قدرت و نمایش این قدرت و توان نظامی در جنگ قره‌باغ است. همان فرآیندی که صدام حسین در مقابل همسایگان خود انجام داده و منطقه را چندین دهه گرفتار جنگ کرد.

نمایش قدرت آذربایجان در جنگ قره‌باغ و حمایت مطلق اردوغان از ادامه جنگ را باید سیاستی دانست که با رفع اشغال قره‌باغ نیز پایان نمی‌یابد و بعد از آن با اشغال و تصرف استان سیونیک (syunik) ارمنستان نیز ادامه مسیر خواهد داد.

***
همان‌گونه که مسئولین و سیاستگذاران ارشد ایرانی و به‌خصوص رهبر ایران بارها نسبت به برخی مؤلفه‌های پنهان جنگ قره‌باغ به‌ویژه حضور و فعالیت تروریست‌های خاص هشدار داده‌اند، زنگ خطر برای تبدیل قفقاز و به‌خصوص مرزهای ایران با آذربایجان به زیستگاه جدید تروریسم به صدا درآمده است.

به مرور زمان پیامدهای قدرت‌طلبی و سیاستگذاری مشترک خاندان علی‌اف و اردوغان در مرزهای شمال ‌غربی ایران نمایان خواهند شد، به گونه‌ای که طی یک ماه اخیر نیز ایران مجبور به افزایش سطح آمادگی نظامی، امنیتی و ارسال حجم گسترده‌ای از تجهیزات، تسلیحات و یگان‌های نظامی خود به مرزهای شمال غرب شده است.

سیاستگذاران سیاست خارجی ایران همراه و همگام با سیاستگذاران امنیتی و نظامی کشور باید در مقابل سیاست تنش‌آفرین برخی رقیبان منطقه‌ای به‌خصوص ترکیه در مرزهای شمال‌ غربی ایران هوشیار بوده و با سایر بازیگران مهم این منطقه (روسیه، فرانسه، آمریکا و...) در کنترل و محدودسازی سیاست‌های تنش‌زای کنونی، رایزنی و همکاری فعال‌تری داشته باشند.

کلید واژه ها: آذربایجان ترکیه ترکیه و آذربایجان ارمنستان ترکیه و ارمنستان جنگ آذربایجان و ارمنستان قره باغ نخجوان اسرائیل اسرائیل و آذربایجان


( ۳۴ )

نظر شما :

خسرو ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۱۳:۲۳
ذوالقدرپور مثل همیشه ، محور نوشته اش را دشمنی با ترکیه قرار داده بود ، نگران تروریستهای ارسالی از سوریه بود که ثابت شد آنها نیروهای پژاک و پ ک ک هستند که برای کمک به ارمنستان آمده اند و بالاخره نگران حمله آذربایجان به ارمنستان و اشغال زنگه زور بود ، که آن هم با قبول طرح صلح روسیه از سوی طرفین حل شد ، چون طبق طرح صلح روسیه در عوض دالان لاچین به خانکندی ، در خاک آذربایجان ، برای عبورو مرور بین نخجوان با سرزمین اصلی آذربایجان ، دالان زنگه زور اختصاص می یابد و احتیاجی به جنگ نیست ، بزودی شاهد صلح فراگیر بین آذربایجان و ارمنستان و ترکیه و شکوفایی اقتصادی و همکاری اقتصادی تنگاتنگ در قفقاز خواهیم بود ، نفرت پراکنی و دشمنی آخرین چیزی است که منطقه نیاز دارد ، به نظر میرسد سایت محترم دیپلماسی ایرانی باید در نشر چنین نوشته هایی تجدید نظر کند چون در حد نام مبارک ایرانی نیست
yaser ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۱۳:۲۵
الان ایران چه کار میتواند بکند با یک مشت پانترک دنبال اهداف قومی و نژادی ترکیه اند در پوشش شیعه و اذربایجانی ?????
ایرانخواه ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۱۳:۵۷
هدف روسیه برای حضور مستقیم و کنترل قفقاز جنوبی از دید نویسنده پنهان مانده است. روسها بسیار زیرکانه از سادگی راهبرد آذری ها و ترک ها استفاده کرده و با هدف کنترل سیاسی ارمنستان که داشت به غرب نزدیک میشد و بدست آوردن نگاه مثبت آذری ها به خود و دور کردن نسبی ترکیه از غرب در این مرحله با سکوتشان با موج اول همراه شدند در مرحله دوم روس ها نیروهایش را به منطقه اختلاف منتقل خواهد نمود که انجام داد در مرحله سوم این حضور را بلند مدت و بی پایان خواهد نمود و در مرحله چهارم به کمک روسگرا های در حال تربیت در ۵۰۰ مدرسه تمام روسی باکو از نخبگان آذری، سیاست تجزیه و جداسری را مطابق روشی که در اوکراین و گرجستان پیاده کرد پیش خواهد برد. بین ترتیب نقش آمریکا و فرانسه را هم در گفتگوهای این ناحیه از بین برد. فعلن بهترین تصمیم برای ایران جانمان پایش اوضاع و سکوت فعال با راهبرد است. خیلی وقت ها به لطف پروردگار دشمن های ایران خوشان پرونده همدیگر را بسته اند به سقوط طالبان و صدام توسط آمریکا نگاه کنید. سپس فرسایش نظامی آمریکا با نیروهای بومی همان مناطق توسط ایران. آذری ها این اشتباه راهبردی را زمانی درک خواهند کرد که دیگر کاری از دستشان بر نخواهد آمد. امنیت اقتصادی(انرژی) و ملی روسیه به خاطر قفقاز شمالی با قفقاز جنوبی گره خورده است. جاویدان ایران، پاینده ایرانی
فرهاد ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۱۴:۴۱
این اتفاق همین حالا هم افتاده است. متاسفانه با خوش خیالی مقامات کشور و جانب داری بدون دلیل از آذربایجان، عملا نیاز ترانزیتی آذربایجان به ایران از بین رفت.
ایرانی ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۱۵:۵۱
به نظر من خطر دولت ترکیه آزربایجان و بر خی کشور های عربی از امریکا و اسرائیل برای ما کمتر پس چه خوب می شد با امریکا تنش زدایی می کردیم در عوض در مقابل دشمنان بلقوه مانند ترکیه قدرت بیشتری داریم
رضا ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۱۶:۲۰
همین الانشم دیر شده و کار از دست رفته. ایران با بازی با ورق کردهای ترکیه بخوبی میتواند ترکیه را سر جایش بنشاند، البته اگر رسوخ عمیق پیاده نظام ترکیه(پانترکهای وطنی) اجازه بدهند! پیش ازهرچیز باید از وطنفروشان داخلی آغاز کرد.
كامران ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۱۶:۳۵
جناب ذوالقدر پور گویی چند روزی خواب هستند و هنوز از جریانات جنگ قره باغ اطلاعی ندارند. جناب ، لحن تفرقه افکنانه امثال شما باعث تحریک بیشتر مردم میشود ، مردم اذربایجان ایران از ازادسازی مناطق اشغالی قره باغ استقبال و ان را در جهت ارمانهای اسلامی و ملی میبینند نه انگونه که شما توصیف میکنید . بر اساس موافقتنامه صلح امضا شده جهت تسهیل و تامیین راه ارتباطی ارامنه قره باغ با ارمنستان و همچنین منطقه نخجوان با خاک اصلی اذربایجان کریدور هایی در نظر گرفته شده است ، و این باید تامیین میشد چونکه متاسفانه با الحاق بخش زنگزور به ارمنستان در زمان شوروی خاک اذربایجان دو پاره شده است.شما ترک ستیزی خود را با وارونه نشان دادن مطالب نشان میدهید انجا که از اصابت موشک و گلوله به خاک ایران اشاره میکنید و به نوعی اذربایجان را مقصر نشان میدهید در صورتی که اکثریت این تعرضات به خاک ایران از طرف ارمنستان بود و انها در صدد تحریک ایران به متوقف کردن جنگ بودند. مقایسه جمهوری اذربایجان با رژیم صدام که اولی مورد تعرض قرار گرفته و دومی تعرض کننده به اب و خاک دیگران بود عمق کینه شخصی شما را نشان میدهد و با هیچ مقیاس عقلی جور در نمی اید.
زیتون ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۱۸:۲۱
پول باشه میشه کشور جعلی آذربایجان را از روی کره زمین اونم با قدرت نرم محو کرد .....بخصوص اگر مادرخرج اقتصاد اول دنیا جمهوری خلق چین باشه.....اینا اتصال کنن جیغ اول را چین تو ایغورها خواهد زد ....فعلا روسیه برای بازسازی ارتش ارمنستان و کله پا کردن پاشینیان زمان خریده......
علی ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۱۸:۳۰
باید با ترکیه از روش خودش وارد بازی شد ، ترکیه سعی میکنه با دمیدن در پانترکی کشور های رقیب رو دست بسته و مستأصل کنه ، خب ترکیه حدود 30 میلیون نفر کورد داره که خسته و خون به دل از سیاست های سرکوبی ترک گرایانه در اناتولی هستند و تشنه ی اندکی حمایت ، با ترکیه با روش خودش وارد بازی شوید اونوقت عیارش معلوم میشه
ناشناس ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۲
بازپس گیری غره باغ یک مساله است !! - تصرف خاک ارمنستان یک مساله کاملا متفاوت !! - کار ارمنستان در تصرف غره باغ در تمام این سال ها مشروعیتی نداشت ! ولی اینکه تصور کنیم آذربایجان یک سانت هم به داخل خاک ارمنستان نفوذ کند و ضربه بدتری نخورد !! مساله ای است که فقط در ذهن قابل تصور است !! - از طرف دیگر ترکیه را بازیگری قابل توجه درنظر گرفتن هم اشتباه است !! ترکیه همواره جایی می تواند بروز داشته باشد که بقیه قدرت ها سکوت کرده اند !! و گرنه اردوغان آرزو و آمال زیادی در مورد سوریه جنگ زده داشت که در بدترین حالت ممکن مجبور به پس گرفتن شان شد !!
علی امیری ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۲۰:۲۵
نویسنده ابتدا به تشریح اهمیت گرایش سیاستگذاری عمومی پرداخته است تا جایگاه علمی رشته ای را که دانشجوی آن شده تشریح و تبلیغ کند و برای خود حق اظهار نظر در حوزه علوم سیاسی و روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای دست و پا کند. کاش به بسط همین بخش خسته کننده اکتفا میکرد و بیخیال اظهار نظرهای خام خود میشد.
سهیل زنجانی ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۲۰:۳۹
شیره را خورد و گفت شیرین است. اگر این مقاله پیش از قرار سه جانبه صلح نوشته میشد باز ارزش داشت ولی پس از حل معما و درج بند کریدور زمینی از خاک ارمنستان، بدیهه گویی است. این کریدور بیشتر رقیب راه تفلیس است که نقش مواصلاتی آذربایجان - ترکیه را عهده دار است و نمیتواند به عنوان توطئه علیه ایران تعبیر شود. ارزش ژئوپلیتیک ایران دهه هاست که خنثی و بدون سرمایه گذاری بین المللی مانده است. جاده ترانزیتی که احتمالا از عمق خاک ارمنستان و نه نزدیک مرز ایران خواهد گذشت، در برابر کریدور ارمنستان به خانکندی است و اگر پذیرفته نشود وعده اتصال ارمنستان به قره باغ نیز منتفی خواهد شد و بهانه ای برای جنگ برای حق داشتن کریدور در دست آذربایجان خواهد بود. نکته دیگر این است که، این کیدور برای آینده مناسبات اقتصادی ترکیه - آسیای میانه اهمیت دارد تا آسیای جنوب غربی.
علی ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۲۰:۴۳
آقای نویسنده همیشه عقب تر از اخبار وواقعیتهای موجود منطقه و مشغول بافتن قصه هایی است که فقط خودش به آنها باور دارد. تورک ستیزی تا چه حد می تواند برای شما نان وآب شود معلوم نیست ولی آنچه مسلم است دیری نخواهد پایید . خوشبختانه بر پایه ی توافق انجام شده ایجاد راه ارتباطی مابین نخجوان و آذربایجان در مذاکرات انجام شده گنجانده شده است وامید است ارمنستان اشغالگر با عمل به مواد توافقات وبدون کشت وکشتار از سرزمینهای آذربایجان خارج شود تا ارتش آذربایجان مجبور به توسل به زور نشود چراکه کشتن انسانهایی که به زور به جبهه آورده می شوند در مرام تورکها نیست . استناد به سخنان روسیه وارمنستان غاصب در مورد تروریستهای ادعایی نیز از قماش همان بافته های ایشان و دوستانشان است وجالب است که هیچ اشاره ای به حضور اثبات شده ی تروریستهای پ ک ک وغیره در این جنگ نمی کنند . باید اعتراف کرد که سیاست کشور ما در این مناقشه درست نبوده و این در همه ی رده ها قابل رصد است . یکم آنجایی که در کف جامعه مردم آذربایجان در شادی های خود در خیابانها با پرچم ترکیه و پاکستان وبدون حضور پرچم ایران قابل مشاهده است دوم آنجایی که در کشورهایی که حامی آذربایجان در این جنگ بودند مردم آنها نیز به شادی با پرچم خود و پرچم اذربایجان پرداختند ولی در کشور ما ازشادی کنندگان با باتوم استقبال و پذیرایی کردند .سوم آنجایی دستگاه دیپلماسی کشورهای حامی آذربایجان پس از پیروزی این کشور به اتخاذ سیاست خود بالیدند ولی در کشور ما با پیروی از چنین نوشته ها و سیا ستهایی فقط به جنبه ی منفی و غیر قابل باور فکرکرده ودر انزوا ماندند.
حسن ۲۳ آبان ۱۳۹۹ | ۲۱:۴۹
اسلام خان،نویسنده باسواد نخجوان از زمانی که ایالت زنگباسار (مقری،نوردوز،) بدستور استالین در سال ۱۹۳۴از آذربایجان گرفته و ضمیمه ارمنستان شد،از خاک اصلی آذربایجان جدا شد ولی طبق قرار داد فی مابین دو جمهوری، نخجوان قانونا راه شوسه و راه آهن اش از طریق همان ایالت زنگباسار مرز نوردوز راه دارد ولی از بعد جنگ فی مابین دو کشور ارمنی‌ها راه نخجوان را قطع کرده بودند که طبق بند ۹ توافقی آتش بس تأکید گردیده که مجددا راه نخجوان باز شود و روسها هم گرانتور این کریدور هستند، پس نیازی به نگرانی اسلام خان نیست،. وحتی در بند ۴ همان توافقنامه ارمنیان قره باغ هم می‌توانند از کریدور لاچین برای رفت آمد به ارمنستان استفاده کنند، که آنها هم از زمان شوروی حق عبور مرور به ارمنستان را داشتند،وچیز تازه ای نیست ،،ولی اشاره وتاکید زیاد روی کلمه تروریست آخر سر کار دست اسلام خان خواهد داد چون بدون دلیل ومدرک به آذربایجان پیله کرده، واگر آذربایجان فعلا سکوت کرده دلیلش این نیست که از اسلام خان میترسد بلکه منتظر تکمیل پروپاگاندای اسلام خان است،تا دستش پر باشد. واشخاصی مثل اسلام بیک باید مواظب حرفهاشون باشند،که صبر طرف را بیش از این تست نکنند..ملت ایران به اندازه کافی مشکلات را تحمل میکند،ونیاز به مشکل اسلام بیگ‌ها نیست،که معلوم نیست مامور کدام گروهک است.
علییار ۲۴ آبان ۱۳۹۹ | ۰۰:۳۳
شاهنامه هم بر این منوال نوشته شده،که ۳۰ هزار بیت شده،عزیز دلم یک راهی بوده که بیش از صد سال وجوداشت،ولی بدلیل جنگ بسته شده بود الان بازش کردند،واسلام،دیگه اینقدر صغرا کبرا گفتن لازم نیست.،،یا میخواهید از این راه هم یک جنگ دوباره بسازید. واقعا که!
داور ۲۴ آبان ۱۳۹۹ | ۰۱:۰۶
جناب متخصص سیاستگذاری، سیاستی که جلودارش توباشی وای بحالش،،بنده خدا مگه نخجوان در قبل از جنگ قره باغ راهش از کجا بود، یا به نظر تو دارند توصیه میکنند،،،راه قانونی وچندین صد ساله نخجوان طبق سند ومدارک از همان نوردوز است بقول جنابالی سیونیک، واحتیاج به اشغال استان سیونیک هم نیست،،،،که در مقابلش هم به ارامنه قره باغ هم راه داده اند تا از طریق تنگه لاچین به ارمنستان رفت و آمد کنند،،این دیگه کجاش به امنیت اسلام ذوالقدر مربوط است.،،یا دنبال بقیه قصه ناتمام هستید، ،البته ترکیه از طریق گرجستان با آذربایجان مربوط است،واز آن گذشته، مگه ایران راه اورپایش از طریق ترکیه نیست،ویا از طریق آذربایجان به روسیه راه ندارد،،،،ممالک دنیا خود داوطلبند که مسیر کشورها از خاک آنها باشد تا منبع در آمدی هم حاصل شود، والا تو بن بست بودن که نوعی تحریم خودساخته است،، ومهمتر از همه ایران هم میتواند از طریق قطار وراهن نخجوان به ترکیه،اورپا وکل روسیه وصل شود،ولی کو گوش شنوا،دشمنی با اردوغان وترکستیزی چنان کورشان کرده که حاضرند منافع خودشان را هم پایمال کنند بلکه ضرری به ترکها بزنند ،واقعا کیف کردم از این مکتب اسلام ومسلمانی اسلام ذوالقدر. که فکر دلالی دارد،چشم بسته غیب میگوید.
ایراندوست ۲۴ آبان ۱۳۹۹ | ۰۸:۱۵
خدا لعنت کنه وطن فروشان داخلی رو که با حمایت سایبری های علی اف اسراییلی و اردوغان تکفیری منافع ایران رو نادیده میگیرند چقدر از به اصطلاح هموطن نما داخل کشور داریم که به جای پشتیبانی از کشور و قلمرو مرزی خودشون از ترکیه و جمهوری جعلی حمایت میکنند و به نوعی نان و نمک سرزمین ایران رو میخورند و حلیم دشمنان ایران رو هم میزنند وطن فروشی مگه چیه ؟یک عمر درگیر خیانت این وطن فروشان پست فطرت و ذلیل هستیم کی باید پروندشون بسته بشه ؟
به ايران دوست ۲۴ آبان ۱۳۹۹ | ۱۴:۴۸
از دید شما اگر کسی بر مبنای حق و حقوق بین المللی و شرع و وجدان و اخلاق حرف بزند و از ظلمی که به برادران خود رفته سخن بگوید میشود وطن فروش !! اما تویی که همیشه طرفداری از گروههای تروریستی کرد کرده ای میشوی وطن پرست !!! لعن و نفرین بر خود شماست همین دیروز ۳ نفر دیگر از سربازان وطن در مواجهه با اشرار تروریستی کرد شهید شدند. و این داستان همه روزه تکرار میشود انوقت امثال تو زبانشان همچنان دراز است. ناراحتی شما از نابودی لانه تروریستهای کرد و ارمنی در قره باغ است.
رضایی ۲۴ آبان ۱۳۹۹ | ۱۷:۵۹
تحلیل بسیار منطقی واقع گرایانه ودقیق بود.ممنون
علی ۲۴ آبان ۱۳۹۹ | ۱۹:۴۴
به نظز می آید ایران به جای ارسال حجم گسترده‌ای از تجهیزات، تسلیحات و یگان‌های نظامی خود به مرزهای خود با آذربایجان که بعد از گذشت 50 روز ازجنگ از بینی یک نفر مرزنشین هم خون جاری نشده است باید این نیروها را به مرزهای خود در آذربایجان غربی باترکیه وعراق که مامن تروریستهای کردی پ ک ک وپژاک ودمکرات هم آغوش با آمریکا واسرائیل شده است ، ببرد که هر از چند گاهی خبر شهادت دلیر مردان مرزبان اذربایجانی دل مارا خون می کند واقعاٌ این قسمت از مرزهای ایران مغفول مانده است ومعلوم نیست چه کسانی از این وضعیت سود می برند که اراده ای در دولت برای سرو سامان دادن به این وضعیت بغرنج دیده نمی شود وحتی شهادت این شهیدان بایکوت شده و اطلاع رسانی درستی هم نمی شود. نویسنده ی محترم به جای دشمن تراشی وتورک ستیزی بهتر است در این موارد که واقعیتهای موجود است به دولتمردان مشاوره دهند نه ترکیه هراسی و آذربایجان هراسی که هردو از همسایگان قدرتمند و خوب ایران هستند.
محقق ۲۵ آبان ۱۳۹۹ | ۰۰:۱۱
در توافق اخیر صلح، 1-جمهوری آذربایجان مناطق وسیعی از خاک اشغالی خود را پس گرفت، 2-ارمنستان در شرایط ضعف جنگی مرکز منطقه قره باغ کوهستانی و شهر خانکندی را حفظ کرد و به قول نخست وزیرش از سقوط استپاناکرت جلوگیری و مالکیت خود را بر آن حفظ کرد، 3-روسیه حضور طولانی مدت نظامی خود را در منطقه ایجاد و تثبیت کرد و در خط تماس و کریدورها باقی خواهد ماند، 4-ترکیه ایران را از مسیر ترانزیتی نخجوان و باکو کاملا حذف و با تعریف یک کریدور،مستقیما بدون گذر از ایران خود را به باکو و سواحل خزر وصل کرد. 5-جمهوری خودمختار نخجوان هم بی نصیب نماند و در شاهراه اتصال مستقیم ترکیه به باکو و سواحل خزر قرار گرفت حالا شما جهت اطلاع مردم فقط یک دستاورد و فقط یک دستاورد برای ایران در این عهدنامه صلح اخیر اعلام کنید!!!! همه مشکل، همین مسیر ترانزیت از خاک ارمنستان هست که ترجمه آن حذف جایگاه ژئوپلتیک ایران برای اتصال نخجوان و ترکیه به باکو و سواحل خزر است و گرنه به قول آقای عراقچی مرز ایران با ارمنستان بر جای خود باقیست. ضمنا این کریدور در عهدنامه آمده و به امضای همه طرف ها رسیده و این صحبت که اجرای آن با اما و اگر روبروست توجیه غفلت مسئولین مربوطه است.
Araz ۲۵ آبان ۱۳۹۹ | ۱۱:۰۱
اقای دوالقدر پور یواش یواش به فکر یه کمپین برای دوستانت باش تا بتونن ۱۰۰ میلیارد دلار خسارت وارده به شهروندان و دولت اذربایجان را جبران کنند ، اگر نه ما به عوض باید منطقه زنگزور را پس بدهند.
خیرالله ۲۵ آبان ۱۳۹۹ | ۱۲:۱۳
به محقق ۰۰/۱۱ جناب،ایران در کجای قره‌باغ سهیم بود،که سهم اش فراموش شده؟ اذربایجان،ارمنستان ،بعد جنگ توافق کرده اند ومتعهد بر رعایت آن توافق هستند،وترکیه روسیه هم بعنوان گارانتور اجرای توافق،تا ۵ سال آنجا خواهند بود، وراه،قدیمی نخجوان هم طبق بند ۹ توافقنامه باز خواهد شد،،،وخودمختاری خان‌کندی هم لغو شده،و فرماندارش از طرف آذربایجان تعیین خواهد شد نه ارمنستان، ومناطق مهم قره‌باغ هم مثل شوشا وخوجاوند،تالش،میرو،هادرود،برای همیشه از سیستم اداری قره باغ خارج شده، فقط خانکندی،وخوجالی ،برای ارامنه منظور شده ،. نه اینکه مالکیتش دردست ارمنستان باشد!،. نیکول تلفنچیان هم منظورش مالکیت خان‌کندی نبود بلکه از رانده شدن همیشگی اهالی خان‌کندی جلوگیری کرده، وبا قبول شکست وتوافق صلح ،جلو اخراج ارمنیان از خانکندی را گرفته..وانها هم مثل شهروندان دیگر حق شهروندی آذربایجان را دارند. ولی ایران در قره باغ از قدیم هم سهمی نداشت که دلواپس سهم ایران هستی. درد تو این است که چرا جنگ به نفع آذربایجان تمام شد. غم ارمنیان ناراحتت کرده،،نگران نباش آنهم درست میشه،کمی بخواب بلکه رویاهای شیرین ببینی.
جهان ۲۵ آبان ۱۳۹۹ | ۱۲:۴۱
از استفاده ارمنستان از تروریستهای کورد پ.ک.ک. با اسناد و شواهد نشان داده شد همین کوردهای تروریست به تازگی مرزبانان ما را در آذربایجان غربی که اکثر آنها آذری بودند را به شهادت رساندند، چیزی عنوان نکردید. مسلمانهای آزادیخواه در سراسر جهان برای کمک به آذربایجان مسلمان برابر ظلم ارمنستان اشغالگر اعلام آمادگی وکمک کردند حالا از نظر شما تروریستند بحث دیگری است چون شما هم شاید از نظر دیگران تروریست باشید ولی حق طلبی و دفاع از مسلمان دستور دینی ماست.
ایرانی ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۰۱:۳۱
به حسن الان داری ایران رو تهدبد میکنی شما ؟ داری میگی جمهوری باکو صبرش اندازه داره و به یک شهروند ایران جرئت حمله داره ؟ الان داری سرزمین من رو تهدید میکنی شما ؟ متپجه نشدم الان ایران رو تهدید کردی که جمهوری باکو بهش حمله میکنه؟
کوروش ۲۷ آبان ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۹
شبه نظامی های پ ک ک تنها دو راه دارن که به قره باغ میرفتن. یک از خاک ترکیه برن گرجستان و بعد هم ارمنستان. دو از کردستان عراق بیان ایران و بعد هم قره باغ! این پروفسور هایی که میگن پ ک ک در قره باغ بوده میتونن جواب بدن که کدومش درسته؟ ترکیه و آذربایجان میخوان کردهای ایزدی که به طور تاریخی در قره باغ بودن رو پ ک ک معرفی کنن تا یه کم از خیانتشون به ایران در آوردن تکفیریها کم بشه.
امینی ۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۰۰:۴۵
از اسلام و مسلمانی بدوره که طرف ارمنی اشغالگر رو نگه داری. از سیاست و تدبیر هم بدوره که منافع دراز مدت رو فدای توهمات زودگذر و بیفایده بکنی. آینده منطقه فقط در آینه اتحاد و احترام متقابل و تامین حقوق همه اقوام قابل ترسیمه ولا غیر!
سورانف ۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۱۴:۵۷
یعنی استراتژیستهای روس آنقدر بی تجربه شده اند که حالا این آقا بیاید و تبعات آزادی قره باغ اشغالی را برای آنان شرح دهد؟. در ضمن به کوروش: شما در مورد قره باغ نظر نده، اگر علاقه ای به کشور داری، اقدامات پژاک و چندین گروه مسلح کردی در غرب کشور رو محکوم کن که در این چهل روز جنگ قره باغ چندین مرزبان کشور را به شهادت رسوندن. آیا در طی ۶۰ سال اخیر در آذربایجان گروه های تروریست سازمان یافته ای عملیات تروریستی یا جدایی طلبانه انجام داده اند؟ - پیشه وری خائن و جدایی طلبان را که خود مردم ایراندوست و مسلمان آذربایجان از آذربایجان بیرون راندند و دیگر اثر واضحی از جدایی طلبان جیره خوار در میان نیست. اما سوال این است کدام منطقه در کشور در گیر بیشترین گروه های مسلح تروریستی ( پیروان قاضی محمد خائن) است؟ و حمله کنندگان داعشی به مجلس از کجا برخاسته بودند؟
آذر ۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۲۱:۴۲
سیاست پست و مخلل ما ایرانی ها پایانی نخواهد داشت اگر منطقه آذربایجان و ارمنستان در دوستی و آرامش باشند به ما چه ربط داره ؟ مگه از نفت خزر چه بهره ایی بردین؟ سیاست ساخت داخل کشور و استفاده از منابع و انرژی های داخلی و آرامش در منطقه مد نظرتان باشد نه تنش و آشوب زایی در منطقه.
فردین خالدی ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۰۰:۳۴
دشمنان نقشه هادارندبرای ایران عزیزمان تا آن را تکه تکه کنند کاری که صدام خواست بکنه به لطف خدا ومردم خوب ما ن نتوانست وامثال اونیز دراین عصر حاضر وآینده نخواهند توانست به شرطی که مردم و زمامداران کشورمان متحد باشندگرگ های روباه صفت ازهرطرف مارا محاصره کردند ولی این شیر قهرمان همیشه بیداراست چون قهرمانان جانبرکفی چون امثال قاسم سلیمانی هادارد